به گزارش خبرآنلاین روزنامه جوان نوشت: البته انتظار دیگری هم نمیرفت. اکثر بازیکنان خارجی که طی سالهای اخیر به واسطه بیکفایتی مدیران به فوتبال باشگاهی ایران راه یافتند، همین مسیر را طی کردند.
صادقانه اگر نگاه کنیم، حق هم دارند؛ چرا باید با نگاهی منصفانه یا حتی دلسوزانه از حق و حقوق خود بگذرند وقتی مدیرانی که با آنها پای عقد قرارداد نشسته بودند، نه منطق و انصاف سرشان میشد و نه دلسوزی! وقتی خودی دل نمیسوزاند و اینطور بیمحابا از جیب ملت هزینه میکند، چه انتظاری از غیرخودی میتوان داشت؟
هنوز به یاد داریم روزی را که درویش در واکنش به افشای هپاتیتی بودن سرژاوریه با قیافهای حق به جانب مدعی شد چهار بازیکن لیگ برتری مثل اوریه هپاتیت دارند و از زبان متخصصین فوتبال در ایران، دفاع راست تیمش را بهترین بازیکن بعد از انقلاب فوتبال ایران خواند. درحالیکه او بهتر از هر کسی میدانست اگر بازیکن سابق پاریسنژرمن، تاتنهام و گالاتاسرای هنوز هم همان ستاره سابق بود، یک سال و نیم خانهنشین نمیشد. با وجود این اقدام به عقد قراردادی نجومی با این بازیکن کرد، بدون در نظر گرفتن هیچ ماده و بندی که امروز وقتی سرژ اوریه به دلیل ضعف فنی و مشکلات بدنی و پزشکی در لیست مازاد قرار میگیرد، نتواند کل مبلغ قراردادش را طلب کند.
بیتردید اوریه مثل خیلیهای دیگر راهی فیفا میشود، شکایت میکند و بعید است که با توجه به قراردادی که در دست دارد، نتواند غرامت سنگینی از پرسپولیس بگیرد. بیتردید علت اصلی این محکومیتها که در کمال تأسف تمامی هم ندارد و هرچه پیش میرویم هم برکیفیت و هم کمیت آن افزوده میشود، صرفاً سوءمدیریت و غفلت آقایان تصمیمگیرنده در رأس باشگاههاست که با اهمالکاریهای خود در مرحله عقد قرارداد، چنین هزینههای هنگفتی را به فوتبال باشگاهی ایران، بیتالمال و جیب ملت تحمیل میکنند. مدیرانی که صرفاً دنبال بازیکنان بیکیفیتی میروند که هیچگونه توانمندی برای اعتلای فوتبال باشگاهی ایران ندارند، اما در عقد قراردادهایشان عمدتاً جریانها، زد و بندها و فسادهایی رخ میدهد که تاوانش را ملت باید از جیبشان پس بدهند.
این چرخه بیپایان فوتبال باشگاهی ایران طی سالهای اخیر است که نه با اوریه آغاز شده و نه به او ختم میشود و با وجود انتقادهای بسیار هنوز هم با قدرت به کار خود ادامه میدهد. صرفاً به این دلیل که مدیران و مسئولان باشگاهها خوب میدانند با پایان کارشان در هر باشگاهی که باشند، داستان برایشان به نقطه پایان میرسد و هرگز قرار نیست هیچ بازخواستی شوند بابت هزینههای هنگفتی که از خود به جا گذاشتهاند، به همین دلیل بیهیچ دغدغهای از کیسه خلیفه میبخشند.
همه نگاهها امروز به ارویه است. همانطور که روزی به دیکارمو برزیلی و رافائل برزیلی بود. شاید، چون غرولند کردن به جان بازیکنان بیکیفیت خارجی کمهزینهتر و سادهتر از گرفتن یقه مدیران ناکارآمدی باشد که این داستانهای پرهزینه را به رشته تحریر درآوردهاند، اما مگر کسی یقه انصاریفرد، رویانیان، فتحاللهزاده، عرب، سعادتمند، مددی و کاشانی را بابت اشتباهات پرتعداد و جبرانناپذیرشان که هم به لحاظ مالی ضربههای هنگفتی به فوتبال ایران زدند و هم به لحاظ حیثیتی گرفت که امروز کسی یقه درویش را بابت اشتباه مهلک در جذب اوریه و هزینه هنگفتی که روی دست پرسپولیس گذاشته، بگیرد و او را بابت بیکفایتیهای مدیریتی که داشته بازخواست کند. بیتردید پاسخ مثبت نیست که اگر بود، تنها چند ساعت بعد از استعفای مظفریزاده از مدیرعاملی تراکتور، بحث حضور او در تبریز مطرح نمیشد، درست مثل دیگر مدیرانی که هر اندازه هم که اشتباهات مهلک داشته باشند، نهایتاً از این صندلی به صندلی دیگر منتقل میشوند، همین و بس.
17302





نظر شما