یک قرن پیش و روایت کشتی بلورفروش و "کلاوری" در سیرک طهران!

ایران ورزشی نوشت:در سال 1300 شمسی پهلوان کلاوری گرجی وارد تهران شد.

کلاوری که با کشتی زورخانه ای آشنا نبود،قبل از اعلام آمادگی برای مسابقه با کشتی گیران زورخانه ای ایران مدتی با حاج میرزا عباس صدری اصفهانی(ملقب به شیشه بر)و حاج رضا حکمی هاشمی به تمرین پرداخت و آنها فنون و ریزه کاری های کشتی زورخانه ای را به کلاوری آموختند.

او در ابتدا پهلوان قاسم تختی را شکست داد و یک روز بعد هم با پهلوان حاج محمد نجاران(ملقب به خرده فروش)کشتی گرفت و این مسابقه را هم با پیروزی پشت سر گذاشت.

به نظر نمی رسید کسی حریف کشتی گیر گرجی باشد.از سوی دیگر مردم او را اجنبی و کافر می دانستند.همین مسئله باعث شد تا مردم رقابت های او با کشتی گیران ایرانی را رقابت کفر با اسلام می دانستند و دسته دسته به امامزاده ها می رفتند تا برای شکست کشتی گیر اجنبی نذر و نیاز کنند.

در همین ایام سید محمد علی مسجد حوضی که خود از پهوانان ایران بود در بازار حلبی سازها حاج محمد صادق بلور فروش را می بیند.بلور فروش در ابتدا حاضر به مسابقه نمی شود اما سرانجام می پذیرد که پس از چند روز تمرین در مسابقه شرکت کند.پس از بیست روز او آمادگی خود را اعلام می کند و به این ترتیب دو کشتی گیر مهیای مسابقه در سیرک طهران حوالی "کوچه برلن"کنونی می شوند.یک دیلماج صحبت های داور و مسئولان مسابقه را برای کلاوری ترجمه می کرد.

با آغاز مسابقه محمد صادق با دو ساعد قدرتمند خود ضربه ای محکم بر شانه های کلاوری وارد می کند.ضربه ای که به اصطلاح به آن "قچاق" گفته می شود.کلاوری اندکی از جای خود تکان خورد اما بلافاصله ضربه ای کف گرگی مثل فنون کاراته ی امروزی به بلور فروش می زند که او را چند قدم به عقب پرتاب می کند.به طوری که سید محمد علی ازپشت سر،بلور فروش را به جلو هدایت می کند.بعدها بلور فروش گفت که بر اثر این ضربه دستش به مدت سه ماه کبود شده بود.

در ادامه‌ی مبارزه محمد صادق از کلاوری زیرگیری می کند.کلاوری هم روی او خیمه زد و فشار زیادی آورد.با همین فشار بود که محمد صادق در خاک نشست.

دراین لحظه محمد صادق آماده شده بود تا حریف را بتاباند که کلاوری از ستون سقف که یک تیر چوبی بود استفاده کرده و آن را محکم می گیرد.محمد صادق کمی او را نیم تیغ کرده بود اما هنوز فن به طور کامل اجرا نشده بود که صدای صلوات مردم بلند می شود.مردم محمد صادق را روی دست بلند می کنند و با سلام وصلوات تا منزل می برند.این در حالی بود که کلاوری قبول نداشت در این مسابقه شکست خورده است.مردم بی توجه به اعتراض کلاوری و به پاس برتری محمد صادق شهر را آذین بندی کردند و اولین رقابت بین المللی ایران در قرن چهاردهم اینگونه خاتمه یافت.

251 251

کد خبر 1497602

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 3 =