چندیاست که مسئله بازنشستهکردن اجباری اساتید دانشگاهها بدل به دغدغه مسئولان دانشگاهها و وزارت علوم شده است. مسئلهای که خواهناخواه فضای علمی و آکادمیک کشور درحال توسعهای چون ایران را تحتالشعاع خود قرار خواهد داد و این نکته در بلندمدت خود را بیشتر نشان خواهد داد. نکته مغفول در این میان فقر مزمن جامعه علمی و دانشگاهی کشور در این روند سیاسی و سیاسیکاری است. و جالبتر اینکه این روند تاثیر خود را بهمرور بر فضای علمی کشور تحمیل خواهد کرد و گریزی از آن نیست.
طبیعی است که در صورت ادامهیافتن چنین رویکردی باید با «تخصص» که مهمترین مولفه پیشرفت هر جامعهای است، خداحافظی کرد. طبعا در این مجال تنها میتوان به چند نکته آسیبشناختی اشاره داشت و چند مسئله را به مسئولان دانشگاهها و علیالخصوص مسئولان وزارت علوم یادآور شد: اساتید نمونه و مجرب و بیبدیل دانشگاهها از سرمایههای کشور محسوب میشوند و طبعا همین مسئولان خود بهتر میدانند که هیچکدام از این اساتید دغدغهای جز ارتقای سطح علمی دانشجویان ندارند و مهمتر از همه عقاید سیاسی آنها هیچدخلی به کار علمی ایشان ندارد.
نکته جالبتوجه در این میان اینجاست که متاسفانه سیستم آموزش عالی در ایران «استاد محور» است و این رویکرد سیاسی برخی مسئولان علمیکشور لطمات جبرانناپذیر خود را به کلیت جامعه تسری خواهد داد.
بررسی سوابق تاریخی هم نشان میدهد که برخورد سیاسی با اساتید و جریان علمی در کی جامعه، موجب عقبگرد جوامع شده است. علم به هیچوجه دولتی نخواهد شد و در مسیر یک جریان سیاسی قرار نخواهد گرفت.
در این میان ناگزیر این پرسش را باید مطرح کرد که آیا واقعا این بازنشستهسازی که از سوء مدیریت مسئولان ناشی میشود، سطح علمی دانشجویان و به تبع آن آینده این جغرافیا را تحتالشعاع قرار نخواهد داد؟ آیا با دانشجویانی که از سطح علمی پایینی بهدلیل نداشتن اساتید متخصص برخوردار هستند میتوان چشماندازی برای پیشرفت متصور بود؟
جامعه فاقد نیروهای متخصص ناخودآگاه به ورطه وابستگی از حیث علمی خواهد افتاد اگرچه در حوزه تخصصی من که فلسفههنر و زیبایی شناسیاست باید بگویم که در طی سالهای اخیر دانشگاههایی که در این حوزه به تربیت دانشجو میپردازند با فقر قابل ملاحظه اساتید برجسته مواجهاند و میباید برای رفع این معضل چارهای از سر تدبیر و نه سیاسیکاری و سیاسینگری اندیشید.
استاد هنر را چه به سیاسی کاری؟ و مهمتر اینکه کار علمی ربطی به عقاید سیاسیِ شخصی که (درصورت عدم تبلیغ برای یک گروه یا حزب و...)جزو حوزه خصوصی است ندارد. آقایان بهفکر جامعه علمی کشور باشند پیشاز آنکه لطمات جبرانناپذیر این سوء مدیریت دامن آینده این مرز و بوم را بگیرد خاصه در روزگاری که جهش دانشجویان برای یافتن مرزهای نوین علم و دانش، مرزی را نمی شناسد.
دکترای معرفتشناسی و مدرس زیباییشناسی




نظر شما