۳ نفر
۲۵ شهریور ۱۴۰۱ - ۱۱:۲۲
چرا به ایران تکیه میکنم؟

من که بیش از دو دهه در حوزه اندیشه سیاسی ایران و اسلام به مطالعه و پژوهش مشغولم، به حکم رشته تخصصی علمی خود، علوم سیاسی، سیاست اندیشی هستم؛ یعنی به مناسبات قدرت در بستر داخلی و عرصه‌ خارجی توجه می‌کنم. 

این چشم انداز سیاست اندیشی، اندیشیدن را مطابق امر واقع و بدور از آرمان خواهی بی مبنا قرار داده است. یک پدیده را از چند جهت مورد توجه قرار می دهم ، جوانب تاریخی، سیاسی و منافع معطوف یک ملت و در نهایت نقد و بررسی پدیدارها در بستر تاریخی آن را مدنظر قرار می دهم. به طور مثال نیاز به تحول در حکمرانی ایرانی از فرد محوری به نظرگاه جمعی را با توجه به نفع و ضرر این نوع حکمرانی در طول تاریخ و صدمات تاریخی از شخصی سازی قدرت معطوف به امر مقدس در نظر می گیرم.

چرا به ایران تکیه میکنم؟ در ذهنیت بعضی از نخبگان قومی،مفهوم ایران با تصورات ناسیونالیستی متکی به فارسی سازی همراه شده است. به صورتی که با طرح ایده ایران به مثابه مفهوم پایدار نسبت دهنده اقوام گوناگون در این آب و خاک را با استیلاء و سلطه یک قوم بر دیگر اقوام و تلاش در محو غیریت های متکثر در فرآیند توجه به ایران و زبان فارسی تلقی می کند. این تصور بنیانی تاریخی در حافظه اقوام ایرانی دارد. در گذار از حکومت قاجاریه و برسازی دولت مطلقه ملی، تلاشی برای ایجاد مبنایی نو در برسازی حکومت در ذیل رابطه دولت- ملت بوجود آمد. این رابطه بدون توجه به بنیان های تاریخی و مناسبات ارتباطی اقوام در ایران، با اتکاء به ایده ناسیونالیسم رمانتیک، یکپارچه سازی و محو تفاوت های قومی و زبانی با اتکاء به زبان فارسی در دستور کار دستگاه قدرت قرار گرفت‌. بعضی از روشنفکران تأثیرگذار با ایده پردازی در این فضا، راه حل نجات این سرزمین را در نابودی تنوعها و تفاوت ها و ایجا امنیت پایدار در یکرنگی با زبان فارسی تصور کرده اند. این اندیشه ها با رسمیت بخشیدن به مفهوم ایران همراه شد. به طوری که مفهوم ایران همزاد با این تفکر یکنواخت ساز فکری و فرهنگی، یکی انگاشته شد.

در این باب باید توجه داشت، طرح اندیشه ناسیونالیسم ایرانی متکی به فارسی سازی که در دوره رضا شاه طرح و در دستور کار قرار گرفت، ایده ای متضاد با بافت فکری و فرهنگی ایرانیان و در ضدیت کامل با اندیشه بقای ایران در طول تاریخ بوده است. ایران نیز مفهومی تاریخی به عمر این سرزمین است که نسبتی با اندیشه های بی مبنای چون ناسیونالیسم ندارد. از این رو است که با طرح ایده ایران به مثابه مبنای اتحاد قومی و سرزمینی ، در تلاش نمود اندیشه های راستین برسازنده ایران در طول تاریخ هستم. ناآگاهی از تاریخ و مناسبات اجتماعی و فرهنگی در این سرزمین، سبب شده تا افرادی سخنانی و یا ایده هایی ناهمساز با ذهنیت مردمان این سرزمین را بیان و از آن دفاع نمایند. مطالعه تاریخ فکری و فرهنگی ما را نسبت به شرایط زیست ایرانی و برسازی تمدن در پیش از اسلام و بعد از آن آگاه می سازد.

ایران سرزمینی برآمده از اقوام مختلف زبانی است که در شرایط خاص تاریخی مبنایی مشترک برای همزیستی پیدا کردند. تاریخ چند هزار ساله ایران، تاریخ وحدت در عین کثرت بوده است. وحدتی که بر ساختاری از قدرت بوجود آمده ولی در عین حال قدرت حاکم این تن ع ها و تکثر را محترم و در حفظ آن کوشا و خود را بدان مستلزم بدان می دانسته است. حتی در زمان ساسانیان که حکومت متکی به دین رسمی می شود، تنوع در دین را به رسمیت می شناسد و دین حکومتی را زرتشتی قلمداد می کند. اگرچه بعدها موبدان این مبنا را به وضعیت نابهنجار اجتماعی و انحطاط تبدیل کردند، اما با این وجود ایرانشهر بر بنیاد تکثرها به وحدت می رسید. خروج از از این دامنه به مثابه تداوم انحطاط خواهد بود. گذار از انحطاط تمها از طریق به رسمیت شناختن حقوق حقه همه اقوام و پذیرش تفاوت های موجود در میان آن ها همراه با تکیه بر مبنای وحدت انگاره تمام این اقوام خواهد بود. یکی از این مبانی وحدت ساز میان این اقوام، مفهوم ایران متجلی در سرزمینی آیا که این اقوام در طول سالیان دراز بر آن زیسته اند و در ارتباط به دیگر اقوام، شرایط همزیستی جمعی را بوجود آورده اند. ایران ، هویت جمعی همه اقوام ایرانی است که عدم وجود یکی از آن ها، این مفهوم را بی معنی می‌کند. ایران تجلی همزیستی جمعی اقوام حق مدار ساکن بر آن است که هویت جمعی را تداعی و نمود می بخشد. انسان خردمند و حق مداری که هویت جمعی و کل فرهنگ را در مفهومی به نام ایران نمایان می سازد.

*پژوهشگر اندیشه سیاسی ایران و اسلام

۶۵۶۵

کد خبر 1674422

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 12 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 2
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • IR ۰۹:۱۹ - ۱۴۰۱/۰۶/۲۶
    5 0
    لعنت بر تجزیه طلب جنایتکار