از سخت‌گیری عباس کیارستمی تا همیاری بی‌دریغ رخشان بنی‌اعتماد؛ ناگفته‌های ابراهیم حقیقی از سینماگران

ابراهیم حقیقی که نزدیک به ۵۰ سال است در سینمای ایران فعالیت دارد، از خاطرات خود درباره همکاری با فیلمسازان سرشناس کشورمان، گفت.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، موزه سینما، به مناسبت روز ملی سینما، ناگفته‌های ابراهیم حقیقی، از پیشکسوتان نامدار طراحی، عکاسی و مدیر هنری را منتشر کرد.

او درباره همکاری‌اش با چهره‌های سرشناس سینما و تلویزیون و آثار ماندگاری که در خلق‌شان نقش داشته است، گفت:

ناصر تقوایی: تجربه «ای ایران» ساخته ناصر تقوایی برای من بسیار جذاب بود، زیرا تقوایی فیلمسازی بود که به جزئیات کارهایش از قبل فکر می‌کرد . در این فیلم، حضور آیینه‌ها در خانه استوار با دانستگی انجام شده بود و این ایده که اشیاء، سیاه و سفید باشند، رنگ بگیرند تا ما پرچم ایران را درک کنیم، تقوایی در فکر خود آماده داشت و من درحقیقت دنبال تصاویر رفتم تا آن‌را خوب بسازم.

رخشان بنی‌اعتماد: در مورد فیلم‌های بنی اعتماد به عنوان مثال، در «روسری آبی» خواستم یک‌پارچگی تیتراژ با آغاز را تجربه کنیم. فیلمبرداری تمام شده بود و همه گروه رفته بودند و کار درحال تدوین بود که از خانم بنی‌اعتماد خواهش کردم تا تیتراژ را جدا در یک کاست ۸ دقیقه‌ای فیلمبرداری کنیم و ایشان دوباره عوامل را جمع کرد و این‌کار در سینمای ایران برای من حیرت‌انگیز و زیبا بود زیرا عزیز ساعتی (فیلمبردار) و بازیگرها دوباره دعوت شدند و حتی خود خانم بنی اعتماد، چادر سرشان کرد و در محوطه مورد نظر گشتند تا این اتفاق بیفتد و چیزی که مد نظر من بود، ساخته شد.

 در فیلم «نرگس» هم همین اتفاق افتاد. من عروسکی را که در ابتدای فیلم دست ابوالفضل پورعرب است و آن را نگاه می‌کند، خواستم و آن‌را پیدا کردند و من در تیتراژ از آن استفاده کردم. برای ساخت کارم برای تیتراژ این فیلم، حسین جعفریان نیز سر کار آقای وحیدزاده بود و ایشان هم آمدند و باعث شد آن‌چه می‌خواستم به خوبی به‌وجود آید.

عباس کیارستمی: آشنایی من با زنده‌یاد عباس کیارستمی از زمان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در سال ۱۳۵۱ بود. کیارستمی تصمیم گرفت طراحی پوستر «مشق شب» را من انجام بدهم. او می‌خواست تلخی و سختی مشق شب را که برای بچه ها عذاب است، من به نوعی در این پوستر نشان دهم و من یک کاغذ را رنگ و مچاله کردم، از آن عکس گرفتم و نوشته‌ها را گذاشتم. کیارستمی وقتی دید گفت کمی شلوغ شده است و من مچاله بودن را حذف کردم، یک کاغذ خط دار که بالای آن شب است و پایینش مداد دندان خورده تراشیده شده را گذاشتم و آشغال تراش‌ها را هم در زیر آن قرار دادم که در نهایت کیارستمی این طرح را پذیرفت.

از سخت‌گیری عباس کیارستمی تا همیاری بی‌دریغ رخشان بنی‌اعتماد؛ ناگفته‌های ابراهیم حقیقی از سینماگران

مجید مجیدی: با مجیدی در فیلم «حضرت محمد (ص)» دبیر برگزاری مسابقه نشانهِ نوشته فیلم بودم که نامواره فیلم به مسابقه گذاشته شد. شرکت کننده‌های زیادی داشت که مورد داوری قرار گرفت و نوشته آقای جلیل رسولی مورد پسند قرار گرفت.

رسول صدرعاملی: با رسول صدرعاملی از فیلم «مشق شب» آشنا شدم، زیرا پخش این فیلم را (میلاد فیلم) بر عهده داشت و بعد از آن در فیلم‌های «پاییزان»، «دختری با کفش‌های کتانی» که تجربه خوبی بود و من تیتراژ آن‌را بر عهده داشتم و همچنین فیلم «من ترانه ۱۵ سال دارم»، کار کردم. کار با صدرعاملی تجربه خوبی بود زیرا او تبلیغات را به خوبی می‌شناسد.

داریوش مهرجویی: «هامون» برای من تجربه بسیار جذابی بود. آقایان  پرویز یشایائیان و داریوش مهرجویی به دفتر من برای طراحی پوستر فیلم آمدند و من پذیرفتم اما به آن‌ها گفتم ترجیح می‌دهم ابتدا فیلم را ببینم. فیلم درحال تدوین بود و من آن‌را روی میز موویلا دیدم، واقعا شیفته فیلم شدم و این درحالی بود که فیلم هنوز موسیقی هم نداشت.

برای «هامون»، پوستری که امروز همه آن‌را می شناسند، آماده کردم و بعد از یک هفته، یشایائیان تماس گرفت که پوستر پسندیده نشده است و من گفتم مشکلی نیست. بعد که فیلم به جشنواره‌های خارجی رفت، بنیاد سینمایی فارابی دوباره به من سفارش طراحی پوستر فیلم را داد و من همان پوستر قبلی را نوشته‌هایش را لاتین کردم و در یک جشنواره، پوسترهای سینمایی در پاریس برنده جایزه شد. این درحالی است که «هامون» هنوز پوستر فارسی ندارد.

مسعود جعفری جوزانی: «جاده های سردِ» آقای جوزانی، اولین فیلمش بود که بعد از آمدنش به ایران ساخت و همه جوانان خوش ذوق کنار او بودند. به یاد دارم محمود کلاری فیلمبردار فیلم بود که کارش درخشان بود و من هم تازه با او آشنا شده بودم . تیتراژ فیلم را آقای دشتبان ساخت که خیلی خوب بود و من ساخت آنونس را برعهده داشتم که آنونس را از خود فیلم و تیتراژ درآوردم. به یاد دارم که  نریشن آن‌را امین تارخ گفت (با او از زمان دانشکده دوست بودم). آنونس خوبی شد اما وقتی پخش شد و در جشنواره جایزه گرفتم در همان جا متوجه شدم که نریشن را با یک صدای رایجی که برای این نوع نریشن ها رایج بود، مانند صدای آقای باغی، عوض کرده‌اند. درحالی‌که من مخصوصا صدای امین تارخ را گذاشته بودم تا صدای متفاوتی باشد.  

۵۷۵۷

کد خبر 1553156

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 3 =