به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، سال ۱۴۰۴ برای خاورمیانه با تنشهای تازه نظامی همراه شد؛ ابتدا در جریان درگیریهایی که رسانهها آن را «جنگ ۱۲ روزه» نامیدند، حملاتی از سوی اسرائیل علیه اهدافی در ایران انجام شد که نگرانیها درباره گسترش درگیری در منطقه را افزایش داد. در ادامه سال و در یک هفته اخیر نیز، دور جدیدی از حملات توسط آمریکا و اسرائیل علیه ایران رخ داد که بار دیگر دامنه نگرانیها درباره تنشها و بیثباتی منطقهای را تشدید کرد.
این رخدادها بار دیگر توجه جهانی را به این واقعیت جلب کرده است که آمریکا در طول یک قرن گذشته آغازگر بسیاری از جنگها بوده و تأثیرات اقتصادی، انسانی و ژئوپلیتیکی گستردهای برجای گذاشته است.
این جنگها نه تنها ساختار سیاسی کشورها را تغییر دادهاند، بلکه اقتصاد کشورها را نیز با شوکهای عظیم مواجه کردهاند.
براساس پروژه Costs of War دانشگاه براون، هزینههای ناشی از جنگها و عملیات نظامی آمریکا طی دو دهه گذشته به هزاران میلیارد دلار رسیده و فشار اقتصادی گستردهای بر بودجه دولت و اقتصاد جهانی وارد کرده است؛ به طوری که مجموع هزینه این جنگها، از جمله جنگهای پس از ۱۱ سپتامبر، به حدود ۸ تریلیون دلار میرسد، رقمی که شامل هزینه عملیات نظامی، بازسازی مناطق جنگی، مراقبتهای درمانی از کهنهسربازان و بهره بدهیهای ناشی از تأمین مالی این درگیریها است.
تاریخ جنگهای آمریکا نشان میدهد حتی پیش از قرن بیستویکم نیز این کشور با هزینههای سنگین نظامی مواجه بوده است. جنگ جهانی دوم برای آمریکا بیش از ۴ تریلیون دلار هزینه داشت و بیش از ۳۰ درصد تولید ناخالص داخلی در اوج آن صرف هزینههای نظامی شد، ابعادی که اقتصاد کشور را برای دههها تحت تأثیر قرار داد. جنگ جهانی اول بیش از ۳۳۰ میلیارد دلار، جنگ کره بیش از ۳۴۰ میلیارد دلار و جنگ ویتنام بیش از ۷۳۰ میلیارد دلار برای واشنگتن بار مالی ایجاد کردند؛ اعدادی که نشان میدهد بار مالی جنگها پیش از قرن بیستویکم نیز برای آمریکا قابل توجه بوده است.
اما حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه و آسیای جنوب غربی از سال ۲۰۰۱ تاکنون ابعاد تازهای یافته است. پس از حملات ۱۱ سپتامبر، واشنگتن وارد جنگهای گستردهای در افغانستان و عراق شد که هر دو از پرهزینهترین درگیریهای تاریخ این کشور هستند.
جنگ افغانستان که نزدیک به دو دهه ادامه داشت بیش از ۲.۳ تریلیون دلار برای آمریکا هزینه داشت، بخشی از این بودجه صرف عملیات نظامی، آموزش نیروهای امنیتی و بازسازی زیرساختها شد.
در عراق نیز مجموع هزینهها برای دولت آمریکا نزدیک به ۲.۱ تا ۲.۲ تریلیون دلار بود. این هزینههای نظامی بخش مهمی از بدهی عمومی آمریکا را تحت فشار قرار داده است. برخلاف جنگهای پیشین که با افزایش مالیات یا بسیج منابع داخلی پوشش داده میشدند، بسیاری از جنگهای قرن بیستویکم از طریق استقراض و انتشار اوراق قرضه دولتی تأمین شدهاند.
پرداخت بهره این بدهیها بار مالی سنگینی بر بودجه کشور وارد کرده و توان دولت را برای سرمایهگذاری در بخشهای دیگر مانند بهداشت، آموزش و زیرساختها کاهش داده است. برآورد میشود هزینه مراقبتهای درمانی و حمایت از کهنهسربازان این جنگها تا سال ۲۰۵۰ بیش از ۲.۲ تریلیون دلار دیگر به بودجه دولت تحمیل کند.
جنگها همچنین اثرات گستردهای بر بازار انرژی جهانی داشتهاند. درگیریها در خاورمیانه بهخصوص در سالهای اخیر بارها با افزایش قیمت نفت همراه بوده است، موضوعی که هزینههای تولید و حملونقل را در سطح جهانی افزایش داده و فشار تورمی افزوده بر اقتصادهای توسعهیافته و در حال توسعه را تشدید کرده است. افزایش قیمت انرژی نه تنها بر مصرفکنندگان تأثیر گذاشته، بلکه هزینههای تولید برای صنایع مختلف را بالا برده و توان رقابتی کشورها را کاهش داده است.
از سوی دیگر، در دوران جنگ نوسان در بازارهای جهانی افزایش مییابد. سرمایهگذاران در زمان نااطمینانی و درگیریهای نظامی به داراییهای امن مانند طلا و اوراق قرضه دولتی روی میآورند، موضوعی که باعث افزایش نوسان و کاهش سرمایهگذاریهای بلندمدت در بازارهای سهام میشود. این الگو در بسیاری از جنگهای قرن بیستویکم به چشم خورده که اقتصادهای جهانی را با چالشهای جدید مواجه کرده است.
جنگها همچنین باعث رشد و سوددهی صنایع خاصی شدهاند. شرکتهای بزرگ تولید تجهیزات نظامی و دفاعی سهم قابل توجهی از بودجههای نظامی آمریکا را از آن خود کردهاند. در دورهای پنجساله، بیش از ۲.۴ تریلیون دلار از سوی وزارت دفاع آمریکا در قالب قراردادهای نظامی به شرکتهای خصوصی پرداخت شده است، رقمی که بخش عظیمی از بودجه دفاعی این کشور را تشکیل میدهد و نقش پررنگی در سوددهی این صنایع داشته است.
ابعاد انسانی جنگها نیز بسیار گسترده است. در طول دو دهه اخیر، نزدیک به ۹۰۰ هزار نفر در نتیجه خشونتهای نظامی جان خود را از دست دادهاند و میلیونها نفر دیگر آواره شدهاند. این آمار انسانی نشان میدهد هزینه جنگها بهمراتب فراتر از اعداد مالی است و پیامدهای اجتماعی، روانی و فرهنگی آنها تا دههها ادامه دارد.
جنگها همچنین باعث افزایش بودجه نظامی سایر کشورها شدهاند. کشورهایی که در موقعیتهای ژئوپلیتیکی حساس قرار دارند یا بخشی از اتحادهای نظامی بزرگ هستند، برای مقابله با تهدیدات و افزایش توان دفاعی خود مجبور به افزایش بودجه نظامی شدند؛ موضوعی که بار مالی بیشتری بر اقتصادهای کوچک و متوسط وارد کرده و منابع مالی آنها را از بخشهای توسعه اقتصادی دور کرده است.
تنشهای اخیر در سال ۱۴۰۴ میان آمریکا، اسرائیل و ایران بار دیگر نشان داد که جنگها همچنان بخش مهمی از سیاست خارجی و رقابت قدرتهای جهانی هستند. هزینههای میلیارد دلاری، افزایش بدهی عمومی، فشار تورمی و اثرات ناپایدار بر بازارهای جهانی بخشی از نتایج اقتصادی این درگیریهاست که حتی سالها پس از پایان رسمی عملیات نظامی نیز ادامه دارد.
تجربه یک قرن گذشته نشان داده است که جنگها ترکیبی از پیامدهای سیاسی، انسانی و اقتصادی هستند. آمریکا با آغاز یا مشارکت در بسیاری از جنگها، هزینههای سنگینی بر اقتصاد خود و اقتصاد جهانی تحمیل کرده است و این هزینهها حتی پس از پایان رسمی جنگها نیز ادامه دارد. در شرایطی که جهان با بحرانهای بدهی، تورم و بیثباتی اقتصادی مواجه است، ادامه تنشهای نظامی میتواند فشارهای مالی و اجتماعی را تشدید کند و مسیر رشد اقتصادی را با ابهام بیشتری روبهرو سازد.
۲۲۳۲۲۴






نظر شما