سکان کره شمالی را میراث دار پدر، جوان 28 ساله ای در دست دارد که تحصیلاتش را در خارج از کشور به پایان رسانده و ظاهرا به موسیقی جاز نیز علاقه دارد.

*داود هرمیداس باوند

ماجرای مرگ پرهیاهوی رهبر کره شمالی با همه روایت های عجیب و غیرمتعارف به پایان رسید. حال سکان کشور را میراث دار پدر، جوان 28 ساله ای در دست دارد که تحصیلاتش را در خارج از کشور به پایان رسانده و ظاهرا به موسیقی جاز نیز علاقه دارد. جامعه ای که رهبران آن قریب نیم قرن هرگونه تعامل با دنیای خارج را بر مردم حرام کرده بودند، امروز با آشکارشدن ابعاد زندگی شان، "ظاهرا در خلوت، خود کار دگر کرده اند".
عادات عجیب و غریب، کشور چشم بادامی ها، طی چند روز اخیر توجه بسیاری از جهانیان را به خود معطوف داشته است. اما در تحلیل وضعیت سیاسی-اجتماعی کره شمالی باید ویژگی های ساختاری حاکم بر این کشور را مورد بررسی قرار داد. نظام سیاسی و در مجموع جامعۀ کره شمالی از زمان کیم ایل سونگ (پدر کیم جونگ ایل) بر دو مبنای نظامی گری و همچنین تزریق و گسترش آن در میان اقشار مختلف بنا شده بود.
جامعۀ بسته و میلیتاریزه کره شمالی که در زمان کیم ایل سونگ، وقایعی همچون جنگ دو کره و ورود چینی ها را تجربه کرده بود، بعد از ظهور اختلاف میان چین و شوروی، تلاش کرد تا خود را از این تضاد به دور نگاه داشته و در حقیقت مشی کم و بیش مستقلی را در پیش گیرد. البته زمانی که جامعه ای منزوی می شود، همواره بر این تصور است که محیط پیرامون مملو از تهدید است و از این رو برای بقای خود هیچ راهی جز درون گرایی و چرخش به سمت نظامی گری نمی بیند. گواینکه مائو می گفت: "هر فرد یک سرباز است" و در حقیقت این شعار را کره شمالی در همۀ ابعاد جامعه پیاده کرد، آن هم نظامی گری به شیوه ای عجیب که حتی تصور آن نیز ممکن نیست. مثلاً در کره شمالی حتی کارمندان دولت نیز در روزهای خاصی باید تعلیمات نظامی را فرا گیرند و در این میان استثنایی نیز وجود ندارد.
کودکان در کره شمالی از ابتدایی ترین مقاطع، آموزش نظامی و القائات مورد نظر ساختار سیاسی را آغاز می کنند و از همین روست که این مسئله در رفتار و کردارهای مردم نیز به خوبی قابل رویت است. واکنش ها نسبت به مرگ کیم ایل سونگ و سپس کیم جونگ ایل و واکنش دسته جمعی و هماهنگ مردم در سردادن گریه که گویی ارکستری تربیت شده در حال اجرای نمایش است و کرنش و سوگواری مردم حکایت از آن دارد که این القائات در بافت جامعه نهادینه شده است.
چنین رفتارهایی برای کشوری که هیچ ارتباطی با دنیای خارج ندارد، طبیعی است. به خصوص زمانی که برای رهبران ویژگی و مبنای شبه متافیزیکی در نظر گرفته می شود و افراد حالت قدسی پیدا می کنند، همانطور که برای کیم ایل سونگ قائل بودند، رفتارهای مردمی شکل ابتدایی تری به خود می گیرد. لذا در چنین جوامعی اگر قرار باشد تغییری صورت گیرد، به نظر می رسد این دگرگونی باید از بالا باشد. البته رفتار و رویۀ چهره های جدید نیز می تواند نویددهندۀ تغییرات مثبتی باشد. پسر کیم جونگ ایل، ارتباط و زندگی در دنیای خارج را تجربه کرده است و شاید وی بتواند اندکی از فضای امنیتی و نامتعارف کشورش بکاهد. فضای امنیتی که در زمان اعلام خبر مرگ کیم جونگ ایل نیز حاکم بود و هیچکس در جهان و حتی در کره شمالی نیز نمی دانست که رهبر کره در حال احتضار است. البته این مقتضای نظام های استبدادی است که تنها در حالت ناگزیری دست به افشای اطلاعات می زنند و هیچکس تا پیش از آن حتی حق شایعه پراکنی درباره موضوع مورد نظر را ندارد.
این نوع حکومت های استبدادی به رغم همۀ تحولاتی که در عرصۀ ارتباطات جهانی در حال وقوع است، حتی اجازه نمی دهند جامعه، اندک آگاهی نسبت به حوادث خارج از کشور را پیدا کنند. گزینۀ دوم حوادث پیرامونی است که شاید بتواند به نحوی از انحاء بر روند سیاسی کشور اثرگذار باشد.و در نهایت گزینۀ سوم چینی ها هستند که شاید بیش از دیگران بتوانند با تعاملات شان با کشوری که درهای خود را به روی همگان بسته است، نفوذ بیشتری بر رهبران اعمال کنند. در صورتی که چینی ها نیت خیر داشته باشند می توانند به همسایۀ خود کمک کنند و وضعیت این کشور را تا اندازه ای متعادل کنند. چین سعی می کند روابط خود را با همسایگانی همچون کره شمالی و برمه بر مبنای احترام به حفظ وضع موجود قرار دهد و تلاشی برای تغییر دادن این ساختارها صورت نمی دهد. اما در صورتی که رهبران چین اراده کنند، می توانند کشور بسته ای همچون کره شمالی را با مزایای تغییراتی که خودِ چینی ها نیز آن را تجربه کرده اند، آشنا کنند. احتمال چهارمی نیز در خصوص کره شمالی وجود دارد و آن اینکه برخی جوامع انفعالی برای پوشش دادن ضعف های خود، سیاست تهاجمی را در مقابل محیط پیرامونی در پیش می گیرند. شاید کره شمالی از این دست اشتباهات نیز مرتکب شود که البته بیش از همه به ضرر مردم خواهد بود.
اگر تعاملات و بده بستان های بین المللی را در نظر بگیریم در مورد کره شمالی باید گفت که این کشور به هیچ چهارراه جهانی و بین المللی متصل نبود. کره همچون برمه به لحاظ ژئوپولیتیک هم در انزوایی جغرافیایی قرار دارد و هم محدود به دو نظام با ساختار سوسیالیستی و نوعی دیکتاتور تک حزبی بوده است؛ شوروی سابق و چین. با بروز اختلاف میان این دو قدرت، کره شمالی سعی نکرد همچون ویتنام نگاهش به سوی شوروی و یا همچون کامبوج نگاهش به سوی چین باشد، بلکه با کناره گیری از این دو همسایه مقتدر و درون گرایی تلاش کرد خود را از آثار زیان بار این نزدیکی ها مصون بدارد.
متأسفانه کره شمالی در مقایسه با سایر کشورهای همسایه اش بدشانس تر بود. همسایگان این کشور نیز ساختارهای تک حزبی بوده و آنها نیز دستخوش نظام سوسیالیستی تک حزبی بودند. لذا این پتانسیل را نداشتند که در کوران تحولات جهانی قرار گیرد. از طرفی، همسایگان قدرتمند این کشور نیز توان تأثیرگذاری بر تحولات کره را نداشتند. مثلا ژاپن، قدرت نظامی که تا قبل از جنگ بین الملل دوم داشت، امروز ندارد. ژاپن ارتش منجسمی ندارد و در این مورد خاص تحت استراتژی آمریکاست. از این رو می بینیم که همۀ راهها به روی کره شمالی بسته است و اگر مردم در این کشور مفری بیابند به کره جنوبی فرار می کنند.
کشوری که دیوارهایی همچون برلین بر مرزهای خود قرار داده و محدودیت های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی را به مردمانش القاء کرده، در حوزۀ اقتصادی نیز رو به افول است. گرسنگی معضل مهم کره ای هاست و این کشور تا سالیان سال نیازمند کمک های خارجی خواهد بود.
شاید بتوان برای کره شمالی با رهبر جدید آن روزهای روشنی را در نظر گرفت که در آن رفاه مردمی، توسعه اقتصادی، فرهنگی و سیاسی و ارتباط با جهان خارج وجود داشته باشد. طبیعت مسئولیت بزرگی را بر شانه های رهبر 28 ساله کره قرار داده است. او وارث پدری است که در تمام طول حکومتش، کشور را با قحطی، انزوا و گرسنگی روبرو کرد. اینکه رهبر جوان تا چه میزان می تواند برای مردم کشورش روزهای روشن را به ارمغان آورد، مسئله ای است که آینده آن را روشن خواهد کرد. 26349

 

*کارشناس روابط بین الملل
 

کد خبر 190527

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 15 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 2
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بدون نام US ۱۴:۳۹ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۱
    16 1
    اميدوارم مردم كره شمالي از اين فلاكتي كه دچارش هستند رها بشن. با اينحال نبايد از نظر دور داشت كه مساله فقط يك فرد نيست. اون هم وقتي شخص كم تجربه و كم قدرتي مثه اين جوان 28 ساله باشه. حتي اگر كيم جوان بخواد كاري بكنه شوراي حكومتي كه منافعشون در حفظ شرايط موجوده اين اجازه رو به اون نخواهند داد و در اين راه سنگ اندازي مي كنند.
  • مجید قادری IR ۲۰:۲۱ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۱
    1 0
    این رهبر اگر فهمید که با دیگرون هیچ فرقی نداره شاید کره ، خاک آدم نشین بشه .