ناگفته های محسن هاشمی از ماجرای ساخت موشک در ایران/ روحانی می گفت این حتماً هواپیما نیست و ابزار دیگری است ولی هیچ‌کس نمی‌پذیرفت که موشک است!

محسن هاشمی‌ رفسنجانی با تاکید بر اینکه مسئولان از مواضع رهبری انقلاب برای گفت‌وگو با معترضان پیروی کنند، گفت: نتیجه به‌رسمیت شناختن اعتراض این است که راه‌حل‌های مورد نظر اکثریت جامعه اجرا شود و به این سبک، جامعه از بحران خارج شود.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، محسن هاشمی‌ رفسنجانی، با اشاره به تجربه‌های مدیریتی آیت‌الله هاشمی‌ رفسنجانی، اظهار کرد: مشکلاتی که هم‌اکنون با آن مواجهم شبیه مشکلاتی است که در گذشته آیت‌الله هاشمی هم با روش‌هایی با آن مواجه شد و جواب گرفت. با این روش‌ها شاید بتوان ایران را از آنچه «تله راهبردی» یا «تله استراتژیک» می‌نامم، خلاص کرد.

وی با یادآوری شرایط سیاسی سال‌های نخست پیروزی انقلاب، اظهار کرد: با جدی‌ترشدن درگیری‌ها و ترور بسیاری از مسئولان و چهره‌های تاثیرگذار انقلاب، شرایط بسیار پیچیده‌ای پیش آمد که البته با رهبری کاریزماتیک امام راحل وحدت بسیاری بین مسئولان و مردم ایجاد می‌شد اما با بررسی شرایط  تقریباً می‌شود گفت از مسئولان اصلی کشور که در میدان حضور داشت آیت‌الله هاشمی بود که آن زمان رئیس مجلس بود، می‌توانست اقداماتی انجام دهد و در کنار امام راحل بحران‌ها را در کشور مدیریت کند که می‌توان گفت در این زمینه درخشان ظاهر شدند و ایران را از بحران‌های آن زمان، با تمام شهدا و اتفاقات تلخش، نجات دادند.

اهم اظهارات وی را در ادامه به نقل از ایسنا بخوانید؛

*{ با اشاره به نقش پدرش در مدیریت هشت سال جنگ تحمیلی}: شرایطی ایجاد شده بود که جنگ خوب پیش نمی‌رفت. مشکلاتی پیش آمده بود و به اهداف‌مان نرسیده بودیم؛ جنگ طولانی شده بود، اختلافات بین ارتش و سپاه وجود داشت، در برخی عملیات‌ تلفات زیاد بود و به موفقیت‌ هم نمی‌رسید. مسائل پیچیده‌ای رخ داده و استکبار جهانی از شرق و غرب به کمک صدام آمده بود و موشک‌هایی در اختیارش قراره داده بود که می‌توانست تهران را هدف قرار دهد. در چنین شرایطی آیت‌الله هاشمی با روش اعتدالی به این نتیجه رسید که زمان پایان جنگ فرارسیده است و از خودش مایه گذاشت.

* اکنون کشور احتیاج به افرادی دارد که برای عبور از بحران از خودشان مایه بگذارند، از مشکلات نترسند و حتی از آبروی‌شان هزینه کنند، آیت‌الله هاشمی به میدان آمد، با امام و مسئولان وارد مذاکره شد و با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ جنگ را به‌خوبی به پایان رساند.

*{با اشاره به ماجرای رد صلاحیت پدرش برای انتخابات ریاست‌جمهوری}: این رخداد می‌توانست بحران‌آفرین باشد و با وجود اینکه انتظار می‌رفت پدر قهر کند یا اعتراض شدید داشته باشد، بسیار مقتدرانه در صحنه ماند و بدون حتی یک گله، انتظار رهبری از حماسه سیاسی را محقق کرد و اتفاقی که می‌توانست به کشور آسیب بزند، تبدیل به فرصت شد.

* {با تاکید بر اینکه در شرایط فعلی ایران در تله راهبردی یا استراتژیک گرفتار شده‌ است}: پیشرفت و توسعه دچار کندی شده و عقب‌نشینی هم هزینه‌های بالایی دارد. اگر از این تله خارج نشویم، ماندن در آن هزینه‌ساز خواهد شد و ممکن است آسیب جدی ببینیم. تنها راه این است با هزینه از آبروی افراد و مشی که آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در بحران‌ها پیش می‌گرفت، فردی وارد شود و ایران را از تله خارج کند. نمی‌توانم بیشتر این موضوع را شرح دهم که چنین شخصی چه کسی یا چگونه می‌تواند باشد ولی همه باید بدانند تنها راه این است که مسئولان ارشد از آبروی خود مایه بگذارند و ایران را از این وضعیت خارج کنند تا با کمترین هزینه از مشکل عبور کنیم.

*{با یادآوری نقش آیت‌الله هاشمی در پایان‌ دادن به جنگ}: وقتی خدمت امام رفت و درخواست پایان‌ دادن به جنگ و پذیرش قطعنامه را مطرح کرد، از امام نخواست که پایان جنگ را ایشان بپذیرند بلکه از امام درخواست کرد که اجازه دهید جنگ را من تمام ‌کنم و بعد حتی من را بگیرید، محاکمه و اعدام کنید. آن زمان شعارها «جنگ، جنگ تا پیروزی» و «جنگ، جنگ تا رفع کل فتنه» مطرح بود؛ بنابراین قرار بود امام راحل جنگی را پایان دهند که شعارهای بسیار تندی را پشت خود داشت. اکنون نیز شرایط ایران تا حدی شبیه به همان وضعیت است. در نتیجه فردی شبیه آیت‌الله هاشمی می‌آید و می‌خواهد تمام فکت‌ها، اعداد و ارقام و آمار را کنار هم بگذارد، گزارش‌های دقیق تهیه و راه‌حلی را تبیین کند و بر اساس آن نیز با مقامات ارشد و مردم صحبت کند تا مسئولیت بپذیرد و بگوید اگر مسئولیتی که می‌پذیرم اشتباه بود و نتیجه نداد، آبرو می‌گذارم و برعهده می‌گیرم تا با من برخورد شود. گاهی عقب‌نشینی از بعضی شعارها هزینه‌زاست. بعضا رهبری هم بیانی به این مفهوم داشته‌اند که گاهی عقب‌نشینی هزینه‌اش بیش از تلاش برای پیشرفت است. اینجا باید فرد بین این‌ دو تصمیم بگیرد چگونه باید عمل شود تا ایران به سمت رشد و تعالی پیش برود.

*{ با بیان خاطره‌ای از دوران جنگ تحمیلی و سفر به جبهه‌ها}: اواخر جنگ در زمستان سال ۶۶، زمانی که صدام تهران را با موشک «الحسین»، که نسخه‌ای از «اسکاد» با برد ۳۰۰ کیلومتر بود، هدف قرار می‌داد، ما همراه گروه موشکی صنایع سپاه، با قطار به جبهه رفتیم و در نهایت در بانه و مرزهای غربی مستقر شدیم. در آن زمان حملات شیمیایی حلبچه هم مطرح بود و خبر دادند تهران را هدف گرفته‌اند ولی هنوز مشخص نبود با چه موشکی. اتفاقاً آقای حسن روحانی هم در آن سفر همراه ما بود. در جلسه‌ای نشسته بودیم و همه بحث می‌کردند تهران را با چه می‌زنند و کسی هنوز دقیق نمی‌دانست و بحث‌ها ادامه داشت. آقای روحانی مسئول پدافند کشور بود و این مطرح شده بود که چرا تهران را هدف گرفته‌اند؟ آقای روحانی هم می‌گفت این حتماً هواپیما نیست و ابزار دیگری است و توضیحاتی از این جنس می‌داد ولی هنوز هیچ‌کس نمی‌توانست بپذیرد این موشک است، چون فاصله مرز تا تهران ۵۰۰ کیلومتر بود. بحث‌های داغی انجام شد و مدام با تهران در تماس بودند.

* در نهایت، آیت‌الله هاشمی تلفنی با آیت‌الله خامنه‌ای که رئیس‌جمهور بود صحبت کرد و ایشان فرمود این‌ها موشک است و البته موشکی است که بعضی‌هایش عمل نمی‌کند، یعنی به هدف نمی‌رسد و در بالا منفجر می‌شود و بعضی‌هایش هم به تهران می‌رسد. حادثه جالبی بود که باید از همان‌جا تصمیم‌گیری می‌شد چه برخوردی باید با این موضوع انجام شود. در آن شرایط جلسه ویژه‌ای تشکیل شد. آن موقع در گروه موشکی بودم و بچه‌هایی هم که اسکاد می‌ساختند همراه‌مان بودند، جلسه خوبی برگزار و تصمیمات جالبی گرفته شد تا سریع به تهران برویم و ببینیم چه برخوردی می‌شود انجام داد.

* بعد از آن تیم موشکی به تهران آمد و گزارش‌ها به آیت‌الله هاشمی داده شد و فوراً موضوع ساخت موشک و زدن موشک به بغداد و پاسخ متقابل مطرح شد. همان زمان شهید حسن تهرانی‌مقدم و بقیه در جریان بودند و اقداماتی به فوریت انجام شد تا جلوی صدام گرفته شود. بعد هم موضوع ساخت موشک‌های بومی ایران با جدیت دنبال و چیزی که به نام «راکت بغداد» شناخته می‌شد، ساخته شد. پیگیری‌ها ادامه پیدا کرد و ایران به توانایی رسید تا بتواند با راکت‌های دوربرد، با برد بالای ۱۳۰ کیلومتر، بغداد را هدف قرار دهد. حتی بانک رافدین را هم زدند که از مراکز قدیمی بود. پایه توانمندی موشکی در سال‌های ۶۳ تا ۶۹ و بعد از آن با کاری که صدام کرد و با تصمیمات خیلی جدی‌تر گذاشته شد و نتیجه‌اش به توان موشکی فعلی رسید.

*{ با اشاره به تاکید آیت‌الله هاشمی در دوران جنگ برای تسریع در آگاه‌سازی مردم}: در آن زمان برخورد شفاف‌تری با مردم می‌شد و مردم سریع‌تر در جریان قرار می‌گرفتند. آن زمان رابطه صداوسیما با مردم عمیق‌تر بود و به قول معروف اعتماد بیشتری وجود داشت. الان یکی از مشکلات کشور این است که رسانه داخلی در مقابل رسانه‌های ضدانقلاب یا ماهواره‌ای دچار مشکل شده و آن‌ها جو جامعه را در دست گرفته‌ و مشکلاتی برای کشور ایجاد کرده‌اند. باید رسمیت رسانه و مأموریت رسانه داخلی تقویت شود. قبلاً این‌طور بود، الان هم باید بهتر عمل کند تا مسئولیت رسانه‌ای خودش را درست انجام دهد.

29215

کد مطلب 2167560

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 5 =