آیا خلاء قدرت، عراق را به سمت جنگ داخلی سوق می‌دهد؟

یک کارشناس مسائل خاورمیانه معتقد است که نخست وزیر جدید به هر قیمتی که شده باید انتخاب شود چرا که هرج و مرج و خلا دولت بحران ها را افزایش خواهد داد و حتی شرایط برای افرادی که در پارلمان نیز حضور دارند متزلزل خواهد شد و تبعات آن دامن همه را خواهد گرفت.

ابوالفضل خدائی: پس از ماه ها به نظر می رسید عراق با انتخاب محمد توفیق علاوی به عنوان نخست وزیر جدید به سمت و سوی ثبات سیاسی گام بردارد اما پس از کشمکش های فراوان و اختلاف نظر برخی از احزاب و جریان ها بر سر رأی اعتماد به کابینه پیشنهادی علاوی وی در نامه‌ای به رئیس جمهور عراق ضمن عذرخواهی از مردم این کشور از تشکیل کابینه انصراف داد. در پی اعلام این استعفا برهم صالح رئیس جمهوری عراق نیز اعلام کرده که ظرف15  روز آینده گزینه جدید نخست وزیری را انتخاب کند و از همه گروه های پارلمان عراق خواسته تا به منظور رسیدن به یک توافق در این زمینه سخت تلاش کنند. این استعفا با حدس و گمانه زنی های زیادی روبرو بوده و حتی صحبت از جنگ داخلی نیز مطرح شده است؛ برای بررسی این موضوع با مصیب نعیمی کارشناس مسائل خاورمیانه گفت و گو کرده ایم که در ادامه مشروح آن را می خوانید:

ارزیابی شما از دلایل استعفای محمد توفیق علاوی چیست؟ احزاب و جریان های سیاسی عراق به دنبال چه هستند و آیا عراق با این روند به سمت بحران سیاسی و خلا قدرت گام خواهد برداشت؟

شرایط عراق بیش از پیش پیچیده تر و غیرعادی تر به نظر می رسد و تداوم تظاهرات نیز نتوانسته با توجه به نفوذ خارجی، سیاستمداران در پارلمان عراق را به وحدت و نقطه ای مشترک برساند. اتفاقی که برای توفیق علاوی افتاده است از این قاعده مستثنی نیست و از دلایل آن عدم رسیدن به حد نصاب پارلمان بود که به نوعی پیامی برای عدم حضور وی در قدرت بود و توجیهی که مطرح شد عدم مقبولیت وی از سوی تظاهرکنندگان بود که البته قضیه خیلی پیچیده تر از این مسائل است و پیش بینی می شود که این وضعیت مبهم همچنان ادامه دار باشد. از همین رو تمام جناح هایی که در عراق حضور دارند به دنبال حفظ و تداوم نفوذشان هستند.

یکی دیگر از نکاتی که حائز اهمیت بوده این است که محمد توفیق علاوی از همان ابتدا اعلام کرد که برخی از خواسته های معترضان را در برنامه های کارش قرار می دهد که یکی از آنها برگزاری انتخابات زودرس پارلمانی بود که خیلی از احزاب، جریان ها و حتی افراد راضی به برگزاری آن نیستند چرا که مشخص نیست در صورت برگزاری این انتخابات مجموعه ای که دارای قدرت هستند بتوانند موقعیت خود را حفظ کنند. از همین رو می توان گفت که عراق وارد فضایی شده که می توان از آن به عنوان مرحله سردرگمی یاد کرد. مجموعه ای از طیف هایی که دارای موقعیت بهتری هستند تفاهم کرده بودند اما متأسفانه آن دسته از طیف هایی که شانس نفوذ و یا مشارکت در کابینه و یا پارلمان را به میزان درصد بالایی ندارند با این روند مخالفت می کنند و خواستار حفظ و تداوم وضعیت فعلی هستند یا اینکه سهم بیشتری نصیب آنها شود. لذا در شرایط فعلی علاوی قربانی سهم خواهی برخی از جناح هایی شده است که حضور قابل توجهی در پارلمان ندارند ولی قادرند با عدم حضورشان از تأیید و رأی اعتماد هر نخست وزیری که معرفی می شود جلوگیری کنند.

به نفوذ برخی از جریان هایی اشاره کردید که در پارلمان حضور ندارند اما از قدرت بالایی برخوردار هستند، مشخصا منظور شما کدام طیف ها هستند؟

برخی از جریان های کُردی هستند که از ابتدا با حضور توفیق علاوی در قدرت مخالف بودند و یا با این روند به طور کل مشکل داشتند و از ابتدا با سهم خواهی درصدد تحمیل شروط خود بودند. در خصوص برخی از جناح ها که جز اقلیت نیز بودند ماجرا به همین شکل است و یا آنهایی که به نوعی مرتبط و یا وابسته به عربستان و آمریکا هستند و ادعا می کنند که بدون حضور و همکاری آنها نمی شود کاری به پیش برد. این جریان ها حداقل برای متوقف کردن روند ابزاری در دست دارند که آن تحریک بقیه احزاب و عدم حضور برای حدنصاب است. نکته اصلی اینجاست که اکثریت پارلمان عراق تقریباً نظر مثبتی به محمد علاوی داشتند اما در زمانی که برگزاری جلسه رسمی ضروری بود به حد نصاب نرسید و این اتفاقات رخ داد و در نهایت علاوی نیز دید که قادر نیست با چنین طیفی کار کند و سرانجام تصمیم به کناره گیری گرفت.

خواسته طیف اقلیت که وابسته به عربستان و آمریکا هستند چیست و چه نفعی از این اوضاع نابه سامان می برند؟

به طور طبیعی خواسته آنان سهم خواهی بیشتر است و حضور طیف مرتبط با آنان در قدرت است که از گذشته تا به امروز نیز به همین منوال بوده است. عربستان نیز متحمل هزینه های سنگینی در عراق شده است؛ چه در بعد تخریب و فتنه و چه در بعد آشوب و دوگانگی و همچنین در بعد به انحراف کشاندن تظاهرات و به خشونت کشیدن آن که به خوبی نمایان شد. آنها همزمان طیف های خاصی را تحریک می کردند و شبکه های عربستان نیز برای تصویربرداری و انعکاس دادن آن در دنیا فعالیت می کردند. در پارلمان نیز به همین شکل است و عربستان در چندین محور توسط عاملانش مانند بعثی های سابق در صدد آشوب و بی نظمی هستند چرا که وجود چنین وضعیتی را تأمین کننده منافع خود می دانند. شاید از لحاظ عقیدتی برخی از طیف ها وابستگی عقیدتی به عربستان نداشته باشند اما پول و منابع مالی سعودی ها همواره موثر بوده است و با تحریک طیف های خاص و ترساندن آنان باعث ایجاد دلهره و تشویش در طیف ها می شوند و آن طیف ها نیز مسیر کارشکنی را در پیش می گیرند و شایعات متعددی مبنی بر  کم شدن سهم از قدرت، افزایش نظارت و مسائلی از این قبیل مطرح می شود که سرانجامش به اتفاقات رخ داده روزهای اخیر عراق منتهی می شود.

مساله خروج نظامیان آمریکایی از عراق می تواند یکی دیگر از اهرم های فشار به محمد علاوی باشد؟

بله این مساله را هم می توان متصور بود. علاوی به رغم اینکه فردی سیاستمدار و آکادمیک به شمار می رود اما گرایش های اولیه عقیدتی خود را از ابتدا اعلام کرده بود. همانطور که می دانیم وی از شاگردان سیدمحمدباقر صدر بوده و درصدد پیاده کردن ایده های وی است و از همین رو غربی ها این موضوع را برای خود خطری محسوب می کنند. از زمان معرفی علاوی رسانه های غربی از همان ابتدا روی بیوگرافی وی مانور دادند و او را فردی رادیکال اسلامی معرفی کردند. در مرحله بعد نیز این رسانه ها اعلام کردند که مردم عراق حضور چنین فردی را در قدرت نمی پذیرند. اگرچه علاوی وعده داد تا خواسته های معترضین را تحقق بخشد ما شاهد بودیم که در نهایت با فشارها علاوی کنار می رود.

وضعیت در حال حاضر به چه شکل خواهد بود؟ آیا مجددا پس از چند روز ماجرای علاوی بار دیگر تکرار خواهد شد؟

برهم صالح رئیس جمهوری عراق اعلام کرده که با مشورت فراکسیون های مختلف پارلمان ظرف 15 روز فرد جدیدی را معرفی خواهد کرد که البته انتخاب علاوی نیز برآمده از همین روند بود. اینکه فرد جدید معرفی شود و سابقه ای قابل قبولی داشته باشد و مبرا از هرگونه از فساد مالی باشد و از همه مهمتر بین عموم مقبولیت داشته باشد کاری بس دشوار است. به هر روی نخست وزیر جدید به هر قیمتی که شده باید انتخاب شود چرا که هرج و مرج و خلا دولت بحران ها را افزایش خواهد داد و حتی شرایط برای افرادی که در پارلمان نیز حضور دارند متزلزل خواهد شد و تبعات آن دامن همه را خواهد گرفت.

ارزیابی شما نسبت به واکنش های متفاوت درباره کناره گیری علاوی چیست؟

مشکل بزرگ عراق با توجه به اختلافات سیاسی و استراتژیک بین افراد ذی نفوذ و افراد حاضر در پارلمان عدم وجود همگرایی و اتحاد است. هر فرد فکر می کند که فرد دیگر وابسته به گروه، جریان و حزب دیگری است و اتحادی در بین نمی تواند شکل گیرد. در چنین شرایطی مواضع مختلفی دیده می شود. برای مثال کردها از همان ابتدا مخالف علاوی بودند و در جلسه اول شرکت نکردند که به تعبیری می توان گفت که سیاسی کاری را در پیش می گیرند. وقتی کردها علاوی را مقصر می دانند و فشارهای سیاسی را رد می کنند در همه امور با او مخالفت می کنند. وقتی علاوی تصمیم به کوچک کردن کابینه گرفت کردها ناراضی بودند چرا که با این کار از میزان سهم ها نیز کاسته می شود. علاوی درصدد بود که کابینه ای تکنوکرات همانند دولت لبنان شکل گیرد که سرانجام موفق نشد چرا که مخالفین در لبنان تا این سطح دست به کارشکنی نزدند.

برخی معتقدند که تداوم شرایط فعلی عراق را به سمت جنگ داخلی خواهد کشاند، چنین چیزی تا چه حد می تواند به واقعیات نزدیک باشد؟

وقوع جنگ داخلی در عراق بعید به نظر می رسد و همه متوجه پیامدها و خطرات آن هستند. آنهایی که قدرت نظامی داخلی دارند و همچنین شرایط و امکانات لازم را برای آن دارند وقوع آن را به نفع خود نمی دانند. از طرفی رسیدن به وضعیت دموکراتیک و خارج از بازی های سیاسی نیز بعید به نظر می رسد. عراق در برهه کنونی باید مرحله انتظار را پشت سر بگذارد اما معضلی فعلی عدم وجود سیاسیونی است که بتواند اجماع و وحدت را بین همه جریان ها و احزاب ایجاد کند و نمی توان شخصی را معرفی کرد که مورد قبول همه باشد. همانطور که اشاره کردم جنگ داخلی برای آنهایی که توان نظامی دارند گزینه مناسب نیست و میز بازی را برهم خواهد زد. در شرایط فعلی همه خواستار رسیدن به اهدافشان به روش سیاسی هستند. آنچه که بیشتر در عراق مشاهده می شود بیشتر سهمیه خواهی است تا جنگ و عراق از آن فضایی که به خشونت کشیدن تظاهرات دامن زده می شد کمی فاصله گرفته است و جنگ تمام عیار داخلی بسیار بعید به نظر می رسد.

310311

کد خبر 1359740

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 9 =