چرا در طول تاریخ «عراق» هیچگاه آرام نگرفت؟

نویسنده تاریخ عراق در تحلیلی به بررسی تحولات اخیر در عراق پرداخت.

به گزارش خبرآنلاین، دکتر هادی انصاری نویسنده تاریخ عراق و عضو فرهنگستان علوم پزشکی ایران در پاسخ به این سوال که چرا در روزهای اخیر در عراق شعارهایی علیه ایران سر داده می شود گفت:به هر حال می دانید که، عراق در طول دوران، حداقل از دوران صفویه به بعد همیشه در حال اشغال از سوی  ایران یا عثمانی ها بوده است. یعنی عثمانی ها دست بر عراق می گذاشتند و عراق را می گرفتند. تا قبل از دوران دیلیمیان، جلایریان و همه این حکومت ها این موضوع وجود داشت. از قرن چهارم که عضدالدوله دیلمی قدرتمندترین دولت شیعه در عراق را بنیان نهاد، حدود شصت سال در عراق به این شکل بود که با وجود خلیفه عباسی قدرت در دست عضدالدوله ومعزً الدوله وخاندانشان بود و حکومت را در عراق برعهده و در اختیار داشتند، به حدی که جالب است به شما بگویم مراسم عاشورا و تعطیلی رسمی عاشورا و سیه پوش شدن بغداد پایتخت خلیفه عباسی ، همه این ها  از دوران عضدالدوله بود که شیعه بود. او لباس مشکی پوشید و موی افشان کرد و به خیابان آمد و در نتیجه هم تمام افراد و مردم از آن پیروی کردند و او انقدر زیبا عمل کرده بود که حتی اهل تسنن هم در رخداد عاشورا همه امدند وشرکت کردند.

این کارشناس تصریح کرد: به هرحال اینکه عراق تا دوران صفویه تقریبا به طور کامل در اختیار ایران بود و از آن به بعد مطالبی به وجود آمد. در دوران صفویه شاه اسماعیل آمد و عراق را گرفت تا در زمان سلطان مراد عثمانی در سال 1040، عراق کاملا از دست حکومت ایران و دولت هایی که حاکم بر منطقه و من جمله عراق بودند، کوتاه شد و از این پس بود که به اصطلاح دیگر درگیری آنچنانی وجود نداشت. البته نادر هم آمد و عراق را گرفت اما در نهایت در زمان سلطان مراد عثمانی بود که دیگر عراق کاملا در اختیار دولت عثمانی ها قرار گرفت.این را از این جهت عرض کردم که ما در طول دوران هزار ساله ، عراق همیشه در یک صحنه این دست به آن دست شدن بود. به خصوص بعد از صفویه و دلیلش هم وجود اعتاب مقدسه در عراق بوده است . عراق را برای خیراتش ایرانی ها نمی خواستند. ایرانی ها چون عاشق و دلباخته اهل بیت هستند به دنبال این بودند که عراق را هم در اختیارشان باشد و مردم هم بتوانند از اعتاب مقدسه استفاده کنند و زیارت کنند. همانطور این ملًت عراق بودند که تمایل داشتند خود را از ایران جدا نسازند! زیرا فرهنگ ومذهب اغلب مردم عراق با ایران ، همخوانی داشت.

انصاری ادامه داد: در آن وقت هم دولت بریتانیا و سیاست استعماری که دنیا را در اختیار داشت به گونه ای عمل می کرد و نمی گذاشت. دلشان می خواست که این گستردگی ایران روز به روز کوچک تر شود. همانطور که در قرارداد ترکمنچای و خیلی از این اتفاقاتی که رخ داد متاسفانه ما بخش های زیادی از سرزمین پهناور ایران را از دست دادیم و به هر حال در دوران قاجاریه بود که این محدوده و حدود فعلی کنونی ایران را ما با کشورهای اطرافمان ترسیم شد. وقتی هم مراجعه بکنیم می بینیم که تمام اینها دست های استعماری بوده برای اینکه تمام این منطقه را هرچه می شود کوچکتر کنند. حتی قبایلی که وجود دارند. مثلا شما فکر می کنید که در ایران ما یک بخش ترک نژادهارا داریم یک بخش عرب نژادها را و یک بخش کردها را داریم. همه اینها را در زمانهای مختلف سعی کردند مشکل ایجاد کنند. در بخش هایی در تاریخ داریم که چگونه این ها می خواستند با فتنه هایی که ایجاد کردند یک پارچگی ملت را از بین ببرند.

وی اضافه کرد: اما همیشه سرمداران سیاسی کشور از یک سو و بعد هم مردم ایران و ملت ایران از سوی دیگر نمی گذاشتند. در طول چند قرن گذشته می بینیم که با یک درایت فوق العاده ای اقوام مختلف به زیبایی در کنار یکدیگر زندگی کردند. ما الان وقتی با یک کرد می نشینیم نگاهمان این نیست که با یک«کرد» نشسته ایم. نگاه مان این است که یک هموطن ما که کرد است یا ترک است یا بلوچ است ، نشسته ایم. این فرهنگ قدرتمند نتیجه عقل و درایت سرمداران سیاسی است و به ویژه نقش حوزه و نقش علما را در این زمینه نباید نادیده بگیریم. چون سیاسیون گاه به عللی پول گرفته و یا خریداری می شدند و اجانب و بیگانگان می توانستند از این بخش بهره برداری کنند. اما تنها گروهی که در طول تاریخ تا الان ما شخصیت های مهم در حوزه سراغ داریم، شما نمی توانید بگردید و کسی را پیدا کنید که شخصیتی در حوزه بوده یا تاثیرگذار در مردم و بعدها آشکار شده باشد که مزدور اجانب و بیگانگان بوده است! ما نداشتیم و آنها همواره نقش مهمی را داشتند.

وی در پایان گفت: شاید کمتر کسی به این نکته دقت و توجه کند که نقش حوزه ها و روحانیت که در آن هنگام حوزه قم و حوزه مادر که حوزه نجف اشرف بوده، که اغلب سردمداران و بزرگ مرجع های جهان تشیع ولو گاهی ریشه های عربی داشتند، اما اغلبیت از آن ایرانی ها بوده است . ضمنا یکی از ویژگی های حوزه های علمیه از آن هنگام تا الان این بوده که هیچ وقت به نژاد توجه نداشتند. شما می بینید که یک وقت مرحوم آیت الله  آقا سیدابوالحسن  اصفهانی ، مرجعیت عظمای شیعه را به دست می آورد و تمام جهان تشیع از ایشان تقلید می کنند که یک ایرانی در عراق بوده است. و یک دورانی هم مرحوم  آیت الهه کاشف الغطا هست که عراقی است و سپس شیخ انصاری است که اینها ایرانی اند. یا بعد مرحوم آیت الله سید محسن حکیم که ایشان عراقی هستند اما تمام جهان تشیع گرد مرجعیت ایشان جمع می شوند. بنابراین یکی از ویژگی هایی که در حوزه وجود داشته این است که نژاد تاثیر نداشته و این نکته بسیار مهمی است که ما در هیچ مجموعه علمی، فرهنگی و دانشگاهی دیگری نداریم. این یک محور و نقطه عطفی بوده همیشه که روحانیت به خصوص حوزه ،  نقش های گسترده و مهمی را در طول تاریخ مثلا در مشروطه و قبل آن، در اشغال عراق از سوی بریتانی ها داشتند وحتی در زمان اشغال لیبی توسط بریتانیا در جنگ جهانی اول ، علمای نجف قیام می کنند، اعلامیه می دهند و حتی شرکت می کنند. و یا علیه اشغال عراق توسط بریتانیا مراجع همچون میرزای شیرازی دوم ، مشهور به شیخ الشریعه و قبل از او بزرگان دیگر ، همگی فتوا می دهند و می آیند و مرحوم آیت الله سید محسن حکیم یک جوان هجده نوزده ساله بوده است که در آن زمان می آید و در این جبهه ها ، به همراه آیة الله حبوبی ، حضور پیدا می کند. ما همچین شرایطی را در دوره های مختلف داشتیم.

مشروح این گفت و گو را اینجا بخوانید.

310311

کد خبر 1330288

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 15 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 1
  • م ر IR ۱۷:۱۴ - ۱۳۹۸/۰۹/۲۴
    0
    نا آرامی جز جدایی ناپذیر فرهنگ آنها شده است و مسیولین ما افراد خوبی را برای سرمایه گذاری اتخاب نکرده اند