ایمان گودرزی؛ با پایان نیمفصل نخست لیگ برتر فوتبال ایران، زمان مناسبی فراهم شده تا عملکرد تیمها نهتنها در جدول ردهبندی، بلکه در حوزه نقلوانتقالات نیز مورد ارزیابی قرار گیرد. یکی از مهمترین بخشهای هر پنجره نقلوانتقالاتی، جذب بازیکنان خارجی است؛ بازیکنانی که معمولاً با هزینههای دلاری و انتظارات فنی بالا وارد فوتبال ایران میشوند، اما در بسیاری از موارد، خروجی آنها چیزی جز چند «صفر و یک» آماری نبوده است.
در پنجره تابستانی لیگ بیستوپنجم، باشگاههای مدعی بار دیگر به سراغ گزینههای خارجی رفتند تا با تقویت ترکیب خود، گام بلندی برای قهرمانی بردارند. با این حال، مرور عملکرد برخی از این بازیکنان در پایان نیمفصل نشان میدهد که بخش قابلتوجهی از این سرمایهگذاریها نهتنها ثمربخش نبوده، بلکه به یکی از نقاط ضعف تیمها تبدیل شده است.
پرسپولیس؛ هزینه بالا، بازده محدود
پرسپولیس بهعنوان یکی از فعالترین تیمها در بازار نقلوانتقالات خارجی، امید زیادی به جذب بازیکنان بینالمللی داشت. تیوی بیفوما یکی از این نامها بود؛ بازیکنی که با رزومهای قابلقبول به جمع سرخپوشان اضافه شد. با این حال، آمار او در نیمفصل نخست چندان چشمگیر نیست: ۱۱ بازی، ۶۴۲ دقیقه حضور در میدان، تنها یک گل و ۲ پاسگل. برای بازیکنی که قرار بود بار هجومی تیم را سبکتر کند، این آمار فاصله زیادی با انتظارات دارد.
در کنار بیفوما، سرژ اوریه نیز نتوانست نقش پررنگی در ترکیب پرسپولیس ایفا کند. مدافع نامآشنای سابق لیگهای اروپایی در ۵ بازی و ۲۶۸ دقیقه حضور، نهتنها تأثیر هجومی نداشت، بلکه حتی در ساختار دفاعی نیز آنطور که باید، به تیم کمک نکرد. بدون گل و پاسگل، اوریه یکی از خریدهایی بود که بیش از هر چیز، نامش بزرگتر از عملکردش ظاهر شد.

استقلال؛ خارجیهایی که دیده نشدند
استقلال نیز از جمله تیمهایی بود که با جذب بازیکنان خارجی به دنبال جبران نقاط ضعف خود رفت. اما عملکرد موسی جنپو یکی از ناامیدکنندهترین نمونهها در نیمفصل نخست بود. این بازیکن در ۱۱ بازی تنها ۱۵۰ دقیقه فرصت حضور در میدان پیدا کرد؛ آماری که نشاندهنده عدم اعتماد کادر فنی به اوست. بدون گل و پاسگل، جنپو عملاً به مهرهای کماثر در ترکیب آبیها تبدیل شد.
داکنز نازون دیگر خارجی استقلال، اگرچه دقایق بیشتری بازی کرد، اما خروجی او نیز چندان رضایتبخش نبود. ۱۴ بازی، ۵۹۶ دقیقه حضور، تنها یک گل و یک پاسگل، آماری نیست که بتواند انتظارات از یک مهاجم یا بازیکن تهاجمی خارجی را برآورده کند. نازون نیز مانند بسیاری از خریدهای خارجی سالهای اخیر استقلال، نتوانست تفاوت محسوسی در خط حمله ایجاد کند.

سپاهان؛ فاصله زیاد تا استاندارد مدعیان
سپاهان که همواره بهعنوان یکی از تیمهای مدعی قهرمانی شناخته میشود، در این فصل نیز به سراغ گزینههای خارجی رفت. با این حال، عملکرد گولسیانی در حد انتظار نبود. این بازیکن تنها در ۲ بازی و ۱۶۶ دقیقه به میدان رفت و بدون ثبت گل یا پاسگل، عملاً تأثیر خاصی در ترکیب طلاییپوشان نداشت.
ایوان سانچز دیگر خرید خارجی سپاهان، از نظر تعداد بازی شرایط بهتری داشت. ۱۶ بازی و ۱۰۵۱ دقیقه حضور نشان میدهد که کادر فنی به او اعتماد داشته، اما خروجی فنی سانچز نیز محدود به تنها یک پاسگل بوده است. برای تیمی که در کورس قهرمانی قرار دارد، چنین آماری از یک بازیکن خارجی، فاصله زیادی با استانداردهای مورد انتظار دارد.

تراکتور؛ بازی زیاد، اثر کم
تراکتور شاید بیشترین استفاده را از برخی بازیکنان خارجی خود کرده باشد، اما این استفاده الزاماً به معنای کیفیت بالا نیست. تیبر هالیلوویچ در ۲۲ بازی و ۱۵۲۱ دقیقه حضور، تنها ۲ پاسگل به ثبت رسانده است. اگرچه دقایق بازی او قابلتوجه است، اما تأثیرگذاریاش در فاز هجومی و جریانسازی تیم، چندان پررنگ نبوده است.
در سوی دیگر، مارکو یوهانسن با تنها یک بازی و ۹۰ دقیقه حضور، یک گل خورده را در کارنامه ثبت کرده است.

نگاهی به این آمارها نشان میدهد که مشکل خریدهای خارجی بیکیفیت همچنان گریبانگیر فوتبال ایران است. هزینههای دلاری، سهمیههای محدود خارجی و انتظارات بالای هواداران، همگی ایجاب میکنند که باشگاهها با دقت بیشتری در این مسیر قدم بردارند. با این حال، نیمفصل نخست لیگ بیستوپنجم بار دیگر ثابت کرد که صرفِ خارجی بودن یک بازیکن، تضمینی برای کیفیت و تأثیرگذاری نیست.
شاید وقت آن رسیده باشد که باشگاههای ایرانی بهجای نامها و رزومههای ظاهری، تمرکز بیشتری بر تحلیل فنی، تطابق با فوتبال ایران و نیازهای واقعی تیم داشته باشند؛ در غیر این صورت، داستان «چند صفر و یک اعصابخردکن» در پنجرههای نقلوانتقالاتی آینده نیز تکرار خواهد شد.
۲۵۱۲۵۶





نظر شما