باشگاه‌خبرنگاران‌جوان نوشت: وجود و تردد خودروهای لوکس در خیابان های جنوب شهر می تواند نشانه ای از وجود قاچاقچیان موادمخدر باشد» این جمله را مردی می گوید که سالها رئیس پلیس مبارزه با موادمخدر بوده و حالا شنیدن داستان اولین مواجه پلیس با مخدر شیشه از زبانش داستان جالبی است.

مویدی که متولد 1341 در یکی از روستاهای خرم آباد،‌ است می گوید که ستاد مبارزه با موادمخدر اجازه توزیع متادون در داروخانه ها را نمی دهد. او همچنین نظر متفاوتی در حصوص زنانه شدن اعتیاد دارد.

2 سالی می شود مویدی که به پیشنهاد رحمانی فضلی، وزیر کشور به سمت قائم مقام او در ستاد مبارزه با مواد مخدر منصوب شده است.

سردار سابق حالا در پشت میز خود در ساختمان ستادمبارزه با موادمخدر در بزرگراه اشرفی اصفهانی، برای ما از سختی های پلیس بودن، برنامه های ستاد برای حل معضل اعتیاد و اختلافاتشان با وزارت بهداشت می گوید.

مویدی داستان جالبی هم از اولین تیراندازی خود به سوی مجرمان روایت می کند و حضور خودروهای لوکس در جنوب شهر را نشانه ای از وجود قاچاقچیان موادمخدر بر می شمرد.

 گفتگویی تفصیلی را با سردار علی مویدی می خوانید:

شما متولد چه سالی و کجا هستید؟

بنده متولد سال 1341 دریکی از روستاهای خرم آباد هستم که بعد از طفولیت در شهر خرم آباد بزرگ شدم و تا پایان دوره دبیرستان در خرم آباد مشغول تحصیل و بعد از آن بر حسب عشق و علاقه ای که به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و جو حاکم بر جامعه و خانواده خودم لباس پاسداری را انتخاب کردم و تا به امروز به عناوین مختلف خادم مردم و همچنین جمهوری اسلامی ایران هستم.

چرا شغل پاسداری را انتخاب کردید؟

من به لحاظ اینکه در یک خانواده مذهبی، انقلابی و در حقیقت سیاسی تربیت شدم و خانواده بنده قبل از انقلاب یک خانواده سیاسی و مخالف سیاست های رژیم پهلوی بودند و منزل پدری من در این روستا محل تجمع روحانیون مبارزی بود که به شدت با رژیم پهلوی مبارزه می کردند و منزل پدری من بارها مورد بازرسی مامورین شاهنشاهی قرار گرفت و به لحاظ این ارتباط سیاسی و معنوی که ما با روحانیت داشتیم، خانواده ما کاملا سیاسی بود و پایگاه مبارزاتی در منطقه محسوب می شد.

به همین دلیل ما با انگیره انقلاب را پذیرفتیم و تلاش کردیم نقشی را در تحقق اهداف انقلاب در حد وسع خودمان در سطح شهرستان داشته باشیم و طبیعی است که آن زمان موضوع جنگ تحمیلی و مبارزه با گروهک ها در جریان بود.

بنده با داشتن 6 برادر و تعدادی اخوی زاده طبیعی بود برای دفاع از انقلاب به این سمت حرکت کنیم چرا که این امر را یک تکلیف دینی و مذهبی می دانستیم و خوشبختانه انتخابی که داشتیم انتخاب درستی بوده و تا امروز نیز افتخار می کنیم که جز بهترین انتخاب های سرنوشت ساز در زندگی عمر ما بود.

سمت شما قبلا رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر بود و هم اکنون قائم مقام ستاد مبارزه با مواد مخدر هستید ، کدام سمت برایتان سخت تر است؟

اگر انسان خود را متعهد به وظایف و تکالیف و همچنین ماموریت ها در قبال مردم، جامعه و نظام بداند و خدا را ناظر بر اعمال خود بداند لذا جایگاه و نوع سمتی که وجود داردچندان متفاوت نیست و این سختی بستگی به این دارد که از چه منظر و نگاهی در آن سمت و مسئولیت نگاه کنیم.

در پلیس مبارزه با مواد مخدر آدم به نوعی می تواند خدمت کند و در ستاد مبارزه با مواد مخدر به نوع دیگر می تواند انجام وظیفه کند. به نظر من اهمیت این شغل ها، سمت ها و مسئولیت ها بستگی به نوع درک و فهم انسان دارد که چه فهمی و درکی از نوع مسئولیت و تکالیف پذیرفته شده، برداشت کند لذا به نظر من هر چقدر فرد در مسئولیت بالاتری قرار می گیرد پاسخ گوی سطوح مختلفی ازجامعه خواهد بود.

زمانی بنده در سمت رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر یا به تعبیری معاون فرمانده ناجا بودم که در واقع پاسخ گوی یک سطوحی از جامعه باید باشم و امروز که در این جایگاه هستم مخاطبین من کسانی که از من مطالبه می کنند و من را می توانند باز خواست کنند و در حقیقت پاسخ گوی مطالبات آن ها باشم با مسئولیت قبلی وسیع تر و در واقع در ابعاد بیشتری باید نسبت به این مسئولیت باید پاسخ گوی باشم اما در واقع آنچه میخواهم در یک کلمه عرض کنم اگر ما پایین ترین مسئولیت از نظر ساختاری و شکلی ارزش معنوی کارها به نوع سمت نیست بلکه به نوع کیفیت عمل است یعنی اگر شما کف خیابان هستی به آن عمل خوب عمل کردی ارزش بیشتری در نزد خداوند خواهی داشت.

خانواده شما از کدام سمت شما استقبال کردند؟

خانواده من کاملا یک خانوده انقلابی هستند و آگاهانه انقلاب را انتخاب کردند. خانواده من دغدغه حراست و حفاظت از دستاوردهای انقلاب را دارند و معتقدند که تا می توانند از این دستاورد ها وخروجی های انقلاب اسلامی دفاع باید کرد.

البته در دورانی رئیس پلیس و فرمانده استان بودم، دغدغه خانواده بیشتر بود و مشغله کاری بیشتر بود البته مشغله کاری از نظر تحرک، در سطح خیابان و بیابان و جاده و در بین مردم بودن مد نظر بود که دغدغه خانواده من بیشتر بابت این مورد ها بود.

هم اکنون که در ستاد مبارزه با مواد مخدر هستم شاید اوقات فراغت بیشتری دارم و دوست دارم بیشتر در کنار خانواده ام باشم اما بنده از ساعت 6 صبح تا 9 شب مشغول کار هستم اما نسبت به گذشته زمان بیشتری دارم.

تا حالا شده است که خود شما وارد درگیری های مسلحانه شوید؟

بله. کلا جنس کار ما همین گونه است من به این قصه در بین فرماندهان شهرت دارم. من در دوران فرماندهی که حدود 33 سال در سطح های مختلف خدمت می کردم معتقدم که فرمانده همیشه باید در خط مقدم قرار گیرد و در بسیاری از درگیری ها حضور داشتم و توفیق قرار گرفتن در کنار همسنگران و هم پستی ها باشم البته تمام زحمات را آنها کشیدند و من فقط تماشاچی بودم.  اما بنده در درگیری ها کاملا عملیاتی ، منظم و دقیق بودم.

اولین باری اسلحه به دست شدید و به طرف یک نفر شلیک کردید چه حسی داشتید؟

بنده یک فرد کاملا رئوف هستم که این برعکس فیزیک و رفتار یک فرمانده است. واقعا اسلحه به سمت انسان که هیچ، به سمت هر موجودی که بخواهم بکشم حس خوشایندی نیست.

طبیعی است که به دفاع از امثال شما ما این اسلحه را کشیدیم. در سال ۶۱ که حدود ۲۱ سال داشتم در تعقیب و گریز یک تیم گروهکی در خرم آباد که تحت تعقیب بود و به لحاظ فعالیتی که داشتند باید سالم دستگیر می شدند دست به اسلحه شدم اما شلیکی به سمتشان نشد و تنها اخطار ایست به آن ها داده شد؛ با این که این تیم اقدامات خطرناکی بر علیه نظام و نیروهای انقلابی انجام داده بودند بدون آسیبی دستگیر شدند.

شما به واسطه شغلی که دارید سفر زیاد انجام می دهید آیا تاکنون خانواده خود را در این سفرها برده اید؟

خیلی کم پیش آمده است. من معتقدم اگر ماموریتی می روم نباید دغدغه دیگری نیز داشته باشم اما اگر در این سفرها خانواده همراهم باشد شاید این دغدغه کمتر شود. تنها یک سفر به شهر مقدس مشهد در دو سال گذشته در همین مسئولیت با خانواده داشتم که هم فال بود و هم تماشا.

آیا پدر بزرگ شده اید ؟ چند نوه دارید؟ و آیا آن ها دوست دارند مانند پدربزرگشان پلیس شوند ؟ نظر شما درباره انتخاب شغل آن ها چیست؟

بله! من ۳ دختر دارم و ۲ نوه. نوه کوچکم خیلی علاقه دارد پلیس شود و بعد از پایان تحصیلات عالیه به این شغل ورود کند. بنده نیز بدم نمی آید که لباس مقدس پلیسی به تن کند چرا که بنده از لباس، شغل و مسئولیتی که دارم راضی هستم و آن را جز بهترین مشاغل می دانم.

انسان به دو چیز زنده است یکی سلامت و دیگری امنیت. چرا که پلیس به لحاظ شغلی که دارد هم امنیت و هم سلامت را به شهروندان می دهد. بنده نسبت به پلیس بودنم افتخار می کنم و خدا را شاکرم به دلیل اینکه شاهد صحنه هایی در حیطه کاری بودم که همان جا سر بر زمین گذاشتم و هنگامی که آن صحنه ها جلوی چشمانم مجسم می شود به خودم می بالم از خداوند برای نجات جان افراد سپاسگزارم.

بنده هر چه دارم در این لباس ، شغل و راهنمایی های خانواده و علمایی بود که با خانواده من ارتباط داشتند چرا که در کیفیت و انتخاب من تاثیر داشتند.

چی شد از پلیس مبارزه با مواد مخدر به ستاد مبارزه با مواد مخدر آمدید؟

این سوال را باید از آقای رحمانی فضلی پرسید! بنده در هرمسئولیتی که قرار می گیرم سعی می کنم به کیفیت کار خیلی توجه کنم یعنی کار را به نحو احسنت انجام دهم.

بنده در گذشته رابطه دوستی با آقای رحمانی فضلی نداشتم و تنها از راه دور به ایشان ارادت داشتم. در سال ۹۲ که ایشان به ستاد مبارزه با مواد مخدر آمدند در بررسی هایی که انجام دادند به این نتیجه رسیدند که بنده به این سمت منصوب شوم در آن زمان به دلیل اینکه یکی از دوستان بنده در این سمت بودند به حرمت ایشان من قبول نکردم‌ و کس دیگری منصوب شد.

اما بعد از ۳ سال پیشنهاد این سمت دوباره به بنده داده شد و به آقای رحمانی فضلی گفتم اگر با فرماندهی ناجا به توافق رسیدید بنده حرفی ندارم و چون دستور شما است و به شما علاقمند هستم موافقت می کنم و هم اکنون توفیق خدمت به مردم در این سمت هستم .

آیا سردار مویدی خیلی جدی و به اصطلاح خیلی بداخلاق است؟ حداقل با خبرنگارها خیلی جدی برخورد می کنید و کمتر پیش آمده لبخند بر لب داشته باشید.

بنده فردی هستم که نسبت به رفتار و گفتارم و نسبت به فضایی که قرار می گیرم خیلی هوشمندانه عمل می کنم اما در برخی زمان ها در یک فضایی قرار می گیرم، سعی می کنم از آن فضا استفاده کنم و در برخی موقعیت ها همچون میدان درگیری و تنش و فرماندهی که هستم سبک خود را دارد و یا زمانی که در لباس شخصی و پشت این میز هستم نوع خود را می طلبد.

اتفاقا بنده از جمله فرماندهانی هستم که بهترین ارتباط را با خبرنگاران دارم و شأن و منزلت و حرمت یک خبرنگار را به لحاظ نوع فعالیتی که دارند و برای من همیشه ثابت شده هستند و بنده فردی خوش اخلاق و خوش مشرب و اهل مزاح با خبرنگاران هستم و همیشه می گویم که بهترین لحظات من لحظه ای است که با خبرنگارها و اصحاب رسانه هستم و آن ها را واقعا قبول دارم چرا که می دانم در افکار جامعه و مدیریت روحی و روانی جامعه را در دست دارند و تاثیر می گذارند و بر همین اساس اعتقاد راسخ به کارشان دارم .

بنده خیلی با نشاط و روحیه ورزشی دارم چرا که رئیس انجمن ورزش های هوایی کشور و رئیس کوهنوردی نیروهای مسلح هستم و چند چیز را همیشه اصل ثابت زندگی خود قرار داده ام. ورزش، بهداشت و نوع غذایی که مصرف میکنم.

ورزش را به هیچ وجه ترک نمی کنم و در هر شرایطی انجام می دهم. در سال ۸۸ در آن درگیری ها بنده که فرمانده استان فارس بودم سر ساعت ورزشم که می رسید همه می دانستند که ورزشم را انجام می دهم بعد وارد کار می شوم و در ماموریت های داخلی و خارجی تحت هیچ شرایطی ورزش را ترک نمی کنم و هر غذایی را نمی خورم بنده معمولا سبزیجات و لبنیات بیشتر مصرف می کنم.

دست پخت بدی هم ندارم، نیمرو را که همه بلد هستند، برخی مواقع دم پخت و قیمه ای درست می کنم و کباب نیز که اصلا در فرهنگ ما یک اصول ابتدایی است و سبزیجات را بیشتر بخار پز می کنم.

شما چه زمانی که پلیس بودید و چه زمانی که آمدید ستاد، خبرهای زیادی را تکذیب کردید. تا حالا شده که خبری بوده و شما مصلحت رو در تکذیب دیده باشید؟

ما نظامی ها گفتار، کلام و رفتارمان براساس حساب و کتاب است یعنی زمانی که مصاحبه می کنم مصاحبه بنده توسط یک سازمانی که ناظر فعالیت های من است کنترل می شود و هر جایی نمی توانیم هر حرفی را بزنیم و در هر مکانی نمی توانیم حضور پیدا کنیم و با هر شخصی نمی توانیم ارتباط برقرار کنیم.

یکسری ملاحظات امنیتی وجود دارد این ملاحظات هم در رفتار، هم گفتار و هم در کردار است. خبری که واقعا در ذهن بنده باشد و رسانه ها نیز به آن پرداخته باشند و به عنوان یک اتفاق رد کرده باشم حضور ذهن ندارم.

ما کارهایی که نیاز به اطلاع رسانی ندارد حین اقدام تفکیک می کنیم برخی از اخبار را به منظور این که مردم از آن عبرت بگیرند و یا می تواند آن خبر بار پیشگیرانه و باز دارندگی داشته باشد ضرورت دارد که آن را اطلاع رسانی کنیم.

من یاد ندارم که چنین اتفاقی افتاده باشد و به صراحت این که یک موضوع واقعا صحت داشته و در دسترس خبرنگاران قرار گرفته باشد و بنده شخصا ورود کرده باشم را حضور ذهن ندارم.

این که گفته می شود وجود خودروهای لوکس در پایین شهر یکی از نشانه های وجود قاچاقچیان و فروشندگان مواد است صحت دارد؟

حضور قاچاقچیان و فروشندگان مواد می تواند یکی از موارد مدل و نوع خودروها باشد البته آن هایی که مافیا هستند خیلی حرفه ای عمل می کنند و این مورد ها را بروز نمی دهند و در بسیاری از شرایط نیز با فیزیک و ظاهری عادی ومعمولی حضور پیدا می کنند.

افراد ناشی که در این چرخه قرار می گیرند بعضا مرتکب این اعمال می شوند اما نمی توان گفت که هر ماشینی که در آن منطقه است حتما از راه نامشروع و فروش مواد به دست آمده است.

اولین بار که با ماده مخدر شیشه برخورد داشتید را به خاطر دارید ؟ فکر می کردید این ماده تا این حد خطرناک و فراگیر شود ؟

سال 87 ،88 بود که یک محموله 20 کیلویی در استان فارس کشفیات داشتیم و قانون مبارزه با شیشه و صنعتی نیز در آن زمان نداشتیم. برای من خیلی مهم بود زمانی که این محموله را کشف کردند و دادگاه نیز با این ماده به عنوان ماده غیر مجاز برخورد کرد. چرا که قانونی برای این ماده وضع نشده بود.

قانون مبارزه با مواد صنعتی در سال 89 از طریق مجمع به تصویب و ابلاغ شد اما زمانی که بنده با این ماده و پدیده در همان شیراز مواجه شدم به عنوان یک بمب اتم بی سرو صدا این را تلقی کردم الان نیز معتقدم که اثرات روحی، روانی، جسمی و تخریبی مواد صنعتی کمتر از یک بمب نیست.

پلیس و در مجموع تمامی دستگاه های دخیل توانستند با ترساندن معتادان از کراک میزان مصرف آن را به شدت کاهش دهند، آیا مطالبی که در مورد آن گفته شد حقیقت داشت ؟ مثل کرم انداختن بدن و...

من فکر میکنم آنچه درباره اثرات و تبعات ناشی از مصرف مواد گفته می شود خیلی ناچیز و کم است به لحاظ این که شرایط و عوارض ناشی از مصرف ماده مخدر کراک به حدی خطرناک و عمیق است که بخش کوچکی از آن گفته می شود. رسانه ها نیز فرصت نشان دادن ابعاد عوارض ناشی از مصرف این مواد را که بخوبی بتوانند بشکافند را ندارند. این واقعیت است که  مخدر کراک  خطرناک است.

وزیر کشور اخیرا گفته اند که باید به دنبال شیوه های جدید ترک اعتیاد باشیم . چه اقداماتی در این باره توسط ستاد صورت گرفته است؟

ستاد اخیرا نشستی با 300 نفر ار مدرسین علمیه، دانشگاهیان و آموزش پرورش داشت. معتقدیم که انتخاب انتخاب این رویکرد اجتماعی شدن مبارزه با مواد مخدر جز بهترین شیوه ها است و دنیا نیز با مطالعه به امر اقبال نشون داد و کشورهایی هم که در امر مهار و مدیریت اعتیاد موفق بودند تمرکز بر همین مالفه داشتند که فعال بر همین آیتم باشند ما نیز با استفاده از مطالعات جامع، داخلی و شرایط اجتماعی و اقتصادی، ژئوفیزیکی کشور رویکرد پیشگیری از اعتیاد را در واقع برای این دهه انتخاب کردیم.

اجرایی و عملیاتی کردن این نگاه و جریان نیازمند پازل های مختلفی است که در کنارهم قرار گیرند تا این رویکرد اجتماعی شدن شکل گیرد. امیدواریم با همکاری مردم، نهادها و سازمان های مختلف و گروه های مرجع بخشی از نگرانی های نسل آینده جامعه را کاهش دهیم.

اگر قرار باشد شخصا برا ی مبارزه با مواد مخدر تصمیم بگیرید ، چه کاری انجام می دهید؟

اگر صفر تا صد مبارزه دست من باشد اولین اقدامی که می کنم سیاست های ابلاغی را به نحو احسنت اجرا می کنم و همچنین قوانین موجود را اجرایی می کنم و در آخر از سرمایه های اجتماعی مردم به عنوان یک اولویت بیشتر استفاده خواهم کرد.

اگر به عقب برگردید همین راهی را می روید که تا الان اومدید؟

بنده این لباس را عاشقانه و آگاهانه انتخاب کردم و بر اساس یک آرزوی دیرینه بود. شاید در دوران راهنمایی و یا دبیرستانی بودم که مطالعات سیاسی داشتم و به لحاظ ارتباطی که خانواده بنده با مبارزین طاغوت داشتند یکی از آرزوهایم این بود. اگر زمانی جوان شوم و خداکند که این اتفاق بیوفتد -البته ما خودمان را جوان می دانیم- همچنان ادامه خواهیم داد تا به دوستانمان که به شهادت رسیدند و مسئولیت بیشتری را دوش ما گذاشتند برسیم.  آرزوی ما این است در همین لباس به همسنگران خود چه در دوران جنگ و بعد از جنگ تحمیلی که بعد از آن ها من احساس تنهایی می کنم و احساس می کنم از آن جمع بسیار بزرگ وارزشمند امثال من ازاین قافله جا مانده اند ملحق شویم.

چرا ستاد با توزیع قانونی متادون در داروخانه ها مخالف بود؟

پروتکل های جهانی برای مصرف این نوع دارو یک مختصات و شناسنامه ای تعریف کرده است که اگر به راحتی در اختیار همگان قرار گیرد چه بسا خود به خود تبدیل به یک اقدام غیر دارویی و مضر برای جامعه شود.

ما معتقدیم که این داروها با نظارت دقیق کارشناسان مربوطه باید مصرف شوند. در دسترس مردم بودن متادون قطعا یک بار منفی خواهد داشت و مصلحت نیست، لذا نحوه توزیع با نظارت کامل کارشناسان مربوطه باشد.

مهمترین و یزرگترین اقدام ستاد درمبارزه با مواد مخدر در سال گذشته راچه می دانید؟

یکی از اقدامات خوب ستاد در 4 سال گذشته و سال جاری ساماندهی سازمان های مردم نهاد و همچنین افزایش دانش و ارتقای سطح دانش آن ها بود که در همچنان در حال اجرا است چرا که معتقدیم بایداز پتانسیل میل به مصرف مواد مخدر را در محلات و خانواده ها در اجتماع باید کاهش دهیم و یکی دیگر از اقداماتی که داشتیم تمرکز در جنوب شرق و شرق کشور برای پیشگیری از ورود مواد مخدر به داخل کشور بود.

اقدام دیگر ما تمرکز بر گمرک بود که گمرک ما امسال در جهان به عنوان گمرک موفق جهان درامر مبارزه با مواد مخدر انتخاب شد. موضوع صیانت از خانواده بهبود یافتگان بود که بحث اشتغال زایی که حرکت قابل توجهی بود که توانستیم برای  8 هزار نفر از بهبود یافتگان شغل ایجاد کنیم. نکته بعدی تمرکز بر توانمندسازی دانش آموزان بود که آموزش و پرورش، معلم وکارشناس ما در یک قالب و یک تیم آموزش های لازم را در مدرسه انجام می دهند که دانش آموزان آن مهارت زندگی را در امر چگونگی نه گفتن به مواد مخدر که در زندگی خود حتی درنوجوانی بعد از آن توجه شده است.

آمار اعلام شده خبر از افزایش تعداد زنان متجاهر به اعتیاد می دهد اقدام ستاد دراین باره چه بوده است؟

در کشور بر اساس آخرین آمار آسیب شناسی 2 میلیون و 400 مصرف کننده در کشور داریم که از این تعداد کمتر از 10 درصد زنان هستند اما چون زن در زندگی نقش حیاتی و کلیدی دارد و همچنین اثر منفی بر روی فرزندان و خانواده می گذارد لذا ما بیشترین توانمان را باید برای حفظ صیانت زنان جامعه به کار گیریم.

این که بعضا نمونه هایی در سطح خیابان مشاهده می شود حکایت از افزایش تعداد زنان مبتلا به اعتیاد نیست. در زمان های گذشته اگر زنی معتاد بود اصالت و فرهنگ خانواده اجازه نمی داد این زن در محله و محیط به عنوان یک معتاد معرفی شود و از آن در خانه و خانواده حمایت می شد اما اکنون این حس در واقع خیلی کمتر شده است و برخی از خانواه ها زمانی که متوجه می شوند دختر و یا همسر مرتکب این عمل شده است برای آن ها دیگر قابل تحمل نیست به همین دلیل زنان به کف خیابان می آیند. البته ما مراکز خوبی را برای ساماندهی آن ها تعریف کرده ایم.

در سال 97 چه خبر خوبی را باید از ستاد مبارزه با موادمخدر انتظار کشید و وعده اجرایی شما برای سال آینده چیست؟

سال 97 ما براساس سیاست های ستاد مبارزه با مواد مخدر که به ریاست رئیس جمهور تشکیل می شود برروی پیشگیری تمرکز داریم که با تأسی از بیانات رهبری تلاش میکنیم که اتفاقات خوبی در سال 97 درحوزه پیشگیری از اعتیاد و بخش صیانت از خانواده و آموزش فنی و حرفه ای تلاش خواهیم کرد و همچنین در بحث درمان معتادین بتوانیم بخش خانواده بهبود یافتگان را نیز ساماندهی کنیم.

سال 97 عید کجا می روید؟

ما معمولا چند ساعت قبل از عید در محل کار هستیم بعد از آن به شهرستان می رویم. صله رحیم و به هر حال زیارت اهل قبور شهدا و رقتگان می رویم. امسال برنامه خاصی ندارم چرا که در همان روستای پدری مشغول ساخت یک خانه هستم و تعطیلات را در آنجا برای تکمیل ساخت خانه سپری کنم و در آینده در همان روستا زندگی کنم تا یک شهروند از شهروندان تهرانی کم شود.

47237

 

کد خبر 765535

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 6 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • مندل A1 ۰۹:۱۵ - ۱۳۹۷/۰۱/۰۷
    2
    خخخ چه دلیل محکم و منطق زیبایی یاد جوک منطق و آکواریوم افتادم