هشدار روزنامه شرق درباره تحریم انتخابات: اگر مردم پای صندوق رای نیایند نتیجه اش می شود همین مجلسی که هست و همین دولتی که هست

شرق نوشت:این روزها کمتر کسی حوصله بحث‌کردن درباره موضوعات سیاسی را دارد. جامعه دچار خمودگی شده و شرایط حال و روز آن ‌کاملا مشخص است. 11 اسفند هم قرار است که انتخابات مجلس برگزار شود و هنوز بازخوردهای اجتماعی مناسبی از انتخابات وجود ندارد.

انتخابات پیش‌رو میدان کنشگری نیروهایی است که زوایای متفاوتی نسبت به یکدیگر دارند. مردمی که هنوز مواجهه مطلوبی با انتخابات ندارند، فعالان سیاسی اصلاح‌طلبی که پشت ‌سر جامعه حرکت می‌کنند و برنامه‌ مشخصی برای آینده کشور ندارند و برخی اصولگرایانی که به دنبال رقابت بین‌ خودشان در سایه مشارکت پایین مردم‌ هستند؛ چراکه آنها در اکثر مواقع پیروز میدان‌هایی بودند که مردم حضور نداشتند.

اما چه باید کرد؟ سیاست‌ورزی امری واقعی است نه ایدئالی، البته این ‌به‌معنای کنارگذاشتن و عدول از آرمان‌ها و ارزش‌ها نیست. ولی ظاهرا کسی گوش شنوایی برای شنیدن حرف‌های واقع‌گرایانه ندارد!

اینجا ایران است، سرزمینی تاریخی با مردمانی نجیب. انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ موجب ایجاد نهاد انتخابات در کشور شد. اگرچه بعد از مشروطه هم انتخابات برگزار می‌شد اما به‌ گواهی تاریخ، انتخابات بعد از کودتای ۲۸‌ مرداد ۱۳۳۲ از حیز انتفاع ساقط شده بود و کارایی نداشت و نمایندگان مجلس شورای ملی را دربار انتخاب می‌کرد.
با انقلاب اسلامی نهاد انتخابات دوباره جانی تازه گرفت و مردم در انتخابات‌های گوناگونی شرکت کردند. البته توقعی نباید داشت که انتخابات ایران را با دموکراسی‌های قدیمی در جهان مقایسه کرد. بالاخره آنها سال‌ها جلوتاز ما در نهادینه‌کردن دموکراسی در کشورشان تجربه دارند.

تاکنون انتخابات در ایران در زیر سایه نظارت استصوابی برگزار شده است؛ بنابراین همیشه نقدهای زیادی درباره برگزاری انتخابات‌ها وجود داشته است. اما در روند همین انتخابات‌هایی که برگزار می‌شد، حتما مردم‌ متوجه تفاوت حضور هرکدام از این جناح‌ها و نیروهای سیاسی شده‌اند؛ به‌خصوص اثری که مستقیم بر معیشت و سفره‌شان داشته است.

سال ۱۳۸۴، عده‌ای فاز گرفته بودند که در انتخابات ریاست‌جمهوری شرکت نکنند. نظرشان محترم بود اما ‌نتیجه چه شد؟ ظهور پدیده‌ای به نام‌ محمود احمدی‌نژاد که کشور را وارد یک دوره تاریک کرد. ایران‌ تحریم شد. اما احمدی‌نژاد آن را کاغذپاره می‌خواند. بعدها خیلی‌ها فهمیدند که اتفاق تلخی رقم خورده است اما دیگر کار از کار گذشته بود و شد آنچه نباید می‌شد.

مثالی دیگر، انتخابات مجلس هفتم که شورای نگهبان نمایندگان اصلاح‌طلب را رد صلاحیت کرد و مردم‌ هم که ‌خسته از دعواهای سیاسی بودند، در انتخابات شرکت نکردند.

مجلس هفتمی بر سر کار آمد که فقط یک‌ قلم خسارت‌بارش تصویب «طرح تثبیت قیمت‌ها» بود که سال‌ها بعد در بخش انرژی فاجعه به بار آورد و صدها میلیارد تومان به گفته همان‌ تصویب‌کنندگان به اقتصاد کشور ضربه زد. خاموشی‌های چند سال اخیر در تابستان که ضربه زیادی به تولیدکنندگان وارد کرده از اثرات تصویب همان طرح است که پای بخش خصوصی را از صنعت انرژی برید.

مثالی دیگر اینکه سال ۸۶ اصلاح‌طلبان برای انتخابات مجلس هشتم با لیست یاران خاتمی به میدان آمدند ولی باز مردم نیامدند. مجلس نهم‌ که در زیر سایه حوادث بعد از انتخابات ۸۸ برگزار شد و اصلاح‌طلبان حضور نداشتند. اما مردم در سال‌های ۹۲ و ۹۶ اصلاح‌طلبان را همراهی کردند و دولت روحانی بر سر کار آمد. سیاست خارجی فعال شد، تحریم‌ها رفع شد و اتفاقات خوبی در اقتصاد افتاد. دولت روحانی گل و بلبل نبود، نه اما به چشم خودمان دیدیم که دولت فعلی نبود.

اما از سال ۹۸ به بعد و حوادث تلخی که در کشور اتفاق افتاد، باز فاز قهر با صندوق‌های رأی اوج‌ گرفته، هم از سوی مردم و هم از سوی بخش‌هایی از اصلاح‌طلبان؛ اما تا به امروز فایده‌اش چه بوده است؟ بازهم مثال دیگر؛ مجلس دهم، اگر کارایی نداشت، حداقل مانند این‌ مجلس به دنبال طرح صیانت، تغییر سن بازنشستگی و ده‌ها طرح پرچالش دیگر نبود.

هزینه و فایده، سود و زیان، همه ما با این مفاهیم سر و کار داریم. سود تحریم انتخابات برای ما مردم چه بود؟ اگر برخی‌ فکر می‌کنند که با تحریم می‌توانند کاری کنند که انحصارطلبی و خالص‌سازی‌های جریان‌های سیاسی یکباره پایان یابد، چنین اتفاقی رخ نخواهد داد. اینجاست که گروه‌های تحول‌خواه و اصلاح‌طلب نباید تاریخ را تکرار کنند و زمینه برگزاری یک انتخابات ضعیف را فراهم کنند. اتفاقا باید از ظرفیت‌های موجودی که وجود دارد با تمام قدرت استفاده کنند تا مجلس یازدهم و دولت سیزدهم تکرار نشود.

‌ باز یک ‌نگرانی از سوی برخی دوستان مطرح می‌شود، به فرض که در انتخابات پیروز هم شویم، آیا با این جایگاهی که برای مجلس تعریف شده، می‌توان کاری کرد؟ بله، بستگی دارد چه کسانی را روانه بهارستان کنید. درست است که آمار ردصلاحیت‌ها بالاست اما باز در همین تأییدشده‌ها هم افراد باتجربه و دلسوز و آشنا به امور وجود خواهند داشت که می‌توان با آنها ارتباط تشکیلاتی برقرار و از آنها حمایت کرد. اگر نمایندگانی شجاع از سوی مردم رأی بیاورند، به‌طور حتم‌ می‌توانند اتفاقات خوبی را رقم بزنند.

یک‌ نگرانی دیگر برخی از دوستان این است که حضور در انتخابات و عدم پیروزی موجب عبور مردم از جریان اصلاحات خواهد شد و آنها را متهم به قدرت‌طلبی تحت هر شرایطی می‌کنند.

وقتی مردم می‌بینند که هیچ گروه اصلاحگری در جامعه راه‌حلی برای رفع مشکلات ندارند، چرا نباید منفعل باشند؟ ‌اشتباه گروه‌های سیاسی در ایران این است که به‌جای پیشروبودن و ایفای نقش فعالانه، پشت سر جامعه حرکت می‌کنند، گویی انگار وظیفه اصلی خود را فراموش کرده‌اند. ‌مردم وقتی جنسی برای فروش نباشد، چرا باید تب‌وتاب خرید داشته باشند؟

23302

برای دسترسی سریع به تازه‌ترین اخبار و تحلیل‌ رویدادهای ایران و جهان اپلیکیشن خبرآنلاین را نصب کنید.
کد خبر 1843485

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 9 =