۰ نفر
۱۵ اسفند ۱۳۸۹ - ۱۵:۵۰

محسن خلیلی عراقی

راهی که من در طول زندگی پیموده ام از سال 1328 تاکنون انطباق بسیار جالبی با دیدگاه های کنونی امروزی دارد. به‌این مفهوم که آمارتیاسن برنده نوبل اقتصاد، یکی از پایه های توسعه را در آزادی می بیند. آزادی یعنی مشارکت در تعیین سرنوشت. بسیاری از اقتصاددانان معتقدند تا وقتی آزادی بر اقتصاد حاکم نباشد توسعه اتفاق نمی افتد. راهی که من در طول زندگی طی کرده ام همکاری صمیمانه با دولت و تشویق دولت به‌این که آزادی های اقتصادی را محترم بشمارد. اخیرا هم تلاشمان بر‌این بوده که به بهبود فضای کسب و کار کمک کنیم. برای این که به آزادی برسیم باید حتی الامکان در تعیین سرنوشت خودمان شرکت کنیم و ‌این امر هم از طرق شناخته شده تشکل گرایی امکان پذیر است. در صورتی که ما برای فعالیت های مختلف تشکل های مختلف داشته باشیم و از خرد جمعی استفاده کنیم و اصول و اعتقادات تشکل ها را با زبانی مناسب به مسئولان منتقل کنیم به آزادی اقتصادی خواهیم رسید و‌این آزادی اقتصادی است که منتج به توسعه می شود. راهی که من در طول حیاتم از زمان جوانی تاکنون در پیش گرفتم صنعتی کردن کشور برپایه آزادی های اقتصادی بوده است. حاصل‌این تلاش ها هم تشکل هایی است که تاکنون به دست مدیران صنعتی‌ایجاد شده است.


روزی که بعد از اتمام تحصیلاتم پا به حوزه صنعت گذاشتم سهم بخش صنعت در تولید ناخالص داخلی 8/0 درصد بود اما امروز صنعت 22 درصد GDP کشور را در دست دارد. من افتخار دارم که یکی از اسب های ارابه صنعت کشور باشم. اکنون ما صاحب صنایع جدید بسیاری هستیم. نکته خیلی مهم که من همیشه به آن توجه داشته ام رفتار صنعتگران و جهان بینی آنها بوده است. یعنی چگونگی مواجه صنعتگران با دنیای خودشان. هرقدر‌این رفتار به صورت همه جانبه و اصولی تر باشد بی تردید تاثیرات عمیق تری در توفیق هر بخش اقتصادی از جمله صنعت می گذارد. در مقدمه انقلاب ما مانیفستی با عنوان «مختصات روانی شخصیتی انسان صنعتی» تدوین کردیم که مفاهیم فراوانی در آن نهفته بود. ما به‌اندازه کافی دانشگاه داریم که برای کشور صنعتگر تربیت کند ولی تا بحال با آموزش هایی که رفتار صنعتی را تدوین کرده باشد،برخورد نکرده ام. معتقدم که آموزش باعث تغییر رفتار و بدون شک عنایت به خود رفتار سبب توسعه و ترقی می شود. هرقدر که انسان ها فرهیخته تر، عالمتر و کارآزموده تر باشند رفتار بهتری هم خواهند داشت.

رفتاری که موجبات تحول را فراهم می کند. رفتار بستری است که ما را به سوی تعالی سیر می دهد. در ‌این مقطع سنی و وضعیت سلامتی من به دنبال تدوین مانیفست صنعتگران هستم که گرایش اصلی آن رفتار صنعتگری است. ببینید همین مسئولیت اجتماعی مدیران که اخیرا بر سر زبان هاست در گذشته و زمان حال از سوی برخی از صنعتگران‌ایرانی بدون ‌این که از ‌این رشته علمی‌ اطلاع داشته باشند اعمال می شده است. ولی مجموعه‌این فعالیت‌ها زیاد نیست. ما باید جهان بینی خودمان را اصلاح کنیم و به منافع ملی اهمیت بدهیم. یک صنعتگر که در قالب یک کارآفرین شروع به کار می کند باید بپذیرد که مجاهد فی سبیل الله است. چگونه است که فرزندان ما صنعتگران اکثرا پس از تحصیلات جلای وطن می کنند. بدون شک یکی از علل اصلی آن چگونگی تربیت آنهاست. تعداد زیادی از جوانان‌این مملکت در دوران جنگ تحمیلی به شهادت رسیدند. تعداد زیادی هم از جوانان با استعداد کشور ما مهاجرت کردند. این برای ما نوعی احساس خطر است که افرادی که می توانند فرزندان نابغه داشته باشند از مملکت کوچ کنند. باید تحولی اخلاقی رفتاری در جهان بینی و فلسفه فرزندان خودمان‌ایجاد کنیم. یک صنعتگر که از نظر جهان بینی سالم است می‌تواند فرزند فداکار تربیت کند.

* بنیانگذار بوتان

/36

کد خبر 135304

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 8 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بدون نام IR ۰۵:۱۲ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۷
    0 0
    آقا محسن لطف کنند نگاهی به وضعیت کارگرای بدبخت سرویگاز بندازند...