۰ نفر
۲۲ آذر ۱۳۹۰ - ۱۸:۲۶

محمد مهدی مظاهری

با فروكش نمودن اعتراضات گسترده در سرزمين فراعنه و انحلال قدرت در خاندان مبارك و راي مردم به اصلاح قانون اساسي اين كشور ، انتظار مي رود كه شرايط براي نقش آفريني بيشتر مصر در تحولات منطقه فراهم گردد. در اين ميان بسياري از كارشناسان مسائل منطقه بر اين باورند كه قرار گرفتن يك كشور تاثيرگذار در جهان عرب در كنار ايران كه خود مولفه مستقل و تاثيرگذار در روند تحولات بين المللي به شمار مي رود مي تواند عمق بيشتري از همگرايي منطقه اي را ترسيم نمايد. امروزه علائم مثبتي از سوي طرفين براي آغاز برقراري رسمي روابط ديپلماتيك دريافت مي شد. آيا به زودي شاهد آب شدن يخ روابط تهران و قاهره خواهيم بود كه در اين راستا بايد به دلايل تقابل و تيرگي روابط ايران و مصر پس از پيروزي انقلاب اشاره نمود.
امضاي قرارداد كمپ ديويد بين مصر و اسرائيل از آنجا شكاف بزرگي در جهان عرب ايجاد نمود و در واقع اولين گام در شكستن قبح نزديكي بين كشورهاي اسلامي و عربي با تل آويو بود ، عاملي شد تا روابط دو كشور قطع گردد. يعني در واقع گرايش انور سادات و جانشين وي به مبارك براي داشتن روابط نزديك با اسرائيل و تبديل شدن به محور حفظ منافع غرب در خاورميانه ، ايران اسلامي را بر آن داشت كه با قطع ارتباط با مصر در كنار سوريه و برخي از كشورهاي ديگر جبهه پايداري در قبال توسعه طلبي رژيم صهيونيستي قرار گيرد. در اين ميان در دوره مبارك پس از آغاز جنگ تحميلي هشت ساله نيروهاي مصري در كنار نيروهاي عراقي حضور چشمگيري در تجاوز به خاك ايران داشتند. علاوه بر اين رژيم مبارك يكي از تامين كنندگان سلاح براي صدام محسوب مي گرديد. در اين مسير پس از پايان جنگ تحميلي نيز به رغم حسن نيت ايران در آزادي اسراي مصري و موضع گيري سريع عليه تجاوز صدام به كويت ، سياست ايران ستيزي مبارك تداوم داشت به طوريكه وي تلاش نمود پس از جنگ دوم خليج فارس در قالب پيمان 2+6 همراه سوريه در برقراري امنيت به كشورهاي شوراي همكاري خليج فارس مشاركت فعال داشته باشد. همچنين مصر در دوران مبارك علناً با حمايت از ادعاهاي كذب امارات در مورد جزاير سه گانه ايراني نقش اصلي را در گسترش تنش در منطقه ايفا نمود. در كنار اين عامل بايد يادآوري نمود پس از فروپاشي سياست دو ستوني امريكا (تز نيكسون) در منطقه علناً مصر جايگزين ايران گرديد و در كنار عربستان سعودي به عنوان كليد حفظ ثبات منافع غرب محسوب  مي گرديد.

مصر به دلايل وفاداري به پيمان كمپ ديويد ، ساليانه دو ميليارد دلار كمك بلاعوض از كاخ سفيد دريافت مي نمود و اين امر در وابستگي سياسي و اقتصادي قاهره به واشنگتن تاثيرگذار بود. در كنار اين ارتباط تنگاتنگ دو كشور بايد به نقش قاهره در فراهم نمودن شرايط براي تداوم مذاكرات سازش بين اعراب و رژيم صهيونيستي اشاره نمود در كنار اين عوامل رژيم مبارك همواره به دلايل واهي ايران را به حمايت از مخالفين خود (جريان اسلامگرا) متهم مي ساخت. در منطقه نيز ايران بر استمرار مقاومت و حمايت همه جانبه از انتفاضه تاكيد مي كرد به طوريكه در جريان جنگ 21 روزه و تجاوز رژيم صهيونيستي به نوار غزه تهران به همراه كشورهاي اسلامي تمام مساعي خويش را براي قطع تجاوز و محكوميت اقدام جنون آميز اين رژيم بكار بست ولي رژيم مبارك با بستن گذرگاه رفح و سكوت مرگ بار عملاً جانب رژيم صهيونيستي را گرفت.
اين عوامل تاريخي در كشيدگي اوضاع و عدم برقراري روابط در طول 32 سال اخير تاثيرگذار بوده و انتظار مي رود پس از سرنگوني ديكتاتور مصر ، شرايط براي برقراري روابط مبتني بر درك مشترك و منافع دوسويه فراهم گردد. با اين وجود گفت به رغم استقبال از گشايش در روابط تهران – قاهره و ارسال سيگنال هاي مثبت از جانب دو طرف هنوز جامعه مصر به آرامش لازم براي برقراري ثبات نرسيده و تلاطم رود نيل برغم غرق شدن فرعون فروكش نكرده ، به طوريكه دورنماي مصر پس از مبارك و فرايند دولت در تازه ترين اقدام پس از اصلاح قانون اساسي اين كشور مشخص شدن برخي چهره هاي برجسته سياسي براي نامزد شدن در انتخابات آتي رياست جمهوري نظير البرادعي ، عمر موسي و افرادي نظير امين نور از حزب الغد وارد صحنه شدند مبهم است. با اين وجود فعلاً قدرت در دست شوراي انتقالي ارتش است. لذا بايد منتظر ماند و آرايش نيروهاي سياسي را در صحنه مصر در انتخابات آتي و نيز عملكرد ارتش را در برگزاري انتخابات آزاد و مستقل مشاهده نمود. به نظر مي رسد كه اخوان المسلمين به عنوان جنبش فراگير سياسي – اجتماعي هنوز اراده لازم را براي حضور قوي و اعلام نامزد مستقل در انتخابات آتي رياست جمهوري ندارد ، در اين ميان نقش البرادعي به عنوان يك چهره بين المللي (دبيركل سابق سازمان آژانس بين المللي اتمي) برجسته مي نمايد. در هر حال بايد بدون تعجيل در لزوم برقراري روابط با قاهره بايد منتظر اقدامات دولتمردان آتي مصر ماند ، به طوريكه برخي از نظاميان مصري هنوز به مبارك وفادارند و گرايش ضد ايراني وي را حفظ نموده اند ، از اين رو برغم شوراي انتقالي مصر شروطي را براي تجديد روابط ديپلماتيك با ايران عنوان نمودند و خواستار برداشتن نام خالد اسلامبولي از روي يكي از خيابانهاي تهران شدند و همچنين يكي از ژنرال هاي مصر بدون درك تحولات داخلي مصر مدعي شدند اجازه نخواهند دادانقلاب نظير انقلاب ايران درمصر رخ دهد.. بنابراين دستگاه ديپلماسي كشور بايد ضمن رصد دقيق تحولات بدون هر گونه شتابزدگي لازم منتظر تحولات آتي و اقدامات عملي مصر در اين زمينه باشد.

بطور كلي اگر تحولات مصر را در طول چندين ماه اخير بررسي كنيم اتفاقات بسيار مثبتي در اين كشور مهم و تاثيرگذار در منطقه به وقوع پيوسته ولي هنوز هم مردم تا رسيدن به مطالبات خويش فاصله دارند ، چراكه گرچه مبارك سقوط كرده وانتخابات پارلماني مصرنيز باپيروزي اسلامگرايان اخوان المسلمين توام بوده. بي ترديدمصر ديگرشريك استراتژيك اسرائيل نخواهد بود، اين امرتسهيل كننده روابط تهران – قاهره خواهد بود چرا كه عامل گرايش به رژيم صهيونيستي در طول تاريخ يكي از مولفه هاي اصلي تيرگي و قطع روابط دو كشور بوده است و با دوري مصر از رژيم صهيونيستي در دوره پس از مبارك شايد براي اولين بار شاهد روابط دوستانه بين دو كشور باشيم.
*عضو هيئت علمي دانشگاه تهران

/214

کد خبر 189274

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 12 =