رفعت بیات اولین زنی نیست که برای انتخابات ریاست جمهوری اعلام نامزدی می‌کند. او می‌گوید این اقدامش صرفا اقدامی نمادین نیست

  الناز محمدی: رفعت بیات، اولین زنی نیست که برای انتخابات ریاست جمهوری ایران اعلام نامزدی می‌کند. در دوره‌های اخیر انتخابات برای بالاترین مقام اجرایی کشور، زنان متعددی پا به میدان گذاشته‌اند و البته نهایتا نام هیچ‌یک در فهرست تاییدصلاحیت‌شده شورای نگهبان از قانون اساسی نیامده است.
این نماینده اصولگرای مجلس هفتم که سابقه مخالفت با لایحه جنجال‌برانگیز حمایت از خانواده و طرح امنیت اجتماعی را در کارنامه نمایندگی خود دارد، از کسانی است که تفسیر مردانه از «رجل سیاسی» در قانون اساسی را نمی‌پذیرد.
او فروردین‌ماه امسال و چند روز قبل از این‌که سخنگوی شورای نگهبان اعلام کند منعی برای نامزدشدن زنان در انتخابات وجود ندارد، به طور رسمی اعلام کاندیداتوری کرد.
رفعت بیات حالا دیگر با توجه به زمان کمی که به انتخابات ریاست جمهوری دهم مانده است، از جدی‌ترین نامزدهایی است که امیدوار است با «رویکرد مثبت شورای نگهبان به کاندیداتوری زنان که به خاطر شرایط حاکم بر کشور در چهارسال پیش اتفاق افتاده است»، بتوان نامی از زنان در فهرست اعلام‌شده نامزدها دید.
در کناراین امیدواری، بیشترین گلایه او از «رسانه ملی» است؛ صداوسیمای ایران که به اعتقاد او نه تنها هیچ خبری را در مورد کاندیداتوری زنان پخش نمی‌کند، بلکه انگار سیاست‌هایش را بر پخش برنامه‌هایی متمرکز کرده است که رویکرد مثبتی به فعالیت زنان در عرصه‌های مختلف ندارد.

 اعلام نامزدی از سوی شما، صرفا یک اقدام نمادین است یا واقعا بنا دارید رییس‌جمهور شوید؟
دوره جدیدی برای حضور اجتماعی و فعالیت زنان آغاز شده است. این یک اقدام نمادین هم هست. مثل حضور یک زن در خبرگان قانون اساسی در ابتدای انقلاب؛ اتفاقی که نشان داد مرحوم امام مخالف حضور زنان در خبرگان قانون اساسی نیستندک این می‌توانست ادامه پیدا بکند و مثلاً در خبرگان رهبری هم یک زن حضور داشته باشد.
به نظرم هرچه در تصمیم‌سازی‌ها، بیشتر زمینه شرکت‌دادن فکر و اندیشه زنان را فراهم کنیم،‌ این زمینه نمادین به فرصت واقعی تبدیل می‌شود. اما طبیعتا من در این حرکت، هم قصد سیاسی داشته‌ام و هم می‌خواستم این اعلام نامزدی را از جنبه نمادین خارج کنم و آن را به یک فرصت واقعی تبدیل کنم.

 فکر می‌کنید چه اتفاقی افتاد که این حضور زنان در عرصه سیاسی به این قوت ادامه پیدا نکرد؟
فکر می‌کنم به دلیل اینکه مسئولان و سیاست‌گذاران کلان کشور، به این موضوع اهمیتی ندادند، امام، وقتی که آقای جوادی آملی می‌رفت به شوروی، تأکید داشتند که در هیأت‌ اعزامی، یک زن وجود داشته باشد، ‌خب خواست ایشان این بود که پل‌ها برداشته بشود و در اداره کشور، رویکرد جنسیتی وجود نداشته باشد، به طبع در شکل‌گیری دولت‌ها بعد از انقلاب این موضوع باید نهادینه می‌شد که در دوره اول مجلس و دولت که مردان ملی- مذهبی یا از جبهه آزادی بودند و به تعبیر امروزی، روشنفکر،‌ اصلاً حرکتی در این‌باره در دولت نبود، باز زمان آقای هاشمی بود که این موضوع جدی شد و ایشان سمتی به نام مشاور امور بانوان را به یک زن دادند، باز در دوران دفاع مقدس، از لحاظ عمومی و اینکه در متن دفاع، زنان وجود داشتند و هم در انقلاب، در سپاه و بسیج هم بسیار فعال بودند. بعد هم در مجلس، این موضوع جدی‌تر شد،‌ هم گروه‌ها، هم احزاب و زمینه مشارکت زنان در مجلس بیشتر فراهم شد. این نماد،‌ بیشتر خودش را نشان داد، چون کسی که کاندیدا می‌شد و کسی که رأی می‌داد، هر دو در سطح مردم بودند و این حرکت بسیار خوبی بود تا دوره مجلس هفتم که به 13، 14 نفر نماینده زن رسید که متأسفانه دوباره سقوط کرد.

 درست است، ولی باز سؤالم را تکرار می‌کنم که به نظر شما چرا و بر چه اساسی شورای نگهبان، پس از طی شدن چهارسال اخیر، در رویه‌اش به این اندازه تغییر جهت داده است؟ در حالی که سخنگوی سابق آن یعنی آقای الهام، در دوره پیش تفسیر شورای نگهبان از کلمه رجال را جنس مرد اعلام کرد.
خب من فکر می‌کنم، شورای نگهبان به این نتیجه رسیده است که با توجه به تمام مشکلات چند سال اخیر و مسائل بین‌المللی، بهتر است به آرای امام برگردد و سعی در عمل کردن به آنها بکند، با توجه به اینکه در سال‌های اخیر ثابت شده است که زنان در سطوح آموزشی، مدیریتی، اقتصادی و ... حضور فعالی در کشور دارند، در وزارتخانه‌ها، سازمان‌ها و ... مؤثرترین افراد در امر پژوهشی و برنامه‌ها هستند، این نشان می‌دهد که ما زمینه‌ها را فراهم نکردیم که زنان بتوانند ارتقای بیشتری پیدا کنند و با توجه به تمام لیاقت‌هایی که دارند و نشان داده‌اند به مقام‌های حکومتی در سطح بالا‌تری دست پیدا کنند.

 باز به سؤال قبلم بر می‌گردم، که اگر آقای الهام چهارسال پیش می‌گویند که منظور از رجال سیاسی، همان مردان هستند، حالا بعد از چهارسال چه اتفاقی می‌افتد که این چرخش در دیدگاه‌های این شورا به وجود می‌آید؟
خب، من واقعاً نمی‌دانم چه اتفاقی افتاده و باید این را از خودشان بپرسید.

 فکر می‌کنید اعلام نامزدی زنان آن‌قدر تأثیر دارد که تفسیرهای قبلی درباره کلمه «رجال سیاسی» وجود دارد،‌ از بین برود و واقعا زنان را نامزد انتخابات ریاست ‌جمهوری ببینیم؟
بله. من فکر می‌کنم که تفسیرهای مختلفی از این کلمه وجود ندارد. وقتی سخنگوی شورای نگهبان خیلی جدی می‌گوید که تفسیر کلمه «رجال» در شورای نگهبان اعم از زن و مرد هست، این یک مسئله خیلی جدی است و فکر نمی‌کنم آقای کدخدایی خواسته باشد نوعی عوام‌فریبی کنند که ثبت‌نام اشکال ندارد. چون ثبت‌نام که قبلاً هم وجود داشته است.

 تجربه دوره‌های قبل، چنین معنایی نمی‌دهد که رجل سیاسی همواره مرد سیاسی تعبیر شده است؟
نه. من مطمئنم ایشان به خاطر مصلحت نظام، این مسئله را مطرح کرده‌اند، نه صرفا برای خوشحال‌کردن قشری از جامعه. همان‌طور که من بر اساس وظیفه شرعی و ملی خود دارم این کار را انجام می‌دهم، آن‌ها هم بنا به این وظیفه این تفسیر را مطرح کرده‌اند.

 پس اگر این‌طور است، به نظر شما چرا این مصلحت در دوره‌های قبلی احساس نشده بود و همچنان از نامزدی زنان جلوگیری می‌شد؟
این سوال مثل این است که بپرسید چرا انقلاب اسلامی در سال 45 پیروز نشده! شرایط زمانی، اجتماعی و ملی، همه این‌ها مؤثر است.

 یعنی فکر می‌کنید شرایطی که در چهار سال اخیر و در حوزه‌های مختلف به وجود آمده است، این اقتضا را ایجاد کرده که به حضور زنان اهمیت بیشتری داده شود؟
بله. به نظر من اتفاقات و شرایطی که در چهار سال اخیر در کشور حاکم بوده، در این مسئله تأثیر زیادی گذاشته است. هر چند در دوره قبل هم که من برای ریاست جمهوری‌ ثبت‌نام کردم، نگفتند که چون زن هستم، صلاحیت نامزدی ندارم. فکر می‌کنم نظرشان این بوده که سابقه کافی مدیریتی در کشور نداشته‌ام یا شرایط دیگر را، هر چند که سابقه نمایندگی مجلس را داشته‌ام و به نظرم نمایندگی یک دوره مجلس، یکی از شرایط مهم احراز شروط هست و در سطح کشور، شناخت خوبی نسبت به فرد به وجود می‌آید.
در سال‌های اخیر زنان در سطوح آموزشی، مدیریتی و اقتصادی حضور فعالی در کشور داشته‌اند. در وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها از مؤثرترین افراد در امور پژوهشی و برنامه‌ریزی‌ها هستند. این نشان می‌دهد که ما زمینه‌ها را فراهم نکرده‌ایم تا زنان بتوانند ارتقای بیشتری پیدا کنند. با توجه به تمام لیاقت‌هایی که دارند و به مقام‌های حکومتی نشان داده‌اند، می‌توانند در سطح بالا‌تری دست پیدا کنند.

 شما می‌گویید در این چهار سال شرایط خیلی تغییر کرده است. دقیقاً منظورتان چه شرایطی و چه تغییراتی است؟
شرایط سیاسی و زمانی و همین آمادگی زنان برای فعالیت؛ همه این‌ها عوامل مؤثری هستند که مثبت است. البته باز هم باید از شورای نگهبان پرسید که چرا چهار سال پیش آن‌طور اعلام شد و امسال طور دیگری؟
باید بگویم که نپرداختن رسانه‌های ملی با نگرش مثبت به نامزدی زنان، در تقویت حس عدم اعتماد به نفس در زنان برای مشارکت و پا پیش نگذاشتن آن‌ها، بسیار موثر بوده است. ما می‌بینیم رسانه‌ملی ما که همان رادیو و تلویزیون باشد، هیچ خبری را نه در مورد اعلام نامزدی زنانی مانند من و نه سخنان سخنگوی شورای نگهبان، پوشش نداده‌اند. این در حالی است که رسانه‌ ملی متعلق به همه است، چه مرد و چه زن. من تقریباً سومین نفری بوده‌ام که در این دوره از انتخابات ریاست‌جمهوری رسما اعلام نامزدی کردم؛ ولی دریغ از یک خبر در این‌باره.
متأسفانه می‌بینیم که در برخی جهت‌های دیگر که زن به عنوان ابزار تبلیغاتی و یا یک موجود وابسته نشان داده می‌شود و حتی - در دو سه سال اخیر - برنامه‌های زیادی ساخته می‌شود که قصدش گسترش تفکر چندهمسری است؛ مانند سریال یوسف پیامبر. در این موارد تلاش زیادی به عمل می‌آید تا مثلاً نشان بدهند که زن اول می‌تواند تحمل زیادی در این زمینه داشته باشد. خب وقتی که رسانه‌ملی به این موضوع با این نگرش نگاه کند، دیگر چه انتظاری می‌توانیم داشته باشیم که در سطح سیاسی و انتخابات، رقابت‌ سالمی میان زنان و مردان وجود داشته باشد.
خب وقتی که رسانه‌ملی به این موضوع با این نگرش نگاه کند، ما دیگر چه انتظاری می‌توانیم داشته باشیم که در سطح سیاسی و انتخابات، رقابت‌ سالمی میان زنان و مردان وجود داشته باشد. فکر می‌کنم همین عدم پردازش اخبار مربوط به ریاست‌جمهوری زنان، این بی‌عدالتی را گسترش می‌دهد که مثلاً من به عنوان یک زن تفاوت دارم با بقیه نامزدها، حالا معلوم هم نیست که کاندیداهای مرد در شورای نگهبان تأیید صلاحیت شوند.
اتفاقاً مسائل را رانتی و فسادهای اقتصادی از همین‌جاست که شروع می‌شود، چرا که اگر من نوعی بتوانم مانند بقیه افراد، از خدمات رسانه‌ملی استفاده کنم، این بهره‌مندی من نیست بلکه اطلاع‌رسانی درست به مردم است، چرا مردم باید از اخبار مربوط به سخنان سخنگوی شورای نگهبان محروم شوند؟ این مخالفت با من به عنوان یک زن نیست، بلکه این مخالفت با یک نگرش درست است که شورای نگهبان اعلام کرده، حالا ممکن است بسیاری در صدا و سیما با آن مخالف باشند، ولی این باعث نمی‌شود که چنین تبعیضی در این مورد روا داشته شود. به جای اینکه رسانه‌ملی ما، این مسئله را باز کند و یک اعتمادسازی در میان دختران جوان به وجود بیاورد که زنان در سطحی هستند که بتوانند به این مسائل بپردازند؛ خب طبیعی است که وقتی رسانه‌ملی چنین نگاه ابزاری به زن دارد، نباید این انتظار را داشته باشید که چرا در خیابان مثلاً زنان اینطور لباس می‌پوشند؟
خب وقتی ما به اندیشه آنان اهمیت نمی‌دهیم و در سیاست‌گذاری‌ها آنها را داخل نمی‌دانیم و بهای لازم را به آنها نمی‌دهیم، اینها ریشه‌های عقب‌ماندگی سیاست‌های کلان ما در مورد زنان است که در موقعی که به رأی زنان احتیاج داریم، به سراغ آنها برویم ولی در مسائل اجتماعی و اقتصادی هیچ کاری برای آنها انجام ندهیم. رسانه ملی به نظر من با نوعی حب و بغض و صرفاً با نگرش مردسالارانه به این مسئله نگاه کرده است و در به وجود آوردن رقابت ناسالم گام گذاشته است.

 گفتید که سخنان آقای کدخدایی درباره امکان نامزدی زنان در انتخابات ریاست‌جمهوری، با توجه به شرایط کشور در چهار سال اخیر می‌تواند اقدام مثبتی باشد و در وجهه بین‌المللی هم به نفع کشور باشد. در این چهار سال اخیر شاهد بوده‌ایم که قوانینی در مجلس مانند بومی‌گزینی و سهمیه‌بندی جنسیتی دانشگاه‌ها و یا لایحه حمایت از خانواده مطرح می‌شود و گاه به تصویب می‌رسد. فکر می‌کنید چه‌طور می‌توان جلوی چنین رویه‌ای رادر پیش گرفت؟ روشن است که نامزدشدن زنان در انتخابات ریاست‌جمهوری و پیروزی برای یک نامزد زن، به مراتب دشوارتر از جلوگیری از چنین قوانینی است.
علتش این است که تصویب قوانین در مجلس به صورت اقناعی نیست، بلکه اجماعی در این باره تصمیم‌گیری می‌شود. البته این مسئله یک معضل هست. متأسفانه در کشور ما راجع به زنان به صورت جزیره‌ای تصمیم گرفته می‌شود و سلیقه‌های شخصی در آن دخالت می‌کنند. ما در نظام قبلی در شرایطی زندگی می‌کردیم که یک نگاه مردسالارانه از نوع غربی‌ حاکم بود. اما بعد از انقلاب باز هم ما با کسانی در امور کشورداری روبه‌رو هستیم که باز هم نگاه مردسالارانه اما نه از نوع غربی دارند. برای عوض‌کردن این نوع نگاه، زنان تلاش زیادی کرده‌اند. ما باید سعی کنیم این تلاش‌ها به نتیجه برسد و زنان را به جایگاه اصلی‌شان برسانیم.

 عده‌ای می‌گویند ریاست جمهوری زنان هنگامی می‌تواند به صورت جدی مطرح شود که روند دموکراتیزه شدن، کاملاً در کشور ما اتفاق افتاده باشد. شما با این نظر موافقید؟ یا اصلاً فکر می‌کنید دموکراسی روند مطلوبش را در ایران طی کرده تا شرایط برای ریاست‌جمهوری زنان مهیا باشد؟
من فکر می‌کنم موقعش هست و اقدام هم کردم، کسانی که این مسئله را مطرح می‌کنند، همان‌هایی هستند که در زمان انقلاب هم فکر می‌کردند هنوز شرایط مهیا نیست، در حالی که ما دیدیم انقلاب پیروز شد، به هر حال مؤلفه‌های اجتماعی، سیاسی‌ای وجود دارد که تعریف شده است ولی برای آن زمانی وجود ندارد و تا بود برای آن چهارچوبی قائل بود. ما می‌گوییم برای روند حاکمیت، نقش زنان همیشه مهم بوده و هست، این نقش می‌تواند زمانی رأی دادن، زمانی شرکت‌ در جنگ، زمانی حرکت انقلابی، فعالیت‌های آموزشی، مدیریتی و... باشد. این دیدگاه عمومی هست و جامعه از آن استقبال می‌کند، حالا این مسئله‌ای را که شما مطرح می‌کنید، یک نگرش جزئی به این موضوع است. مشکل ما هم همیشه از سوی کسانی به وجود می‌آید که در سایه احزاب می‌ایستند، ممکن است زنانی باشند که بگویند ما در حزب و تشکلمان قول داده‌ایم و جدا از آن عمل نمی‌کنیم. خب ممکن است این یک نگرش مثبت در تحزب باشد ولی به نظر من اینکه مطرح می‌کنند، الان وقتش نیست، یک مقدار سوگیری است.

 از چه جهت؟
من مثبت نمی‌بینم، ممکن است زنان حزبی بگویند ما در حزب خودمان از کاندیدای مرد حمایت می‌کنیم و نمی‌توانیم جدا از آن عمل کنیم و خارج از آن نمی‌توانیم از یک زن دیگر که عضو حزب ما نیست، حمایت کنیم. خب این یک مشکل است که ما می‌توانیم برای رفع کردن آن، یک حرکت جمعی از سوی زنان داشته باشیم اما زنان می‌توانند به کاندیدای خودشان که ممکن است زن هم باشد، رأی بدهند و این مسئله مغایرتی با حرکت جمعی زنان ندارد. فکر می‌کنم این صحبت با واقع‌گرایی مطابق نیست.

 فکر می‌کنید نفس اعلام نامزدی زنان در انتخابات ریاست‌جمهوری بتواند به اصلاح این نگاه مردسالارانه کمک کند؟ یعنی می‌توان این طور گفت که نسبت به سال‌های قبل زنان بیشتری به خودآگاهی رسیده‌اند و خود را در آن حد دیده‌اند که برای ثبت‌نام در انتخابات ریاست‌جمهوری اقدام کنند؟
من شخصاً در این حرکت، توجه چندانی به نگاه غربی نداشته‌ام. هرچند معتقدم این اقدام کمک زیادی به تشخص بین‌المللی نظام ما می‌کند و در روابط خارجی ما یک نوع توانمندی زنانه می‌تواند دخالت کند و خود را به رخ بکشد، اما این‌که من برای رضایت‌بخشی در سیاست غرب این کار را بکنم یا این‌که اثبات کنم در روند دموکراسی‌ای که آن‌ها خواهان آن هستند، اقدام به این عمل کرده‌ام، نه قصد من این نیست.

 منظور من هم برداشت غرب به تعبیر شما نیست، منظورم نگاه و احساس مردم داخل کشور است.
خب در داخل کشور، در انتخابات مجلس و شورای شهر هم زنان کاندیدا می‌شوند و رای می‌آورند.

 ولی درصد خیلی کمی از منتخبان را به خود اختصاص می‌دهند.
بله. به نظرم دیدگاه‌های اجرایی مانند وزارت کشور در این قضیه خیلی مؤثر است. این‌که در دوره اخیر تعداد نمایندگان زن در مجلس نسبت به دوره‌های قبل کمتر شد، چون سنگ‌اندازی‌هایی در زمینه‌های اجرایی اتفاق افتاد و حمایت‌های لازم از نامزدهای زن به عمل نیامد. چون در انتخابات، اگر کسی به صورت مستقل عمل کند، نگرش منفی به او شکل می‌گیرد و این مسئله در دوره اخیر مجلس خودش را نشان داد.
اما درباره انتخابات ریاست‌جمهوری هنوز این موضوع را حتی تمرین هم نکرده‌ایم و لازم است که برای اولین‌بار این تمرین صورت بگیرد تا ببینیم استقبال مردم از آن چگونه است و چه تأثیری در معادلات سیاسی کشور می‌گذارد.

 بحث دیگری که وجود دارد این است که دقیقاً در زمان انتخابات، در حوزه زنان به تکاپو می‌افتند و وعده‌های زیادی را در مورد حقوق زنان می‌دهند اما عملاً می‌بینیم که نه تنها طبق آن شعارها عمل نمی‌کنند، بلکه عکس آن هم حرکت می‌کنند، مانند همین اتفاق‌هایی که در تلویزیون و مجلس و... در دوره اخیر افتاد، فکر نمی‌کنید که این وعده‌ها بیشتر به خاطر به دست آوردن رأی زنان هست؟

اصولاً در رأی گرفتن تبلیغات نقش بزرگی را بازی می‌کند. به هر حال نیمی از جمعیت کشور ما زنان هستند، هرچه عمیق‌تر نسبت به موضوع‌های سیاسی و حاکمیت فکر شود، شاید خیلی از حرفها مخاطب خود را جمع نکند و این برمی‌گردد به اینکه مردان و زنان چقدر نسبت به کاندیداها آگاهی پیدا کنند، اگر متوجه باشیم که مشکل اصلی کشور ما و عوامل آن چیست و به صورت شفاف به دنبال راه‌حل‌های آن باشیم، بالطبع پاسخ سؤال شما هم داده می‌شود. طبیعی است نباید بگذاریم که فقط به خاطر رأی گرفتن شعارهایی داده بشود، اینجا وجود نداشتن تحزب در کشور ما هم بسیار مشکل‌ساز است، اگر برگردیم به اینکه چرا هنوز اصول برنامه چهارم محقق نشده است که شامل حقوق زنان هم هست، اگر مردم علت اینها را از کاندیداها بخواهند، کاندیداها مجبور می‌شوند که جواب درست به مردم بدهند و خطی به این مسئله نگاه نکنند.

 اما این جواب سؤال من نیست، بحث من این است که چرا قبل از انتخابات همه به فکر حقوق زنان می‌افتند ولی بعد از آن عملاً می‌بینیم که اتفاقی در این حوزه رخ نمی‌دهد.
من معتقدم که در این زمینه باید هر دو طرف، یعنی کاندیداها و مردم، عمیق به مسائل نگاه کنند، فکر می‌کنم جواب شما همین است. زنان باید زرنگ باشند و اجازه ندهند که به راحتی از امکانات رأیی آنها استفاده بشود، زنان باید تشکل و اجتماعات گوناگون داشته باشند، به چالش بیندازند، طبق نظر خود عمل کنند، خواسته‌های خود را شفاف بیان کنند و خواستار پاسخ‌های شفاف باشند.

 خب اینکه شما می‌فرمایید، زنان فعال حوزه زنان هستند، من عموم زنان را عرض می‌کنم.
بالاخره زنان فعال کشور ما می‌توانند به نمایندگی از زنان معمولی که حرف‌ها و مشکلاتی دارند، مشکلات عمومی کشور و بعد مطالبات زنان را مطرح کنند که کم‌کم به گوش همه برسد. من فکر می‌کنم که اجماع زنان برای پیام‌رسانی در جامعه و مطالبات خودشان، کم تأثیرتر از رسانه ملی نیست، اینکه الان فقر و محرومیت و تبعیض در کشور ما به صورت چشمگیری خود را نشان می‌دهد، مسئله مهمی است که باید علل آن‌ها را از کاندیداها بخواهیم و خواستار ارائه راه‌حلی برای آن باشیم، این موضوع، دیگر زن و مرد ندارد، شاید هم زنان بتوانند بهتر این مسائل را مدیریت کنند. پس هم ما هستیم که باید مؤثر باشیم و هم کاندیداها به صورت جدی با این مسائل برخورد کنند.

 خانم بیات، فکر می‌کنید، به طور کلی مطالبات زنان در حوزه خودشان، از کاندیداها چه می‌تواند باشد؟
به نظر من، برای همه زنان، نگرانی از فردای خانواده‌شان و فرزندانشان وجود دارد، وقتی مشکلی مانند فقر وجود دارد، اولین کسی که ضربه می‌خورد زن هست، چرا هم نگران خودش است و هم فرزندان و همسرش، اصلاً به طورکلی زنان در همه مشکلات کشور، بیش از مردان ضرر می‌بینند، دوم مسئله امنیت عمومی و اجتماعی زنان است، ما باید در نگرش مردان نسبت به این موضوع کار کنیم، اگر دولت این نگرش را داشته باشد که به زن با نگاه ابزاری در برنامه‌ریزی‌ها نگاه نکند، می‌تواند تأثیر بزرگی در زندگی زنان داشته باشد.

 منظور شما دادن نقش‌هایی به آنان مانند وزیر کابینه را هم شامل می‌شود؟
نه، وقتی ما حاضر می‌شویم که سهمیه‌بندی جنسیتی در دانشگاه‌ها انجام بشود، اگر هم مثلاً در رأس وزارتی مانند علوم، یک زن وجود داشته باشد نمی‌تواند کاری از پیش ببرد، چرا این یک نگرش کلی حاکم بر کل دولت است که دست به چنین اقداماتی می‌زند و چگونه با مسائل علمی کشور شوخی می‌کنیم.
این دیدگاه باید تغییر پیدا کند، من معتقدم اگر یک زن هم رئیس جمهور باشد باید هم به مسائل زنان و هم به مسائل مردان توجه لازم را داشته باشد و باید طبق همان نگرش کلی زمان انقلاب که جنسیتی نبود عمل کنیم.
چرا باید در چندین دوره اجرایی محرومیت‌های مختلف به جای کم شدن، زیاد شود؟ زیر و رو کردن چنین چیز‌هایی یک مدیریت درست می‌خواهد که زن و مرد هم ندارد.

 اینکه شما می‌گویید باید دیدگاه کلی نسبت به زنان تصحیح بشود که خیلی کلی هست، به نظر شما مسائل خاص و مشکلاتی که زنان امروز جامعه ما با آن دسته و پنجه نرم می‌کنند چیست که یک رئیس جمهور بتواند آنها را از بین ببرد؟
این سؤال همه زنان هست، مثلاً در بحث چند همسری، پاسخ شفاف باید به آن داد. اگر مردی در خانواده‌اش و در زندگی با همسر اولش دچار مشکل بشود، مثلاً بیکار شود و یا دیگر مشکلات، قطعاً این موضوع جمع و جور می‌شود و این مسئله استفاده نادرست از آیات قرآن است و اگر بیاییم در این مورد تنگنا ایجاد کنیم، بسیاری از دغدغه‌های زنان که نیمی از جمعیت کشور هستند، برطرف می‌شود. رابطه سالم برای ازدواج تعریف شده است و بیشتر از آن مشکلی است که باید دولت و قوه قضائیه جلوی آن را بگیرد. ایجاد امنیت اجتماعی برای زنان را یک رئیس‌جمهور از طریق اجرای صحیح قوانین می‌تواند انجام بدهد.

 شما فکر می‌کنید از قوانین بیشتر باید استفاده کرد و یا از طریق اقداماتی مانند طرح امنیت اجتماعی که در چند سال اخیر در مراحل زیادی اجرا شد؟
من یادم هست که در مجلس، من جزو اولین کسانی بودم که با راه‌اندازی این طرح مخالفت کردم، چراکه اگر ما بیاییم ماشین‌هایی را در خیابان بگذاریم که چند نفر بیایند و مواظب حجاب زنان باشند، نه شایسته است و نه مؤثر و نه مطابق با روحیات اجتماعی ماست. اگر ما فضا را برای کسانی که در نگرش به زن ناسالم هستند تنگ کنیم، خیلی بهتر از نظارت‌های این چنینی است که از طریق قوانین می‌تواند اعمال شود.

 اما قوانین صادر در مورد حوزه زنان ناقص است و قدرت اجرایی زیادی ندارد.
خب اگر این طور هست به نظر من یک دولت و رئیس آن می‌تواند از طریق وضع قوانین فرعی و اصلاحاتی در نگرش کلی نسبت به زنان به وجود بیاید. از طرف دیگر اگر در دولت، زنانی وجود داشته باشند که در حوزه‌های گوناگون اعمال مدیریت کنند، دیگر مثلاً اگر وزیر امور خارجه زن است، این امکان برای دولت به وجود نمی‌آید که گشت ارشاد بگذارد که به زنان تذکر بدهند.

کد خبر 7734

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 1 =