گزارشی از یک روز دیدار با محسن خلیلی عراقی که گاز مایع را برای اولین بار همراه پدرش در شبکه خانگی مورد استفاده قرار داد.

محمد هیراد حاتمی:

 روز ماندگاری بود. چند سالی برای مصاحبه با محسن خلیلی عراقی، صنعت گر شناخته شده اقتصاد ایران تلاش کرده بودم اما نتیجه ای در پی نداشت تا اینکه با تلاش های ایمان فرجام نیا، مسئول مرکز نشر اتاق بازرگانی ایران ، مهندس خلیلی یک روز جمعه رضایت داده بود تا در مقابل دوربین های فیلمبرداری آنچه طی سالیان از سر گذرانده است را مطرح کند. از آسانسور که خارج می شوم مهندس را می بینم که در حال قدم زدن مقابل دوربین است تا به اتاق کارش برود، پشت میز بنشیند و بازگو کند آنچه طی سالیان در عرصه اقتصاد تجربه کرده است. چشم اش به من که می افتد با نگاهش پاسخ سلام ام را می دهد و آرام در پشت میز کارش می نشیند.      

حتی وقتی دوربین های فیلمبرداری هم در مقابل محسن خلیلی عراقی قرار گرفته اند تا روایتی مستند از زندگی او را به تصویر بکشند، فراموش نمی کند که به بخش خدمات دفتر خود یادآوری کند برای میهمانان حاضر در دفتر چای بیاورند.

یک روز جمعه - اما روز کاری برای محسن خلیلی عراقی - در دفتر کار خود حضور پیدا کرده بود تا در مقابل دوربین های فیلمبرداری خاطرات خود را بازگو کند. خاطراتی که می تواند سندی معتبر در دل برگ های تاریخ این سرزمین قرار گیرد و سالیان سال سندی باشد برای نسل های بعدی این مرز و بوم تا بر آن فخر بفروشند. محسن خلیلی عراقی که کارش را با تولید محصول ساده‌ای آغاز کرده است و در گذر زمان آن را توسعه داد، بارها در چرخه تولید محصولات خود بازنگری کرد وهیچ گاه اجازه نداد نام بوتان درفرسودگی و نامدیریتی بسوزد. شاید همین ویژگی او سبب شد تا محسن را مصداق بارز یک کارآفرین خلاق نام گذاری کنند. یکی از همراهان او روایت می کند: « محسن 20 سال جلو تر از خود حرکت می کند و شاید همین عامل هم سبب شده محصولات بوتان در حال حاضر در دنیای غرب طرفداران پرو پا قرصی داشته باشد. بر خلاف بسیاری از کارخانه های تولیدی حال حاضر ایران در شاخه لوازم خانگی که در تکنولوژی خود عقب مانده اند، تولیدات کارخانه ای که محسن آن را اداره می کند در حال حاضر مشتری های دایم خود در آن سوی آب ها را دارد. علت آن هم مشخص است. محسن همیشه از زمان جلو تر حرکت می کند و آینده را می بیند. »

هنگامیکه دوربین های فیلمبرداری روشن می شوند تا او آنچه که طی سالیان در عرصه صنعت کشور را تجربه کرده است بازگو کند، صحبت های خود را به این شکل و با مصرعی از شعر معروف شهریار آغاز کرد: « آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟ کاش زود تر می آمدی تا من با صدای کامل بتوانم صحبت کنم. امیدوارم با این صدای من بتوانید فیلمی تهیه کنند که به درد جوان ها بخورد. »  به این طریق او به صدای گرفته اش اشاره کرد که تا اندازه ای قدرت تکلم اش رابا سختی مواجه کرده بود.  
خلیلی عراقی سپس گفته های خود را اینگونه آغاز کرد: «  صحبت های خودم را با بیتی از حافظ که می گویداز صدای سخن عشق ندیدم خوش تر/ یادگاری که در این گنبد دوار بماند، آغاز می کنم. امیدوارم که نشر این مصاحبه شما برای جوانان عزیز میهن مان که جان من فدای آنان است اثر بخش باشد. هر کسی در زندگی خودش راهی را طی کرده که مسلما ذکر آن راه به سود ارتقای تجارب مردم عزیز میهن مان و به خصوص جوانان است. من خیلی متاسفم که در طول 6 دهه فعالیت صنعتی ام با جوان ها کم تر ارتباط داشتم؛ شاید این مصاحبه وسیله ای باشد تا بتواند برخی از پیام های من را به جوانان منتقل کند و کار برد و به کارگیری آنان در مجموع خدمت موثری برای اقتصاد ملی ما باشد. »  
او گفته های خود را اینگونه ادامه داد: « در این مصاحبه من سعی می کنم به رغم اینکه مهندس هستم به بعد صنعتی فعالیت هایم توجه نکنم و از حرفه ام مبانی ای را مطرح کنم که در محدوده فلسفه های زندگی من باشند و به قول مدیریت امروز بیشتر چشم انداز ارزش ها و ماموریت های من در زندگی را تبیین کند؛ ضمن اینکه روزی که من شروع کردم چنین اصلاحاتی معمول نبود ولی وقتی که من عرایض ام را برای جوانان عنوان می کنم ملاحضه خواهند کرد که چه قدر هدفمند بوده و چه قدر  با برنامه ریزی استراتژیکی که امروز در مدیریت استفاده می شود شباهت دارد. »
صنعت گر شناخته شده اقتصاد ایران وقتی می خواهد خودش را معرفی کند از کلمه « عاشق » وام می گیرد و آن را به پدر و مادر خود الصاق می کند: « من فرزند پدر و مادر عاشقی هستم . من از یک خانواده 9 نفره آمده ام. پدرم در شروع کار و بعد از ازدواج با مادرم معلم فیزیک دارالمعلمین بود و با هزینه خودش برای دانش آموزان لابراتوار فیزیک درست کرد. آن طور که خودش بیان کرد لوازم آزمایشگاه را از آلمان وارد کرد  ولی بعد از مدتی که استاد بزرگ فیزیک، مرحوم دکتر حسابی پس از تحصیلات از فرانسه به ایران آمد پدرم  سمت خودش را تحویل مرحوم دکتر حسابی، دانشمند عصر داد و به کار فنی مشغول شد.پدرم از کارگاه الکترو مکانیک شروع کرد و بعد از مدتی خدمتگزاری به وسیله دولت وقت دعوت شد تا پایه گذاری برق نوین مملکت را بعد از مرحوم امین الضرب انجام دهد. برقی که مرحوم امین الضرب در تهران شبکه اش را تولید کرد برق دائمی « دی سی » ؛ بود ولی مرحوم پدرم با خواسته دولت و همکاری چکوسلواکی کارخانه برق 6 هزار کیلو واتی « اشگودا »  را تاسیس کرد و برای شبکه اش در تهران زحمات زیادی کشید. همین بس که شما بدانید برای چنین خدمتی حدود 400 اعلام جرم علیه او شد. علت آن هم برای کابل کشی ای بود که از منازل مردم عبور می کرد. مردم متوهش بودند از اینکه برق باعث مرگ آنان می شود. »
او در ادامه معرفی خود گفت: « من در یک خانواده صنعتی تربیت شدم. پدر بزرگم یک روحانی بود و بسیار به من لطف داشت. همیشه سعی می کرد که در وادی شریعت، عرفان اسلامی را به من بیاموزد که از دیدگاه خودش نوه خدمتگزاری را تربیت کرده باشد. من اگر بخواهم محیطم را طراحی کنم، مادرم از خانواده هنرمند، شاعر و نقاش می آید و پدرم هم فرزند یک روحانی مهربان و وارسته بود. دوران ابتدایی را در خیابان آتشکده دبستان 15 بهمن گذراندم. تا سوم متوسطه در دبیرستان شاپور تجریش بودم. دوران متوسطه ام را در ترکیبی از دبیرستان های ایرانشهر و کالج البرز گذراندم و افتخار دارم که بگویم شاگرد دکتر مجتهدی بودم و بسیار مورد مرهمت ایشان بودم. بعد به دانشکده فنی رفتم. در سال 1328 وارد دانشکده فنی شدم و در سال 1332 از دانشکده فنی فارغ التحصیل شدم. دوران تحصیلی من همزمان با دوران بسیار بحرانی دانشگاه تهران اما پر افتخار آن بود. ما دانشجویان افتخار این را داشتیم که در نهضت ملی شدن صنعت نفت، خدمات لازم را در قالب دانشجویی به میهن عزیز مان انجام دهیم. » 

خلیلی عراقی ادامه داد: «  من شاگرد مورد مرهمت مرحوم مهندس بازرگان بودم و دیدگاه های ملاطفت آمیز اسلامی ایشان بر من تاثیر داشت. دانشگاه فنی را گذراندم که با دوران تلخی روبرو شد چرا که کودتای 28 مرداد به وقوع پیوست. من چون در فعالیت های اجتماعی مشارکت سنگین داشتم برخی از امتحاناتم را به شهریور موکول می کردم. در امیر آباد-  کوی دانشجویان-  با دوستانم درس می خواندم که صدای توپ های متعددی بلند شد و دود از تهران برخاست. نگران کودتا شدم. با اتوبوس های امیر آباد خواستم به دانشکده فنی بیایم متاسفانه اتوبوس ها نبودند و پیاده از امیر آباد پرسان پرسان به در خانه مرحوم مصدق رسیدم. تا اینکه در خیابان کاخ آن زمان و فلسطین امروز دیدم جمعیتی آن را اشغال کرده بودند و افراد بی اصول تمام اموال منزل مرحوم مصدق را به تاراج بردند. این صحنه اشک از چشمان من جاری ساخت. شهر تعطیل بود. وسیله کافی .وجود نداشت و وسیله نقیلیه ای در ایستگاه ها در حرکت نبود. به ناچار و چون نظامی ها مردم را متفرق می کردند که اوباش بتوانند به راحتی خانه مرحوم مصدق را غارت کنند من هم متفرق شدم. من گریه کنان از خیابان کاخ به خیابان دربند کوچه خلیلی خودم را رساندم. این مسیر شاید سه ساعت طول کشید. من با خود بسیار فکر کردم. از خودم پرسیدم محسن آیا کسانی که منزل مصدق را غارت می کردند آمریکایی بودند؟ پاسخ منفی بود. تمام آنان هم وطنان نا بخرد خودمان بودند که با عنایت شعبان جعفری این اعمال نابخرادانه را انجام می دادند چون نفت ما را بر اثر فشار قدرت های جهانی کسی نمی خرید. »


روایت خلیلی عراقی از سال های پس از فارغ التحصیلی اش و نحوه بهره گیری از گاز در صنعت کشور نیز به این گونه بود: « وقتی درسم تمام شد مرحوم پدرم عنوان کرد: «  آیا حاضری دست به دست هم بدهیم و استفاده گاز را در مملکت شروع کنیم؟ » از آنجاییکه در پالایشگاه آبادان کارآموزی سپری کرده بودم و در حد یک جوان مهندس صنعت نفت را می شناختم و شعله های عظیم آتش را که از چاه های نفت به آسمان می رفت را دیده بودم و می دانستم که ثروت ملی در قالب گاز های همراه نفت و گاز طبیعی می سوزد و محیط را آلوده می کند با امکاتات صفر به پدرم جواب مثبت دادم. جا دارد به این نکته هم اشاره کنم که پدرم در اواخر دولت مرحوم مصدق اجازه های مقدماتی استفاده از گاز مایع را گرفته بود. »  
او سپس آهی کشید و ادامه داد: « به اتفاق پدرم در سال 1954 روانه اروپا و آمریکا شدیم. به اروپا رفتیم و مطالعاتی انجام دادیم و پس از آن هم به آمریکا سفر کردیم که در آنجا هم مطالعاتی داشتیم. برادرم مهندس سعید خلیلی در آمریکا مشغول تحصیل بود و ایشان در حد توان محدود خودش راهنمای ما بود که در نتیجه مرحوم پدرم و بنده صنعت گاز مایع را بسیار جدی در آمریکا با مطالعات دانشگاهی روز بررسی کردیم. با سفارش های مقدماتی به سازندگان آمریکایی و اطلاعات لازم به میهن بازگشتیم. کار را در قالب شرکت بوتان شروع کردیم. همانطور که می دانید بوتان نام همان گازی است که قرار بود ما زا آن اسفاده کنیم و فرمول آن کربن اشباع شده c4h10 بود. »

گزارش یک روز دیدار با مهندس خلیلی عراقی را در همینجا به پایان می رسانم اما این پایان گفته های او نیست و فقط بخشی از یک روز دیدار با ایشان است. در آینده ای نزدیک این گفت و گو به طور کامل انتشار پیدا خواهد کرد.

گزارش تصویری این دیدار را می توانید  اینجا ببینید.

3939

 

کد خبر 204882

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 5 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 8
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بدون نام US ۱۸:۱۳ - ۱۳۹۱/۰۱/۰۳
    18 0
    این یکی از بهترین مطالبتون بود. واقعا سپاسگزارم و تشکر از توجه تون. خبرآنلاین دوست داریم
  • از همکاران بوتانی قدیم US ۰۱:۰۱ - ۱۳۹۱/۰۱/۰۴
    8 0
    سلام از خبر آنلاین تشکرمی کنم که این گزارش جالب رو تهیه کردند و از همینجا هم خدمت آقای محسن خلیلی عزیز و گرامی سلام عرض می کنم و سال نو را خدمت این استاد بزرگوار تبریک عرض می کنم امیدوارم سلامتی خود را خیلی زود بدست آورند امثال محسن خان گرامی در ایران یافت می نشود .من که توفیق سالها خدمت در شرکت ایشان را داشتم همیشه دعا گوی این انسان بزرگ و باعاطفه و با مسئولیت هستم . سلامت و دلشاد باشند .
  • بدون نام IR ۰۱:۲۰ - ۱۳۹۱/۰۱/۰۴
    10 0
    دردو به این انسان کارآفرین. تو رو خدا حمایت کنید از این آدم ها و باید این افراد سرلوحه نسل جوان ما باشند. بدون اغراق اشک در چشمام حلقه زد.
  • محمد بزرگمهر IR ۱۱:۴۸ - ۱۳۹۱/۰۱/۰۴
    4 0
    از اینجاش خیلی خوشم اومد: نظامی ها مردم را متفرق می کردند که اوباش بتوانند به راحتی خانه مرحوم مصدق را غارت کنند
  • مرتضي IR ۱۲:۳۸ - ۱۳۹۱/۰۱/۰۴
    1 0
    بسيارند ازاين انسانهاي وارسته كه نامي ازانان نشده مانند مرحوم محمد بهمن بيگي با تشكر از گزارش شما.
  • بدون نام US ۲۲:۰۵ - ۱۳۹۱/۰۱/۰۴
    3 0
    یک دنیا احترام به این مرد بزرگ
  • مجتبی حیدری IR ۱۶:۰۴ - ۱۳۹۱/۰۱/۰۵
    1 0
    ضمن تشکر ازخبر آنلاین پیشنهاد می شود جهت الگو برداری جوانان از افراد موفق در درج خاطرات و زندگی نامه افراد شاخصجدی تر عمل فرمایید
  • bakhtiari US ۱۶:۱۷ - ۱۳۹۱/۰۱/۰۵
    0 0
    با درود ضمن تایید این فرمایشات باطلاع میرساند که صنعت گاز ایران توسط شخص بزرگی به ایران آورده شد که از سرشناسترین اشخاص زمان خود محسوب میگردید.این شخص محترم جزو اولین 10 نفری بود که برای نخستین بار برای تحصیل به فرنگ یا همان فرانسه اعزام شدند.این آقا همان مهندس محمود خلیلی پدر محترم حاج محسن آقای مورد نظر شما میباشند که بنیانگذار بوتان گاز بوده که هم اکنون توسط دو فرزند ارشد آن مرحم آقای محسن خلیلی و همشیره ایشان سرکارخانم دکتر منوچهریان مدیریت میشود ... با تشکر