علی اکبرعبدالرشیدی

شاید در مورد مجری تلویزیونی و معرفی این شخصیت رسانه‌ای کمتر صحبت شده باشد. عده‌ای مجری تلویزیونی را صرفا یک گوینده تلویزیونی غیرمسوول می‌دانند که متنی را از حفظ و یا از روی کاغذ می‌خواند و بس. اما کارشناسان تلویزیونی گویندگی را فقط یکی از مسوولیت‌های مهم و تخصصی متعدد این عنصر رسانه‌ای می‌دانند و معتقدند که باید بین این دو شخصیت یعنی مجری و گوینده تفاوت قائل شد.

وقتی در دهه 1340، تلویزیون در کشور ما پا گرفت مدیران آن روز تلویزیون به تقلید از دیگر شبکه‌های تلویزیونی جهان ابتدا گویندگانی پیدا کردند که به آنها «گوینده اِعلام» می‌گفتند.

گوینده اعلام، شخصیتی به کلی متفاوت با مجری تلویزیونی داشت. او چهره‌ای آرام داشت و بین دو برنامه بر صفحه تلویزیون ظاهر می‌شد و چند جمله‌ای حرف می‌زد و برنامه بعدی را اعلام می‌کرد و می‌رفت. هدف این گویندگان ایجاد فرصت و زمینه‌ای بود تا کارگردان فنی اتاق پخش فرصت کافی برای برداشتن و گذاشتن حلقه‌های سنگین فیلم و یا حلقه‌های یک اینچی ویدئو را داشته باشد.

در آن روزگار در اتاق پخش یکی دو دستگاه بزرگ ویدئویی یک اینچی یا یکی دو تله سینما وجود داشت که خالی کردن و دوباره استفاده کردن از آن دستگاه‌ها وقت زیادی می‌گرفت. مدیران آن روز تلویزیون نگران نبودند که سخنان «گوینده اعلام» به درازا بکشد. چون می‌دانستند که مخاطب به جز دیدن برنامه آن‌ها حق انتخاب دیگری ندارد. گوینده اعلام وقتی حرفی برای گفتن نداشت شعر می‌خواند و یا قطعات ادبی را «دکلمه» می‌کرد. او آنقدر حرف می‌زد تا کارگردان به او اشاره می‌کرد که امکان پخش برنامه بعدی وجود دارد.

بعدها در تلویزیون کشور ما چیزی به نام «گل و منظره» پیدا شد که در مقطعی جای گویندگان اعلام را گرفت. یعنی به جای این که «گوینده اعلام» بر صفحه ظاهر شود و برنامه بعدی را اعلام کند، و به عبارت بهتر برای کارگردان پخش وقت بخرد، از پخش تصاویر ثابت و غیرمتحرک و بعدا تصاویر متحرک گل، منظره، بوستان، کوه، دشت، رودخانه، دریا، کوهستان، بارش برف و مانند آن همراه با موسیقی استفاده می‌کردند. زمان پخش این گونه تصاویر گاه به چندین دقیقه و شاید چند ده دقیقه می‌رسید. در خاطره تلویزیون مواردی وجود دارد که «گل و منظره» یک ساعت هم پخش شده است. طبعا با وجود گل و منظره دیگر نیازی هم به گوینده اعلام نبود.

با پیشرفت فناوری تلویزیون و کوچک شدن، ارزان شدن و فراوان شدن دستگاه‌های پخش برنامه رفته رفته ضرورت وجود فردی به نام «گوینده اعلام» از بین رفت. البته برای حذف او دلائل دیگری هم وجود داشت. گویندگان اعلام کم کم حذف شدند اما مجریان تلویزیونی که کار دیگری انجام می‌دادند سرجای خود ماندند. از اواسط دهه 1980 گویندگی اعلام در سراسر جهان به شکل قبلی ناپدید شد اما در رسانه کشور ما شخصیتی به نام «گوینده اعلام» باقی ماند. امروز فاصله بین برنامه‌های تلویزیونی بسیار کم است. اصلا قرار نیست شبکه ای «وقت گرانبها»ی خود را صرف گفتن توصیه ها و اظهار نظرهای فی البداهه و کشدار یک گوینده اعلام، کند. در عصر رقابت تنگاتنگ رسانه ای برنامه پشت برنامه پخش می‌شود و هر برنامه بدون فوت وقت به برنامه قبلی می‌چسبد تا مبادا مخاطبی که با هزار بدبختی برای دیدن برنامه های آن شبکه دست و پا شده در چند لحظه وقفه ایجاد شده شبکه دیگری را برای تماشا انتخاب کند.

متاسفانه در سابقه ذهنی جامعه ما شخصیت «گوینده اعلام» همچنان زنده مانده است. گاه انتظار برخی بینندگان از یک مجری در حد یک گوینده اعلام باقی مانده است. حتی در خاطره مدیران رسانه هم شخصیتی به این نام  باقی مانده است. عجبا که گاه برخی از خود مجریان تلویزیونی هم خودشان را با همین تعاریف معرفی می کنند.

در برخی موارد انتخاب مجری برای یک برنامه تلویزیونی گاه از سوی تهیه کنندگان و حتی مدیران شبکه‌ها با برداشتی که از «گوینده اعلام» وجود دارد صورت می گیرد. شاید به همین دلیل است که تعدادی از مجریان تلویزیونی امروز عملا نقش همان گوینده اعلام را بازی می‌کنند و به جز گفتن چند کلمه و چند جمله که گاه از حفظ و زمانی فی البداهه بیان می شود و در مواردی خالی از اشتباه گفتاری، دستوری و واژگانی هم نیست کار دیگری انجام نمی دهند.

بعضی از مدیران رسانه در کشور ما هم مجریان تلویزیونی را هنوز با چوب گوینده اعلام می‌رانند، زمانی آن ها را در حد یک عنصر اضافی در یک برنامه تعریف می‌کنند و ضرورتی برای نظارت دقیق بر توانائی‌های زبانی، شخصیتی و رفتاری آن ها چه به هنگام گزینش و چه به هنگام سپردن عنان یک برنامه مهم به دست او نمی بینند. شاید به همین دلیل است که رسانه گاه اجازه می‌دهد هرکس با هر میزان معلومات و با هر مقدار حضور ذهن و سرعت انتقال و با هر مقدار ذخیره واژگانی جلوی دوربین بنشیند و سخن بگوید.

بد نیست بدانید که در انگلستان به مجری تلویزیونی لنگر برنامه (AnchorPerson) و در ایالات متحده امریکا تعدیل کننده Moderator)) می‌گویند. یعنی سنگینی وزن برنامه تلویزیونی روی دوش مجری است و این او است که ارتباط دهنده و متعادل کننده برنامه و بحث های جاری در یک برنامه مهم ملی است. این مجری است که همچون یک خلبان کارآزموده سفینه پر تلاطم یک برنامه مهم تلویزیونی را با محاسبه آثار آن هدایت می کند.

مجری تلویزیونی فقط در برنامه های تلویزیونی خاصی که صاحب مجری تعریف می شود حضور دارد. قرار نیست از او به عنوان گوینده اعلام برای چسباندن قسمت های مختلف برنامه استفاده شود. مجری تلویزیونی شخصیتی کاملا متفاوت از برخی از عناصر دیگر رسانه‌ای دارد. مجری تلویزیونی، چه آن روز که «گوینده اعلام» وجود داشت و چه امروز، صاحب تعریفی مشخص است که گویندگی فقط یکی از مسوولیت های متنوع و متعدد او است.

مجری تلویزیونی فقط گوینده ای نیست که بتواند چند جمله ادبی را خوب «دکلمه» کند و یا شعر شاعری را روخوانی کند و برای این که اشتباه نخواند چندین بار به دست‌نوشته جلوی رویش هم مراجعه کند. او کسی است که از بین چند میلیون داوطلب انتخاب می‌شود و مثلا در یک کشور پنجاه میلیونی حدود ده و شاید بیست مجری تلویزیونی خبره، تاثیر گذار و برجسته مورد نیاز باشد.

مجری تلویزیونی زبان مادری اش را به خوبی و با تسلط کامل می داند، نه در حد نظری و در مقیاس تحصیلات دانشگاهی، که در سطح کاربردی و بسیار بالاتر از آن. حجم قابل ملاحظه ای از ضرب المثل ها و کلمات قصار را می داند و در عین حال صاحب ذخیره واژگانی بسیار غنی است به گونه ای که با هوشمندی، حضور ذهن و آمادگی فراوان در موقع نیاز مناسب ترین و تاثیر گذارترین واژه را برای ادای منظور انتخاب کند و از «مِن و مِن» کردن، درنگ و نهایتا استفاده از کلمات غلط و نامانوس پرهیز می کند.

مجری تلویزیونی دارای اطلاعاتی متنوع، هرچند محدود در حوزه های مختلف است. او می تواند در باب اغلب موضوع هائی که در یک برنامه مطرح می شود با مطالعه قبلی و بدون ورود به عمق تخصصی آن بحث نکته‌ای و مطلبی بیان کند. مجری تلویزیونی با چنین  دانشی می تواند در بحث ها و گفت و گوهای تلویزیون فتح باب کند و بالاخره بتواند موضوعات را به خوبی هم ارتباط بدهد و از طرح مسائل، آمار و ارقام نادرست و انحرافی جلوگیری کند.

مجری تلویزیونی بعد از تجربه اغلب فعالیت های رسانه ای در طول یک مدت طولانی تبدیل به یک مجری خوب می شود. مجری تلویزیونی قبل از اجرای یک برنامه تلویزیونی سال ها خبرنگاری، نویسندگی، ویراستاری، تهیه کنندگی، برنامه سازی، حتی تصویربرداری، صدابرداری، تدوین و خیلی از این نوع تخصص ها را تجربه می کند وگرنه بدون این تجارب و بی آن که شناخت معقولی از رسانه و میزان تاثیرگذاری آن، کارکرد آن و انتظار مخاطب داشته باشد مجری خوبی نخواهد بود و برنامه خوبی را هم اجرا نخواهد کرد.

همچنین مجری تلویزیونی از علومی مثل جغرافیا، تاریخ، اقتصاد، فلسفه، جامعه شناسی و البته علوم جدید مانند فناوری اطلاعات و به خصوص یک زبان خارجی بهره مند است تا آن جا که اسم ها و واژگان علمی را به اشتباه تلفظ نکند، اظهار نظر نامربوط انجام ندهد و ... مجری تلویزیونی اهل مطالعه است. مطالعه روزانه و به روز بودن جزو ملزومات کار او است. او باید اطلاعات روز را در حد کافی در ذهن داشته باشد.

مجری تلویزیونی با درایت است، بهره هوشی بالائی دارد، روانشانسی مخاطب رسانه را می داند و در طول برنامه به تناسب نوع بحث و کیفیت برنامه نوسان رضایت و نارضایتی مخاطب را برآورد می‌کند. او درک درستی از مسائل سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی پیرامون خود دارد. اولویت های روز جامعه و مخاطبان خود را می‌شناسد و می‌تواند به بیانی بپردازد که بر ابهامات و سوالات مخاطب نیفزاید و بر عکس ابهامی را بزداید و درکی را تصحیح کند و مخاطبان را به همسوئی و همگنی هدایت کند.

مجری تلویزیونی بی مسوولیت نیست که ندانسته و یا به صورت تکلیفی سوالی مطرح کند، موضوعی را بیان کند و نداند این سوال چه پاسخی و آن موضوع چه پیامدهائی در پی خواهد داشت. مجری تلویزیونی عنصری خنثی هم نیست. برای احتراز از تبعات سخن خود جانب کم‌گوئی و حاشیه گوئی را نمی‌گیرد و از بیان صریح و مستدل آمار و اطلاعات درست طفره نمی‌رود.

شناخت بهتر مجری تلویزیونی و جایگاه او به بهتر شدن برنامه های گفت و گو محور، به خصوص برنامه های زنده و برنامه هائی که حضور مجری در آن ضرورت دارد کمک فراوان می کند. بی دلیل نیست برخی از مخاطبان فقط تعدادی از مجریان را باور می کنند و با برخی از مجریان ارتباط رسانه ای برقرار می کنند.

کد خبر 83811

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 0 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 2
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بدون نام IR ۰۵:۲۳ - ۱۳۸۹/۰۵/۲۳
    1 0
    مجري گري صدا وسيما شده سكوئي براي پرش.مثل آقاي رنجبر وديگران
  • بدون نام IR ۰۵:۵۹ - ۱۳۸۹/۰۵/۲۳
    1 0
    مجري گري صدا وسيما شده سكوئي براي پيشرفتبه سوي مديريتهاي عالي.مثل آقاي رنجبر و توكلي وديگران