محمد رجبی

در یاد مرحوم دکتر سیروس ایزدی

سیروس ایزدی از افشای خطاهای خیانت‌بار برضد ایران و ایرانی پرهیز نکرد...*

همواره ترجیح می‌دهم که خواننده‌ آثار دکتر سیروس ایزدی باشم، چه ترجمه باشد و چه تألیف، به ویژه خاطره‌نگاری‌هایش. فرزانه‌ای صادق، صریح، سختکوش، شجاع، عدالت‌خواه، مردم‌دوست، انقلابی، میهن‌پرست، و سخت وفادار به هر که و هر چه خود را مدیون آن می‌داند.

با دانشی که از سه زبان روسی، آلمانی و انگلیسی اندوخته است، با فارسی‌نویسی سبک خاص خود، پیوسته دست‌اندرکار مطالعه و ترجمه است. ترجمه‌هایش بیشتر از منابع روسی است که او شور جوانی و دوران بالندگی خود را مدیون مهاجرت به آن سامان، در زمانی که کعبه‌ انقلاب‌های آزادی‌بخش ضد امپریالیستی آسیا و آفریقا و آمریکای لاتین بود، می‌داند. طبعاً گزیده‌های او بیشتر از آثار شرق‌شناسان وایران‌شناسان کشور شوراها بوده و هست؛ که هر مرام و مسلکی داشتند، انصافاً در مقام پژوهش‌های گسترده گروهی، گوی سبقت را از رقبای پرمدعای اروپایی و آمریکایی خود ربوده بودند. البته همیشه استثناءهایی در هر دو سو بوده و هست.

منابع آلمانی ایزدی، عمدتاً از آثار دانشمندان جمهوری دموکراتیک سابق آلمان (DDR)، نیز همسو و هماهنگ با منابع روسی او بوده و هست؛ چه امروز نیز با وجود وحدت دو بخش شرقی و غربی آلمان و نابودی ساختارهای سوسیالیستی بخش شرقی، از جمله در دانشگاه‌ها و مراکز علمی آن، هنوز میراث علمی آلمان دموکراتیک از افتخارات آلمان متحد به شمار می‌رود؛ چنانکه دانشگاه‌ها و مراکز علمی و تحقیقاتی و نظام آموزش و پرورش (DDR) مورد حسرت بسیاری از کشورهای سرمایه‌سالار در اروپا و آمریکا است. در عین حال، موارد استثناء‌ را نیز می‌بایست در نظر گرفت و قدر فرزانگان بزرگی در غرب آلمان را پاس داشت که آثار ماندگار و معتبری در شرق‌شناسی، به ویژه اسلام‌شناسی و ایران‌شناسی، بر جای نهاده‌اند؛ هر چند که امروز سنت و سیره‌ علمی آنها متروک مانده و بخصوص اسلام-شناسی و ایران‌شناسی در آلمان متحد با تأثیر از صهیونیسم از سویی و فاشیسم از سوی دیگر، آشکارا به ابتذال سیاسی متناسب با تبلیغات روزمره‌ احزاب و رسانه‌های وابسته به این جریان‌های نفوذی نیرومند کشانیده شده است. لذا تعجبی ندارد اگر خانم پروفسور آنه ماری شیمل، اسلام‌شناس و ایران شناس برجسته غریبانه می میرد و علیرغم انعکاس فراوان یاد و آثار او در سراسر جهان حتی در آمریکا، حد اقل بازتاب خبری در کشور محل زندگی او ملاحظه می‌شود؛ هر چند که او دارای یکصد جلد کتاب و برنده‌ جایزه‌ی صلح اتحادیه‌ ناشران آلمان نیز بوده است! همچنین است غربت برجستگان دیگری چون پروفسور فان.اس که نبوغ او در تحقیقات اسلام‌شناسی و خصوصاً شیعه‌شناسی مورد اتفاق همگان است و یا پروفسور فراگنر که با داشتن سمت ریاست گنگره‌ شرق‌شناسان آلمانی، میهن خود را به قصد اقامت و کار در اتریش، ‌ترک می‌گوید؛ و بالاخره اشتاین باخ، شخصیت برجسته‌ صاحبنظر در حوزه‌ اسلام و خاورمیانه، سکوت پیشه می‌کند.

به هر حال، ایزدی امروز کمتر منبع درخور ترجمه‌ای را که همسنگ کارهای سابق او باشد، در آلمان کنونی می یابد و چنین است وضعیت منابع انگلیسی زبان؛ چه متعلق به انگلستان باشد یا آمریکا و یا کانادا. این منابع بخش اندکی از ترجمه‌های ایزدی را تشکیل داده‌اند؛ زیرا گذشته از اپیدمی اخیر اسلام‌ستیزی و ایران هراسی در رسانه‌ها و مراکز علمی جهان غرب، اصولاً نحوه تحقیق و دیدگاه‌های تاریخی و فرهنگی آنها چندان مورد پذیرش طبع مشکل‌پسند و نظرگاه خاص او نیست.

با این همه، نزدیک به شصت اثر کوچک و بزرگ ترجمه و تألیف، نشان خامه‌ سیروس ایزدی را بر خود دارند که عموماً در حوزه‌ تاریخ، ادبیات و علوم انسانی هستند و هرگز نباید با آثار روانپزشکی و روانشناسی مترجم و نویسنده‌ دیگری به همین نام اشتباه شوند. خصیصه‌ آنچه به ایزدی مهتر مربوط است، همان‌هاست که در وصف شخصیت او گفتیم و در آثار او نیز همواره هویدا است : شور ایرانی‌گری، مردم‌دوستی، ضدیت با امپریالیسم، سرمایه داری و هر نوع بیگانه‌گرایی و تجزیه طلبی، که وی خلاف این همه را عین خیانت به ملک و ملت می‌داند.

نکته‌ جالبی که در شخصیت و آثار او ملاحظه می‌شود آن است که بر خلاف خیلی‌ها، دوری از وطن نه تنها آتش غیرت میهنی را در جوان مهاجر به کشور شوراها سرد نکرد، که همچون آتشفشانی پایدار در فورانی روزافزون جلوه‌گر ساخت؛ زیرا وی هرگز اعتقاد به انترناسیونالیسم را همچون جهان وطنی (کوسموپولیتیسم) فراماسون‌ها مایه‌ بی‌رنگ ساختن تعلقات ملی خود ننمود. او در این مورد با رفقای ایرانی و روسی خود اگر در موضعی دیگر بودند، هرگز سر سازش نداشت. مقالات، ‌یادداشت‌ها، پانویس بر ترجمه‌ها، ‌و به ویژه خاطره‌نویسی‌هایش گواه این حقیقت است.

البته در تأثیر مستقیم تعلیمات آکادمیک نظام آموزشی و علمی شوروی، که برای ما ایرانی‌ها قاعدتاً آشناست، نمی‌توان تردیدی در یادداشت‌ها و تألیفات ایزدی روا داشت و امری غیرمنتظره هم نیست؛ اما آنچه به ویژه در خاطره‌نویسی و مقالات، او را از دیگر همگنانش ممتاز و حتی بیگانه می‌نماید، پرهیز از هر نوع گرایش روسوفیلی رایج در بسیاری از همترازان سابق و لاحق اوست که حتی نسبت به روسیه تزاری و رژیم یهودی فعلی هم تعصب دارند و هیچ گونه خرده و ملامتی را بر گذشته و حال روسها برنمی‌تابند؛ همان طور که رقبای هموطن انگلوفیل و امریکوفیل و فرانکوفیل آنها نیز همین نوع احساسات را نسبت به قبله‌گاههای خویش داشته و دارند؛ و اگر بتوانند، آن را به شواهد فلسفی و علمی و تاریخی و ادبی و حتی آیات و روایاتی هم می‌آرایند! انتقاد شدید ایزدی از نامگذاری جعلی بخشی از قفقاز به «آذربایجان» که با نیات توسعه‌طلبانه از سوی نظام کشور میزبان او صورت گرفت، همواره ترجیع بند مقالات و پانویس‌ها و یادداشت‌های او بوده، و هرگز تحسین برخی از شئون نظام مورد پذیرش او، مانع از افشای این گونه خطاهای خیانت‌بار برضد ایران و ایرانی نبوده است. نیز چنین است بازگویی بسیاری از کژروی‌های هموطنانی که در آنجا داعیه سوسیالیسم و آزادی میهن خویش از چنگال امپریالیسم غرب را داشته‌اند ولی خود در چاه ویل دیگری گرفتار آمده و دیگرانی را نیز با خود فرو برده بودند. و باز چنین است روایت سرنوشت افرادی میهن‌دوست و اصیل که در آن دیار غریب، یعنی میهن بزرگ سوسیالیستی‌شان، با توطئه‌ی دشمنان ملک و ملت ما به جوخه‌های آتش سپرده شدند.

بازگویی این همه، از ایزدی شخصیت آزاده‌ای ساخته است که با آنهایی که پس از فروپاشی اتحاد شوروی، یک شبه از سوسیالیست دوآتشه به فاشیست آمریکایی و اروپایی و حتی فالانژ سلطنت‌‌طلب فرانکومآب تبدیل شدند، از آسمان تا زمین تفاوت دارد. از این رو، غریب نیست اگر برای آن کمونیست‌های قالبی دیروزی حمایت ایزدی از انقلاب اسلامی و سپس نظام نوخاسته‌ آن بسیار سنگین و غیرقابل هضم می‌آمد و از ادراک علت واقعی گرایش او که چیزی جز مردم‌دوستی و میهن‌پرستی وی نبود، آنچه آنها فقط ادعایش را داشتند، عاجز می‌ماندند. ایزدی که برای نخستین بار می‌دید در سرزمین مادری و آباء ‌و اجدادی‌اش سیاستی حاکم است که به امپریالیسم غرب و به هیچ قدرت دیگری باج نمی‌دهد و یکه و تنها با اتکای به ایمان جوانان غیورش بر تروریسم داخلی و هجوم همزمان زمینی و هوایی و دریایی خارجی فائق می‌آید و مرز و بوم نیاکان و نام تاریخی خلیج فارس را پاس می‌دارد، ‌هیچ درنگی را در حمایت آشکار از آن جایز نمی‌دانست.

طبعاً از سوی دیگرانی که برای پیشروی صدام در خاک وطنشان هورا می‌کشیدند و تروریست‌های داخلی همسو با صدام را نیروهای آزادی‌بخش می‌شمردند، تحمل این گرایش آسان نبود و طبق معمول و مرسوم‌شان با افترا و دشنام پاسخ داده می‌شد. ولی سیروس ایزدی با کارنامه‌ درخشان ده‌ها ترجمه و تألیف گرانسنگِ مرجع در مطالعات ادبی و تاریخی و سیاسی ایران معاصر، چنان شناخته بود که این گونه ژاژخایی مشتی بیکار و بیعار و بیسواد خارج‌نشین به جایی نرسد. از سوی دیگر، خود او نیز با ایمانی راستین و عشقی بی‌شائبه به ملک و ملت، والاتر از آن می نمود که در صدد پاسخگویی به چنان اباطیلی برآید. نتیجه آن شد که بی‌هنران فایده‌ای در ستیزه جویی ندیدند و حربه‌ای برّا در جدال جاهلانه‌ خود نیافتند و خیلی زود واپس نشستند.

ایزدی فرهیخته آنقدر بی‌نیاز از دفاع و حتی تمجید و تحسین است که هیچ گاه از غفلت مسئولان فرهنگی کشور خود که در بزرگداشت برخی قلمزنان برون مرزی، علیرغم کینه توزی و پیوستگی آشکارشان به ماسونیسم و دیگر پایگاههای امپریالیسم، از یکدیگر سبقت می گیرند تا درجه‌ تساهل و تسامح خود را نشان دهند، ولی خدمتگزاران برجسته و صدیقی چون او و امثال و اقرانش را در داخل و خارج نادیده می‌گیرند، خم به ابرو نمی‌آورد و بی‌اعتنا به این ظواهر زودگذر، به افق‌های دوردست تاریخِ پیشین و آتی ایران و جهان و به اعماق دوران حاضر می‌نگرد. او آگاهانه با دردمندی و غیرت می‌نویسد و بر دشمنان خارجی و داخلی مرز و بوم و مردم ایران، از گذشته تا امروز، غیورانه می‌تازد و البته سبک و سیاق متناسب با باور خویش را دارد و ضرورتی نمی‌بیند که برای خوش‌آمد این و آن، خود را با سلیقه و عقیده‌ دیگران تطبیق دهد.

*این یادداشت بخشی از مقدمه محمد رجبی بر کتاب منتشر نشده‌ «نگاشته‌هایی در باب تاریخ، زبان و فرهنگ ایران زمین» سیروس ایزدی است که در اختیار خبرآنلاین قرار گرفت.

کد مطلب 90406

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 16 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین