نگاه یک جامعه شناس به نادیده انگاری توصیه های کرونایی

خبرنیوز در یادداشتی به قلم دکترمریم زارعیان(جامعه شناس)نوشت:آمار مبتلایان و جان باختگان کرونا به نرمی در حال افزایش است. تعداد متوفیان که در ماه پیش به زیر 50 نفر رسیده بود، در آخر آمار بیش از سه برابر شده است. مقامات بهداشتی از خیز مجد کرونا و ترسناک تر شدن عوارض آن دائما صحبت می کنند و مقامات مختلف دولتی مکررا از بازگشت محدودیتها می‌گویند.

اما اتفاقی که در سطح جامعه در جریان است با آنچه در حال رخ دادن است، تعارض دارد. چرا که آنانی که حتی سیزده بدر خود را در خانه هایشان به سر کردند، اکنون بی‌محابا پا به عرصه روابط اجتماعی گذاشته‌اند. به نظر می رسد این سوال مهمی است که جامعه شناسان  می بایست پاسخ دهند.

چرا جامعه تهدید ها و توصیه های اکید کرونایی را نادیده می گیرد؟ مهمترین عواملی که می تواند در این نادیده انگاری تاثیر داشته باشد به قرار زیر است:

  • بحران اعتماد نهادی: یکی از دلایل مهم نادیده انگاری توصیه های کرونایی، آنست که این توصیه ها از سطح نهادی مطرح می شود که اعتماد عمومی در سالهای اخیر نسبت به آن کاهش قابل توجهی داشته است. سطح اعتماد نهادی در جامعه به گونه ایست که جامعه حتی به آمار مبتلایان و متوفیان کرونا نیز به دیده تردید می‌نگرد. وضعیت نامناسب سمن ها و جامعه مدنی هم اجازه این را نمی دهد که این پیامها از منابع دیگری جز دولت به گوش مردم برسد. این وضعیت باعث می شود جامعه با خواسته هایی که از جانب نهادهای دولتی ارائه می شود نیز همراهی لازم را نداشته باشد.
  • تبدیل متوفیان و بیماران به عددهایی بی روح: شاید بیراه نباشد که نحوه اطلاع رسانی را یکی از عوامل کرختی مردم نسبت به این بیماری بدانیم. وزارت بهداشت روزانه در متن ثابتی تنها عدهایی را عوض می‌کند. این نحوه اطلاع رسانی شاید در روزهای ابتدایی شروع بیماری تاثیر گذار بود ولی اکنون بیماران جدید و متوفیان تنها به عددهایی تبدیل شده اند که جامعه درکی از آنها ندارد. در حالیکه متوفیان و بیماران تنها یک عدد نیستند. هر یک نفری که می میرد یک خانواده سیاهپوش می شود و یک فامیل عزادار می شود. در حالیکه به یمن محدودیت‌های کرونایی و عدم برگزاری مراسمات سوگواری، عمق فاجعه توسط جامعه درک نمی‌شود. امروز در محل کارم شنیدم دو سه نفر از همکارانم به بیماری کرونا مبتلا شدند، همکارانی که می‌شناختم و البته جوان و سالم و سرحال بودند، اینجاست که بیماری را به خود نزدیک می بینیم نه اعلام عددهای بی روح از مردگان و بیماران.
  • چالش اطلاعات گمراه کننده: اعلام آمارها از جنبه دیگری نیز گمراه کننده است. از این حیث که بسیاری ممکن است مبتلا به کرونا بشوند و تشخیص داده نشود، اعلام آمار کسانیکه که آنقدر حالشان که بستری می‌شوند یا می میرند جامعه را از این واقعیت غافل می کند که در همان زمانی چندین برابر این آمار افرادی در جامعه وجود دارند که پتانسیل بستری و مرگ را دارند. از سوی دیگر روزانه اطلاعاتی برای پیشگیری داده می شود که گاهی با یکدیگر مغایر است. به عنوان نمونه آیا استفاده از ماسک برای پیشگیر بهتر است یا شستن منظم دستها؟ یا شستن دستها بهتراست یا شستن وسایلی که از بیرون می آید؟ پوشیدن دستکش چه؟ درارتباط با استفاده از الکل چه؟

به عبارت دیگر پیامهای بهداشتی که ارائه می شود بسیار زیاد و گاها متناقض است و از رسانه های مختلف، هرکس از ظن خودش چیزی می گوید. نتیجه آن می شود که آن پیام مهمی که واقعا باید به گوش برسد لابلای این پیامها گم می شود.

  • فقدان ضمانت اجرایی: مسئولان دولتی دائما از استفاده از ماسک و تردد کم و عدم برگزاری مراسمات و دورهمی ها می گویند. آنها یک روز می گویند همه باید در وسایل حمل و نقل عمومی ماسک بزنند یا افراد بدون ماسک اجازه استفاده از مترو را ندارند و … اما اینجا هم مثل بسیاری دیگر از قوانینی که گذاشته می شود و هرگز اجرا نمی شود، ضمانت اجرایی وجود ندارد. واقعیت اینست که وقتی بدون توجه به بافت کلی آنچه در جامعه در جریان است، محدودیت های گل و گشادی وضع می شود، هم مردم برای اجرای آنها نافرمانی می‌کنند و رصد اجرای آن با مشکل مواجه می شود. به نظر می رسد تنها اگر یک قانون برای پیشگیری از کرونا گذاشته شود ولی ضمانت اجرایی داشته باشد، بسیار موفق تر از قوانین متعددی است که دست و پا شکسته در سطح جامعه اجرا شود.
  • تزلزل هستی روابط اجتماعی: شاید نقطه تمایز بیماری کرونا با دیگر فعالیتهایی که به نوعی در آنها محدود می شویم آنست که کرونا هستی روابط اجتماعی را نشانه گرفته است. انسانها در وجود روابط اجتماعی است که هستیشان و بودنشان معنا می گیرد. پیتر برگر معتقداست که روابط اجتماعی هویت و شناخت افراد را شکل می‌دهد و عنصر مهم در این ارتباط گفتگو است. افراد جهان را در ارتباط اجتماعی و گفتگو با دیگـران بدسـت مـی آورند. هـم جهان و هم هویت فرد تا زمانی در نظر وی واقعی جلوه می‌کنند که او به گفتگو با دیگران ادامه دهد. اما اگـر ایـن گفتگوهـا منقطـع شـود، جهان متزلـزل شـده و توجیـه پـذیری ذهنی خود را از دست می‌دهد. کرونا و فاصله گذاری اجتماعی باعث شد در برحه ای این گفتگوها منقطع شوند و در نتیجه افراد دچار آشـفتگی  شناختی گردند. در واقع نقض فاصله گذاری اجتماعی نوعی واکنش دفاعی است که جامعه انسانی در برابر این انقطاع از خود بروز می دهد. بر این اساس لازمست مسئولان بهداشتی و دولتی بدانند که دعوت به انزوا و ترک جمع برای جلوگیری از بیماری حتی اگر مدتی دوام بیاورد اما در نهایت طرحی شکست خورده است.

در جامعه تحریم زده امروزی که فشار مشکلات هر روز بیش از روز قبل احساس می شود جامعه به با هم بودن نیاز دارد. برای این با هم بودن چه در مراسمات مختلف چه در دورهمی ها چه در مسافرت و چه حتی در سایر موارد باید راهکارهایی مناسب طبیعت جامعه انسانی یافت تا مشارکت همه جامعه را برانگیزاند.

1717

کد خبر 1405291

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 9 =