تفاوت اساسی ناشر دانشگاهی (آکادمیک) با ناشر غیردانشگاهی چیست؟
تصور میشود ناشر دانشگاهی 2 وظیفه مهم دارد یکی منعکس کردن آخرین دستاوردهایی که در علوم به طور کلی در جهان مطرح است و از این طریق وظیفه دومش شکل میگیرد؛ یعنی تشویق و ایجاد رغبت برای تحقیق در همه حوزههای علمی در میان نخبگان، متفکران، اندیشمندان و محققانی که در کشور وجود دارد. وقتی یک دانشگاهی یک استاد از طریق ناشر دانشگاهی با آخرین پدیدههای علمی و آکادمیک مواجه میشود و حس میکند اینها قابلیت انعکاس در سطح بینالمللی دارند تشویق میشود اگر فکر و اندیشهای نو در هر زمینهای دارد آن را عرضه کند. این عرضه کردن متقاضی دارد و بازار علم خریدار این افکار اندیشههاست. این دو وظیفه مجموعاً به این کمک میکند روح علمی و پژوهشی میان جوانان، محققان و تحصیلکردگان یک کشور بالغ شود. باروری پیدا کند شکی نیست اگر این امر رخ بدهد و یک نظام علمی و آکادمیک در میان پرورشیافتگان و تحصیلکردگان یک کشور نزج بگیرد و جایگزین شود، در این صورت به تمام ابعاد و شئونات مختلف آن کشور تسری پیدا میکند این امر ناشر دانشگاهی را از دیگر ناشران ممتاز میکند.
ناشران دیگر، تقیدی به نظام آکادمیک ندارند و ممکن است محصولات آنها جذاب باشند و مخاطب عام و فراوانی را جلب بکنند، ممکن است با شمارگان بسیار زیادی به چاپ برسند و از نظر اقتصادی برای یک ناشر خصوصی که ناچار است روی پای خود بایستد، مؤثر واقع شوند. اما باید پرسید غیر از اینکه نظر خواننده را جلب میکند چه تأثیر دیگری بر نظام فکری یک جامعه به جای میگذارد؛ ممکن است آثاری منتشر شوند که این آثار به جای اینکه نظام فکری را در میان مخاطب بیفزاید، نوعی تخیل لجامگسیخته را در آنها تقویت بکند. مانند اکثر رمانهایی که امروزه منتشر میشوند و طرفداران زیادی هم دارند، یا کتابهایی که بیشتر به عنوان سرگرمیاند تا اینکه فکر و اندیشه را بارور بکنند، پس میشود گفت ناشر دانشگاهی اگر واقعاً به مختصات ذاتی خودش وفادار باشد، رسالت عمیقی را میتواند در جامعه به عهده بگیرد.
به هر حال این قضیه دوسویه دارد. از آن طرف هم ناشران غیردانشگاهی میتواند به شما ایراد بگیرند که کتابهایتان جذاب نیست، مخاطب عام ندارد، مخاطب خاص هم چون مجبور است برای درس دانشگاهیاش کتاب را بخواند اقدام به خرید میکند، در نتیجه فروش و آمار و ارقام تیراژ و شمارگان آن نیز به همین دلیل بالا نیست برای نمونه بگویند آمار انتشار کتاب در انتشارات دانشگاه تهران چطور است؟
در سالهای گذشته تعداد کتابهای چاپ نخست در انتشارات دانشگاه تهران تقریباً به روزی یک کتاب رسید. ما امروز میتوانیم ادعا کنیم تقریباً روزی یک کتاب (البته روزهای کاری کشور و نه روزهای تعطیل ) یعنی حدود 250 عنوان کتاب را میتوانیم چاپ کنیم.
در مورد تجدید چاپ در سال گذشته ما تقریباً حدود 600 عنوان کتاب تجدیدچاپ داشتهایم. که این آمار جهشی در تجدیدچاپ تلقی میشود؛ به این دلیل که در گذشته حدود 120 عنوان کتاب در سال تجدید چاپ میشد و این جهش نتیجه بهبود معنیدار بازاریابی پخش و فروش آثار دانشگاه تهران است. اگر این امکان فراهم نمیشد، این مقدار از تجدید چاپ هم انجام نمیگرفت ما سال گذشته حدود 100 نمایندگی در سراسر کشور ایجاد کردهایم که این 100 نمایندگی به گونهای است که از هر عنوان کتاب هر کدام در وهله اول پنج نسخه را لازم است از دانشگاه تهران برای فروش تهیه بکنند . یعنی بلافاصله اگر کتابی چاپ شود، در همان لحظه اول 500 نسخه از آن این نمایندگان متقبل میشود و اگر اینها بازار داشته باشند به فروش بروند، متقاضی برای تجدید چاپ بالا میرود. به همین دلیل است که برخی کتابهای انتشارات دانشگاهی تهران به حدود 15 هزار تیراژ در هر نوبت رسیده است که البته این کتابها بیشتر کتابهای درسی مورد استفاده قشر وسیعی از دانشجویان کشور است.
سؤال بعدی هم همین مسئله نظام پخش آثار است چون کتابهای انتشارات دانشگاه تهران در اکثر کتابفروشیها پیدا نمیشود و حداقل برخی آثار خاص را به سختی میتوان پیدا کرد. این مشکل قرار است چگونه حل شود؟
تحولی در پخش دارد اتفاق میافتد و البته باید قبول کرد نمیتوان این کار را صرفاً در مدت یک سال تکمیل کرد و به کمال خودش رساند ولی اینکه ما الان توانستهایم این تعداد نمایندگی را در کشور به کتابهای دانشگاهی اختصاص بدهیم. نظر این نمایندگان را جلب کنیم خود قدم قابل توجهی است. اما باید بگوییم ما هنوز آن مقدار که مورد انتظارمان بوده است در کتابفروشیهای تهران، نتوانستهایم این کار را انجام دهیم و این پروژه بعدی ماست که بتوانیم تا حد ممکن نظر ناشران کتابفروشان تهران را جلب کنیم. فعلاً پیشرفت ما در سطح شهرستانهاست.
انتشارات دانشگاه تهران به دلیل قدمت و تأثیر مهم دانشگاه تهران، از جایگاه ویژهای برخوردار است. توجه متولیان و مقامات تصمیمگیرنده به این جایگاه ویژه و اموری چون اختصاص بودجه مناسب و حمایتهای جانبی تا چه حد بوده است؟
خوشبختانه رئیس محترم دانشگاه تهران فرهاد رهبر به انتشارات و رونق امر نشر در دانشگاه تهران توجه ویژهای دارد و تمام سازوکارهایی را که برای وسعت بخشیدن و تحصیل شدن امور مربوط به تولید و پخش و نشر کتابهای دانشگاه تهران لازم است با وسعت دید تأمین میکند و هر خواستهای که مؤسسه برای بهبود روندش داشته است، با استقبال دکتر رهبر عنوان مرجع اصلی تصمیمگیری در امور دانشگاه تهران مواجه شده است. از جمله قدمهای مهمی که با حمایت او برداشته شد تغییری است که براساسنامه انتشارات در سال گذشته انجام شد و در این اساسنامه تغییرات و تحولات خوبی انجام شد که این تغییرات محملی برای باز شدن دست انتشارات بود، برای اینکه کارهایی را با سرعت بیشتر و با نظارت دقیقتر و با ارزیابیهای بهتر انجام دهد. همه سازوکارها و لوازمی که برای بهبود این کار لازم است، در اساسنامه دیده شده است. اساسنامه قبلی محدودیتهای فراوانی داشت که مؤسسه مجبور بود آنها را بپذیرد و این محدودیتها سبب میشد اساتید و نویسندگان و مؤلفان دانشگاهی رغبت چنانی به سپردن نشرشان به انتشارات دانشگاه نداشته باشند. ولی با تغییر اساسنامه این امکان بیشتر فراهم شده است و ما امیدواریم اساتید دانشگاه تهران اگر نسبت به گذشته هم نوعی پیشداوری در این زمینهها دارند، کمکم با تغییراتی که مشاهده میکند، بتوانند راحتتر کتابهایشان را به اینجا بیاورند، مخصوصاً در حوزه علوم انسانی آنچنان که انتشارات دانشگاه تهران در گذشته آثار بسیار فاخری را در علوم انسانی، در ابعاد مختلف فرهنگ اسلامی، تفسیر، کلام، ادبیات، فلسفه ، منطق، روانشناسی و جامعهشناسی به عرصه فکر و اندیشه عرضه کرد ولی با تأسف با گذشت زمان این آثار دیگر به آن شکل تکرار نشد و ما امیدواریم بار دیگر تحولی رخ دهد و رفتهرفته نظر صاحبنظران جلب شود و مجدداً این کار در دانشگاه تهران رونق تازهای پیدا کند.
بنابراین پس از تغییر اساسنامه، سپردن آثار به انتشارات دانشگاه تهران چه مزیتی برای اساتید دارد؟
یکی از مشکلاتی که در گذشته وجود داشت، مسئله شورای انتشارات بود. این شورا مرکب از سی نفر از نمایندگان منتخب دانشکدههای دانشگاه تهران بود و هر ماه یک جلسه داشت و در آن جلسه کتابهایی که به انتشارات سپرده میشد، مورد بررسی قرار میگرفت و برای آنها تعیین داور میشد.
یکی از مشخصات کتابهایی که اینجا چاپ میشدند این است که باید فرآیند داوری را طی کنند و البته این از امتیازات کتابهای انتشارات دانشگاه تهران است. چون وقتی چند صاحبنظر کتابی را داوری میکند طبعاً نقاط ضعفی که ممکن است آن کتاب داشته باشد به مؤلفش تذکر داده میشود و او تغییرات لازم در آن کتاب اعمال میکند و این کتاب که از نظر علمی تأیید شده است، منتشر میشود که البته این روند در بقیه مؤسسات نشر دنبال نمیشود وقتی این شورا در سال، فقط نه جلسه تشکیل میداد، طبعاً تأخیر زیاد در تصویب یک کتاب و مراحل داوری آن اتفاق میافتاد به همین دلیل بعضی از نویسندگان و اساتید، از اینکه کتابشان در فرآیند بسیار طولانی تصویب داوری و اصلاح قرار میگرفت مکدر بودند و مایل بودند این مراحل خیلی سریعتر انجام شود. تغییر مهمی که در اساسنامه رخ داد این بود که آن شورای سینفره از نمایندگان به شش شورای تخصصی مبدل شد. این شوراها مرکب از شش بخش مربوط به هم است. مثلاً دانشکدههای حوزه فنی، علوم، علوم انسانی، علوم رفتاری و حوزه کشاورزی. شوراها تخصصی شد و به جای اینکه ماهی یک بار جلسه برگزار بشود، همه شوراها هر دو هفته یک بار جلسه دادند و بلافاصله کتابهایی را بررسی میکنند در هر حوزه به انتشارات عرضه شدهاند. همچنین فرآیند داوری به خاطر پیگیری حوزه تولید انتشارات حداکثر یک ماه تقلیل پیدا کرده است. در صورتی که در گذشته ممکن بود این داوری یک سال طول بکشد؛ یعنی این هم تسریع و هم تخصص شده است به این ترتیب وقتی کتاب یک استاد دانشگاه تهران در انتشارات این دانشگاه آرم دانشگاه تهران آنقدر اعتبار دارد که در ارتقای یک استاد تأثیر بسزایی داشته باشد در هیأت ممیزه دانشگاه تهران که امتیازات علمی و تحقیقی برای یک استاد قائل میشوند، کتابی که از آن استاد در انتشارات دانشگاه تهران منتشر شده باشد، واجد حداکثر امتیاز خواهد بود، در حالی که اگر همان کتاب را یک ناشر غیر چاپ کرده باشد ممکن است امتیازش به نصف یابد یک سوم هم تقلیل پیدا کند. این سازوکار برای استفاده مؤلفان از امتیاز نشر آثارشان در انتشارات دانشگاه تهران در نظر گرفته شده است.
هر چند امتیاز اخیر که گفتید امتیاز مهمی است، علاوه بر این امتیاز، نشر آثار در انتشارات دانشگاه تهران مزیت دیگری دارد؟
حق التألیفهایی که ما به نویسندگان بر حسب درجات دانشگاهیشان میدهیم، حق التالیفهای مناسبی است و همچنین استاد هم از اعتبار آرم دانشگاه تهران استفاده میکند و هم حقالتالیفی مناسب دریافت میکند و اگر کتاب درسی او کتابی باشد که با شمارگان زیاد منتشر بشود، هر بار که چاپ بشود، همان میزان حقالتالیف به او تعلق میگیرد.
پیش از بازنویسی اساسنامه انتشارات دانشگاه تهران، امکان سفارش مستقل کتاب برای تألیف یا ترجمه وجود نداشت؛ یعنی ما در انتشارات باید صبر میکردیم تا کتابی از خارج از مجموعه به ما سفارش داده شود. این امتیازی بود که بقیه ناشران به خاطر خصوصی بودن از آن بهره میبردند. اما اکنون با توجه به تخصصی شدن شوراهای داوری و انتخاب کتاب، اعضای این شوراها میتوانند کتب منتشر شده بینالمللی را به مؤسسه معرفی کنند. مؤسسه هم با توجه به اختیارات جدید میتواند رأساً برای سفارش ترجمه کتابها اقدام کند. حتی مؤسسه میتواند در حوزههای مختلف سفارش تألیف کتاب بدهد.
این هم باب دیگری است که پس از تغییر اساسنامه به روی انتشارات دانشگاه تهران گشوده شده است.
در سالهای اخیر، هنر کتابسازی و صنعت چاپ پیشرفتهای زیادی داشته است چرا کتابهای انتشارات دانشگاه تهران از منظر کتابسازی همپای کتابهای ناشران بخشهای دیگر نیست؟
فکر میکنم که اگر مقایسهای بین کتابهایی که اخیراً منتشر میشوند با کتابهایی که در گذشته چاپ شدهاند، بیاندازیم تغییر و تحول بسیاری میبینیم. اولاً برای همه کتابهایی که الان چاپ میشوند از بهترین کاغذ هشتاد گرمی استفاده میشود که در گذشته این طور نبود. ثانیاً الان طراحی روی جلد کتابها متمرکز است؛ طراحان ما با توجه به طرحهای یکپارچه هر رشته جلد کتاب را طراح میکنند. طراحی یکپارچه هم باز برای اولین بار است که انجام میگیرد. طراحی یکپارچه برای هر یک از گروههای علمی کتابها انتخاب شده است. مثلاً اگر کسی از دور نگاه کند متوجه میشود که این کتاب با این طراح در حوزه علوم فنی ، علوم پایه، پزشکی یا علوم انسانی است با طراحان ارتباط نزدیک دارد، مراحل طراحی با نظر و سلیقه خود مؤلف انجام میگیرد. ما امروزه برای جلد کتابها از مقوای گلاسه و سلفون استفاده میکنیم که این کار تأثیر واضحی بر کیفیت جلد و کاغذ داشته است. اما ناگفته نماند که امکانات ما در چاپخانه دانشگاه تهران امکاناتی قدیمی است از آنجایی که سیاست دانشگاه بها دادن بیشتر به اصل خصوصی سازی است، در دانشگاه تمایلی برای نوسازی چاپخانه و خرید دستگاههای جدید وجود ندارد بلکه روند چاپ کتاب در دانشگاه به سمت خصوصیسازی است، یعنی ما به تدریج به این سمت میرویم که کتابهایمان را به چاپخانههای خارج از دانشگاه تهران بسپاریم. گمان میرود اگر این کار به تدریج انجام بشود، کتابها را به چاپخانههایی سفارش دهیم که کیفیت کارشان بالاتر و دستگاههایشان مدرنتر است. اما از آنجا که تعداد عناوین و تیراژ کتابهای ما بسیار زیاد است، این کار دفعتاً امکانپذیر نیست و باید در طی چند سال اتفاق بیفتد ما باید چاپخانههایی را انتخاب کنیم که بتوانند با دانشگاه تهران کار بکنند، نیازها و انتظارات و توقعات انتشارات را برآورده کنند همکاری صمیمانه و منصفانهای با دانشگاه تهران داشته باشند.
اگر این روند به تدریج عملی شود، تحول بیشتری در کیفیت چاپ کتابها دیده میشود.
پدید آورندگان کتاب (اعم از مؤلف یا مترجم) برای همکاری با انتشارات دانشگاه تهران چه ویژگیهایی باید داشته باشند؟
ما در انتشارات دانشگاه تهران هم برای تألیف و هم برای ترجمه ضوابط به خصوصی داریم شوراهای اختصاصی با این ضوابط آشنایی دارند و کتابی را که عرضه میشود با این ضوابط میسنجند. اگر کتابی بخواهد با آرم دانشگاه تهران منتشر شود باید حتماً از طریق یک متخصص فن تألیف یا ترجمه شده باشد ما ترجمههای غیرتخصصی را برای انتشار نمیپذیریم. در مورد تألیف هم کتاب از استادی پذیرفته میشود که حداقل پنج نیمسال تحصیلی در آن رشته دانشگاهی تدریس کرده باشد. و این حداقل شرایط است و کسی که هنوز در آن رشته کار آموزشی خاصی انجام نداده است، طبعاً پختگی کافی برای تألیف کتاب در آن رشته را ندارد. اما با این وجود، استثناهایی هم وجود دارد، مثلاً اگر کسی سابقه تدریس نداشته باشد ولی اثرش از غنا و پختگی لازم برخوردار باشد که بتوان آن را یک کتاب تألیفی محسوب کرد، مؤسسه مانعی برایش ایجاد نمیکند بلکه در آن شورای تخصصی اگر تشخیص داده شد که این کتاب واجد شرایط است کتاب تأیید میشود، یعنی شورای تخصصی حق وتو دارد که در موارد خاص بتواند کتابی را تأیید کند.
طبعاً برای دانشجویان چنین امکانی وجود ندارد که بتوانند کتابشان را در انتشارات دانشگاه تهران منتشر کنند مگر اینکه آن دانشجو زیر نظر یک استاد کتابش را عرضه بکند؛ یعنی تأیید علمی یک استاد روی جلد حک بشود. این اتفاق میافتد و کتابهایی داریم که با نام چندین نویسنده منتشر میشوند که ممکن است بعضی از آنها در مرحله دانشجویی باشند.
آیا اساتید حتماً باید در دانشگاه تهران تدریس کنند؟
خیر اصلاً این شرط وجود ندارد اساتید میتوانند عضو هیأت علمی هر دانشگاهی باشند و دانشگاه تهران از کتابی که اساتید دانشگاههای دیگر عرضه کنند. بسیار استقبال میکند.
یکی از راهکارهای ارتقای جایگاه ناشران در جهان، تقویت روابط عمومی و ایجاد پلهای ارتباطی با مخاطبان است در انتشارات دانشگاه تهران چقدر به این موضوع اندیشیده شده است و چرا انتشارات دانشگاه تهران در رسانهها، حضوری کمرنگ دارد؟ از آنجا که مخاطبان انتشارات دانشگاه تهران صرفاً دانشجویان و افراد دانشگاهی نیستند، چه راهکاری برای ایجاد ارتباط با مخاطبان در نظر گرفته میشود؟
به نکته بسیار مهمی اشاره کردید یعنی پتانسیل علمی و تحقیقی که در اینجا وجود دارد و واقعاً در دانشگاه تهران در بالاترین سطح در کشور است باید با بحث رسانهای و تبلیغی توأم شود.
و این دو اگر هم دوش هم باشند این کار به معنای واقعی اثرگذار میشود ما در بعد تبلیغ هنوز نتوانستهایم همپای جنبههای علمی و تحقیقی پیش رویم.
در سال گذشته هشت کتاب از کتابهای این انتشارات به عنوان کتاب سال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انتخاب شد و این برای یک ناشر تقریباً رکورد بیسابقهای است این دستاورد، نتیجه همان دقت نظرهایی بود که در مسئله داوری این کتابها رخ داده است.
کتابهای برگزیده، کتابهایی بودهاند که واقعاً ارزش علمی و تحقیقی داشتهاند به نظر میآید که اگر ناشری به چنین توفیقی دست باید بیش از این در عرصه نشر مطرح باشد، اما متأسفانه ما هنوز نتوانستیم امر تبلیغ را به صورت جامع عمل کنیم. ما درصددیم این خلأ را هم پر کنیم و سازوکارهایی را طراحی میکنیم که این مشکل را هم به زودی برطرف کنیم.
با توجه به اینکه نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران خود عرصه مناسبی برای تبلیغ ناشران است نظرتان راجع به حضور ناشران دانشگاهی در این نمایشگاه چیست؟
گمان میکنم همان طور که ناشران دانشگاهی بینالمللی، مانند کمبریج و آکسفورد در نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران حضور دارند ناشران دانشگاهی داخلی هم باید حضوری پررنگ داشته باشند. انتشارات دانشگاه تهران هم در سالهای گذشته در این نمایشگاه به خوبی حاضر شده است به خاطر کیفیت چشمگیر محتوا در کتابهای انتشارات دانشگاه تهران بدون تبلیغات پرهزینه هر سال از غرفههای انتشارات دانشگاه تهران استقبال بسیار خوبی میشود و در سال گذشته هم به عنوان ناشر برگزیده دانشگاهی انتخاب شد. این استقبال به خاطر تنوع و تعدد عناوین عرضه شده است، به طوری که بسیاری از مخاطبان کتابهایی را که کتاب درسی سال بعدشان است. در سال گذشته تهیه کردهاند یعنی آنقدر محتوای کتابها جذاب و عرضه خوب بوده است که مخاطبان بسیاری به غرفه دانشگاه تهران مراجعه داشتهاند. به طوری که حتی بعضی روزها که تراکم جمعیت به طور عمومی در نمایشگاه کمتر بوده است غرفه دانشگاه تهران از بیشترین تراکم برخوردار بوده است و یکی از دلایل برگزیده شدنش هم همین تراکم دائمی غرفه است. همچنین به خاطر استقبال بسیار زیادی از محصولات انتشارات دانشگاه تهران فروش این انتشارات در مقایسه با نمایشگاه سال قبل صد درصد افزایش یافته است.
امسال هم مانند سال گذشته با عناوین بسیار زیاد و تازهای در نمایشگاه حضور داریم. همچنین به عناوین کتاب های گذشته خواهیم افزود. چاپخانه انتشارات دانشگاه تهران در ماههای گذشته با تمام ظرفیت برای حضور با طراوات در نمایشگاه مشغول به کار بوده است؛ این چاپخانه قبلاً یک شیفت کار میکرد، ولی در طول سال گذشته، ما با همکاری پیمانکاران چاپخانه سه شیفت کار متمرکز داشتهایم و همین ششصد عنوان تجدید چاپ، به خاطر همین کار شبانهروزی بوده است. امیدواریم امسال هم بتوانیم نظر مخاطبان خوب آثار دانشگاهی را جلب کنیم.
به نظر شما مشکلات ناشران دانشگاهی در این نمایشگاه چیست؟
یکی از مشکلات محلی است که برای هر غرفه در نظر میگیرند. امسال غرفه ما در موقعیتی قرار دارد که صد و پنجاه پله برای دسترسی به آن باید طی شود و ما نگران سلامتی مراجعان هستیم که باید ارتفاع قابل توجهی را طی بکنند و بعد ما مقادیر زیادی کتاب، این فاصله را دوباره برگردند که از این جهت واقعاً گلایه داریم که چرا دانشگاه تهران آن هم با این موقعیت، نتوانسته است مکان در خوری در نمایشگاه داشته باشد که به نفع دانشجویان، اساتید و صاحبنظران باشد.
درباره جدایی بخش ناشران دانشگاهی و عمومی چه نظری دارید؟ آیا با این جدایی موافقید؟
بنده اصلاً موافق نیستم این کار یعنی تفکیک حیث آکادمیک از حیث عمومی و این اصلاً به صلاح نیست. من موافق جدایی نیستم بلکه موافقم که ناشران دانشگاهی هم در همان عرصه عمومی عرضه بشوند. به دلیل اینکه مخاطب میآید و در جست و جوی کتاب است، در همان لحظه که عطش فراگیری در او شعلهور شده است، مواجهه با کتابهای آکادمیک برایش جذابتر است. از طرف دیگر دانشجویانی که برای کتابهای دانشگاهی میآیند، وقتی با کتابهای عمومی سر و کار پیدا میکنند، میتوانند به ابعاد مختلف دیگری هم توجه بکنند و کتابی تاریخی را هم میتوانند راحتتر تهیه کنند، این تفکیک اجازه نمیدهد مخاطب عام به راحتی وارد یک غرفه دانشگاهی شود، بلکه این مخاطب باید زحمتی را به خودش تحمیل کند و از عرصه عمومی وارد عرصه خاص بشود. من در این تفکیک، منطق قابل قبولی نمیبینم.




نظر شما