کیومرث هاشمی؛ با نزدیک شدن به جام جهانی ۲۰۲۶ که قرار است به میزبانی مشترک آمریکا، مکزیک و کانادا برگزار شود، یک پرسشِ راهبردی در ذهنِ اهالی فوتبال و افکار عمومی شکل گرفته است: «آیا تنشهای سیاسی میان تهران و واشنگتن، سدِ راهِ حضور تیم ملی ایران در آمریکا خواهد شد؟» اگرچه تجربه نشان داده که FIFA همواره تلاش کرده تا سیاست را از مستطیل سبز دور نگه دارد، اما سادهانگاری است اگر تصور کنیم میزبانیِ آمریکا، شرایطی «معمول» برای تیم ملی ایران خواهد بود.
ضرورتِ آمادگی؛ نگاهی دو سویه
این یک واقعیتِ انکارناپذیر است که اعتبارِ FIFA به حضور تمامی تیمهای راه یافته بستگی دارد. اما نکتهی کلیدی که کمتر به آن توجه شده این است که این نگرانی، صرفاً «یکطرفه» نیست. اگرچه ایران دغدغه حضور دارد، اما FIFA و میزبانانِ جام جهانی نیز به همان اندازه نگرانِ «پذیرشِ عمومی» و «اعتبارِ جهانیِ» این تورنمنت هستند.
محرومیت یا غیبتِ یکی از تیمهای راه یافته به هر بهانه سیاسی، «مشروعیتِ بینالمللی» FIFA را زیر سؤال میبرد و میزبان را در نگاهِ افکار عمومیِ جهان به عنوان بازیگری سیاسی جلوه میدهد که اصولِ «بیطرفیِ ورزشی» را قربانی کرده است. این، یک «بازیِ برد-برد» برای برگزاریِ بیدغدغه و یک «بازیِ باخت-باخت» در صورتِ بروز تنش است. بنابراین، ایران نه تنها یک شرکتکننده، بلکه یکی از اضلاعِ اعتباربخشِ این مسابقات است و باید از این «وزنِ حقوقی» و «اهرمِ فشاری» که در اختیار دارد، هوشمندانه استفاده کند. ما نباید در نقش «تماشاچیِ منفعل» ظاهر شویم؛ فوتبال ایران امروز نیازمند گذار از «دیپلماسیِ واکنشی» به «دیپلماسیِ فعال» است.
نقشه راه؛ از حرف تا عمل
برای مدیران ورزش و فدراسیون فوتبال، زمانِ آن رسیده که «کمیته ویژه دیپلماسی ۲۰۲۶» را با محورهای زیر تشکیل دهند:
۱. مدیریتِ کلام و انضباطِ رسانهای: اولین گام در دیپلماسیِ حرفهای، «سکوتِ هوشمندانه» است. اظهارنظرهای احساسی و تند، بهانهای به دست طرف مقابل میدهد تا از آن به عنوان «مستمسکی سیاسی» استفاده کنند. ما باید انضباطِ رسانهای را در دستور کار قرار دهیم. تمرکز باید صرفاً بر «حقِ ورزشی» ما باشد، نه ورود به بازیهای سیاسیِ میزبان.
۲. دیپلماسیِ ائتلافی: رایزنی با سایر فدراسیونهای آسیایی و جهانی برای ایجاد یک «توافقنامه نانوشته» جهتِ تضمین عدم دخالت سیاست در میزبانیهای ورزشی، یک ضرورت است.
۳. لابیگریِ مستقیم با کمیتههای نظارتی: نیاز است تیمی متشکل از متخصصانِ حقوقِ بینالملل ورزش، ارتباطی مستقیم با «کمیته نظارت بر میزبانی فیفا» برقرار کرده و تضمینهای امنیتی و لجستیکی را به طور مستمر دریافت کنند.
۴. پیشدستی در «امنیتِ برند»: ما باید سناریوهای مختلف – از کارشکنی در صدور ویزا تا ایجاد حواشیِ امنیتی – را تدوین کرده و برای هر کدام یک «پاسخِ از پیش طراحیشده» در سطحِ رسانههای جهانی داشته باشیم. اگر میزبان بداند که ایران «نقشهِ حقوقی» مشخصی برای هرگونه کارشکنی دارد، هزینه سیاسیِ این اقدام برای آنها به شدت افزایش خواهد یافت.
۵. استفاده از اهرمِ حقوقی: فدراسیون فوتبال باید در مذاکراتِ پشتپرده به صراحت این پیام را منتقل کند که هرگونه اخلال در حضور تیم، نقضِ مستقیم حقوقِ تجاری و سهمِ ایران از درآمدهای جام جهانی است؛ مسیری که میتواند به شکایتهای سنگین در دادگاه عالی ورزش (CAS) منجر شود.
فوتبال؛ نبض امید در جامعه
نباید فراموش کرد که جام جهانی، بزرگترین «بستهی شادیآفرین» برای ملتهاست. در شرایطی که جامعه نیازمندِ تزریقِ امید است، حضور تیم ملی ایران در جام جهانی ۲۰۲۶، پتانسیلِ آن را دارد که قلبِ میلیونها ایرانی را در کنار هم بتپاند. صعود به این جام، به معنای پرچمداریِ غرورِ ملی است. ما نباید اجازه دهیم بازیهای سیاسی ترامپ، حقِ مسلمِ یک ملت برای لذت بردن از دستاوردهای ورزشیِ فرزندانشان را سلب کند. شادیِ حاصل از هر گلِ تیم ملی، ارزشی است که باید با تمام توان از آن صیانت کرد.
کلام آخر
جام جهانی ۲۰۲۶ در زمینِ حریف برگزار میشود. نباید اجازه داد «سیاستِ آنها» بر «تیم ما» غلبه کند. «جسارت در دیپلماسی» و «خویشتنداری در بیان»، امروز به اندازه «جسارت در زمین مسابقه» برای فوتبال ایران حیاتی است. از مدیرانِ محترمِ ورزش انتظار میرود که با بهرهگیری از تمامی ظرفیتهای دیپلماتیک، رویکردی پیشدستانه و فعال را در دستور کار قرار دهند. تیم ملی ایران بیش از هر زمان دیگری به یک «پشتیبانیِ دیپلماتیکِ حرفهای و ساختارمند» نیاز دارد، نه فقط تدارکاتِ فنی برای تمرین و بازی.»
این جام جهانی، آزمونِ بزرگِ دیپلماسی ورزشیِ ایران است؛ آزمونی که اگر از همین امروز با تدبیر و آرامش برای آن برنامهریزی نکنیم، میتواند رویاهای ملیپوشان و میلیونها هوادار را به حاشیه ببرد.




نظر شما