عباس شاکری

گفته می‌شود در اقتصاد ایران نرخ ارز به روش شناور مدیریت شده تعیین می‌شود؛ یعنی این سازوکار بازار ارز است که نرخ ارز را تعیین می‌کند و بانک مرکزی کشور هم تا حدی آن را مدیریت می‌کند و از بی‌ثباتی آن جلوگیری می‌کند. اما سیلان و رشد پایه پولی از ناحیه افزایش ذخایر ارزی بانک مرکزی در 10 سال گذشته بطور کامل این ادعا را تأیید نمی‌کند. اطلاعات جدول (1) به خوبی تأییدکننده این مطلب خواهد بود. همان طور که ملاحظه می‌شود اعداد و ارقام این جدول بیانگر این است که تغییرات نرخ ارز بیشتر از یک الگوی تثبیتی تبعیت کرده است تا از یک نظام شناور مدیریت شده. البته بطور کلی در خصوص اینکه ما در اقتصاد ایران دارای نظام ارزی هستیم یا نه بحث‌های زیادی وجود دارد.

 

 


جدول 1: سهم خالص دارایی‌های خارجی بانک مرکزی از رشد پایه پولی

سال

پایه پولی

خالص دارایی‌های خارجی بانک مرکزی

رشد پایه پولی

سهم خالص دارایی‌های بانک مرکزی از رشد پایه پولی

 

1371

14466.7

1459.5

17.4

2.6

 

1372

18007.4

4310.8

24.5

19.7

 

1373

23935.2

6127.7

32.9

10.1

 

1374

34401.2

10951.5

43.7

20.2

 

1375

47343.1

15260.4

37.6

12.5

 

1376

52513.5

5941.9

10.9

19.7-

 

1377

61964.6

2465.4

18

6.6-

 

1378

71822.6

4449.8

15.9

3.2

 

1379

84398.1

7576.8

17.5

4.4

 

1380

97184.8

11740.8

15.2

4.9

 

1381

119615.9

81387.5

23.1

71.7

 

1382

128710.9

118042.6

7.6

30.6

 

1383

151200

183279.4

17.5

50.7

 

1384

220541.4

257567

45.9

49.1

 

1385

279975.1

371195.4

26.9

51.5

 

1386

365499

438630.2

3.5

24.1

 

1387

540846.7

564037.9

48

34.3

 

 

منبع: بانک مرکزی

 

       نکته بسیار مهمی که در اینجا وجود دارد این است که کشور اولاً باید از بازار ارز عمیق، کارا و رقابتی برخوردار باشد و ثانیاً انعطاف‌پذیری‌های فنی تولید بالا باشد. به عبارت دیگر بازار ارز باید عمیق و کارا باشد و عرضه صادرات و تقاضای واردات نیز با کشش باشند.

       به نظر می‌رسد در اقتصاد ایران بازار ارز عمیق نیست. نظام ارزی به معنی بازار عمیق و رقابتی ارز است که در آن در هر دو طرف عرضه و تقاضا عوامل ذره‌ای و جزء فعالیت دارند یعنی با تنوع و گسترش صادرات غیر نفتی، چندین منشأ ارزآوری در اقتصاد وجود دارد که شوک‌های موردی نمی‌تواند همة آنها را محدود کند و معمولاً رکود چند کالای صادراتی احتمالاً با رونق یا حداقل عدم رکود چند کالای صادراتی دیگر همراه است. بطور کلی برای اینکه عوامل عرضه‌کننده ارز از طریق صادرات در اقتصاد کشور ماهیت ذره‌ای پیدا کنند باید تعداد آنها و تنوع کالای صادراتی آنها به گونه‌ای باشد که امکان تبانی، هماهنگی و احتمال همبستگی‌های چرخه‌ای (رکود با هم و رونق با هم) برای آنها امکان‌پذیر نباشد. لازمه این کار نهادینه کردن استانداردهای کیفی و ارتقاء کیفیت و بهره‌وری است، بطوری که بتوان در چندین کالای پرتقاضا و دارای بازار بین‌المللی گسترده، رقابت‌پذیر شد و صادرات غیر نفتی را شتاب بخشید. اما در شرایط فعلی که سهم عمده درآمد ارزی ما از ناحیه فروش نفت است نمی‌توان بازار ارز عمیق و رقابتی داشت. جدول (2) به خوبی این امر را نشان می‌دهد.

 

جدول 2: نرخ ارز رسمی طی سال‌های 86-1367

سال

نرخ ارز (ریال)

سال

نرخ ارز (ریال)

1367

69

1377

1753

1368

72

1378

1753

1369

67

1379

1753

1370

68

1380

1753

1371

66

1381

7958

1372

1646

1382

8282

1373

1749

1383

8719

1374

1748

1384

9026

1375

1748

1385

9196.9

1376

1752

1386

9285.1

منبع:بانک مرکزی

  

وقتی وفور ارزهای نفتی است مشکلی نیست اما وقتی قیمت نفت کاهش یابد بطور حتم احاله قیمت ارز به بازار به وضعیت باثباتی منجر نمی‌شود و اساساً ارز در شرایط کمبود و کسری در اقتصاد ما وارد مدارهای سفته‌بازی و سوداگرانه می‌شود. در مواقع کمبود ارز در اقتصاد کشور، نرخ ارز تمایل به افزایش شدید دارد و این خود موجب افزایش انتظارات تورمی و بی‌ثباتی اقتصاد می‌شود. علاوه بر این بسیاری از تولیدات داخلی کشور وابستگی ارزی دارند و وقتی نرخ ارز بی‌ثبات باشد، هزینه‌های تولید افزایش می‌یابد و چه بسا رقابت‌پذیری کالاهای صادراتی را هم کاهش دهد. در اقتصاد ایران ارتباط مثبتی بین تغییرات نرخ ارز با تغییرات نرخ تورم وجود دارد به عبارتی دیگر تجربه کشور نشان داده که به همراه افزایش نرخ ارز شاهد افزایش نرخ تورم بوده‌‌ایم. دلیل این امر آن است که بازار ارز ما عمیق نیست و طرف عرضة ارز عمدتاً از طریق صادرات نفت تأمین می‌شود و شوک‌های وارد بر بازار نفت به شدت بازار ارز را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

       نکته دیگری که در اینجا باید توجه شود این است که تثبیت نرخ ارز در زمان‌های تورمی موجب می‌شود تا صادرکننده قیمت‌پذیر متضرر شود لذا تعدیل نرخ متناسب با تورم صادرکننده را جبران می‌کند. اما شرایط صادرات غیرنفتی ما در سال‌های گذشته حکایت از این دارد که نرخ‌های ارز در کشور ما نمی‌توانند در عکس‌العمل به شرایط عدم تعادل خصوصاً کسری‌های تجاری باعث شتاب صادرات و تعدیل آن به سمت رفع کسری‌ها شدند.

       در طرف تقاضا نیز باید عوامل ذره‌ای حضور داشته باشند و کشش‌های تقاضای واردات منطقی و قابل ملاحظه باشند. انعطاف‌پذیری‌های تولید در حوزة صادرات و کشش‌پذیری تقاضای واردات هم طوری نیست که بتوان بار تعدیلات تعادل‌سازی برای تراز تجاری را تنها به دوش تعدیل عکس‌العمل و هوشمندانه نرخ ارز گذاشت. نیازهای نهاده‌ای، قطعات و مواد اولیه و ماشین‌آلات به عنوان نیازهای ضروری تولید کشور قابل ملاحظه و بالاست که معمولاً کشش تقاضای آنها در کشور پایین است و هنگام کاهش درآمدهای ارزی نمی‌توان از تعداد تقاضای آنها کاست زیرا تولید داخلی و حتی صادرات (که ارزبر است) با مشکل مواجه می‌شود.

      بنابراین نمی‌توان گفت که در ایران نظام ارزی مطلوبی وجود دارد. حتی برخی معتقدند که در ایران ما نظام ارزی نداریم که به موقع نسبت به مقتضیات صادرات عکس‌العمل نشان دهد و به موقع به عوامل اقتصادی علامت بدهد. بازار ارز ایران به خاطر انحصاری بودن طرف عرضة آن بسیار سطحی و کم عمق است و لذا ثبات ارزی در چنین بازاری به آسانی تحقق نمی‌یابد.  سهم اندکی از ارزآوری اقتصاد صادرات کشور مربوط به صادرات غیر نفتی است و در حقیقت بخش عمده درآمدهای ارزی کشور از ناحیه صادرات نفت و گاز و یا فرآورده‌های آنها می‌باشد که این درآمدهای ارزی کشور را به شدت در معرض ریسک قرار می‌دهد و بنابراین برقراری نظام نرخ ارز شناور در چنین شرایطی تأمل برانگیز است. در چنین بازاری نرخ ارز، خوب علامت نمی‌دهد و خوب نسبت به عدم تعادل‌های حساب‌های خارجی عکس‌العمل نشان نمی دهد. لذا می بایست به سمت ایجاد نظام ارزی و بازار رقابتی و عمیق حرکت کرد و انعطاف‌پذیری‌های تولید را بالا برد و از وابستگی‌های وارداتی و کم کشش بودن آن کاست تا بتوان با ایجاد نظام ارزی مناسب، تعیین نرخ ارز را به آن سپرد.

*استاد کرسی اقتصاد کلان دانشگاه علامه طباطبایی

کد خبر 74659

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 6 =