انصاری: عراق تنها با یک صدا آرام می‌گیرد

تاریخ نگار مشهور عراق در کافه خبر خبرآنلاین ریشه تظاهرات عراق و پشت پرده آن را به تفصیل تشریح و بررسی کرده و معتقد است مسولان از جوان هایی که حکیم ها و صدام ها را نمی شناسند غافل شدند.

زهره نوروزپور- مهسا مژدهی: عادل عبدالمهدی نخست وزیر عراق پس از شدت گرفتن اعتراضات و حجم بالای خونریزی های بسیار و پس از بیانیه آیت الله سیستانی مرجع عالیقدر عراق، استعفا داد. اما استعفای او مرهی بر آرام شدن اعتراضات نشد. بلکه از آن روز اعتراضات بیشتر هم شد و حتی روز جمعه در بغداد یکی از خونین ترین روزهای این کشور بود. 

عمده مطلبی که این روها از تظاهرات مردم عراق شنیده و دیده می شود شعارهای تند علیه ایران است. وضعیتی که نشان می دهد این مردم همسایه غربی شان را نمی خواهند! دکتر هادی انصاری نویسنده تاریخ عراق وعضو فرهنگستان علوم پزشکی ایران در کافه خبر میهمان خبرآنلاین بود و ریشه این اتفاق را برای ما تشریح کرد که در ادامه مشروح آن را می خوانیم:


یک مساله ای که این روزها خیلی در رسان های منطقه بولد شده این است که عراقی ها شعارهای تندی علیه ایران سر می دهند، ایا این وضعیت کارشکنی میان دو کشور است یا یک ریشه تاریخی دارد ؟ و در نهایت اینکه چرا عراق هیچوقت ارامش ندارد؟
اگر اجازه بدید من ابتدا یک به اصطلاح صحبت ها و اطلاعاتی را راجع به شرایط عراق در منطقه در یک قرن و نیم گذشته را عنوان کنم. به هر حال می دانید که، عراق در طول دوران، حداقل از دوران صفویه به بعد همیشه در حال اشغال از سوی  ایران یا عثمانی ها بوده است. یعنی عثمانی ها دست بر عراق می گذاشتند و عراق را می گرفتند. تا قبل از دوران دیلیمیان، جلایریان و همه این حکومت ها این موضوع وجود داشت. از قرن چهارم که عضدالدوله دیلمی قدرتمندترین دولت شیعه در عراق را بنیان نهاد، حدود شصت سال در عراق به این شکل بود که با وجود خلیفه عباسی قدرت در دست عضدالدوله ومعزً الدوله وخاندانشان بود و حکومت را در عراق برعهده و در اختیار داشتند، به حدی که جالب است به شما بگویم مراسم عاشورا و تعطیلی رسمی عاشورا و سیه پوش شدن بغداد پایتخت خلیفه عباسی ، همه این ها  از دوران عضدالدوله بود که شیعه بود. او لباس مشکی پوشید و موی افشان کرد و به خیابان آمد و در نتیجه هم تمام افراد و مردم از آن پیروی کردند و او انقدر زیبا عمل کرده بود که حتی اهل تسنن هم در رخداد عاشورا همه امدند وشرکت کردند.

به هرحال اینکه عراق تا دوران صفویه تقریبا به طور کامل در اختیار ایران بود و از آن به بعد مطالبی به وجود آمد. در دوران صفویه شاه اسماعیل آمد و عراق را گرفت تا در زمان سلطان مراد عثمانی در سال 1040، عراق کاملا از دست حکومت ایران و دولت هایی که حاکم بر منطقه و من جمله عراق بودند، کوتاه شد و از این پس بود که به اصطلاح دیگر درگیری آنچنانی وجود نداشت. البته نادر هم آمد و عراق را گرفت اما در نهایت در زمان سلطان مراد عثمانی بود که دیگر عراق کاملا در اختیار دولت عثمانی ها قرار گرفت.
این را از این جهت عرض کردم که ما در طول دوران هزار ساله ، عراق همیشه در یک صحنه این دست به آن دست شدن بود. به خصوص بعد از صفویه و دلیلش هم وجود اعتاب مقدسه در عراق بوده است . عراق را برای خیراتش ایرانی ها نمی خواستند. ایرانی ها چون عاشق و دلباخته اهل بیت هستند به دنبال این بودند که عراق را هم در اختیارشان باشد و مردم هم بتوانند از اعتاب مقدسه استفاده کنند و زیارت کنند. همانطور این ملًت عراق بودند که تمایل داشتند خود را از ایران جدا نسازند! زیرا فرهنگ ومذهب اغلب مردم عراق با ایران ، همخوانی داشت.

در آن وقت هم دولت بریتانیا و سیاست استعماری که دنیا را در اختیار داشت به گونه ای عمل می کرد و نمی گذاشت. دلشان می خواست که این گستردگی ایران روز به روز کوچک تر شود. همانطور که در قرارداد ترکمنچای و خیلی از این اتفاقاتی که رخ داد متاسفانه ما بخش های زیادی از سرزمین پهناور ایران را از دست دادیم و به هر حال در دوران قاجاریه بود که این محدوده و حدود فعلی کنونی ایران را ما با کشورهای اطرافمان ترسیم شد. وقتی هم مراجعه بکنیم می بینیم که تمام اینها دست های استعماری بوده برای اینکه تمام این منطقه را هرچه می شود کوچکتر کنند. حتی قبایلی که وجود دارند. مثلا شما فکر می کنید که در ایران ما یک بخش ترک نژادهارا داریم یک بخش عرب نژادها را و یک بخش کردها را داریم. همه اینها را در زمانهای مختلف سعی کردند مشکل ایجاد کنند. در بخش هایی در تاریخ داریم که چگونه این ها می خواستند با فتنه هایی که ایجاد کردند یک پارچگی ملت را از بین ببرند.

اما همیشه سرمداران سیاسی کشور از یک سو و بعد هم مردم ایران و ملت ایران از سوی دیگر نمی گذاشتند. در طول چند قرن گذشته می بینیم که با یک درایت فوق العاده ای اقوام مختلف به زیبایی در کنار یکدیگر زندگی کردند. ما الان وقتی با یک کرد می نشینیم نگاهمان این نیست که با یک«کرد» نشسته ایم. نگاه مان این است که یک هموطن ما که کرد است یا ترک است یا بلوچ است ، نشسته ایم. این فرهنگ قدرتمند نتیجه عقل و درایت سرمداران سیاسی است و به ویژه نقش حوزه و نقش علما را در این زمینه نباید نادیده بگیریم. چون سیاسیون گاه به عللی پول گرفته و یا خریداری می شدند و اجانب و بیگانگان می توانستند از این بخش بهره برداری کنند. اما تنها گروهی که در طول تاریخ تا الان ما شخصیت های مهم در حوزه سراغ داریم، شما نمی توانید بگردید و کسی را پیدا کنید که شخصیتی در حوزه بوده یا تاثیرگذار در مردم و بعدها آشکار شده باشد که مزدور اجانب و بیگانگان بوده است! ما نداشتیم و آنها همواره نقش مهمی را داشتند.

شاید کمتر کسی به این نکته دقت و توجه کند که نقش حوزه ها و روحانیت که در آن هنگام حوزه قم و حوزه مادر که حوزه نجف اشرف بوده، که اغلب سردمداران و بزرگ مرجع های جهان تشیع ولو گاهی ریشه های عربی داشتند، اما اغلبیت از آن ایرانی ها بوده است . ضمنا یکی از ویژگی های حوزه های علمیه از آن هنگام تا الان این بوده که هیچ وقت به نژاد توجه نداشتند. شما می بینید که یک وقت مرحوم آیت الله  آقا سیدابوالحسن  اصفهانی ، مرجعیت عظمای شیعه را به دست می آورد و تمام جهان تشیع از ایشان تقلید می کنند که یک ایرانی در عراق بوده است. و یک دورانی هم مرحوم  آیت الهه کاشف الغطا هست که عراقی است و سپس شیخ انصاری است که اینها ایرانی اند. یا بعد مرحوم آیت الله سید محسن حکیم که ایشان عراقی هستند اما تمام جهان تشیع گرد مرجعیت ایشان جمع می شوند. بنابراین یکی از ویژگی هایی که در حوزه وجود داشته این است که نژاد تاثیر نداشته و این نکته بسیار مهمی است که ما در هیچ مجموعه علمی، فرهنگی و دانشگاهی دیگری نداریم. این یک محور و نقطه عطفی بوده همیشه که روحانیت به خصوص حوزه ،  نقش های گسترده و مهمی را در طول تاریخ مثلا در مشروطه و قبل آن، در اشغال عراق از سوی بریتانی ها داشتند وحتی در زمان اشغال لیبی توسط بریتانیا در جنگ جهانی اول ، علمای نجف قیام می کنند، اعلامیه می دهند و حتی شرکت می کنند. و یا علیه اشغال عراق توسط بریتانیا مراجع همچون میرزای شیرازی دوم ، مشهور به شیخ الشریعه و قبل از او بزرگان دیگر ، همگی فتوا می دهند و می آیند و مرحوم آیت الله سید محسن حکیم یک جوان هجده نوزده ساله بوده است که در آن زمان می آید و در این جبهه ها ، به همراه آیة الله حبوبی ، حضور پیدا می کند. ما همچین شرایطی را در دوره های مختلف داشتیم.


این اتفاقات مثلا در عربستان چطور بوده است؟ نهضت های شیعه ای بوده در این دوره؟

شیعیان عربستان هیچ ارتباطی با ایران ندارند. آنها که اغلبیتشان شیعیان«نخاوله» هستند. این ها در مدینه هستند. منظورم از ارتباط ، به ریشه این شیعیان است. این شیعیان از دوران رسول خدا وجود داشتند. اجداد ما اشعری ها از یمن هجرت می کنند و به مدینه می آیند و از مدینه به علت ظلم و ستمی که به آنها می شود حرکت می کنند و به کوفه می آیند و سپس در زمان امام صادق و امام کاظم و امام هشتم به ایران می آیند و اولین کوره شیعه در ایران را در قم تشکیل می دهند که به اشعریان معروف هستند. اینها ارتباطی با ایران نداشتند و الان هم شیعیانی که در قطیف و یا احصاء هستند، برخلاف آنچه که  سیاست های کنونی می گویند ارتباطی با ما نداشته اند. بله پشتوانه آنها وقتی جمهوری اسلامی تشکیل شد و از پس انقلاب ایران ، آنها یک قدرتی را به عنوان پشتوانه روحی ومعنوی احساس نمودند. به این شکل که جمهوری اسلامی قدرتی پیدا کرد و جمهوری اسلامی خودش را موظف به حمایت از نه تنها شیعیان و نه تنها مسلمانان بلکه همه مظلومان جهان می داند. در خیلی از بخش ها هم به صورت موفق پیش رفته و من قاطعانه می توانم بگویم که جمهوری اسلامی ایران در پشتیبانی که البته این مالی نیست و معنوی است که ما وقتی به کشورهای خارج از ایران و جاهای شیعه نشین یا مسلمان ها یا فلسطین یا جاهایی که سنی مذهب هستند می رویم ، همین که ایرانی را می شنوند و می فهمند که من از ایران هستم احترام قایلند.  چرا چون احساس می کنند که تنها کشوری که در چهاردهه گذشته ایستادگی کرد در مقابل امریکا و صهیونیستها ، نه باشعار مثل خیلی از کشورهایی که با شعار بر ضد آمریکا هستند و در پس پرده با آمریکایی ها ارتباط دارند و با صهیونیست ها ارتباط دارند اما ایرانی ها و جمهوری اسلامی بوده که همیشه اصالت را حفظ کرده و حرفش با عملش یکی بوده و به همین جهت است که در طول  این دوران ، آمریکا و کشورهای به تعبیر من ، عبری - غربی ها بیم از قدرت ایران دارند، زیرا می دانند که ایرانی ها قابل خریدن نیستند و سیاستمداران ایرانی ثابت کرده اند که در چهاردهه گذشته هیچکس نتوانسته البته حالا ممکن است افراد کوچکی ارتباط برقرار کردند اما در سطح کلان ما وابسته خارجی نداشتیم و در عمل نشان دادیم.

در جنگ عراق علیه ایران ما نشان دادیم که در جایی که کمین گذاشته بودند که وزیر جنگ می خواهد رد شود و یک ماه کار کردند که این وزیر را بزنند در همان هنگام زنی می آید کنار کمین گاه ، با بچه اش می نشیند و کل برنامه را بچه های ایران به خاطر آن دو حذف کردند . در هیچ کجای دنیا این نیست جز اعتقاد به اسلام واقعی و شیعه. من معتقدم و اینجا هم عرض بکنم که ما یک اسلام افراطی داریم که می توانید در طالبان و داعش و حتی گروه های افراطی در شیعه ببینید و داشته باشیم که دیدگاه های تند دارند اما مکتب اهل بیت این نبوده. من بحثم روی آن مکتب ملایم و حدوسطی است که اسلام در نظر داشته.


برگردیم به موضوع خودمان که درطول تاریخ ، وقتی عثمانی ها امدند و در زیر سلطه بریتانیاییها بودند و بعد اشغال عراق توسط بریتانیایی ها. عراق یک کشور مهمی است در منطقه از نظر استراتژیک . کنار ایران قدرتمند آن هنگام بوده و بریتانیایی ها نقشه خاص خودشان را از یک قرن قبل راجع به منطقه کشیدند و هر چهل، پنجاه سال یک تغییراتی در آن می دهند اما نقشه کلان خودشان را یک قرن قبل کشیده اند که ایران در چه هنگام باید چند قسمت شود یا عراق چند قسمت شود. من معتقدند انقلاب اسلامی ایران تاخیری در پروژه های بریتانیا ها و به خصوص صهیونیست ها در منطقه ایجاد کرد و یکی از دلایل دشمنی آمریکایی در حقیقت این است که این کشور یک کشور و سیاست تصمیم گیرنده نیست و من معتقدم سیاستمداران امریکا اگر صهیونیست نباشند به این قدرت نمی رسند و اگر تصمیم گیرنده در منطقه دو گروه هستند یکی  بریتانیایی ها که خیانت هایی که آنها به منطقه و به ایران کرده اند !خیانتهایی است که خیلی هایشان برملا نشده است. شرایطی که پیش آمد بعد از انقلاب با آمریکا، زیرا که امریکا در زمان شاه  در آن اواخر ،ایران بیشتر در اختیار امریکا بود ما ستیزمان بیشتر با آمریکا بود اما ستیز ما به انگلیسی ها هم هست. در طول تاریخ، قحطی و کشتاری که پنجاه درصد مردم این کشور بر اثر یک قحطی دست ساز خیانت پیشه  و نه قحطی که طبیعت و هوا به وجود می آورد . بلکه توسط قحطی که به وجود آوردندو گندم وآذوقه ها را از بین بردند و 50درصد مردم این مملکت را کشتند.


شما از بریتانیا می گویید اما همین کشور اجازه می دهند دفاتر شیعیان در انگلیس فعالیت داشته باشند.
این ها ظاهر داستان است ، وجود دفاتر در همه جای دنیا معمول است واین دفاتر ومراکز ، فرهنگی هستند ونه سیاسی! وقتی قصه ای اتفاق می افتد مثلا راجع به حجاب شما دیدید که در فرانسه چه کردند. این سیاست است که به دنیا نشان بدهند ما دروازه های تمدن و آزادی هستیم و دروازه ها باز هستند و بیایید و کار بکنید و ما الان هیچ دفتری خوشبختانه در این راستا نداریم  که کار سیاسی کند! . من معتقد به این هستم که دفاتر اسلامی ما در کشورهای دنیا باید جدای از سیاست باشند. قاطعانه عرض کنم که ما هیچ وقت هیچ دفتری در انگلستان و هیچ دفتر دیگری مثل مراجعی که چه در انگلستان چه در دیگر کشورها دارند ، مثل موسسه گرانسنگ آل بیت که در اغلب کشورهای اروپائی و حتی عربی وجود دارد، فارغ از سیاست هستند و فقط کار فرهنگی می کنند و من معتقد هستم که باید اینطور باشد و آنها می دانند که اینها موسسات فرهنگی هستند و اگر ورود به مسائل سیاسی بکنند مطمئنا با آنها برخورد می کنند. ضمنا آنها دو بهره می برند، یک اینکه این موسسات کار فرهنگی می کنند و دو اینکه آنها به مردم نشان می دهند که همانطور که با جمهوری اسلامی اختلاف رای داریم اما دفاتر مراجع و یا دفاتر تبلیغ فرهنگی در آنجا ازاد هست. مگر ما کلیسا یا تبلیغ مسیحیت و کشیش ها و ادیان مختلف در ایران نداریم ؟

بریتانیایی ها آمدند در عراق یک حرکتی انجام دادند و تخم نفاق و کینه را به شکل های مختلف از آن هنگام علیه ایرانی ها در عراق به وجود آوردند. ما 18 کشورعربی مسلمان داریم و در هرکدام از این کشورهای عربی بروید جایگاه ایرانی ها جزو بالاترین شخصیت های بیگانه در این جوامع بشمار می آید مگر اینکه این انتشار و شیوع وهابیت و افراط مسلمانان افراطی وهابی که ورود کرده و اینها جنبه دینی هم ندارند . جنبه سیاسی دارند برعلیه جلوگیری از نفوذ شیعه است مثلا مصر را اگر رها می کردند، به خاطر آن تاثیر حکومت فاطمیان در مصر به گونه ای بوده که اغلب مردم مصر الان به اصطلاح اهل بیت را دوست دارند و اسم بچه هایشان حسن و حسین و فاطمه است. در کشورهای عربی ، ما این ایرانی ستیزی را نمی بینیم اما در عراق آمدند حتی در شهرهای شیعه نشین این کشور این مطلب را به وجود آوردند. در طول دوران اگر  به تاریخ عراق نگاه کنیم معمولا وقتی روابط دو کشور تیره می شد آنها سعی می کردند به وسیله بچه ها سنگ بیاندازند به کاروان های ایرانی که اینها آمده بودند و عبور می کردند از بغداد که به زیارت کربلا و نجف بروند. ما این موارد را داشتیم. البته در طول تاریخ ، شدت و ضعف داشته است این قصه را این جهت آغاز کردم که ما در عراق اینکه ملت عراق ضد ایرانی باشند !ملت عراق چنین  نیست و این ملت به ایرانی ها بسیار علاقه مند هستند و این علاقه و ارتباط به چندین  قرن گذشته بر می گردد و بسیاری از عراقی های موجود در عراق که الان شناسنامه عثمانی وسپس عراقی دارند ،  ریشه ایران دارند و بسیاری از ایرانی هایی که در ایران هستند و شخصیت های علمی هستند هم می توانند ریشه عراقی داشته باشند و انقدر ارتباط بین ایران و عراق گسترده بود. همانطور که الان یک زمانی شکوفایی حوزه به وجود ایرانی ها بود و الان شما میبینید که مرجع تقلید شیعیان ایت الله سیستانی است که یک ایرانی اهل ایران و زابل هستند و هیچ وقت عنوان نمی شود که این آقا غیرعرب و ایرانی است و نمی تواند مرجع تقلید باشد. اثبات مدعای من در اربعین به اوج خود می رسد و مردم عراق علاوه بر علاقه ای که به اباعبدالله دارند و زائرین ،دیگر کشورهای اسلامی هم وجود دارند و در چند سال گذشته از مرز شیعه و نه تنها شیعه که از مرز مسلمانان هم گذشته و ما مسیحی و دیگر ادیان در راهپیمایی خود داریم. اما مواکب عراقی عاشق این هستند که ایرانیها در مواکبشان بیایند. و چه بسیار از صاحبان مواکب عراقی  به من می گفتند که اقای دکتر ، نود درصد مهمان های ما ایرانی هستند و من می رفتم و در مواکب می دیدم که گوش تا گوش ،  ایرانی ها خوابیده اند.
این نشان از این است که یک ارتباط تنگاتنگی است که در ایام اربعین به خاطر اباعبدالله ع به اوج خود می رسد اما در طول سال من بعید می دانم که ایرانی وارد عراق شود و مورد محبت مردم عراق قرار نگیرد.


اما اینجا یک سوال پیش می آید که (ایران بره بره ) یعنی چی؟ و این شعار در عراق داده شد.

در بخش های مختلف این شعار داده شدو من بازهم مجددا بر می گردم به دو دهه گذشته و بعد از سقوط صدام، هیچ وقت امریکایی ها هیچ تصوری نداشتند که با این همه هزینه ای که کردند یک دولت درعراق تشکیل شود که این دولت یک دولت شیعه باشد و این دولت بر اساس رای مردم باشد. آنها ترس داشتند در کشورهای عربی.  اولین کشور منطقه، عراق بود که انتخابات ازاد در آن تشکیل شد و مردم آمدند پای صندوق های رای . شما کدام کشور عربی را سراغ دارید؟ همه یا پادشاهی هستند و جمهوری هایشان هم مثل همان جمهوری بود که صدام وقتی که رای گیری شد واقعا رای صد در صد آورد !!چرا که برگه ها علامت داشت و اگر رای نمی دادند بلافاصله خودشان و تمام خانواده هایشان را کشتار می کردند. در ظاهر این بود که رای گیری است و صددر صد به صدام رای دادند اما واقعیت این نبود. آمریکایی ها که امدند یک وقت برخورد کردند با شخصیتی به نام ایت الله سیستانی که آنچنان نفوذی در جامعه دارد که هر مطلبی را می خواستند عنوان کنند باید آقای سیستانی نظر می دادند. نظر ایت الله سیستانی این بود که بر طبق قوانین بین المللی ، باید مردم رای بدهند و رای ، رای مردم است و میزان ، رای مردم است. امریکایی ها خیلی تلاش کردند و موفق نشدند و مجبور شدند که صندوق های رای را بیاورند. تصور نمی کردند اینطور همبستکی در عراق وجود داشته باشد.

ما چیزی درحدود هفتاد درصد مردم عراق شیعه هستند و از آن سی درصد سنی و ایزدی و کرد و اقوام دیگر را داریم. وقتی دولت شیعه در عراق تشکیل شد، نه در عراق ،اما حساسیت کشورهای عربی بالا گرفت و یک نوزاد غیرقابل قبول در منطقه از نظرکشورهای عربی خلیج فارس تشکیل شده بود. آنها با یک جمهوری اسلامی در منطقه مشکل دارند حالا یک کشور دیگر هم مثل جمهوری عراق باشد که بنیان هایش شیعه باشد با اینکه دموکراتیک است و همه حقوق سنی ها و کردها در آن رعایت شده است.


 مگر آمریکایی ها قانون اساسی را ننوشته بودند؟ اگر آنها شیعیان را نمی خواستند پس چه طور نظامی انجمنی شد؟

این یک خطای بسیار مهمی بود که از دیدگاه قانونمندان عراق دور ماند. ما هیچ وقت مرجعیت و قدرتمندان و عقلای قوم هیچ وقت به دنبال این نبودند که مثل لبنان سه بخش کنند و مجلس از آن شیعه، نخست وزیر از آن سنی ها و ریاست جمهوری از آن مسیحی ها باشد!  اما در همان هنگام دستی حرکت کرد و از دیدها غافل ماند و توجهی به عوارضش نداشتند و که این عوارض الان میبینیم که چه شکلی به وجود آمده است . شاید هم پاسخی بر این مطلب وجود داشته باشد که  از دید عقلا و بزرگان مخفی نبوده اما می گفتند اگر غیر از این بود می گفتند شاید در آینده باز هم همانطور که بیش از 1000 سال با اکثریت شیعه در عراق همیشه سنی ها قدرت را در عراق به دست داشتد و شیعه هیچ چیز را در اختیار نداشت ! این اتفاق برگردد.این اتفاقات افتاد و دولت شیعه تشکیل شد و آیت الله سیستانی هم در هر موقعیت حساسی ورود کردند و نظر ایشان نظر فصل الخطاب در عراق بوده و هست. امریکایی ها دیدند که در اینجا باخته اند. از آن هنگام آمریکایی ها و صهیونیست ها و کشورهای عربی وابسته به طرز تفکر عربی-عبری- غربی هست، آمدند و از بعد از سقوط شروع کردند به ناامن کردن عراق و بنیه مالی عراق یک چیزی در حدود شصت درصد درآمد نفت عراق در اختیار هزینه کارمندان و نیروهای انتظامی در عراق می شود. که همه از درآمد نفت هم هست که کل عراق درآمدش از گاز و نفت  است و شصت درصدآن خرچ کارمندان و نظامی ها می شود. یک مملکتی که صدام 8 سال جنگ کرده با ایران و بعد با عراق و یک کشور شکست خورده و منهدم شده و از بین رفته است و آمریکایی ها امدند و یک مدت ماندند که خودش یک خرابی و انهدامی هم داشت .

بعد از این واردات انتحاری ها شروع شد  و نزدیک به 5000 انتحاری از کشورهای همجوار وارد عراق شد !تاکید می نمایم از کشورهای همسایه. گاهی در یک روز و یک هفته یا یک ماه چندین انفجارهای وحشتناکی داشتیم. به حدی بود که بعد از یکی دو سال این انفجارها برای مردم عادی شده بود. همه اینها بنیه پیشرفت هر دولتی را می گیرد که شصت درصد برای حفاظت باشد و چهل درصد برای موارد دیگر !، که خود این چهل درصد هم انقدر هزینه های چپ و راست دارد که چیزی باقی نمی ماند و اگر جایی را هم درست می کردند، منفجر می کردند و بنابراین به این شکل شروع کردند دولت هایی که آمدند نمیگویم که مقتدر بودند و متاسفانه عقلای آنچنانی ما در دولت های گذشته نداشتیم که اینها اگر هم دلشان می خواست خدمت کنند ،نمی گذاشتند. که هزینه زیادی که می شد به خرابی ها و انقلابیون و یک مطلب دیگر وجود داشت که در پس اینها یک اتاق فکر تنظیم شده از طریق امریکاییها و صهیونیست ها و کشورهای عربی وابسته به این دو در منطقه . اینها آمدند تمام بعثی ها را در عراق وخارج از آن بکار گرفتند! کشتار آنچنانی در بعثی ها پس از سقوط دولت بعث انجام نگرفت و انها فرار کردند ،  رفتند و لانه گزینی در کشورهای اطراف کردند.

به خصوص در اردن و سرانشان و سیاستمدارانشان آنجا ماندند و اینها بهترین موقعیت بود که امریکایی ها و صهیونیست ها و کشورهای عربی آنها را فعال نگه داشتند و پول دادند و اتاق فکرهایی به وجود آوردند که در آینده شاید استفاده کنند و هیچ برگه ای را نسوزاندند. یک مطلب مهم دیگر اینکه بدنه نظام اداری عراق همان بدنه قبلی بود و چیزی حدود ده هزار مدیرکل وجود دارد که همه بدنه دوران بعثی ها هستند. نمی خواهم بگویم که همه بعثی هستند اما در بین آنها طرز تفکر و ایده های بعثی وجود دارد. کسی که به درجه عالی رسیده در دوران صدام و بعثی ها ، به سادگی به این مراکز حساس تصمیم گیری نمی رسید و خود اینها بهترین مهره های مزدوران خارجی بودند در دل سیستم.


در برخی مقالات منتشر شده به ژنرال الساعدی اشاره شده که مسبب اشوب ها همین فرد هم هست. که شیعه و بعثی هستند.

این بدنه نظام عراق است که به این شکل است. اینها اتاق فکر تشکیل دادند. در عراق دولت با هزاران مشکل تشکیل شد و از جوانان غافل شد. اینها دانشگاه ها را ملی کردند ، بیمارستان ها امکاناتشان ضعیف شد و سرآمدهای پزشکی هم در دوران صدام از عراق فرار کردند و در این دوران هم شروع کردند به ترور پزشکان و دانشمندان عراقی و آنها هم خارج شدند و عراق شد کشوری که همه چیز دارد و هیچ چیز ندارد. یک کشور غنی و ثروتمند که هیچ چیز ندارد.مثل شخصی که  ثروتمند است  وثروت دارد ، اما ثروتش در اختیار دیگران است! پس هیچ چیز  ندارد!و شام شب هم ندارد! عراق اینطور شد.
اتاق فکر ها روی جوان ها ، سرمایه گذاری کردند. ببینید که در تظاهرات در میدان تحریر در بغداد و در کربلا و نجف که صورت گرفت ، همه سنشان از شانزده تا بیست ساله است و همه متولدین بعد از سقوط صدام بودند. نه مرحوم شهید باقرحکیم را می شناسند و نه صدام و ظلم های صدام را دیده اند. یک چنین  مساله ای به وجود آمده که آنها سرمایه گذاری سنگینی کردند و جلو آمدند و تمام همً و غمشان هم این است که در دولت غربی و در دولت کنونی، امریکایی ها سعی کردند چون محاصره ایران آغاز شد، به گونه ای دولت و نخست وزیر عراق را بخرند .هر کاری کردند نتوانستند دکتر عادل  عبدالمهدی که خودش شخصیت بالایی دارد و از خانواده اصیل عراقی است و اگر خدایی نکرده خودش هم بخواهد ، ملت عراق نمی گذارند. این جمله ای است که خود عادل عبدالمهدی گفته بوده وقتی رئیس جمهور عراق ، دکتر برهم صالح به آمریکا می رود از او می خواهند که روابطت را با ایران از این حالت خارج کن ! گفته بود من قدرتم به این نمی رسد و اگر هم بخواهم ،  مردم من را به زیر میکشند. شما ببینید ارتباط مردم عراق و ایران تا چقدر است.

می گویند پشت این کودتا اقای حیدر العبادی بوده است ایا درست است

شخصیت اقای عبادی خیلی بالاتر از این است که بیاید در میان کودتاگران حضور داشته باشد. به هیچ وجه ! من این را رد می کند و شخصیت های مزدور و وابسته ای بودند که بعضی از آنها هم در قدرت هستند و به خاطر شرایط سیاسی نمی توانند دست به پیکره آنها بزنند و امیدوارم در آینده عراق ! اینها به سزای این اعمالی که انجام دادند برسند.

جوان های خام  وتربیت شده اتاق فکر های دشمن آمدند به میدان و تظاهرات قرار بود  به دستور ایت الله سیستانی آرام صورت پذیرد و ایشان به حمدالله، من همیشه از ایشان به عنوان قلب تپنده ملت عراق نام برده ام.

و این اتفاق افتاد؟

در تمام کشورهای جهان نام ایت الله سیستانی نام عَلَمی  شده و کسی وجود ندارد در دنیا که نام ایشان برای آنها نا آشنا  باشد. به خاطر دیدگاه ها و حرکت ها و روشنفکری ایشان ، در مقابل با رخداد انهدام حرم عسکریین در سامراء بود که قرار بود حمام خون راه بیفتد و یک جنگ شیعه و سنی در مقابل ایزدی ها و داعشیها و آن فتوایی که من آن را فتوای کار ساز قرن خوانده ام ، باعث شد که تمام پیر و جوان به جبهه ها سرازیر شدند ، به طوری که شیعیان کشورهای دیگر می خواستند به کمک عراقی ها بیایند و ایت الله سیستانی گفتند نیازی نیست.

ناگفته نماند که کمک های جمهوری اسلامی ایران هم بود و ملت عراق همیشه به زبان خودشان می گویند در زمینه داعش در عراق ما وام دار جمهوری اسلامی  ایران و ملت ایران هستیم که چه اقداماتی کرد و چه خواب وحشتناکی را که برای ما دیده بودند به کمک عزیزان ایرانی و حشدالشعبی که بسیج مردمی که ما در ایران داریم به فرمان ایت الله سیستانی تشکیل شد و این غائله  از بین رفت. این جوانان که آمدند قرار بود ارام باشد. اتاق فکرها گفتند که اشکالی ندارد ارام باشد  بیایند بعد ما اینها را تغییر می دهیم.


عصبانی می شوند وجوان هستند و یک مشت گروه می آیند راهنما می شوند و دوحرکت می کنند و بعد خودشان عقب نشینی می کنند و جمعیت جوان و پرشور و متاسفانه و دوراز فهم سیاسی را جلو می برند . این در بغداد اتفاق افتاد و هسته هایی که ریشه در بعثی ها و مزدوران کشورهای عربی داشتند حضور داشتند و اینها را به عنوان گروهک های مذهبی به وجود آوردند و شخصیت هایی را بزرگ کردند که جوانان ساده لوح از آنها در مقابل حوزه نجف تبعیت کنند. همین ها بودند که آمدند و به کنسولگری ایران حمله کردند. این احزاب وابسته بودند. ملت عراق نبودند و تمام ملت از این حرکت ناراحت بودند !  چون معتقد بودند که به خانه خودشان حمله شده. این تب خوابید و اینها نقشه دیگری کشیدند و این کشتار وتظاهرات به نجف آورده شد!


نجف از یک قدسیتی در عراق برخوردار است. هر قصه ای که در عراق رخ دهد همه دیدگاهشان به نجف و خیابان رسول و منزل پیر کهن و قلب تپنده عراق ، ایت الله سیستانی بر می گردد که ایشان با درایتشان و با یک قلم و یک کلمه که بناست که چه آتشی زبانه بکشد،با یک کلام او  ، آرام می گیرد. این جوان های دور از سیاست که نه مرحوم حکیم را می شناختند و نه دوره صدام را دیده بودند، دست ها آنها را برد به سمت کنسولگری. اگر به مردم عراق بگوئید مردم عراق کنسولگری را آتش  زدند،  مردم عصبانی می شوند چرا که این مردم عراق  نبودند و مزدوران و جوانان خام بودند. اینها امدند به محل مرقد شهید ایت الله سیدمحمدباقر حکیم. خاندان حکیم یک خاندان قدرتمند در عراق است و می توانم بگویم خاندانی با نفوذتر و قدرتمندتر از این خاندان نداریم که ایشان آن فداکاری ها را در مورد کشتار کردها کردند و ده ها نفر از چهره های خاندان حکیم به شهادت رسیدند و هیچ خانواده ای را  در عراق نداریم که به این اندازه در عراق شهید داده باشند.

خود ایت الله سیدمحمدباقر حکیم که آمد از عراق فرار کرد، مهاجرت کرد و غربت کشید و مبارزه کرد علیه صدام و آمد چه سخنرانی های پرشوری در اینجا در نماز جمعه و در جماران و در مقابل امام  ره عنوان کردو  اشک می ریخت که ای امام ! کمک کنید به ما و ملت عراق در این سختی هستند. چنین فردی که برادرانشان را اعدام کردند به خاطر اقای سیدباقر حکیم به عراق برگشت و بعد در ماشینش بمب گذاشتند و به شهادت رسید و بعد آقا سید عبدالعزیز حکیم بود که چه فعالیتی می کرد و رئیس مجلس حکم بود و فعالیت هایی کرد. این جوان ها بیایند مرقد شهید حکیم را حمله کنند؟ این معنا داشت. اتاق فکر اینطور عمل کرد که بیایند در نجف که قدسیت نجف را از بین ببرند. از اول که نمی توانستند به حرم امیرالمومنین ع  حمله کنند. این هاآمدند و به یک نقطه حمله کردند. به جوان ها می گفتند چرا حمله می کنید ؟  می گفتند از ما زندانی گرفته اند ! به آنها گفته شد،  بیایید بروید  نگاه کنید. یک کنسولگری که خالی شده را آمدند دوبار اتش زدند. اینها همه پیام به ایران داشت. مردم عراق و نجف در حال گریه و تاثر بودند و بعد هیجانی با پیام آیة الله سیستانی به وجود امد و بعد آن تظاهرات روز شنبه صورت پذیرفت که متاسفانه مزدوران در پایان آن را به خون کشیدند که آنهم دستهای مزدوران آمریکایی بود.

آنها امدند این حرکت را انجام دادند و قصدشان این بود که نجف به عنوان مقدس ترین شهر ضربه بخورد و بعد مهمش این بود که بتوانند جایگاه مرجعیت را تقلیل دهند یا از بین ببرند و یا اگر بتوانند به بیوت مراجع حمله کنند.

می خواهم از شما سوال کنم مگر یک عراقی نه یک شیعه، یک عراقی کرد یا سنی یا ایزدی با فداکاری هایی که ایت الله سیستانی بعد از سقوط  صدام انجام داده است ، یک عراقی به خودش اجازه نمی دهد که با کفش وارد کوچه ایشان شود. آن قدر قدسیت دارند !  ایت الله سیستانی ! ایشان جایگاهی دارند که قلب تپنده ملت شیعه در جهان هستند  . ایشان یک چهره جهانی از عقل و درایت بشمار می آیند ! آنها ارامش ما را نمی خواهند. آنها با آمدن به نجف  به دنبال کاهش ویا از بین بردن جایگاه قدسیت نجف ومرجعیت آن بودند. حتی اگر بتوانند به منزل ایت االله سیستانی ، که نمی توانستند ،  به یکی از منازل مراجع حمله کنند. اتاق فکر کشور عراق در نجف است. آنها معتقدند که تا این ریشه را نزنند ، کاری از پیش نخواهند برد!!


شما خودتان را به عراق برسانید برای اربعین و هیچ هزینه دیگری نداشتید. این ملت عراق بود. مردم ایران کمک می کنند اما ایرانی ها سر سفره ایرانی ها و اباعبدالله می نشینند. ما یک پدیده در جاده ها نداریم . اما ما به زائرین عراق پول نمی دهیم اما در تظاهرات پول تقسیم می کردند که خرج بنزین ماشین ها و موتورها بشنوند.

اتاق فکرها و فرهنگ امریکایی. خیابان  یا شارع الروان در نجف را من می توانم نام ببرم که شبیه به خیابان اندرزگوی ما هست آنهم در نجف. شما باور نمی کنید در نجف هستید.فرهنگ غربی، لباس هایی که می پوشند و مدلهای سرهایی که درست می کنند من هنوز  در تهران ندیده ام. این شرایط افسار فرهنگ گسیختگی در عراق وبه ویژه در نجف است ! و همه درگیر کشورداری شدند و دشمن هم می داند چطور وارد شود و خوب هم عمل کردند. دشمن می داند چطور جوان ها را به این شکل تربیت کند. جوانی که رفته دانشگاه ، پول هم داده ،  اما کار نیست. بیکاری هست. هر کسی که می خواهد کار کند نمی گذارند. حالا یا دست های داخلی ، مدیرکل ها و داخلی ها نمی گذارند. شما ببینید بعد از سقوط صدام در این هفده سال هنوز کتاب های درسی که تدریس می شود همان کتاب های درسی زمان صدام است. مثلا الان در نجف آن دانش آموز شیعه ، هنوز در کتاب می خواند که خلیفه چهارم امیرالمومنین ع  است. افرادی وجود دارند در عراق که تسویه نشدند و فرصت تسویه پیدا نشد چون مشکلات زیادی در عراق به وجود آوردند. یک لایحه به وزیر داده شده که امضا شود و دو هفته بعد مدیرکل ها به گونه ای اینها را دور می زنند که انجام نشود. این دست های خارجی بود که این شرایط را در عراق و نجف به وجود بیاورند.


با این تفاسیر عراق به کجا می رود؟

من شکی ندارم که امریکایی ها با یک تیر چند نشان بزنند. برای امریکایی ها  ثابت شد که دولت شیعه وابسته در عراق نمی توانند به وجود بیاورند پس مصمم هستند که دولت شیعه را در عراق از بین ببرند و قدرت مرجعیت را از بین ببرند که مزدورانشان در نجف این کار را کردند و قدرت هر سیاستمداری که در ذهنش اینده عراق است را از بین ببرند. عراق باید به یک کشور درمانده و فقیرتر از این تبدیل شود تا بتوانند در وهله اول بهره برداری نفت و گازشان را بکنند و سوس  لانه گزینی در کنار ایران کنند که ایران که دارد به یک قدرت در منطقه تبدیل می شود آنها بتوانند این لانه گزینی را داشته باشند. الان یکی از گلوگاه های باز ما ، در محاصره اقتصادی ، عراق است و باید این را ببندند. ملت عراق نباید تصور کنند که اگر این گلوگاه بسته شود وضعیت عراق می تواند بهتر از این شود ! این خیرات ایران که زوار می روند و به دلیل مسائل دیگر مردم می روند و مردم عراق از آن بهره مند می شوند. حالا امریکایی ها می خواهند عراق را برگردانند به گذشته ای که هزارزائر هم در سال یا در ماه در حرم ها نبود و همه با فقرو فلاکت و بدبختی زندگی کنند.

آنها می خواهند محور مقاومت را در منطقه متلاشی کرده  و آغاز فروپاشی عراق به بخش های مختلف را رقم زنند. از ابتدا هم این حرف ها بود که در عراق سه حکومت شیعه و سنی و کرد به وجود بیاید که ایت الله سیستانی به شدت مخالفت کردند. من باید در اینجا اقرار بکنم که سنی های عاقل عراق، امثال حتی رئیس جمهور برهم صالح که کرد است بسیار ادم عاقلی است. کردها گاهی یک خیزش های وابسته به صهیونیستی می خواستند انجام بدهند اما عقلای کردها،  جلوی این اتفاق را گرفته اند . امیدواریم که با شرایطی که در عراق هست و البته بسیار ملتهب و خطرناک است ،من و همه کسانی که اطلاعات بسیار بیشتری دارند نگرانی زیادی از اینده عراق دارند و اگر ملت عراق و عشایر عراق از کرد و شیعه و سنًی و ایزدی و.. به فرمان مرجعیت و تذکرات مرجعیت گوش نکنند، بزرگترین فرصت تاریخی را از دست داده اند. جمهوری اسلامی در ایران هم بدون تردید اگر رخداد خطرناکی در عراق اتفاق بیفتد اول به چشم عراقی ها می رود و بعد به چشم ما ایرانی ها. کشورهای عربی تصورشان البته این است که اگر این دولت شیعه را به پایین بکشند ، به موفقیت می رسند ! اما اینطور نیست و نوبت تک تکشان خواهد رسید و تاریخ نشان داده است .

الان شخص رئیس جمهور آمریکا با عربستان چطور برخورد میکند؟ یک معادله ارباب و رعیتی است و به این شکل برخورد می کنند. که با خیلی از کشورهای دیگر عربی هم وجود دارد. من معتقد هستم که با عنایت حضرت ولیعصر ع که ما مطمئن هستیم که عنایات ائمه کمک می کند ، این فراز و نشیب ها در یکی دوقرن گذشته و همینطور در زمان صدام ما شاهد بودیم که مدتی ملت عراق بر اثر بی درایتی و گوش ندادن به حرف بزرگانشان و شاید نفرین مرحوم ایت الله حکیم که قدر و خیانت و بی تفاوتی که ملت عراق با او نشان دادند باعث شد که سال ها شخصی مثل صدام بیاید که بر سر ملت عراق ظلم ها کرده  و بر سر آنها بکوبد.


عنایتی که خداوند به ملت عراق کرده است  ایت الله سیستانی است که تمام زندگیش را وقف ملت عراق کرده  و ثابت کرده است ، هر کلمه ای که به زبان آورده در مقابل شخصیت های مهم سیاسی جهان که امدند و دیدار کردند، شخصیتی از بیت ایشان خارج نشده که تحت تاثیر قرار نگرفته باشد. وقتی وارد می شود ، درایت وتسلط وآگاهی آیة الله ، شنونده را تحت تاثیر خود قرار می دهد.

  اگر ملت عراق به دستورات و فرمایشات ایت الله سیستانی توجه کنند و من می دانم که در پس ایت الله سیستانی ،  عنایات و الطاف حضرت ولیعصر ع و ائمه اطهار عراق و ایران قرار دارد، من اینده بسیار خوبی را برای عراق می بینم و می بینم که تمام این دسیسه ها همچون گذشته که خیلی قضایا در هفده سال گذشته قرار بود صورت بگیرد، رفع می شود. وقتی  گنبد عسکرین منهدم شد اصلا قرار نبود که اینطور بشود، قرار بود که یک جوی خونی به راه بیفتد و جنگ داخلی بین شیعه و سنی در بگیرد ولی ایت الله سیستانی با یک کلمه همه را ارام کردند.

بعد داعش بود، قضایای رای گیری، انتخابات اولیه بعد ازسقوط صدام و در مراحل مختلف این پیرکهنسال مرجعیت عراق که واقعا سیاست را من تعبیر می کنم که انگار دو بار به دنیا آمدند و آیت الله سیستانی همچین شخصیتی است. آنجنان حرکت می کنند، آنچنان سخن گویند و آنچنان دست به قلم می برند که انگار این اولین بار نیست و عین این اتفاق در زندگی و دوره قبلی که ایشان به دنیا آمده و رفته اتفاق افتاده .من اینجا جای دارد که از مردم عراق و عشایر عراق تقدیر کنم که  تا اینجا پای کار بودند که در تظاهرات روز جمعه علیه اغتشاشگران از سویی و درخواست خواسته های منطقی خود شکل دادند حضور یافتند. ایت الله سیستانی می گوید دولت موظف است که به خواسته های مردم پاسخ دهد. ملت هم بیرون ریختند و شعارهای ضد اسرائیلی و آمریکایی دادند و ضد شعارات اغتشاشگران را دادند ولی متاسفانه دست ها کار کرد. امیدوار هستیم که عراق بتواند از این دوران سخت که می تواند یک دوران تاریکی را برای عراق به وجود بیاورد با روشنایی و قدرت خارج شود و روزی باشد که ما اسایش  و ارامش ملت همسایه عراق را ببینیم . چرا که ما خودمان را از ملت عراق جدا نمی بینیم  و آنها هم خودشان را جدا نمی بینند. من باید اینجا بگویم که ملت عراق بسیار بیشتر ناراحتند که چرا به یک کشور و ملتی که در طول این سه دهه اغوش خویش را به سوی ملت و سیاستمداران عراقی باز کرده اینطور رفتار گردد.. مردم با من تماس گرفته اند که مبادا این تصور شود که ملت عراق این کار را کرده اند اینها مزدوران بیگانه بوده اند.

در مورد صدر و قانون اساسی به کجا برسد و قانون انتخابات چطور قرار است پیش برود؟

ما در عراق گروه های سیاسی مختلفی داریم و اجازه بدهید از هیچ گروهی نام نبرم. برخی با پشتیبانی که در کف خیابان دارند، از قدرت خیابانی بالایی برخوردارند و نه قدرت قلبی . قدرتمندترین شخصیت عراق در خیابان و منزل و قلب مردم ، ایت الله سیستانی هستند. سیاستمداران دیگری هم وجود دارند و به هرحال به گونه ای در این شرایط گل الود مایل به بهره برداری هایی هستند.

الان در عراق دو نفر کاندید نخست وزیری شده که یکی شخصیت معروفی در عراق نیست و از گذشته آنچنان درخشانی هم برخوردار نیست و نفر دوم دکتر سید ابراهیم بحرالعلوم هست که پسر مرحوم ایت الله علامه بحرالعلوم که اولین رئیس مجلس حکم عراق بودند، و ایشان خودشان وزیر نفت عراق بودند و از شخصیت های خوش فکر عراق است و مردم عراق قاطعانه می توانم بگویم که نسبت به خانواده بحرالعلوم دید منفی ندارند، واز جایگاه خوبی برخوردارند. او در دوران وزارتش هم قدرتمند عمل کرد و در پس وزارتش کسی انتقادی که تو هم مثل دیگران از مال مردم دزدیدی ، ندادند. الان چنین شخصیتی به عنوان نخست وزیر موقت یکساله مطرح است . که رای بالایی هم در مجلس اورده و مورد تقریبا تائید سران عراق هم هست.

اما خوشبختانه یا متاسفانه ما باید منتظر باشیم که ببینیم گروه های سیاسی که در کف خیابان ها هم حضور دارند چه نظری دارند. از بین این دونفر یک نفر به مدت یک سال انتخاب می شود تا زمان تغییر قانون اساسی . یک پیشنها دیگری هم وجود دارد که رفراندوم است. این احزاب به این تمایل دارند که تعدادی کاندید معرفی شود و صندوق های رای را بگذارند در سرتاسر عراق تا انتخابات برگزار شود و مردم انتخاب کنند.  مطمئنا با نظارت کشورهای خارجی و سازمان ملل و خود عراق و دستگاه های نظارتی خواهد بود. من معتقدم هر کدام اتفاق بیفتد دقیق و عالی است. مطلب دوم کمی دیررس تر است و زمان نیاز دارد تا اینکه الان دو یا سه نفر به مجلس معرفی شوند. می دانید که الان دکتر عادل عبدالمهدی استعفا داده اما پذیرفته نشده و 15 روز فرصت دارد تا جانشین خود را مشخص کند تا خلا سیاسی اتفاق نیفتد. در این طور مسائل ریز مرجعیت ورود نکرده و به هیچ وجه ورود نمی کند.


اگر خلاء سیاسی یا قدرت اتفاق بیفتد؛ایا مرجعیت ورود خواهد کرد؟
این خلا سیاسی اتفاق نمی افتد. این افرادی که کاندیدا می شوند دارند فداکاری میکنند و در این شرایط این افرادی که کاندیدا می شوند می سوزند. من این افراد را که به میدان آمده اند تحسین می کنم که امده اند به خاطر ملت عراق یک دوره گذرای یک ساله که دوره سختی خواهد بود و کاری از پیش هم نخواهد برد سازمان دهند. اگر رفراندوم هم اتفاق بیفتد دستهایی مشغول این هستند که این اتفاق در طول یک ماه بیفتد و طولانی نشود و یک نخست وزیر ظاهرالصلاح انتخاب شود تا بتوانند این دسیسه های عربی عبری و غربی را از بین ببرند.
در پایان امیدوارم که آینده روشنی برای ملت وکشور عزیز ما عراق ، بدون دست داشتن دست بیگانگان دشمن ، روی دهد که خواهد داد ، انشاء الله

310 310

کد خبر 1329416

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 1 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 10
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 3
  • شمس تبریزی IR ۱۷:۱۹ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۸
    5
    آقای دکتر فرمودند «شخصیت اقای عبادی خیلی بالاتر از این است که بیاید در میان کودتاگران حضور داشته باشد. به هیچ وجه» ببخشید من قبلا درباره شخصیت العبادی به یک جمعبندی ای رسیده بودم. به شکل اتفاقی همین چند وقت پیش به مصاحبه ای برخورد کردم که رابرت فیسک از خبرنگاران ایندیپندنت با العبادی داشته. این مصاحبه مال همین چند ماه پیش و پیش از شلوغی های عراقه. تاریخ مصاحبه مه 2019 است. متن مقاله و مصاحبه را که خواندم دیدم رابرت فیسک هم درباره شخصیت العبادی همانی را میگه که من قبلا بهش رسیدم. این را جلوتر عرض کردم که خیال نکنید بر اساس نظر او دارم نظر میدم. خودم هم به همین نتیجه رسیدم. رابرت فیسک مقاله را با این جمله آغاز میکنه. «برخی سیاستمداران خاورمیانه مرا یاد جانوران میندازن.» بعد میگه «این العبادی مثل یک گربه ای خانگی هست که منتظره در قفس قناری باز بشه و قناری را بخوره. او را به یک گربه اشرافی و سلطنتی تشبیه کرده که پنچه های قوی ای هم داره و خیال میکنه پس از ناکامی عادل عبدالهمدی دوباره نخست وزیر میشه. فیسک میگه این العبادی گربه وحشی نیست اما خیلی سنگ دله.
  • شمس تبریزی IR ۱۷:۲۵ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۸
    0
    https://www.independent.co.uk/voices/haider-al-abadi-iraq-syria-isis-mosul-middle-east-robert-fisk-interview-a8896326.html لینک را مطالعه کنید تا ببینید این العبادی چه تیپ آدمیه. موقعی هم که ژنرال ساعدی به حق برکنار شد همین العبادی شروع کرد موش دوانی. نمیدانم این را به حساب بی سوادی این آدم بذارم که به خاطر تازه کار بودن متوجه نیست که البته بعید میدانم، یا بگم به قول اون رابرت فیسک دنبال شکاره. توجه بفرمایید در ماه مه هنوز آشوبهای عراق شروع نشده که رابرت فیسک میگه این آدم دنبال اینه که پس از اینکه عبدالمهدی خوردزمین، دوباره نخست وزیر بشه. حتما العبادی کدهایی در مصاحبه اش دیده گه خیلی پیش از آشوبهای عراق، رابرت فیسک به این نتیجه رسیده که این آدم دنبال زمین خوردن عبدالمهدی است. اینکه العبادی موفق به نخست وزیری بشه یا نه مساله ای دیگر است. الان اوضاع به گونه ای شده که او شاید نتونه بیاد وسط اما چند ماه پیش همین آقای العبادی آرزوی زمین خوردن عبدالمهدی و نخست وزیری را داشت. بیچاره شاید نتونه به آرزویش برسه. مصاحبه هایی هم که تو این مدت داشته را حتما میدانید
  • شمس تبریزی IR ۱۷:۳۰ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۸
    0
    تعجب من اینه که حزب دعوه که خودش را پیرو تفکرات شهید صدر میدونه، چطور همچین آدمی را به عضویت پذیرفته. حالا درسته که این در سن 14 سالگی که چیزی هم از سیاست سرش نمیشه عضو این حزب شده، اما بعد از اینکه از انگلیس برگشتف فکر نکردن که این ادم همون آدم سابق نیست و 25 سال زندگی در انگلیس این ادم را عوض کرده؟ خب چرا عذرش را نخواستن. مگر شهید صدر از ولایة الامة حرف نزده؟ العبادی مال این حرفها نیست. او یک سکولار و تکنوکراته. با این تفکری که این داره، چطور در حزب دعوة است؟ اینطوری باید به حزب دعوه هم شک کرد. یه چیزی هم بگم. این آقا در فیسبوکش نوشته که دکتری مهندسی برق داره. بسیاری از سایتها هم بر اساس پست فیسبوکی العبادی نوشتن که دکتری برق از دانشگاه منچستر داره
  • شمس تبریزی IR ۱۷:۳۳ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۸
    0
    هر چی سایت انجمن فارغ التحصیلان دانشگاه را گشتم، اسم این آقا را پیدا نکردم. چرا تز دکتریش در دانشگاه منچستر نیست؟ دانشگاه منچستر افراد مشهوری را که از این دانشگاه فارغ التحصیل شدن را نوشته اما اسمی از العبادی به عنوان نخست وزیر سابق عراق نیست. آیا اطمینان دارید که این آدم دکتره؟ سالها پیش یه آقایی که در ایران وزیر بود را مرتب دکتر صدا میکردن. بعدا کاشف به عمل آمد که این فقط واحدهای دکتری را در ام آی تی پاس کرده و تز ننوشته و به دروغ بهش دکتر بستن. آیا العبادی هم همینه؟ کسی اطلاعی داره؟
  • شمس تبریزی IR ۱۷:۳۹ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۸
    0
    در خاورمیانه دکتر قلابی زیاد داریم که با این عناوین خودشون را برای پستهای سیاسی نامزد میکنن. این وضعیتش چه طوریه؟ تعارف را بذارید کنار و به خاطر تعصبات شیعی نفرمایید که این آدم خیلی شریفه. راستی این عدنان الزرفی هم که در ائتلاف العبادی هست که وضع خرابی داره. شیعه هست اما اوضاع بی ریختی داره. استاندار سابق نجف را میگم. یه جستجو در ویکیلیکس بکنید تا ببینید علنا از آمریکا درخواست کمک مالی و غیره داشته. اون از العبادی و این هم از این آقای شیعه ای که در ائتلاف اين آقاست. درباره سایر اعضای ائتلاف العبادی هنوز تحقیق نکردم. بعید نیست بقیه شان هم تو زرد از آب در بیان. اینها تا جایی که دیدم دوتابعیتی هم زیاد در میان شان است. اسم دو تابعیتی که در سیاست خاورمیانه مطرح میشه، من بوی جاسوسی و خیانت استشمام میکنم. از دو تابعیتی های خودمان خیری ندیدم جز دو دوزه بازی. تازه اینجا رژیمش قرص و محکمه. وای برسه به دو تابعیتی های عراقی.
  • شمس تبریزی IR ۱۷:۴۶ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۸
    0
    این العبادی میگن کنار کار مهندسی در منچستر کافی شاپ هم داشته و اونجا گعهده میکرده. یه خرده برام عجیبه که یکی هم دکتر باشه و هم کافی شاپ داشته باشه. جدی جدی دکتره؟ البته انگلیسی را خوب حرف میزنه. با لهجه بریتانیایی. خودش میگه وقتی اسم عراق را گذاشتن در لیست اتباع کشورهای ممنوع الورود به آمریکا، رفتم با ترامپ حرف زدم. مقامات آمریکایی جلوتر به من گفتن نمیتونی ذهن ترامپ را عوض کنی. میگه اما من حرف زدم و ذهن دونالد عوض شد. آخه میدونید آمریکایی ها کشته و مرده لهجه بریتانیایی هستن. دونالد وقتی دیده حیدر لهجه بریتانیایی داره، تو زده و فهمیده این خیلی کله گنده است. به خاطر همین عراق را از لیست ممنوع الورودها حذف کرد. حیدر واقعا یه دونه است. ترامپ خیلی دوستش داره و خاطرش را میخواد. باور نکنید که العبادی از کودتای الساعدی بی اطلاع بوده. البته از حزب دعوه روش نشده که داستان را علنی کنه این آدم به هم حزبی خودش مالکی هم از پشت خنجر زد. فیسک میگه البعادی گربه ای هست که یه روزی داعش را شکار میکنه و یه روز اوباما را و روز دیگر سیاستمداران عراقی را و براش هم مهم نیست دیگران درباره او چه فکر میکنن
  • شمس تبریزی IR ۱۷:۵۲ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۸
    1
    در ضمن لطفا بفرمایید اون 10 میلیون دلار اهدایی سعودی در جیب کی رفته. مقتدی صدر که مقر نمیاد. این خبرآنلاین یه روزی نوشته بود مقتدی دنبال مرجعیته یا نخست وزیری؟ خبرآنلاین، وقتی آمریکا وارد عراق شد مقتدی 30 ساله بوده. از اون زمان هم دنبال درگیری و هفت تیر و این حرفها بوده. این کی درس خونده که شما به خیک این بابا، مرجعیت را بستید؟ شما آبروی مرجعیت را با این کار میبرید. این در این حد نیست. اگه راست میگید بفرستیدش پیش آقای جنتی تا ازش امتحان بگیره تا ببینیم این اصلا مجتهد جامع هست یا فقط در باب نجاسات و طاهارات کار کرده و آماده نشستن بر کرسی مرجعیت شده. جدی تحصیلات این آدم چقدره؟ این که همیشه دنبال شر میگرده. کی وقت درس خواندن داشته؟
  • شمس تبریزی IR ۱۸:۰۸ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۸
    0
    از این مصاحبه استفاده کردم و جالب بود اما خب باید یه چیزهایی هم می نوشتم. عذر میخوام اگه بی ادبی هم کردم. من نسبت به العبادی نظرم درست نمیشه. باز هم میگم این آدم سکولاره و خودش را بیخودی در حزب دعوه جا زده. صدر هم یک چتربازه. هر جا که سر و صدایی درست میشه این پاراشوت میکنه همونجا. 5 سال پیش هم در همین خبرآنلاین نوشتم که مزاج نامتعادلی داره. قشنگ یادم میاد که خود همین صدر گفت آیت الله سیاستانی از عراق بره بیرون. اون مال اینجا نیست. این آدم همچین تیپیه. حالا نمیدونم چرا این را هی مرتب میارن ایران و عزتش میکنن. شاید ایران هم دستش اومده که باید هر چند وقت یه بار ریش و سبیل این ادم را با روغن بادام چرب کرد تا جفتک نندازه
  • IR ۱۳:۳۰ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۹
    2
    صد ساله تو مملکت خودمون بارها و بارها تک صدایی تست شد و نتایج فاجعه بارش هر دفعه سنگین تز از دفعه پیش بود، باز یک به قول خودش محقق میاد برای یک کشور دیگه نسخه تک صدایی میپیچخ
    • شمس تبریزی IR ۱۴:۴۵ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۹
      0
      اگر منظورت از تک صدایی، بحث ولایتی هست که دکتر هم به تلویح مطرح کرده که عرض میکنم نتایج اش در ایران رضایت بخش بوده. شما فرض را بر این بذار که اگر ولایت نبود الان ایران چه وضعیتی داشت. من بسیار پراگماتیست هستم. اصلا کاری به بحث های ایدیولوژیک ندارم و شما فرض را بر این بذار که من اصلا ولایت را قبول ندارم. اما وقتی میبینم جواب داده، می پذیرم. ولایت برای ایران استقلال آورده. موشک نقطه زن و پیشرفت هسته ای آورده. ولایت دوره کارشناسی ارشد و دکتری در ایران درست کرده. ولایت تحقیق در سلولهای بنیادی درست کرده و.... خیلی دستاوردها داشته و از همه مهمتر ولایت نذاشته زیر آمریکا و غرب باشیم. شرق که جای خودش را داره. اینها با تکثرگرایی به معنای غربی اش قابل دستیابی نبود. تکثر گرایی غربی در خاورمیانه جواب نمیده و سم است. دکتر درباره آیت الله سیستانی درست گفته. اصلا بذارید بگم که تکثرگرایی حتی اروپا را هم زیر آمریکا قرار داده. خاک بر سر تکثر گرایی که حاصلش زیر این و اون رفتن باشه