امین زندگانی: جای استقلالی‌ها بودم تشکر می‌کردم

ورزش سه نوشت:سریال "خانه امن" که از شبکه سوم تلویزیون پخش می شود به خاطر صحنه هایی از آن که در ورزشگاه آزادی می گذشت جنجالی شد.

پخش قسمتی از سریال خانه امن که در آن شخصی برای بمب گذاری به ورزشگاه آزادی می رود و برای اینکه شناسایی نشود خودش را به شکل طرفداران استقلال درآورده و با پرچم این تیم روی سکوها ظاهر می شود باعث جنجال زیادی در فضای مجازی و رسانه ای شده و حتی واکنش باشگاه استقلال را نیز به همراه داشت.

امین زندگانی بازیکن مطرح سینما و تلویزیون و یکی از نقش های اصلی این سریال که حتی در برخی از صفحات اینترنتی از او به عنوان یک طرفدار استقلال نام برده شده در این رابطه گفت:" اول بگویم من طرفدار تیم ملی ایران هستم و هر تیم ایرانی که برابر تیم های خارجی بازی کند مورد علاقه و حمایت من خواهد بود."

زندگانی که شب گذشته نتوانسته این قسمت جنجالی سریال را ببیند در این باره که چرا چنین حساسیت هایی در فرهنگ فوتبال کشورهای دیگر دیده نمی شود گفت:" ببینید این مسایل ضدفرهنگی است تا فرهنگی. چون فرهنگ واقعی و اصیل ما حافظ، مولانا ، فردوسی و بزرگانی از این دست هستند که در تمام کلام و فلسفه شان از دموکراسی و فرصت دادن به ابراز عقاید مختلف صحبت کرده اند."
بازیکن سریال " خانه امن" در ادامه افزود:" جریانات دو قطعی در هر جایی ، چه ورزش ، چه هنر ، سیاست و حتی فلسفه و تفکر باعث می شود که اصول اصلی فرهنگی فراموش شوند. من خودم اگر زمانی صاحب فرزند بشوم حتما سعی می کنم که عاشق ورزش باشد اما تلاشم را نیز خواهم کرد که طرفدار تیمی نباشد."

امین زندگانی همچنین گفت:"تعصب ما را از اصول دور می کند. در جام جهانی وقتی تیم ملی ایران به اسپانیا گل زد و در نهایت کمک داوری ویدئویی مردودش کرد با اینکه همه ما می دانستیم گل آفساید است اما دلمان می خواست که داور حق که آفساید بود را نبیند که ما پیروز شویم. این دور از قواعد اخلاقی است."

او ادامه داد:" این حاشیه ای که این اواخر بین طرفداران دو تیم بزرگ آبی و قرمز رخ داده ، به این خاطر است که دو قطبی از 90 دقیقه مسابقه و ورزشگاه خارج شده و وارد زندگی اجتماعی شده است. البته دو تیم طرفداران فرهیخته ای هم دا رند اما عده ای هستند که با دامن زدن به دو قطبی باعث می شوند این طرفداران خوب و فرهیخته هم به آتش آن ها بسوزند."

زندگانی گفت:" تعصب انسان را از واقعیت دور و باعث رخ دادن اتفاقات خارح از قاعده می شود. اگر بنا به ناراحتی باشد پس باید تمام مردم ایران از اینکه در میان داعشی ها در این سریال ایرانی هست عصبانی شوند. یا همه کسانی که اسم خودشان یا عزیزانشان پیمان است از اینکه نام شخصیت منفی فیلم پیمان است ناراحت شوند. یا تمام کسانی که پژو 405 دارند به اینکه در این ماشین تروریست ها 405 سوار می شوند معترض شوند. موضوع جالب اینجا است که اتفاق مهمی که سریال دارد راجع به آن صحبت می کند (بمب گذاری) زیر این دو قطبی طرفداری فوتبال گم شد و کسی به آن توجه نکرده است. متاسفانه آنقدر به این مساله پرداخته شد که فراموش کردند این صحنه ها برای نشان دادن یک ماجرای  خیلی مهم است."


امین زندگانی همچنین گفت:" واقعا متعجبم که این واقعیت که یک عملیات تروریستی در حال انجام است را فراموش می کنیم. من اگر جای طرفداران استقلال بودم از کارگردان تشکر هم می کردم چرا که در این قسمت نشان داده می شود که استقلال تیم بزرگ و پرطرفداری است و همین باعث می شود که یک نفر بخواهد از این شرایط سواستفاده کند."


بازیگر سرشناس سینما و تلویزیون ایران در ادامه گفت:" امشب در سریال یک رویکرد دیگر نسبت به تیمی با رنگ دیگری داریم. فکر می کنم ما که دنبال گفتمان و رشد فرهنگی هستیم باید از دو قطبی بپرهیزیم. سفید و سیاه دیدن برای جوامع اتفاق خوبی نیست. این رنگین کمان و طیفی از رنگ ها است که زیباست و در نهایت تبدیل به نور سفید می شود. هر آدمی که دنبال بلوغ و پیشرفت و موفقیت جامعه است باید دید متعصبانه فاصله بگیرد. یادمان نرود که غیرت با تعصب دو مقوله متفاوت است."


او اضافه کرد:" همه تیم ها درجه یک هستند و طرفدارانشان قابل احترامند. اما اگر بخواهیم فکر کنیم که یک تهیه کننده و کارگردان چهل و دو قسمت سریال را با این هزینه و صرف وقت و کار سنگین انجام بدهد تا بخواهد علائق رنگی و تعصبات فوتبالی اش را نشان بدهد به نظرم باید در این نوع تفکر تجدید نظر کرد."

251 251

کد خبر 1468407

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 2 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • مهدی کرمی IR ۲۲:۱۳ - ۱۳۹۹/۱۰/۰۲
    0 1
    سلام. به نظر آقای زندگانی و تلاش تیم سازنده (به ویژه در ساخت سکانس های سختِ تعقیب و مراقبت یا درگیری مسلحانه که انصافا هم خوب از آب درآمده اند) احترام می گذارم ولی نمی توانم به این فکر نکنم که شاید ضعف فیلمنامه و کارگردانی باعث شده که بحث قرمز و آبی در نظر مخاطب از عملیات تروریستی "مهم تر" جلوه کند. واقعیت این است که پرداخت و حس و حال بیشتر صحنه ها "باورکردنی" نیست. وقتی دو سه مورد مسائل خانوادگی و سه چهار فقره عشق و عاشقی، آن هم از جنس آموزنده ی "ستایش" و "آوای باران"، تبدیل به بنیان اصلی داستانی می شود که اساسا قرار است درباره ی خنثی سازی یک عملیات بزرگ تروریستی با جنبه های پیچیده ی جاسوسی، سیاسی، دینی و اجتماعی و با وسعت بین المللی باشد، و بعد همان مسائل خانوادگی و عشق و عاشقی ها هم به دلیل پرداخت ضعیف در فیلمنامه و امتدادش در کارگردانی به سطح همان "ستایش" و سایر رفقا سقوط می کند و "باورکردنی" نمی شود، چطور می توان از مخاطب انتظار داشت که در صحنه ی شناسایی برای عملیات تروریستی حواسش به پرچم آبی یا قرمز نباشد و موقعیت را باور یا حداقل به آن "توجه" کند؟