۰ نفر
۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ - ۲۱:۴۴

محمد حسن شیخ الاسلامی

درخصوص تناسب عملیات تبلیغی و ترویجی سازمان صدا و سیما در شرایط انتخابات آتی ریاست جمهوری یکی از مواردی که سؤالات و ابهامات زیادی را برانگیخته است، گویا ناظران بر این باورند که افزایش مشارکت عمومی در کلیت خود موجب افزایش آراء یکی از جناح‌ها و کاهش مشارکت، به صورت خود به خود، موجب افزایش شانس یکی دیگر از کاندیداها خواهد بود و اینگونه قضاوت می‌کنند که سازمان با عدم تشویق مناسب مردم به شرکت در انتخابات، فرادستی یکی از نامزدها را جست‌وجو می‌کند.

داوری در مورد صحت و سقم این گذاره منوط به مرور برخی نظریه‌هاست. درخصوص میزان تأثیر‌گذاری رسانه‌ها در انتخابات نظرات متعددی وجود دارد که پاره‌ای از آنها بر وجه رسانه - فرستنده و پاره‌ای دیگر بر وجه مخاطب- گیرنده تأکید می‌ورزند. در وجه رسانه- فرستنده محور موضوع آن است که رسانه‌های خصوصی و دولتی بازتابی از منافع مالکان خود هستند و از این رو می‌کوشند مخاطبان را در رأی دادن در راستای منافع مالکان خویش مجاب کنند. گونه سوم رسانه‌ها یعنی رسانه‌های عمومی از یک نگاه مردم سالارانه بیشتر مورد امید است.

انتظار می‌رود رسانه‌هایی چون سازمان صدا و سیما که مالکیت عمومی دارند بازتاب منافع ملی یا آنچنان که در ادبیات سیاسی رایج امروز جامعه ما خوانده می‌شود بازتاب منافع کلیت نظام باشند. در وجه مخاطب - گیرنده رفتار انتخاباتی مردم را چهار نظریه اصلی تبیین کرده‌اند؛ نخست نظریه ایدئولوژیک که مبین آن است که مخاطبان آنگونه رأی می‌دهند که ایدئولوژی مسلط و گفتمان غایب ایجاب می‌کند. دوم نظریه گزینش عقلانی است که می‌گوید مخاطب به عنوان یک بازیگر عاقل و خردمند مجموعه‌ای از منافع را در سطح فرد، جامعه و ملت خردمندانه ارزیابی می‌کند و متناسب با آن رأی می‌دهد. نظریه سوم نظریه فرهنگی اجتماعی است که بر اساس آن رأی‌دهنده در بند شرایط فرهنگی و اجتماعی خویش است و بسته به آنکه در چه زمان، چه مکان، چه طبقه و خلاصه چه شرایط فرهنگی اجتماعی زیست می‌کند، رأی می‌دهد. نظریه چهارم رأی افراد ملت را تابع وابستگی حزبی آنان ارزیابی می‌کند و بنابراین برای رسانه نقش مستقل تعیین‌کننده‌ای قائل نیست.

بررسی محتوای مجموعه فعالیت‌های رسانه ملی در طول انتخابات‌های گذشته نشان می‌دهد که فعالیت تبلیغاتی، انتخاباتی سازمانی در سه مرحله سازماندهی می‌شود.

مرحله نخست مرحله تبیین انتخابات است که معمولاً 2 یا 3 ماه پیش از انتخابات کلید می‌خورد و در آن مواردی از جمله تاریخ و تقویم انتخابات، چگونگی برگزاری آن، اهمیت ویژه انتخابات و مواردی دیگری از این دست محور فعالیت رسانه ملی قرار می‌گیرد. مرحله دوم فعالیت سازمان صدا و سیما مرحله تبلیغ است که در آن سازمان به مثابه ابزار معرفی نامزدها عمل می‌کند و قرار است به صورتی کاملاً بی‌طرفانه به لحاظ کمی و کیفی در خدمت معرفی آنها قرار گیرد و مرحله سوم، مرحله آخر و مرحله تهییج است که در آن رسانه ملی فارغ از جانبداری یا معرفی می‌کوشد مردم را در سراسر کشور به مشارکت فعال وادارد و این رویدادی است که معمولاً انتظار داریم در 10 روز پایانی پیش از انتخابات انجام گیرد.

اینک می‌توان با پذیرش فرض سردی فضای انتخاباتی کشور، یا دست کم با پذیرش این فرض که این فضا به اندازه قابل انتظار گرم و آماده نیست برای رسانه ملی نیز سهمی در این رویداد قائل شد هر چند که یقیناً رسانه تنها عامل یا حتی مهمترین عامل این پدیده نیست. به نظر می‌رسد سازمان صداوسیما در مرحله تبیین و در آغاز مرحله تبلیغ متناسب با رویه سابق و نیز اهمیت انتخابات آتی ایفای نقش نکرده است. به نظر می‌رسد انتخابات آتی با انتخابات​های ریاست جمهوری پیشین از جهت هم سطحی نسبی نامزدها، چند قطبی بودن فضای سیاسی کشور و نیز این خصیصه بسیار مهم که برای نخستین بار مفاهیم اصولگرایی و اصلاح‌طلبی برای تبیین مواضع نامزدها و تأکید بر تمایزات فکری آنان کفایت نمی‌کند، متفاوت است. به نظر می‌رسد خود نامزد‌ها و نیز سازمان صدا و سیما از آفریدن برچسب‌هایی که بتواند به سرعت و به صورتی کاملاً قابل فهم تکلیف مواضع هر نامزد را برای توده مردم روشن کند، ناتوان بوده‌اند به نحوی که برای آحاد رأی‌دهندگان وجوه تمایز فکری و تفاوت دیدگاهی نامزدها چندان روشن نیست و این امر بر ابهام و بلاتکلیفی مردم افزوده است. از همین رو تصور می‌شود اکثریت قابل توجهی از رأی‌دهندگان تصمیم نهایی خود را در روزهای پایانی این ماراتن سرنوشت ساز خواهند گرفت.

استادیار دانشکده روابط بین‌الملل

کد خبر 8394

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 3 =