روایت کرباسچی از روابط ایران و عربستان در زمان آیت الله هاشمی/ نقطه قوت اصلی او در مدیریت همین بود که هیچ‌گاه سخن غیرواقعی و معلق در هوا نمی‌ گفت

غلامحسین کرباسچی با تاکید بر اینکه هاشمی رفسنجانی روی زمین زندگی می‌کرد و واقعیت‌های جامعه را می‌دید، تصریح کرد: من در طول حدود ۱۰ سال، شامل هشت سال دوره شهرداری و پیش از آن در دوره استانداری، آقای هاشمی را واقع‌گراترین فرد در عرصه انقلاب و مدیریت کشور می‌دانستم.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، غلامحسین کرباسچی، فعال سیاسی اصلاح طلب در گفت و گویی به بیان نکاتی درباره آیت الله هاشمی رفسنجانی و سالگرد درگذشت او پرداخت.

در ادامه بخشی از این گفت و گو را به نقل از ایرنا می خوانید؛

*واقعیت این است که شرایط امروز به‌گونه‌ای شده که اگر کسی بخواهد از آقای هاشمی هم نام ببرد، برخی می‌گویند آقای هاشمی هم بالاخره بخشی از این مجموعه بوده یا مثلاً چه میزان در وضعیت موجود نقش داشته است و گاهی آدم به این موضوع هم فکر می‌کند اما واقعاً آقای هاشمی شخصیت متفاوتی بود. آقای هاشمی روی زمین زندگی می‌کرد و واقعیت‌های جامعه، واقعیت‌های کشور، توانمندی‌ها و نقاط ضعف کشور را همانگونه که بود می‌دید. من در طول حدود ۱۰ سال همکاری در دولت ایشان، شامل هشت سال دوره شهرداری و پیش از آن در دوره استانداری، آقای هاشمی را واقع‌گراترین فرد در عرصه انقلاب و مدیریت کشور می‌دانستم.

* ایشان هیچ‌گاه دچار موهومات و توهمات نمی‌شد و سیاست آقای هاشمی واقعاً سیاستی واقع‌گرایانه بود. نمونه بسیار بارز آن، مسئله قطعنامه است؛ جایی که وقتی دید می‌توان جنگید، ایستاد و فرماندهی کرد و به جبهه رفت. ایشان بارها به اصفهان آمد و از همان‌جا با لباس مبدل راهی جبهه می‌شد، شب‌ها به‌صورت مخفیانه در اصفهان می‌ماند اما زمانی که به این نتیجه رسید ادامه این مسیر به‌منزله مشت کوبیدن بر سندان یا دیوار است، ایستاد و تصمیم گرفت و حتی به قیمت آنکه بگویند وی اعدام شود، این مسئولیت را پذیرفت. آقای هاشمی رفت و روبه‌روی امام نشست و با وجود آن کاریزما و اطاعتی که همه نسبت به امام داشتند، ایشان را قانع کرد که قطعنامه پذیرفته شود، چرا که آقای هاشمی در عالم اوهام زندگی نمی‌کرد. ایشان حتی در برخورد با دشمنان و مخالفانش نیز چنین رویکردی داشت.

* در زمان آقای هاشمی، مخالفت‌های جدی با ایشان وجود داشت، اما او در بسیاری از موارد با مخالفانش با سعه‌صدر برخورد می‌کرد. البته در برخی مقاطع نیز فضاسازی‌ها و برخوردهایی صورت می‌گرفت و من قصد تطهیر یا تقدیس کامل ندارم اما ایشان همواره تأکید می‌کرد که بالاخره باید روابط ما با دنیا حل‌وفصل شود؛ این تکیه‌کلام همیشگی ایشان بود. شما می‌دانید روابط آقای هاشمی با کشورهای عربی، به‌ویژه عربستان سعودی، چگونه بود. سفر ایشان به عربستان سعودی واقعاً بی‌نظیر بود و هیچ‌گاه روابط ما به سطح و کیفیت دوره‌ای که ملک عبدالله با آقای هاشمی داشت، بازنگشت؛ درحالی که آن روابط می‌توانست هم برای ما و هم برای مهار تندروی‌ها در منطقه بسیار مؤثر باشد.

به یاد بیاورید سفر ما به بحرین در زمان آقای هاشمی و استقبال گسترده‌ای که از ایشان شد؛ همان بحرینی که بعدها مدتی با آن دچار مشکل شدیم. به نظر من، آقای هاشمی انسانی واقع‌گرا بود و واقعاً به دنبال این بود که مسائل کشور را از طریق ارتباط با دنیا حل کند و رشد اقتصادی کشور را رقم بزند. نتایج این رویکرد را نیز دیدیم؛ به‌طوری‌که ثمره فعالیت‌های هشت‌ ساله ایشان در دوره آقای خاتمی به بهترین دوره مدیریتی کشور هم از نظر اقتصادی و هم از نظر سیاست خارجی منجر شد.

* اگر بخواهیم از منظر فرهنگی و دینی هم نگاه کنیم، کافی است خطبه‌ها و نماز جمعه‌های آقای هاشمی را با دوره‌های بعد مقایسه کنیم. ببینید ایشان با آن زبان، بیان، واقع‌گرایی و سخن صادقانه‌ای که با مردم داشت، چه ضریب نفوذی پیدا کرده بود و چه تعداد از مردم در نماز جمعه‌ها حضور می‌یافتند. حالا وضعیت نماز جمعه‌های امروز را ببینید؛ اساساً قابل مقایسه نیست، حتی اگر بخواهیم از منظر گرایش به تشیع، اسلام و دین به موضوع نگاه کنیم. آقای هاشمی روی زمین زندگی می‌کرد و به نظر من، نقطه قوت اصلی او در مدیریت و تفکر همین بود که هیچ‌گاه سخن غیرواقعی و معلق در هوا نمی‌گفت.

29215

کد مطلب 2167437

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 1 =