سفر طولانیمدت محمد علیآبادی و بهرام افشارزاده به دانمارک آن طور که از قبل وعده داده شده بود برای ایران پربار نشد و رئیس کمیته ملی المپیک ایران که اوایل سال جاری و زمانی که هنوز رئیس سازمان ورزش بود، ادعا داشت به زودی کرسی عضویت در تشکیلات IOC را برای ورزش ایران به ارمغان میآورد، حتی بحث حضورش در این کمیته مطرح نشد.
او که نزدیک به یکسال قبل و حین دیدار با ژاک روگ، رئیس کمیته بینالمللی المپیک به عنوان نمایندهای از آسیا برای عضویت در کمیته اجرایی معرفی شده بود، این فرصت که اعضا برای حضورش در مجمع رأی بگیرند را به دست نیاورد. افشارزاده دبیر کمیته ملی المپیک ایران در این باره میگوید: «در این نشست هنوز درخواست عضویت علیآبادی مطرح نشده بود. ما انتظار داریم با حمایت شورای المپیک آسیا از نشستهای بعدی موضوع عضویت یک ایرانی در IOC هم به جریان بیفتد.»
او ادامه داد: «ما پس از انقلاب اسلامی 19 تا 20 سال طول کشید تا توانستیم هاشمیطبا را عضو IOC کنیم. اکنون هم باید فرآیندی طولانی را طی کنیم. امیدواریم این مسیر برای ما موفقیتآمیز باشد.»
عضویت در کمیته اجرایی المپیک که از این دوره اعضایش به 112 نفر افزایش یافته است به معنای حضوری اثرگذار در مهمترین نهاد ورزشی دنیاست. هیأتی که در تمام تصمیمات بزرگ ورزش دنیا ایفای نقش میکند و علیآبادی میداند حضور در چنین جایگاهی بیش از هر چیز نیاز به لابیهای غیرورزشی دارد.
بر همین اساس است که او از رابطه تنگاتنگ بهرام افشارزاده و شیخ احمد الصباح رئیس شورای المپیک آسیا میخواهد استفاده کند تا شاید بتواند بر این مسند تکیه کند. افشارزاده از دوستان صمیمی شیخ فهد الصباح، چهره سرشناس حکومت کویت و پدر شیخ احمد بوده که در جنگ خلیج فارس در سال 1992 جان باخته است. همین قرابت سبب شد تا علیآبادی پس از روزهای ناکام حضور در ورزش به دنبال افشارزاده برود و او را امین خود در امور ورزشی کند و در دو سال پایانی حضور افشارزاده بود که این بخت به علیآبادی داده شد تا با حضور او بتواند در مجامع بینالمللی عرض اندام کند.
این دو امید داشتند تا به واسطه همین دوستی نزدیک، علیآبادی بتواند همان مسیری را طی کند که قبل از او در سال 1372 مصطفی هاشمیطبا طی کرده و به عضویت کمیته اجرایی المپیک درآمده بود. بر همین اساس بود که افشارزاده توانست در ازای حمایت ورزش ایران از شیخ سلمان بحرینی که کاندیدای شیخ احمد کویتی برای حضور در رأس کنفدراسیون فوتبال آسیا بود به جای بنهمام قطری، حمایت کنند و در ازای این خدمت، شیخ احمد با حمایت از علیآبادی این کرسی را برای ایران بگیرد.
اما اوضاع آن طور که علیآبادی گمان میکرد پیش نرفت چون علی کفاشیان در اجلاس کنفدراسیون آسیا در کمپین حمایت از بنهمام شرکت کرد و شیخ احمد معتقد بود رأی کفاشیان و رئیس فدراسیون افغانستان که هر دو به واسطه لابی محسن صفاییفراهانی به سبد مرد قطری ریخته شد، شیخ سلمان و لابی کویتی - عربستانیاش را با شکست مواجه کرد.
پس از این اتفاق مرد کویتی به شدت از دست ایران ناراحت شد. این اتفاق با بحث تعویق بازیهای همبستگی کشورهای اسلامی در تهران تشدید شد. این دلخوریها را یکی از نزدیکان به سازمان ورزش تأیید میکند و میگوید: «متأسفانه با کاری که کفاشیان کرد، آنها از طرف ایرانی دلسرد شدند اما همچنان ایران سعی میکرد تا این دلخوری را به واسطه نقش بهرام افشارزاده کم کند.» این دلخوری با آنچه در کپنهاگ رخ داد به نظر میرسد برطرف نشده است.
با این وجود افشارزاده هیچ ارتباطی میان این دو اتفاق قائل نیست و میگوید: «سالها زمان میبرد تا به چنین مواردی رسیدگی شود. الان ما در آسیا کشورهایی را داریم که نمایندهشان سالهاست که در انتظار چنین فرصتی هستند. اما شورای المپیک آسیا با حمایت از مهندس علیآبادی شاید بتواند پروسه بررسی پرونده ما را تسریع کند و ما به این موضوع امید داریم.» اتفاقی که شاید در سال 2012 ممکن شود. زمانی که دیگر علیآبادی معلوم نیست رئیس سازمان المپیک باشد اما بر اساس اساسنامه کمیته المپیک این قابلیت وجود دارد که او به عنوان رئیس افتخاری کمیته ملی المپیک ایران معرفی شود تا در صورتی که این کرسی را بهدست آورد ایران بتواند از جایگاه او استفاده کند.
جایگاهی که یکبار به سادگی و بر روی ناآشنایی و فقر دانش ورزشی محسن مهرعلیزاده از مصطفی هاشمیطبا و ورزش ایران گرفته شد. اتفاقی که رضا قراخانلو رئیس سابق کمیته ملی المپیک ایران دربارهاش میگوید: «بزرگترین اشتباه ورزشیام حذف آن کرسی بود.» او که فکر میکرد به سادگی میتواند چنین جایگاهی را کسب کند اما برایش حتی حضور در دپاتمانهای بینالمللی کمیته المپیک هم تا پایان 4 سال حضور ورزشیاش میسر نشد.
مصطفی هاشمیطبا در این باره میگوید: «من از سال 1365 رایزنیهایم را شروع کردم و در سال 1372 پس از دو بار درخواست از سامارانش، رئیس وقت کمیته ملی المپیک این کرسی را که یک کرسی متعلق به شخص بود را بهدست آوردم.»
او درباره نحوه انتخابش میگوید: «من را شیخ احمد به سامارانش معرفی کرد و او هم در همان نخستین اجلاس این بحث را مطرح کرد و رأی آوردم. من به عنوان نمایندهای از آسیا از میان رؤسای کمیتههای ملی المپیک معرفی و انتخاب شدم.»
اما چرا به رغم معرفی علیآبادی از سوی این مرد کویتی، بحث او در جلسه طرح نشده است؟ در این باره میگوید: «به هر حال باید دید نوع معرفی به چه شکل بوده شاید خیلی جدی نبوده است. من یادم است که برای من خیلی جدی پیگیر بودند البته بعید است که شیخ احمد یک بار دیگر نمایندهای از ایران را به آن قدرت معرفی کند چون دیگر کشورهای آسیایی هم از او انتظار دارند چون ما یکبار از این سهمیه استفاده کردهایم و خیلی بچگانه از دستش دادهایم. من نمیدانم آنها چه کردهاند و چطور تلاش میکنند اما با شرایط و ضوابطی که هست فکر میکنم علیآبادی باید منتظر پایان دوره یکی از نمایندگان آسیا بماند و جایگزینش شود که این اتفاق خیلی زمان میبرد. یا اینکه شورای المپیک آسیا باید به شدت دنبال کارش باشد و دولت هم مدام رایزنی کند که این کار بسیار دشوار است.»






نظر شما