ایسنا نوشت: نماینده ولی فقیه در سپاه گفت: شرط رهبری و شریعت جزو شروط لازم یک انقلاب الهی است، ولی شرط کافی آن مردم است یعنی باید مردم باشند تا انقلاب تداوم پیدا کند همراهی مردم نباشد هیچ انقلابی استمرار نمی‌یابد.

حجت الاسلام والمسلمین علی سعیدی نماینده ولی فقیه در سپاه در مراسم معارفه مسئول نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین (ع) ضمن گرامیداشت مقام شامخ صدیقه کبری سلام الله و ایام فاطمیه و همچنین تبریک ایام الله دهه فجر در مورد ویژگیهای انقلاب اسلامی ایران گفت: اگر انقلاب ها را بخواهیم دسته بندی کنیم باید گفت که نخست انقلاب های ناموفق است ، دوم انقلاب هایی که به ثمر رسیده اند ولی تداوم پیدا نکرده اند و به انحراف و سقوط کشیده شده اند و سوم انقلابهای موفق که با چالش رو به رو شده اند مثل انقلاب کبیر فرانسه و اما نوع چهارم که انقلاب کامل است ، انقلابی که با همه ابعادش حضور پیدا کرد و استمرار هم یافت، و در چهل سالگی انقلاب اسلامی باید اعتراف کرد که تا امروز کامل ترین انقلاب است .

نماینده ولی فقیه با اشاره به ارکان لازمه تشکیل دهنده یک انقلاب الهی گفت : شروط لازم برای پیروزی و تداوم یک انقلاب بر مبنی دین سه رکن است : 1-رهبری الهی 2-شریعت الهی 3- مردم ، که شرط اول و دوم جزو شروط لازم می باشد ولی شرط سوم جزو شروط کافی است، یعنی باید مردم باشند تا انقلاب تداوم پیدا کند . چون که اگر همراهی مردم نباشد استمرار نمی یابد.

انقلاب برای آزادی بیان هزینه کرده است

حجت‌الاسلام غلامرضا مصباحی‌مقدم در نشست بررسی وضعیت کنونی نظام در قیاس با آرمان‌های اولیه، اظهار کرد: یکی از شعارهای کلیدی و مهم انقلاب "استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی" و شعار "نه شرقی، نه غربی" مکمل آن است.

اهم اظهارات مصباحی مقدم به شرح زیر است:

* مراد از شعار استقلال این بود که کشور از نظر سیاسی، ‌اقتصادی، فرهنگی و نظامی مستقل شود، کشور در شرایط وابستگی به بیگانگان به سر می‌برد. سیاست‌های این نظام از دوران قاجار تا پهلوی ابتدا توسط انگلیس و بعد آمریکا در شرایطی که انگلیس روبه ضعف نهاده بود، مدیریت می‌شد. انگلیس اعلام کرد و اراده آن‌ها بود که دوره قاجاریه پایان یابد. زمانی که آن‌ها تاریخ مصرف رضاشاه را پایان یافته تلقی کردند، خود جانشین او را محمدرضا تعیین کردند.

* پادشاه مملکت را دیگران تعیین می‌کردند. پیش از پیروزی انقلاب هر بار نخست‌وریزی می‌خواست روی کار بیاید باید با علامت مثبت از امریکا می‌آمد. از نظر سیاسی دیگران در مورد کشور تصمیم می‌گرفتند. با پیروزی انقلاب به استقلال سیاسی مثال‌زدنی دست پیدا کردیم که هیچ کشور و قدرتی نمی‌تواند در مورد تصمیم‌گیری ما دخالت ‌کند.

* ایران از نظر نظامی به شدت به غرب وابسته، عضو ناتو و ژاندارم ناتو و امریکا در خلیج فارس بود، ارتش شاهنشاهی ایران در آن روزگار در خدمت دیگران بود. پس از پیروزی انقلاب کشور از نظر وابستگی به قدرت‌های بیگانه از نظر نظامی صد درصد مستقل شد. ناتو ارتش ایران را تقویت کرده بود تا بتواند سه روز در مقابل اتحاد شوروی آب‌راه خلیج فارس را حفظ کند تا قدرت ناتو خودش را برساند اما آنها نمی توانستند سه روز مقاومت کنند.

* نیروی دریایی، هوایی و زمینی برای دفاع از امنیت خلیج فارس جهت انتقال نفت به سمت غرب از کشورهای منطقه خلیج‌فارس ساخته شده بود و از این جهت به ارتش ایران ژاندارم منطقه گفته می‌شد.

* در زمان شاه ارتش سه روز نمی‌توانست مقاومت کند، پس از انقلاب سال 8جنگ رخ داد، شرق و غرب از صدام حمایت کردند، سلاح‌های روسی در اختیار ارتش عراق بود، سران ارتش شوروری در عراق حضور داشتند و علاوه بر این هواپیماهای آمریکایی برای کسب اطلاعات در اختیار عربستان بود که تمام اطلاعات جبهه را به صدام منتقل می‌کردند. از آن طرف 100 میلیارد دلار کمک مالی عربستان و کویت در اختیار صدام قرار می‌گرفت.

* با تمام این موارد 8 سال دفاع صورت گرفت، مقاومت شد و آنها با ناکامی خارج شدند اما یک ژنرال ارتش شاهنشاهی عنوان می‌کند که سه روز نمی‌توانستند در برابر اتحاد شوروی بایستند. این تجربه در پایان دوره رضاخان هم وجود داشت. قدرت نظامی زمان شاه بیشتر برای حمایت از منافع غرب و سرکوب ملت بود.

* نظام شاه به بیگانگان وابستگی داشت، اما امروز هیچگونه وابستگی نظامی به بیگانگان نداریم، ایران از نظر قدرت نظامی در منطقه بی‌نظیر و بی‌رقیب و تمام ظرفیت‌ها و توانایی‌هایش ملی و داخلی است. تمام مهمات در داخل تامین می‌شود. در دوران جنگ ناگزیر بودیم از بیگانگان موشک بگیریم اما بعد مهندسی معکوس و ساختن آن‌ها را شروع کردیم و در حین جنگ به آنچه نیاز داشتیم دست پیدا کردیم.

* از نظر اقتصادی، اقتصاد کشور وابسته به غرب بوده است. سازمان برنامه توسط آمریکایی‌ها در ایران اجرا شد و ریاست آن را به دست گرفتند. در دوران قاجار نیز به نحوی بانک ملی زیر نظر کارشناسان انگلیسی مدیریت می‌شد و آنها بودجه ما را می‌نوشتند. اقتصاد کشور از نظر صنعتی کاملا وابسته به غرب بود. صنعت زیربنایی و زیرساختی عمده پس از پیروزی انقلاب ایجاد شد.

* 6 میلیون بشکه نفت روزانه تولید و بخش اعظمی صادر می‌شد. ظرفیت مصرف نفت کمی داشتیم. تا سال 1353 هر بشکه نفت 2.5 دلار بود. در سال 1353 جنگی که کشورهای عربی با اسرائیل داشتند موجب شد تا عربستان ارسال نفت را به غرب تحریم کند که این سبب افزایش جهشی قیمت نفت به 10 دلار شد. در سال 1354 برای بودجه متمم آوردند زیرا درآمد سرشاری به دست آمده بود که چگونگی مصرفش را نمی‌دانستند. بخش اعظم بودجه کشور متکی به اقتصاد نفتی بود. الان 31 درصد بودجه عمومی متکی به نفت است اما در آن زمان 91 درصد متکی به نفت بود.

* در آن زمان دنبال استقلال سیاسی و اقتصادی بودیم و بعد از پیروزی انقلاب تا حد قابل توجهی استقلال اقتصادی پدید آمد، در مسیر دست یافتن به استقلال با چالش‌های سنگینی روبه‌رو بوده و هستیم. استقلال فرهنگی هم یکی از مسائل مورد توجه است. در رژیم شاهنشاهی ایران از نظر فرهنگی تحت تاثیر فرهنگ غربی و رضاخان نماد اجرایی وعملیاتی کردن فرهنگ غرب در ایران و الگوی او نیز آتاتورک در ترکیه بود. او می‌خواست تا با زور و با قدرت نظامی فرهنگ را پیاده کند.

*مدارس، دانشگاه‌ها، صداوسیما، کاباره‌ها، مجلات و روزنامه‌ها، سینما و فیلم‌ها همه در جهت غربی‌سازی فرهنگ ایران عمل می‌کرد. پیش از پیروزی انقلاب زمانی که جوانان به میدان آمدند اولین مکان‌هایی که مورد حمله قرار دادند، مظاهر فرهنگ غربی بود. امام(ره) فرمودند که رضاشاه آن چنان فرهنگ ایران را خراب کرده است که اگر 50 سال کار صورت گیرد معلوم نیست که بتوان آن را اصلاح کرد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی فرهنگ ما مبتنی بر فرهنگ ملی و دینی شکل گرفت البته از نظر قدرت ابزار و امکانات فرهنگی، به اندازه غرب نیستیم.
* در زمان شاه اینترنت و ماهواره نبود اما به تدریج شکل گرفت، تمام اینها برای این بود که اجازه ندهند فرهنگ ملی ما شکل بگیرد و تحقق پیدا کند.برخی از نمادهای فرهنگ غربی در بعضی از رفتارها و الگوهای جوانان دیده می‌شود اما آن‌ها عمق ندارد، ظاهری و به مقتضای شور جوانی و طبیعی هستند. تاثیرگذاری هایی وجود دارد اما بیشتر نمادین نه اعتقادی است. این جوانان فرهنگ غربی را باور ندارند و باورهای ملی و اسلامی برایشان پذیرفته است و به آن مقید هستند.

* شعار دوم آزادی و مراد از آن آزادی در مقابل دیکتاتوری بود، دیکتاتوری حاکمیت به قدری قوی بود که مردم در خانه‌های خود احساس امنیت سیاسی و جانی نداشتند. اطلاعات و ساواک بر همه جا حاکم بود و امکان داشت که هر فردی را عامل خودش قرار داده باشد. جرات اظهار نظر وجود نداشت. افرادی که اهل بیان بودند را زندانی یا ممنوع القلم و سخن کرده بودند. افراد چه دانشگاهی و چه حوزوی نمی توانستند حرفی بزند. دیکتاتوری در حداکثر خود اعمال می‌شد. هیچ‌کس نمی‌توانست رساله و عکس امام را داشته باشد.

* هیچ‌گاه هیچ ملتی اجازه نمی دهد که ارزش‌های آن را زیر سوال ببرند، باید از ارزش‌ها صیانت، حفاظت و از نسلی به نسل دیگر منتقل شود. آنچه هویت ملتی را شکل می‌دهد همین ارزش‌ها است. قانون اساسی نیز عنوان کرده که آزادی بیان باید رعایت شود بدون این که تعرضی به مبانی دینی صورت گیرد. آزادی نقد قدرت در تمام سطوح وجود دارد و مشروع، مجاز و بلامانع است. اگر نقد قدرت صورت نگیرد قدرت به فساد منتهی می‌شود. این هرگز به معنای نادیده گرفتن ارزش‌های اصیل انقلاب و اسلام نیست.

* جمهوری اسلامی به معنای حکومت الهی و مردمی است، این همان حکومت اسلامی است. حکومت اسلامی غیر مردمی وجود ندارد. هر حکومتی که اسلامی بوده الهی و مردمی نیز بوده است. در ذات و بطن اسلام، جمهوری اسلامی نهفته است.  آن چه در جمهوری اسلامی محقق شده از خواسته‌های مردم بوده است. انقلاب 38 سال به یک منوال طی شده و ملت پشت آن بوده است. اگر این ملت نبودند، انقلاب نیز وجود نداشت اکنون نیز اگر همچنان پشتوانه مردمی حفظ شود انقلاب محفوظ خواهد ماند.

27214

کد خبر 752641

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 2 =