۷۴ نفر
۱۶ فروردین ۱۳۹۹ - ۱۵:۵۶
همایون شجریان و قافله زردپرستان

قطعۀ‌ با کلام «سرنوشت» با صدای همایون شجریان و موسیقی انوشیروان روحانی منتشر شده است.

به نظر می‌رسد کلام این قطعه بر اساس ملودی نوشته شده است. هر چه هست این جملات پراکنده، هیچ حرف تازه‌ای برای گفتن ندارد. اغلب سطرهای این تصنیف حتی معنای قابل درک هم ندارد. مثل این چهار سطر :

سرنوشت را ، باید از سر نوشت
شاید این بار کمی بهتر نوشت (این جمله فاعل ندارد)
عاشقی را غرقِ در باور نوشت (این جمله معنی ندارد)
غُصه‌ها را قِصه‌ای دیگر نوشت (این جمله فاعل ندارد، معنی هم ندارد)

گزاره‌ها بی‌معنایی از این دست، سالیانی است که هم در ترانه‌ها و هم در پرگویی‌های کلافه‌کنندۀ مجریان صدا و سیما رایج شده است.

گزاره‌هایی با کلمات خوشایند اما بدون ارتباط معنایی، من اسمش را گذاشته‌ام «پوچ نویسی». گزاره‌های پوچ‌نویسی هیچ معنای روشن یا قابل تصوری ندارد؛ آسمان و ریسمان بافتن است، مجریان پر حرف تلویزیون هر لحظه از این بافته‌ها را به خورد بیینده می‌دهند (دست‌های باورت را با ابرهای آرزو گره بزن) (غم‌ها را از دفتر امروزت پاک کن) و لاطائلاتی بی‌معناتر و کلافه کننده‌تر از این‌ها.

مثل این سطر از همین ترانه:

/ بر فرازِ قلۀ باور سفر کن/

(سفر کردن بالای قله‌های باور) واقعاً‌ چه معنایی دارد؟ یعنی از اوج ایمان سفر کردن؟ یعنی باور کردنِ‌ بلندی قله؟

سطرهای دیگر این تصنیف نیز همین گونه است؛ مقداری کلمات، بدون ارتباط معنایی و حتی گاه بدون کم‌ترین رابطۀ نحوی و دستوری. چیزهایی از این دست:

از کجا این باور آمد که گفت
گر رَود سَر برنگردد سرنوشت
گر تو روزی را زِ این بازی بدانی
نکته‌یِ رمزش بخوانی

و از این سطرها جالب‌تر و بی‌معناتر آن سطرهایی است که اشارتی دارد به نام حافظ، اما معلوم نیست که ارجاعش به کدام شعر حافظ است، من هر چه گشتم نتوانستم (سوزاندن لشکر غم) را در دیوان حافظ پیدا کنم:

همچو حافظ پای کوبان و غزل خوان
لشکرِ غم را بسوزان

***

 اما این ترانه‌ها و تصنیف‌های پر از غلط و سهل‌انگارانه از کجا می‌آید؟ چه شده است که سالیانی است، زبان فارسی و فرهنگ و اندیشه و خلاقیت در ترانه‌ها و تصنیف‌ها به هیچ انگاشته می‌شود؟

 هر چه هست، یک مشت جملات آشفته است با محدودۀ بسته‌ای از کلمات ذهنی و انتزاعی و تکراری از قبیل (حس – دل- باور- غم – بغض-سرنوشت- حسرت- غصه و...) انگار رابطۀ خوانندگان و ترانه‌سازان، با زندگی، با مطالعه و با جهانِ واقعی و عینی قطع شده است.

انگار همگی بر آنند تا نازل‌ترین و سطحی‌ترین جملات بی‌معنا را با زبانی شلخته برای مخاطبان سهل پسند و بی‌اعتنا به زیبایی و هنر و اندیشه، تدارک ببینند.

یک بار از سازندۀ (من اولین قربونی عیدای فطر کعبه‌تم) پرسیدم: «عید فطر و قربانی و کعبه چه نسبتی دارند؟»

گفت: «همه که ترانه‌ را با دقت گوش نمی‌کنند. حالا عید قربان و عید فطر چه فرقی می‌کند؟»

این تمام ماجراست: (چه فرقی می‌کند؟) سالیانی است که اغلب آثار با کلام  سلیقه این جماعت پرشمار و کم دقتِ (چه فرقی می‌کند؟) را بر همه چیز ترجیح داده است.

جماعتِ هیجان‌زده‌ای که اخیراً با دیدن ترانه‌سرایی خواننده‌ای پر طرفدار همین که چند تا جام و جان و جهان و الست در سطرهای آشفتۀ‌ ترانه در کنار هم دیده، فریاد شادی و هیجانش به آسمان رفته و هشتگ زده (مولانای زمانت را بشناس!).

می‌خواستم به تقلید از این هیجان‌زده‌ها بنویسم: (شجریان زمانت را بشناس!) دریغم آمد از آن نام بزرگ که امانت‌دار او، این چنین به تقاضای بازار پر رونق زردپسندان، تن داده و به قافلۀ جماعتِ (چه فرقی می‌کند؟) پیوسته است.

۵۷۵۷

کد خبر 1363156

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 0 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 55
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 20
  • IR ۱۶:۳۱ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۶
    60 0
    لذت بردم از خوندن این نوشته. درود بر شما آقای امینی
    • IR ۱۹:۵۳ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۶
      20 0
      متاسفانه همایون شجریان مدتی است با آهنگ سازان و ترانه سرایانی کار می کند که شعر و ترانه را به خوی نمی شناسند
    • IR ۰۹:۴۶ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۷
      7 0
      حالا مثلا بقیه شعر و ترانه ها معنی دارن و یا کسی بهش توجه میکنه
  • IR ۱۷:۱۱ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۶
    34 0
    چه عجب که سایت زردی مث خبرآنلاین مطلب درستی را منتشر کرده!
  • RO ۱۷:۱۶ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۶
    4 0
    اگرغم لشگر انگیزد که عاشقان ریزد من یاران به هم سازیم وبنیادش براندازیم ببخشید این شعرازکیه؟
    • اسماعیل امینی IR ۲۰:۱۶ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۶
      15 0
      این بیت حافظ است اما در آن از (سوختن )لشکر غم چیزی ننوشته
    • مژگان IR ۰۹:۲۳ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۷
      8 0
      اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد من و ساقی به هم سازیم و بنیادش براندازیم !!!!
  • مازیار ۱۷:۳۱ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۶
    36 0
    آفری...آفرین...عالی نوشتی آقای امینی...من دیروز که این ترانه را گوش کردم(البته تا نصفش بیشتر نتونستم تحمل کنم)دقیقا همین حس شما را داشتم اما نه توانایی نوشتنش را داشتم و نه جایی برای منتشر کردنش...واقعا در کشوری که زمانی سعدی شعر می گفته تحمل کردن این چرندیات اعصاب فولادی میخواد...هم از انوشیروان روحانی بعید بود هم از همایون...به نظر من همایون چند سال باید کاری نکنه و حسابی فکر کنه
    • IR ۲۰:۳۵ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۶
      28 0
      چشم هرچی شما بفرمایی!
  • رضا FR ۱۷:۳۸ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۶
    3 0
    البته خود آهنگ جدا از شعر یه کمی قشنگ بود که باعث شد ضعف های شعر را بارهای اول نفهمم .
  • سروش IR ۱۷:۴۰ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۶
    16 0
    زنده باد. جانا سخن از زبان ما می‌گویی.
  • IR ۱۷:۴۴ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۶
    34 0
    این که بیتی یا جمله ای فاعل و مفعول مستتر داشته باشد که چیز تازه ای نیست.در ادبیات کهن هم موجود است. شعر اگر غم لشکر انگیزد....را انگار دوست ما فراموش کرده اند.احتمالا جناب امینی از طنزپرداریشان برای نوشتن متن استفاده کرده اند وگرنه چه هجمه ای برادر؟به کجا چنین شتابان؟
  • علیرضا IR ۱۷:۵۸ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۶
    44 0
    خواهشا راجع به آهنگ جدید ساسی مانکن هم نظر بدید. این چه حرفیه؟ آهنگ بسیار دلنشین و آرامش بخش بود.در موسیقایی خود را بالا ببرید
    • ایرانی IR ۲۰:۲۶ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۶
      21 0
      دوست گرامی! ایشان در باره ی شعر و کلام نوشتند نه موسیقی و آشفتگی و پریشانی در مفاهیم و مضامین شعر که همه گیر شده است.
    • شهرام شکیبا IR ۰۶:۳۷ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۷
      4 0
      جناب آقای هنرشناس " ان"به کلمات فارسی نمی‌چسبد.خواهشا" غلط است.جماعتی از کم سوادها عادت کرده‌اند ان را به همه چیز ببندند.
  • محبوبه IR ۱۸:۰۱ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۶
    10 0
    متاسفانه دریغ بود از این صدا و این آهنگ. من که تا دو مصرع اول را شنیدن حیرت کردم
  • شروین محمدی والا IR ۱۸:۰۴ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۶
    70 0
    به نظرم لیاقت شما و امثال شما آهنگ های سطحی‌ای هستش که امروزه این پاپکی ها منتشر میکنن،آخه شما رو چه به حرف زدن درباره‌ی خانواده‌ی شجریان...
  • ارغوان ۱۸:۱۶ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۶
    34 0
    آخی حسود کوچولو برو یه لیوان آب بخور سوزت کم نمیکنه ولی مفیده
    • ایرانی IR ۲۰:۴۳ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۶
      45 0
      ادب مرد به ز دولت اوست
  • -- IR ۱۸:۲۰ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۶
    72 0
    جدیدا رسم شده با مزخرف نوشتن در مورد بزرگان و نخوندن اصل مطلبی که طرف انتشار داده بیان برای خودشون اسم و رسمی جور کنند...انتقاد درست با مزخرف گفتن فرق داره شما اگر قصد انتقاد داری چرا نهایتش به استاد شجریان ارتباط میدی مطلبت رو میتونی انتقادت رو بکنی و بگی توقع داشتیم بیشتر دقت کنند هرچند همایون بیان کردن که شعر از طرف استاد روحانی به چه صورتی پیدا شده و دلیلش چی بوده ... اما مزخرف گویی شما کاملا مشخص هست مثل فراستی با انتقاد از بزرگان سینمای جهان برای بزرگ نشون دادن خودش
    • IR ۰۷:۴۹ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۷
      11 0
      پریشان گویی و پرخاش گری چرا؟
  • مرتضی IR ۱۸:۲۷ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۶
    12 0
    همایون جان از شما بیشتر انتظار داشتم
  • مجید AE ۱۸:۳۲ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۶
    51 0
    به نظر من خیلی تحلیل سطحی رو از این شعر ارائه دادند ایشون،برای اینکه این آهنگ رو مورد هجمه قرار بدن خودشون رو کاملا به نفهمیدن ارادی معانی اشعار زدن و برای نقد شعر به هر ریسمانی چنگ زدن. بهتر است عادلانه نقد کنیم به دور از هرگونه غرض ورزی.
  • Dr ranjbar IR ۱۸:۵۰ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۶
    14 0
    درود به شما جناب امینی با این نقد بسیار خوب جنابعالی امیدوارم شاهد تغیر رویکرد ترانه سراها وآهنگ سازهای کشورمون ایران در سال های پیش رو باشیم
  • IR ۱۹:۰۹ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۶
    9 0
    اشاره به این بیت از حافظ است: اگر غم لشگر انگیزد که خون عاشقان ریزد / من و ساقی به هم سازیم و بنیادش براندازیم
  • رضا IR ۱۹:۰۹ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۶
    102 0
    سلام، به نظرم آقای اسماعیل امینی یا اسمعیل امینی هیچ شناختی نسبت به شعر نو ندارند، در غیر اینصورت برای مطرحه کردن خودشان و رضایت هماندیشان این مقاله را نوشتن...
    • IR ۰۷:۵۴ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۷
      9 0
      انتقاد ایشان به شلختگی و آشفتگی زبان و سطحی و محدود بودن واژگان و مفاهیم است. این نقد که شعر نو و کهن را نمی شناسد و همه را در بر می گیرد.
  • IR ۱۹:۱۸ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۶
    73 0
    البته نویسنده انسان با سواد و مسلطی هستند اما به شخصه معنایی برای تمام موارد ذکر شده در ذهن دارم و بعید میدانم اشعار پوچ و بی معنا باشند. و آیا حافظ در غزل ۳۷۴ نمیگوید: اگر غم لشگر انگیزد که خون عاشقان ریزد من و ساقی به هم سازیم و بنیانش بر اندازیم آیا بنیان بر انداختن با سوزاندن خیلی متفاوته؟ گمان میکنم استاد امینی در نگارش این سطور قدری با خشم قلم زده اند.
  • ایرانی IR ۱۹:۴۳ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۶
    18 0
    با احترام به آقای همایون شجربان و دوست داران ایشان؛بسیاری از خوانندگان موسیقی ابرانی، که خوشبختانه برخی از آنان هنوز هستند و می خوانند،در شعر پژوهش گر بودندو می توان به عنوان معیار به خوانش آنان از سعدی و حافظ و مولانا و... استناد کرد.کلیت فرمایش آقای امینی بجا و درست است.
    • سعید IR ۲۰:۰۸ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۶
      155 0
      متاسفانه آقای امینی با کینه و حسادت نظراتشان را داده اند
    • پاسخ به سعید IR ۲۳:۱۱ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۶
      18 0
      و صد البته با عصبانیت!
  • ایرانی IR ۱۹:۵۵ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۶
    16 0
    بعضی از کسانی که از نقد آقای امینی خوششان نیامده دچار آنومی در گفتار و رفتارند.لطفا به نوشتاری از آقای رضا دانشمندی با عنوان"کرونا و پاسخ های سربالا" در همین سایت خبر آن لاین هست مراجعه بفرمایند.
  • مهدی IR ۲۱:۰۰ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۶
    5 0
    با درود به استاد امینی عزیز که همیشه از آثار طنز و جدی شما لذت برده ام از آن جایی که از علاقه مندان صدای خواننده مکه عشق نیز هستم اگر احیانا آقای مسعود خان امینی ترانه سرای آن ترانه در ارتباط هستید در باره این ترانه معروف هم سوال بفرمایید چون من 30 سال است آن را می شنوم و حتی گاهی زمزمه میکنم بدون آن که بفهمم چه می گویم و اما بندی از ترانه :بزن بارون بزن خیسم کن آبم کن ترم کن کمک کن تازه بارون من غریبم پرپرم کن!!!...برقرار باشید.در مورد همایون خان هم با توجه این که کار چند سال پیش ضبط شده احتمالا استاد شجریان در جریان کار بوده و بعید است با توجه به حساسیتی که استاد روی کلام داشتند چنین مهملاتی را تایید کرده باشند. واقعا که "شاعری را غرق در باور نوشت ...."
  • IR ۲۱:۱۷ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۶
    1 0
    اگر شادی لشکر انگیزد..... حافظ نسخه کریس رونالدو را خوندی منتقد جان؟
    • ... IR ۲۳:۰۶ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۶
      8 0
      سوختن لشکر غم کجای دیوان حافظ است؟
    • IR ۱۲:۴۱ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۷
      1 0
      وقتی گفته می شود بنیان لشگر غم را براندازیم نمی توان از آن برداشت سوختن لشگر غم داشت؟
  • علی IR ۲۱:۳۰ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۶
    7 0
    تردیدی نیست که آقای همایون شجریان تصنیف خوان قابلی هستند چون به هر حال شاگرد استاد شجریان بوده اند ولی انصاف بدهیم که اگر فرد دیگری با همین صدا و مهارت لیکن با نام خانوادگی دیگر آواز می خواند تا این حد مشهور نمی شد. بنده سالهاست که با موسیقی سنتی زندگی می کنم و انتظار داشتم کار مشترک استاد روحانی و همایون عزیز بسیار بهتر از این باشد.
  • IR ۰۸:۵۹ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۷
    3 0
    آفرین نقد بجایی بود لذت بردم
  • رضا DK ۱۰:۲۷ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۷
    9 0
    سلام بر نقاد عزیز احساس می کنم درک معنایی و احساس شما از شعر و ترانه معاصر اندک است.هرچند به شخصه این ترانه را از لحاظ ساختار و انسجام کلمات نمی پسندم اما معتقدم مثالهایی که شما از ترانه به عنوان مثال فرموده اید همه دارای معنی آشکار بوده و ایراد فاعل ندارد و ....دلیل تسلط اندک شما بر ادبیات فارسی می باشد. زنده باد استاد شجریان و همایون عزیز و آرزوی موفقیت برای شما منتقد گرامی
  • IR ۱۱:۲۰ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۷
    2 0
    کُلُّهُم زندگی ما پوچ و بی معناست حالا بذار این چند بیت هم بی معنا باشه
  • IR ۱۱:۵۱ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۷
    11 0
    منتظر شعر ناب آقای امینی هسنیم، این گوی و این میدان! نقدآسان است خلق کردن دشوار
  • جواد مقدم IR ۱۲:۱۶ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۷
    6 0
    خیلی هم پرمعنی و دلنشین است چون زده به برجک بعضی ها نباید این اشعار زیبا را خراب جلوه دهیم !
  • IR ۱۳:۰۳ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۷
    7 0
    چیه بابا ؟!؟! همه به به و چه چه و به این نقد و آقای امینی ؟! زبان فارسی نمی نویسیم که ... نهاد و گزاره و فاعل و مفعول ... . . زبان شعر هست ! . عاشقی در غرق باور نوشت ... بی معنی هست آیا ؟!؟!؟! .
  • IR ۱۳:۱۳ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۷
    12 0
    یعنی حسادت تراوش میکنه از این متن
    • ایرانی IR ۱۴:۳۷ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۷
      4 0
      نقد آقای امینی از سر حسادت و کینه نیست بلکه از سر درد و برای بهبود کژ گفتاری و نوشتاری است که مانند سلول سرطانی ادبیات و زبان اداری و محاوره ای ما را فراگرفته است.
    • مهرداد DE ۱۷:۳۶ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۷
      3 0
      به چی حسادت کرده؟ یعنی ما نباید تحمل دو کلام انتقاد رو داشته باشیم؟
  • k IR ۱۴:۵۰ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۷
    0 0
    حاصل نشست و برخاست با بازیگرای تو خالی . وقتی به این بازیگران نگاه میکنم میبینم آدمهای اطرافم چقدر با استعدادتر و باهوش ترن اینها فقط تو پرروووویی استعداد دارن .
  • مهرداد DE ۱۴:۵۱ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۷
    1 0
    شجریان بزرگ در کنار هنر بی مانندش ،هنر بزرگ دیگری هم داشت: "نه"گفتن. متاسفانه همایون با اینکه صدای خوبی دارد وانسان خوبی هم هست، به هیچوجه واجد صفات پدرش نیست.
  • مهیار IR ۱۵:۴۰ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۷
    1 0
    متاستفانه تو موسیقی اصیل خواننده به راحتی میتونه ضعف های شعر و بپوشونه بر خلاف موسیقی پاپ .که آثارشو تو این چند سال داریم می بینیم
  • مرتضی IR ۱۶:۱۴ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۷
    5 0
    شما را ارجاع میدهم به نظر استاد شفیعی کدکنی در مورد شعر تصنیف رفتم در میخانه و کاری که استاد شجریان با آن کرده است آن نظر کجا و این نظر کجا... قلم کشان زمانت را بشناس
  • نادر IR ۱۹:۴۸ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۷
    1 0
    درود. دقیقا انتظار نداریم از ایشان ترانه هایی درسطح پایین خوانده بشه . حتی با وجود چندین تحریر زیبا و گوش نواز. / در مورد عیدهای فطر کعبه سئوال منم بود سالها توی ذهنم!که خوشبختانه اینجا هم مطرح شده.
  • IR ۱۴:۳۹ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۸
    1 0
    فقط خاستی استاد رو بکوبی ولی ای دریغا
  • خانعلی پور پشتهانی IR ۱۸:۴۷ - ۱۳۹۹/۰۱/۲۰
    3 0
    تصنیف بسیار زیبای همایون شجریان را شنیدم، گوش کردم ، نوشتم ، بارها گوش کردم و بارها لذت بردم، آقای امینی با ایراد سازی دروغین مطرح نمی شوی، معروف نمی شوی، از قضا باعث ارتباط بیشتر همفکرانت با سبک همایون شجریان و بسط راه درستی که همایون شجریان برگزیده و به خوبی در حال پیشبرد آن است می شوی، امثال امینی در زمان نیما هم بر او خرده گرفتند و صد البته راه به جایی نبردند، بر عارف قزوینی ایراداتی آوردند، و اگر دستشان میرسید اشعار مولانا را هم نامربوط عنوان می نمودند، اما دستشان کوتاه است و خرما بر نخیل، آقای امینی معنی معنی را در یک جمله بیان کن تا مردم هم بدانند، چه انتظار و تصوری دارید که در شعر و ترانه و تصنیف دنبال فاعل و مفعول میگردید، مگر همایون شجریان یا محسن چاوشی یا حافظ ناظری به جنابعالی تضمین داده اند که برابر میل شما لای ترانه و تصنیف فاعل و فعل و متمم و ردیف و قافیه بکارند؟!! به شما پیشنهاد میکنم کتابهای موسیقی شعر و صور خیال دکتر شفیعی کدکنی را در اولین فرصت مطالعه کنید. بی شک نبعد از آن خودتان نقد مفصلی بر نوشته خود خواهید نوشت و اشک ندامت خواهید ریخت آری همایون،شجریان زمان است
  • IR ۱۸:۵۷ - ۱۳۹۹/۰۱/۲۰
    1 0
    واقعا جای تاسف داره شخصی مثل اسماعیل امینی چنین نظریات عجیب و نامفهومی را منتشر کند، آقای امینی از شما بعید است نوشته سطح پایین و بی محتوایی را منتشر کردید، کار همایون شجریان پیشرو و شیرین بود خبر آنلاین هم طبق معمول هر چه را دوست دارد منتشر و نظرات مخالف را سانسور میکند.
  • حسن رحیمی IR ۱۱:۵۴ - ۱۳۹۹/۰۱/۲۸
    1 0
    آخه لامصب چقدر عقده و حقد و حسادت و بدبینی!! در این اثر یک نکته زیبا هم ندیدی؟!!! همه اش ناجور و ناپسند بود؟!! دست برداریم از سیاه و سفید دیدن و صفر و بیست نمره دادن!