دعوت ما از افشین قطبی به مدتها قبل برمیگردد؛ اما سرمربی تیم ملی ترجیح داد تا اواخر هفته گذشته به این دعوت پاسخی ندهد. او به دلیل انتقاداتی که فصل قبل به دلیل ترک نابهنگام پرسپولیس از او میشد، از روزنامه ما دلخور بود. با این حال ما برای دعوت از سرمربی تیمملی دلیل داشتیم. وقتی قطبی حاضر میشود با محمد مایلیکهن آشتی کند، دلیلی ندارد از خبرورزشی کینهای به دل بگیرد. ضمن آنکه در هر زمان باید روی همکاری مهدی حاجباقر در تعامل حساب باز کرد.
قطبی به اتفاق حاجباقر و اصغر حاجیلو، در آخرین روز هفته گذشته مهمان روزنامه ما بودند. این اولین بار بود که او میهمانی یک رسانه نوشتاری را میپذیرفت. سرمربی تیمملی در صحبتهایش مدام از اتحاد، همدلی و همفکری اهالی فوتبال حرف میزد، چیزی که مدتهاست به واژهای غریب در این فوتبال تبدیل شده. قطبی میخواهد این وفاق را تا زمانی که در رأس کادرفنی تیمملی قرار دارد، در بین اهالی فوتبال به وجود بیاورد؛ اما به قول خودش به تنهایی از پس آن برنمیآید. او در این زمینه از پرتیراژترین روزنامه ورزشی کشور کمک خواست و ما هم به او قول دادیم در کنارش باشیم. آنچه در زیر میآید بخش اول صحبتهای افشین قطبی در مصاحبه با خبرورزشی است:
چرا افشین قطبی سرمربی تیمملی شد؟ این سؤالی است که مخالفان شما مدام از هم میپرسند؟
من کارنامه خیلی خوب و موفقی داشتهام. واقعاً نمیدانم چرا بعضیها میخواهند آن را زیر سؤال ببرند. قطبی مانند هر فوتبالیست و مربی ایرانی از همین کوچه پسکوچههای ایران، علاقهمند به فوتبال شد و از جای دیگری نیامد. من 13 سالم بود که از کشورم رفتم و تمام زندگیام فوتبال بود. 4 سال در لیگ برتر آمریکا فعالیت داشتم که 2 بار آن به قهرمانی ختم شد. خیلی جوان بودم که با تیمملی آمریکا همکاری داشتم. آن موقع خیلیها میتوانستند جای من باشند. در اولین تجربه سرمربیگری، سرمربی تیمی شدم که قبل از من 9 مربی عوض کرده بود؛ اما هیچکدام نتوانستند پرسپولیس را قهرمان کنند. با این حال من در سختترین شرایط و حتی با کسر 6 امتیاز توانستم اینکار را انجام دهم. جالب اینکه هنوز هم این قهرمانی برای بعضیها قابل هضم نیست و آن را قبول ندارند. من نمیدانم در مقابل آنها چه بگویم...
باز هم چیزی برای دفاع از خود در مقابل مخالفان دارید؟
شما میتوانید در مورد کار من از بازیکنان تیمملی سؤال کنید. ما واقعاً بهترین تمرینات را در اردوها انجام میدهیم و بهترین سازماندهی را برای تمرینات داریم. روابط دوستانهای ایجاد کردهایم و مهمتر از همه کارهایی که انجام میدهیم این است که به تمرینات تیمهای لیگ برتری میرویم. روز سهشنبه هفته گذشته برای دیدن بازی سپاهان - ذوبآهن سفر 18 ساعته به اصفهان داشتم. ساعت 6 صبح رفتم و 12 شب برگشتم. این کارها را انجام نمیدهم تا محبوبیت کسب کنم. میدانم که اینها جزیی از فوتبال است. ما مربیان، باشگاهها و رسانهها باید ارتباط نزدیکتری با هم داشته باشیم. من اگر بدانم خودم را کوچک کنم، این ارتباط نزدیک و دوستانه به وجود میآید، قبول میکنم و این کار را انجام میدهم چون هدفم ایجاد یک رابطه دوستانه بین اهالی فوتبال است. دوست دارم فضایی برای تیمملی ایجاد کنم که من و یا هر کس دیگری که در آینده مربی میشود با آرامش بیشتری کارش را انجام دهد و بگذارند بیشتر و بهتر کار کند.
از قرار معلوم از فضایی که در فوتبال ایران حاکم است رضایت ندارید؟
بله، وقتی که یک باشگاه پرطرفدار و بزرگ کشورمان طی سه فصل 9 مربی و 5 مدیرعامل عوض میکند نتیجهاش همین است. وقتی تیمملی بعد از جامجهانی 4 مربی تغییر داده نتیجهاش همین خواهد شد و خیلی چیزها که نمیشود درخصوص آنها حرف زد. من در سختترین شرایط، تیمملی را در دست گرفتم و در 3 بازی که 2 تای آن خارج از خانه بود 5 امتیاز کسب کردم. این در شرایطی بود که از لحاظ سیاسی، اقتصادی، روحی و روانی با مشکلات زیادی همراه بودیم. توقع داشتند کرهجنوبی را در خانهاش ببرم که 4 سال است در کشورش از هیچ تیمی شکست نخورده. همین کره، استرالیا را در خانهاش 3 بر یک برد؛ اما آیا کسی به این موضوع اشاره داشت و آن را به تساوی ما در خانه کره ربط داد؟ وقتی ما بوسنی را در کشورش 3 بر 2 شکست دادیم کمتر کسی از تیمملی تعریف کرد و به این بازی پرداخت؛ اما بعد از باخت به بحرین انتقادات به اوج رسید.
برنامهریزی کلی شما برای تیمملی به جامجهانی 2014 مربوط میشود یا به جام ملتها؟
یک واقعیت مهم در کشورما این است که خیلی مشکل میشود در کاری، برنامهریزی بلندمدت داشت، به این خاطر که تجربه نشان داده یک نتیجه میتواند خیلی چیزها را عوض کند. قرارداد من 18 ماهه است یعنی تا جام ملتها. وظیفه ما این است که قبل از هر چیز، خانواده و اهالی فوتبال را نزدیک به هم کنیم تا فضا و انرژی مثبت را به فوتبال ایران بیاوریم. برای جام ملتهای آسیا برخلاف آنچه از قول من نوشتند، قول قهرمانی ندادهام، من فقط گفتم «هدف» ما قهرمانی است. برای رسیدن به این هدف کار بسیار مشکلی پیشرو داریم چرا که واقعیتهای فوتبال کشورمان خیلی از این هدف و آرزوهایمان دور است. سعی داریم با برنامهریزی و کارهایی که میکنیم و با همدلی و اتحاد بیشتر، همان فضایی را که گفتم در فوتبال کشور ایجاد کنیم. در مرحله بعد باید بازیهای تدارکاتی مناسبی انجام دهیم که بتواند به ساختن تیم کمک کند.
ساخت یک تیم خوب و نزدیک به فوتبال بینالمللی زمان میبرد. برای همین از فدراسیون، رسانهها، مردم ایران و کلاً اهالی فوتبال کمک میخواهم؛ چون اگر در جام ملتهای آسیا موفقیتی به دست بیاید این موفقیت برای ملت و فوتبال ایران است نه افشین قطبی. فقط نتیجه گرفتن در جام ملتها برای من کافی نیست بلکه مهم، درست کردن یک فضا و یک چارچوب در فوتبال کشور است که بتواند حرکت و تغییرات مثبتی به همراه داشته باشد. اینها مربوط به مسائل فرهنگی، اخلاقی و فنی است. فنی فقط یک قسمت است و برای همین، من کارهایی ویژه مثل حضور در تمرینات باشگاهها، جلسات با مربیان و حضور در ورزشگاهها را انجام میدهم تا نشان دهم یک مربی تا چه اندازه میتواند حرفهای بوده و در مسائل اخلاقی و فرهنگی تأثیرگذار باشد.
تجربه نشان داده مربیانی که در جام ملتها نتیجه گرفتهاند در جامجهانی هم روی نیمکت تیمملی نشستهاند مثل برانکو و مربیانی که در این جام نتیجه نگرفتهاند زود برکنار شدهاند مثل قلعهنوعی. با این وضع نگران نیستید که در صورت ناکامی در جام ملتها قراردادتان برای جامجهانی تمدید نشود؟
نگرانی وجود ندارد. وظیفه من این است که درازمدت فکر کنم. شاید مجموعه فوتبال در ایران طولانی فکر نکند اما وظیفه من است که به دلیل عشق به این کشور و تیمملی، برای موفقیت در جامجهانی 2014 برنامهریزی کنم. واقعاً میتوانم بگویم تمام تصمیماتی که میگیرم برای قهرمانی در جام ملتهای آسیاست؛ اما باید بازیکنانی را به این رقابتها ببریم که بتوانند در جامجهانی برای تیمملی بازی کنند. به طور مثال بعد از اینکه کرهجنوبی در جامجهانی 2006 سوم شد تیم را تحویل فربیک دادند تا برای 4 سال بعد برنامهریزی کند. من و فربیک وقتی مسئولیت تیمهای جوانان، المپیک و تیمملی بزرگسالان کره را قبول کردیم، هدفمان این بود که بازیکنان جوان و شایسته را به تیمملی کره بیاوریم و میوه همان تصمیمات ما را شما الان در کرهجنوبی میبینید. سن بازیکنان آن سال برای کره در جام ملتها 25 سال بود و تجربهای که آنها در آن رقابتها به دست آوردند باعث شده الان اینقدر پخته و حرفهای بازی کنند. دوست دارم هر کاری که الان در تیمملی برای جام ملتها انجام میدهم، جانشین من هم ادامه دهد و به این فکر نکند که مربی قبل تیمملی یا رئیس فدراسیون چه کسی بوده. این تفکر باید در این فوتبال به یک سیستم تبدیل شود. مجموعه فوتبال کشور باید اینطوری فکر و عمل کند. بزرگ فکر کردن هم میتواند به نفع فرد باشد و هم به سود فوتبال کشور.
شما اعتقاد دارید کارهایی که انجام میدهید بزرگ و باارزش و شاید هم نمایشی باشد؛ اما ما قبلاً هم از این رفتارها از مربیان تیمملی دیدهایم ولی آنچه در عمل و شروع بازیها دیده شد خلاف آن بود، آیا در دوره شما هم همینطور است؟
کارهایی که ما انجام میدهیم نمایشی نیست. این برنامهها طبق برنامهریزی قبلی که انجام دادهایم پیش میرود. اگر من در تمرینات یک تیم باشگاهی حضور پیدا میکنم بدون خبر است تا ثابت کنم نمایشی نیست. من فقط میخواهم ببینم مربیان لیگ چطور تمرین میدهند، بازیکنان تیمملی در چه شرایطی قرار دارند و بازیکنان مدنظر در تمرینات چطور هستند. روابطم با مربیان بهتر میشود و بعد در زمینههای مختلف میتوانم با آنها جلسه گذاشته و یا تلفنی در خیلی از زمینهها اطلاعات بگیرم. در حال حاضر من یک لیست 45 نفره برای تیمملی درست کردهام که در هر پست 4، 5 بازیکن دیده میشود. حتماً هم 4 بازیکن از تیم المپیک و یک بازیکن زیر 17 سال تیمملی به این لیست اضافه خواهند شد. به این شکل میخواهم فضای رقابت را در فوتبال کشور افزایش دهم. زمان بازیها هم نگاه میکنم به فرم این بازیکنان تا هرکدام آماده باشند در لیست نهایی قرار بگیرند. وقتی با تیمی مطرح بازی داریم قویترین و بهترینها را به میدان میفرستیم و مقابل تیمهای ضعیفتر، جوانترها به میدان میروند.
شما با این شیوه تضمین می دهید که در آینده شاهد حضور نفرات جدید در تیمملی باشیم و برخی پستها به یک بازیکن خاص اختصاص نداشته باشد؟
بله اما قبلش من از تمامی رسانهها میخواهم فضایی را بین هواداران به وجود بیاورند که وقتی تیمملی در یک بازی تدارکاتی به میدان میرود بدانند هدف اول، تجربه، هماهنگی و تیمسازی است. میخواهم هواداران بدانند ما به دنبال نتیجه نیستیم. وقتی هیدینک کارش را در کره شروع کرد تیمش 5 بر صفر مقابل فرانسه شکست خورد و شکستهای نظیر آن هم داشت. ما باید از هر شکست پلی بسازیم برای موفقیت و پیروزی و به خاطر یک یا دو باخت از هدف بلندمدتمان دور نشویم. بازی با بوسنی از هر نظر برای تیمملی مفید بود. حتی شکست مقابل بحرین هم همینطور. درست است در این بازی نتیجه نگرفتیم اما از نفراتی در این مسابقه بازی گرفتیم که برای اولینبار در ترکیب ثابت تیمملی به میدان رفتند.
در کنفرانس خبری که بعد از بازی با بحرین داشتید خیلی از شما انتقاد شد و ناراحتی کاملاً از چهره شما پیدا بود، آیا این انتقادات تند باعث نشده در برنامهریزیتان بازنگری داشته باشید؟
من هدفم انجام بازیهای قابل قبول در جامملتها و قهرمانی در آن رقابتهاست. برای همین در این 14، 15ماهی که تا شروع بازیها فرصت داریم باید برنامه ما به دقت پیاده شود. باید در چند بازی تدارکاتی مفید با تیمهای بزرگ، باخت را تجربه کنیم. بازی مقابل تیمهایی که واقعاً بهتر از ما هستند و از باخت مقابل آنها تجربههای بسیار باارزشی به دست میآوریم. همانطور که هیدینک از باخت 5 بر صفر مقابل فرانسه درسهایی گرفت که باعث شد به هدفش برسد. بعد از صعود تیمملی به جامجهانی 2006 از بازی مقابل تیمهای بزرگ ترسیدیم و خیلی کم بازی تدارکاتی داشتیم و نتیجهاش این شد که در جامجهانی بازیهای ضعیفی انجام دادیم. شاید اگر جامعه فوتبال ما صبور بود، تیمملی از انجام بازیهای بزرگ تدارکاتی نمیترسید. بازهم تأکید میکنم باخت در بازی تدارکاتی مهم نیست بلکه مهم درس گرفتن از این بازیهاست.
چرا شما عادت دارید که قبل از شروع رقابتها قول قهرمانی بدهید؟
من در مدتی که در ایران بودهام فقط دوبار قول قهرمانی دادم. یک بار در پرسپولیس بود که به آن عمل کردم و دیگری مربوط به دوره اول مربیگری در تیمملی بود که باید سه بازی در رقابتهای مقدماتی جامجهانی انجام میدادیم و من گفتم تیم را به جام جهانی میبرم. با توجه به شرایط داخل و بیرون زمین که ضرورتی نمیبینم به آنها بپردازم، نتوانستم به آن عمل کنم. شما خودتان شاهد بودید که کشور در روزهای بعد از انتخابات ریاست جمهوری، سختترین شرایط 30ساله خود سپری میکرد و آن موقع ما در اوج بازیها بودیم. این مسئله اثرات بسیار منفی بسیاری بر تیمملی گذاشت که اجازه بدهید بیشتر در مورد این بحث خاص صحبت نکنیم.




نظر شما