۰ نفر
۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ - ۰۶:۳۴

جی جی بالارد را اغلب نویسنده ژانر ادبیات آخرالزمانی یا اپوکالیپتیک دانسته‌اند، نامی که البته چندان دقیق و درست نیست.

 بالارد عمده کارهایش را در قرنی نوشت که اریک هابزبام به درستی آن را «عصر نهایت‌ها» نام نهاده است. واژه extreme در عنوان کتاب هابزبام به معنای افراط و زیاده‌روی نیز هست و بالارد بیش از آن که نویسنده آخرالزمان باشد، نویسنده افراط‌ها است. او را باید از معدود نویسندگانی دانست که تاریخ قرن بیستم به خوبی در کارشان انعکاس یافته است، هر چند که جز در «امپراتوری خورشید» که به کودکی او و اردوگاه جنگ‌زدگان در چین جنگ جهانی دوم می‌پردازد، در باقی آثارش اشارات تاریخی نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا نمی‌کنند. بالارد استاد نوشتن موقعیت‌های افراطی بود و در تمام آثارش سیر تحول شخصیت‌ها و موقعیت‌ها از وضعیت عادی به وضعیتی افراطی که در آن همه چیز به غایت غیرانسانی و وحشیانه است، به شکل استادانه‌ای پرداخت می‌شود. هم در «برج» و هم در «امپراتوری خورشید»، دو رمانی که علی اصغر بهرامی از او به فارسی برگردانده است، این سیر تدریجی حرکت زندگی روزمره به سمت فاجعه به خوبی دیده می‌شود.

 در «امپراتوری خورشید» زندگی مرفهانه و بی‌دغدغه پسربچه‌ای انگلیسی در شانگهای ناگهان با آغاز جنگ دوم به هم می‌ریزد، آشوب آغاز می‌شود و بالارد روایتش را تا حد و مرزی ادامه می‌دهد که کمتر نویسنده‌ای به آن دست یافته است. در «برج» نیز زندگی عادی مردم طبقه متوسط لندن در یک مجتمع مسکونی آرام آرام به هم می‌ریزد و بر اثر وقایعی به ظاهر پیش پا افتاده تا جایی پیش می‌رود که ساکنان برج به جنگ هم می‌روند و مردم متمدن انگلیسی مثل درندگان به جان هم می‌افتند.

ایده محوری آثار بالارد را می‌توان مفهوم «دوزخ» دانست و همین جاست که کار او به ادبیات آخرالزمانی پهلو می‌زند. اما بالارد از این نظر با نویسندگان این ژانر متفاوت است که نزد او دوزخ جایی نیست که عده‌ای پس از مرگ به آن می‌روند، بلکه دقیقاً همین وضعیتی است که همه در آن به سر می‌بریم. دوزخ در آثار بالارد این‌جا و اکنون است، وضعیت بالقوه‌ای است که در زندگی روزمره همه انسان‌ها وجود دارد، و آن چه تمدن را حفظ می‌کند و زندگی روزمره را برقرار نگاه می‌دارد سرکوب دوزخ بالقوه‌ای است که در زندگی متمدن انسان معاصر وجود دارد. بالارد این نقاب را پس می‌زند، لایه ضخیم و سنگینی را که ایدئولوژی‌های عصر ما بر این دوزخ کشیده‌اند می‌خراشد و خواننده‌اش را دعوت می‌کند به دیدن حقیقت نهفته در پس زندگی آرام روزمره، به دیدن این که آن چه به عنوان تمدن می‌شناسیم و مایه افتخارمان است چیزی جز توحشی سرکوب‌شده و نهان نیست، توحشی که در دل همین جهان بسیار متمدن، در قالب نسل‌کشی و شکنجه و جنگ‌های بی‌دلیل رخ می‌نماید. بالارد نشان می‌دهد که حقیقت عصر ما «افراط»های سرکوب‌شده است، تمام هم و غم ما بر این است که مظاهر این افراط‌ها را زیر فرش جارو ‌کنیم و به زندگی متمدنمان ادامه ‌دهیم و گاه که چنین جنایات هولناک و بی‌سابقه‌ای رخ می‌دهد، آن را به درنده‌خویی و سبعیت عده‌ای خاص نسبت می‌دهیم و دستانمان را پاک تصور می‌کنیم. حقیقت اما چیز دیگری است: همه ما به شکل بالقوه ممکن است سوژه‌های سبعیت باشیم؛ چرا که «تمام اسناد و مدارک تمدن اسناد و مدارک توحش نیز هست» و راه غلبه بر توحش نه پنهان کردن آن و جارو کردنش به زیر فرش که مواجهه با آن است. رمان‌های بالارد، امکانی برای این مواجهه است.

کد مطلب 6906

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 4 =