به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، اسدالله علم در یادداشتهای روز جمعه ۱۳ دی ۱۳۵۳ نوشت: دنیا خیلی عجیب است! «هزار نقش برآرد زمانه و نبود/ یکی چنان که در آیینه تصور ماست» امروز جمعه که من پیش از ظهر دو ساعت شرفیابی حضور شاهنشاه داشتم، بعدازظهر را در منزل قدری استراحت کردم، تا رفتم شنا کنم تلفن زنگ زد و بهبهانیان معاون دربار که دوست قدیم من است پای تلفن شروع کرد به گریه کردن که دخترم (دکتر س. بهبهانیان رئیس بیمارستان دربار) دارد میمیرد. معلوم میشود حاملگی ناجوری داشته و وقتی بچه در لوله رحم رشد کرده باعث پارگی آنجا شده و خونریزی داخلی پیدا کرده و حال بسیار بدی دارد. لباس پوشیدم خودم را به منزل او رساندم و دختر را برداشته به بیمارستان آمدیم، حالا هم تحت عمل است. در صورتی که امشب قرار بود با پدرش شام بخورم و به کارهای عقبافتاده (امور مالی) دربار رسیدگی کنم.
باری صبح شرفیاب شدم. از ساعت ۸ باران پیگیر و محکمی در شمیران میبارید که واقعا جای شادمانی بود. با آنکه قبل از من والاحضرت شاهدخت اشرف پهلوی شرفیاب شده بودند (برحسب وقتی که خودم تعیین کرده بودم) و معمولا ایشان شاهنشاه را بیجهت عصبانی میکنند، ولی امروز معلوم بود چنین نشده یا بارندگی آنقدر خوب بود که باعث خوشحالی شده بود. فرمودند: «معلوم است میبایست این باران بیاید (با آنکه هواشناسی پیشبینی هوای صاف کرده بود!) چون از پریشب در کردستان عراق برف سنگینی آمده و چند تا از توپهای دورزن ما در محاضره برف قرار گرفته، لابد باید این هوا به جا میرسید.» بعد فرمودند: «آنقدر از سربازهای عراقی کشته شدهاند که از حساب خارج است.» عرض کردم: «از رو که نمیروند.» فرمودند: «خواهند رفت.» فرمودند: «الان بارزانیها هم که نزدیک بود فرار کنند دارند شجاع میشوند و جان گرفتند ولی سربازهای ما مثل شیر میجنگند.» عرض کردم: «جای شکرگزاری است که این روحیه را دارند.»
بعد عرایض سفیر مصر و سفیر شوروی را عرض کردم. فرمودند: «از مقامات مربوطه تحقیق کن و به آنها جواب بده ولی گله سفیر روس بیمورد است. معلوم است ما که به هر قیمتی کنترات را به آنها نمیدهیم، باید به هر صورت قابل رقابت باشد.»
الان که مطلب من به اینجا رسید از اتاق عمل خبر رسید که خوشبختانه عمل به خوبی و خوشی برگزار شد. شکر خدا را بجا آوردم.
نامهای از کیسینجر رسیده بود که از هدایای مرحمتی شاهنشاه برای کریسمس تشکر کرده بود. فرموده بودند جواب تهیه کنم. من عرض کردم: «فکر میکنم باز هم اظهار خوشحالی از ملاقات او و خانم، دیگر زیادی است. اجازه بفرمایید این نکته را حذف کنم.» فرمودند: «نه عیبی ندارد. یا باید جواب ندهیم و یا اگر میدهیم، این هم عیبی ندارد.»
نامهای از سفیر آلمان رسیده بود که [هلموت] اشمیت صدراعظم آلمان به عرض مبارک رسانده بود که برای کنفرانس کشورهای تولیدکننده و مصرفکننده و صنعتی موافقت خود را اعلام داشته که کارشناسان همه کشورهای مربوطه بروند مطالعه نمایند.
منبع: یادداشتهای علم، جلد چهارم، چاپ سوم، تهران: کتابسرا، صص ۴۰۹-۴۰۷
۲۵۹





نظر شما