۰ نفر
۳ آبان ۱۴۰۰ - ۰۶:۰۰

دو سروده تازه

غلامرضا فدایی
دو سروده تازه

این دو شعر در تاریخ دوم آبان 1400 سروده شده است.

خوشا و یاد باد آن روزگاران
کنار هم نشستند جمع یاران
برادر، خواهر و عمه و خاله
نبودی کینه و غم بین آنان

به روز عید به هم تبریک گفتی
کدورت از دلان خود بشستی
بزرگی گر که بود او را عیادت
نمودی و کجا حرف از درشتی

نوه ها چون غزالان می رسیدند
گهی بر یکدگر هم می پریدند
همه خوشحال و خندان و مصفا
همه خرسند که یکدیگر بدیدند

ولی افسوس و صد افسوس اکنون
همه سر در موبایل غافل ز بیرون
نه دلها با هم است نه فکر آنها
حقیقت مردمان گردیده افسون

خدایا این زمان فرصت فراوان
ولیکن تهدید ها باشد دو چندان
اگر غفلت ز خوبیها نمایی
خسارت‌ها ببیند نفس انسان

***

میلاد نور

امروز جهان چراغان شده است
مولود، خاتم رسولان شده است
مومن به جهان شاد از این حادثه شد
شیطان به یقین زار و پریشان شده
 است

ای آنکه به او داعیه ای می داری
خود را به یقین پیرو او پنداری
لختی به خود و زندگی خویش نگر
تا چند و کجا بهانه ای می آری

او آمده تا جهان به سامان آرد
زشتی و پلیدی به پایان آرد
اما و اگر، اگر ز ما پیدا شد
بی ابر کجا ز آسمان می بارد

برخیز عزیز من تو سستی کم کن
پیوند خودت را به نبی محکم کن
گر اسوه او به زندگی بر گردد
پیروزی از آن ماست بیا سر خم کن

گویند که دین او فقط اخلاقی است
من هم بپسندم این شعاری عالیست
اما نه که اخلاق به فرد محدود است
جایش به عرصات اجتماعی خالیست!

اسلام که دین احمد باشد
جاوید و در جهان سر آمد باشد
باری من و تو اگر مسلمان باشیم
خوشبختی فرد و جمع پیامد باشد

راضی به "رضا"ی تو خدا می باشیم
با مومن بر رسول تو داداشیم
بر حبل محبتش همه چنگ زنیم
بیزار ز هر ستمگر و کلاشیم

کد خبر 1566719

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 3 =