به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ تشکیل شورای انقلاب اسلامی را میبایست نخستین گام در جهت نهادسازی و سازماندهی نظام جمهوری اسلامی ایران دانست. اهمیت شورای انقلاب از آن روست که بعد از رهبری انقلاب، بیشترین و مهمترین نقش را در هدایت و هماهنگی امور انقلاب و ایجاد نظم و وضع قانون داشته است. شورای انقلاب نهادی منبعث از تفکر و اندیشه رهبری انقلاب و بازوی مشورتی و اجرایی ایشان بود که توانست تأثیر و نفوذ گروهها و عناصر سیاسی غیراسلامی را در حاکمیت جمهوری اسلامی به حداقل برساند، از انحراف مسیر انقلاب و اهداف و آرمانهای اصلی ممانعت نماید و موجب انسجام و تثبیت نظام و هماهنگی بین مراکز قدرت و تصمیمگیری شود. [۱] هدف این یادداشت، ضمن بررسی زمینههای تشکیل شورای انقلاب اسلامی به فرمان امام خمینی، مطالعه و بررسی مذاکرات این شورا با بقایای رژیم پهلوی ـ که سعی در نجات تاج و تخت داشتند ـ میباشد.
شورای انقلاب اسلامی
در هر انقلابی، رهبران انقلاب برای ایجاد هماهنگی بین مبارزان و پیشبرد مبارزات سیاسی، نهادهایی تأسیس میکنند. اینگونه نهادها معمولاً قبل از پیروزی هر انقلابی بهوجود میآیند و پس از انقلاب با تأسیس نهادهای قانونی یا منحل میشوند یا تغییر رویه میدهند. انقلاب ایران هم از این قاعده مستثنا نبود، به همین دلیل شورای انقلاب به دستور امام خمینی در تاریخ ۲۲ دی ۱۳۵۷ به طور رسمی تشکیل شد. امام خمینی، شورای انقلاب را موظف به بررسی روی کار آمدن دولت موقت، تشکیل مجلس مؤسسان برای تصویب قانون اساسی، انتخابات و انتقال قدرت به منتخبین کردند. [۲]
اعضای شورا به طور مخفی فعالیت میکردند و هسته مرکزی آن عبارت بود از آیتالله مرتضی مطهری، حجتالاسلام اکبر هاشمی رفسنجانی، سیدعبدالکریم موسوی اردبیلی، حجتالاسلام دکتر محمدجواد باهنر و آیتالله سیدمحمد بهشتی. [۳] سپس این افراد با آیتالله محمدرضا مهدوی کنی درباره عضویت ایشان در شورای انقلاب صحبت کردند، ایشان پذیرفت و حضرت امام نیز با عضویت ایشان موافقت کردند؛ بنابراین هسته اولیه شورای انقلاب، گروهی ششنفره از روحانیون بود. بعدها از روحانیون، آیتالله سیدمحمود طالقانی و آیتالله سیدعلی خامنهای نیز به این شورا پیوستند. این گروه ششنفره، شناسایی افراد و مطالعه روی آنها را آغاز نمود و بهتدریج مهندس مهدی بازرگان و دکتر یدالله سحابی و عدهای دیگر از شخصیتها را که امام از پیش میشناختند و با آنان دیدار داشتند، به ایشان در پاریس معرفی نمودند و امام نیز آنان را تأیید کردند؛ بنابراین شورای انقلاب از چند روحانی مبارز و چند چهره دارای سابقه مبارزاتی، تشکیل شد. [۴] اعضای شورای انقلاب اسلامی برای به حداقل رساندن هزینههای جانی و مالی پیروزی انقلاب اسلامی و تسهیل زمینههای انتقال قدرت، به مذاکره با جناح مقابل و آخرین سنگرهای رژیم (یعنی دولت بختیار، ارتش و مقامات آمریکایی) پرداختند که در اینجا به تفکیک، مورد بررسی قرار خواهند گرفت.
۱. مذاکرات شورای انقلاب با دولت بختیار
مهمترین هدف شورای انقلاب از مذاکره با شاپور بختیار، متقاعد کردن او به استعفا از مقام نخستوزیری رژیم پهلوی بود. اما بختیار تمام تلاش خود را مصروف حفظ این جایگاه کرده بود و در مذاکرات خود با شورای انقلاب، سه مسئله را از این شورا درخواست نمود: ۱ ـ حداقل دو ماه به او مهلت داده شود و امام سفرشان را به تهران به تأخیر بیندازند؛ ۲ ـ چند پست وزارتخانهها خالی است، حاضر است آنان را در اختیار شورای انقلاب بگذارد تا هرکس را که مایل باشند، منصوب نمایند؛ ۳ ـ نظارت نسبی شورای انقلاب را هم بر دولت میپذیرد. [۵]
وزارتخانههایی که بختیار برای شورای انقلاب نگه داشته بود، آنهایی بود که نیاز به کادر فنی و مهندسی داشتند، نه آنانی که دارای ارزش یا بار سیاسی داخلی و خارجی بودند. گزارش تماس و پیشنهاد بختیار، عیناً به امام منتقل شد و ایشان همه آنها را رد کردند. دلیل رد نظرات و پیشنهادهای بختیار روشن بود؛ زیرا برای تحکیم موقعیت خود، به زمان احتیاج داشت و برای تأمین این منظور، قصد داشت امتیازاتی به شورای انقلاب بدهد. [۶] بختیار ضمن مذاکرات خود با شورای انقلاب، خواستار ملاقات با امام خمینی شد. از این رو، مسئله بختیار به طور جدی در جلسه شورای انقلاب مورد بحث قرار گرفت و آنان در مجموع پنج حرکت احتمالی را بررسی کردند که عبارت بودند از:
حرکت اول: بعد از ورود امام به تهران، بختیار هم به فرودگاه بیاید و شرح حال و خدمات گذشته و فعلی خود را بدهد و اعلام کند که در اختیار آقاست و هرگونه که ایشان صلاح بدانند و دستور بدهند، عمل خواهد کرد.
حرکت دوم: بعد از ورود آقا به تهران، بختیار هم به فرودگاه بیاید و همان حرفهای بالا را در حرکت اول بزند و سپس بگوید که اگر اجازه بدهید، به کار ادامه دهم و آقا هم بفرمایند که به کار خود تا اطلاع ثانوی ادامه بدهید.
حرکت سوم: بختیار به پاریس رفته، استعفای کتبی بدهد و آقا استعفای او را نپذیرند و او با اجازه آقا، به کار خودش ادامه دهد.
حرکت چهارم: بختیار به پاریس رفته و استعفای کتبی بدهد اما آقا استعفای او را بپذیرند، ولی مجدداً او را تا اتخاذ تصمیمات بعدی به طور موقت، به کار بگمارند.
حرکت پنجم: نصب چهار وزیر از سوی شورای انقلاب، ازجمله وزارت کشور و قبول نظارت شورای انقلاب بر دولت. [۷] این پیشنهادها توسط ابراهیم یزدی به اطلاع امام خمینی رسید. امام فرمودند: «هیچیک از فرمولها قابل قبول نیست، اما چهارمی قابل بحث و تحت شرایطی قابل قبول است.» پاسخ امام تلقی به قبول واقع شد و یزدی ـ البته با حسننیت و جهت پیروزی فوری انقلاب ـ خبر ملاقات بختیار با امام خمینی را منتشر کرد. بازرگان نیز پاسخ امام را حمل بر قبول کرد و موافقت امام را به بختیار اعلام نمود.
بختیار به امید گرفتن حکم نخستوزیری از امام خمینی به مذاکرات خود با بازرگان ادامه داد و متنی را تهیه کرد تا به عنوان پیام و خبر ملاقات با امام خمینی از طریق رسانهها منتشر شود. بختیار نیز در همان زمان به ارتشبد عباس قرهباغی رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران در این باره گفت: «نمایندگان ایشان [امام] در تهران پیشنهاد میکنند که من استعفا بکنم و اطمینان میدهند که مجدداً آیتالله خمینی مرا به نخستوزیری منصوب نماید.» [۸]
بازرگان عصر روز ۷ بهمن با یزدی در پاریس تماس گرفت و نتیجه مذاکرات شورای امنیت و متن نامه بختیار را به این شرح مخابره کرد: «من به عنوان یک ایرانی وطندوست که خودم را جزء کوچکی از این نهضت و قیام عظیم ملی و اسلامی میدانم و اعتقاد صادقانه دارم که رهبری و زعامت آیتالله العظمی امام خمینی و رأی ایشان میتواند راهگشای مشکلات امروزی و ضامن ثبات و امنیت کشور گردد، تصمیم گرفتهام که ظرف ۴۸ ساعت آینده شخصاً به پاریس مسافرت کرده و به زیارت معظمله نایل آیم و با گزارش اوضاع فعلی خاص کشور و اقدامات خود ضمن درک فیض، درباره آینده کشور کسب نظر نمایم.» [۹]
اما امام که تأکید داشتند بختیار ابتدا باید استعفا دهد و سپس به حضور پذیرفته شود، این ملاقات به انجام نرسید؛ چراکه در متن بختیار نیز هیچگونه اشارهای به استعفای او نشده بود و صرفاً اعلام کرد که قصد دارد از امام درباره مسائل مملکت کسب نظر نماید. به همین منظور و برای جلوگیری از سوءاستفادههای تبلیغاتی بختیار، امام اعلامیهای منتشر کرد که در شهرهای ایران بهویژه در قم و تهران و نیز از طریق مطبوعات منعکس شد:
«حضرات حجج اسلام تهران و سایر شهرستانها دام برکاته آنچه ذکر شده است که من شاپور بختیار را با سمت نخستوزیری میپذیرم دروغ است بلکه تا استعفا ندهد او را نمیپذیرم، چون او را قانونی نمیدانم. حضرات آقایان به ملت ابلاغ فرمایند که توطئهای در دست اجرا است و از این امور جاریه گول نخورند. من با بختیار تفاهمی نکردهام و آنچه سابق گفته است که گفتوگو بین من و او بوده دروغ محض است. ملت باید موضع خود را حفظ کنند و مراقب توطئهها باشد.» [۱۰]
۲. مذاکرات شورای انقلاب با ارتش شاهنشاهی
مذاکرات بین شورای انقلاب و فرماندهان ارتش به طور عمده برای جلوگیری از خونریزی و کشتار و کودتا و به منظور تسلیم کردن ارتش در برابر انقلاب مردم بود. پیشینه تماس و مذاکرات جدی اعضای شورای انقلاب (پیش از شکلگیری رسمی شورا) با برخی فرماندهان نظامی، به برگزاری راهپیماییهای تاریخی تاسوعا و عاشورا که به ترتیب در روزهای ۱۹ و ۲۰ آذرماه ۱۳۵۷ برگزار گردید، بازمیگردد. [۱۱]
شورای انقلاب در روزهای منتهی به فروپاشی رژیم، عمده مذاکرات خود را با ارتشبد عباس قرهباغی رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران صورت میداد. قرهباغی همواره به سه اصل عمده ارتش که همواره باید راهنمای عمل نیروهای مسلح باشد، اشاره میکرد: اصل اول، عدم دخالت ارتش در امور سیاسی؛ اصل دوم، حفظ استقلال و تمامیت مملکت و قانون اساسی و پشتیبانی از دولت قانونی؛ اصل سوم، حفظ وحدت و یکپارچگی ارتش. [۱۲]
ارتش نیز بهطورکلی این سه اصل را محور مذاکرات خود با شورای انقلاب قرار داده بود. ولی با اوجگیری و گسترش انقلاب بهتدریج به این نتیجه رسید که اگر بخواهد بیش از این از دولت بختیار حمایت کند، وحدت و یکپارچگی ارتش و استقلال و تمامیت کشور از بین خواهد رفت. درنتیجه حاضر شد برای حفظ ارتش و مصالح ملت و کشور، دست از حمایت دولت بختیار بردارد و به این ترتیب در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ اعلان بیطرفی کرد.
۳. مذاکرات شورای انقلاب با مقامات آمریکایی
در مذاکرات و تماسهایی که بین شورای انقلاب و دولت بختیار و ارتش وجود داشت، مذاکراتی هم با مقامات آمریکایی و برخی کشورهای غربی در جریان بود. این مذاکرات یا به طور مستقیم یعنی به وسیله اعضای شورای انقلاب انجام میگرفته و یا به طور غیرمستقیم یعنی به کمک واسطههایی که با شورای انقلاب همکاری داشتند، صورت میپذیرفته است. نادیده گرفتن دولتهای قدرتمند سلطهگر خارجی اعم از امپریالیست و کمونیست و دخالتهای ریشهدار آنان امکانپذیر نبود و شناخت روشن و دقیق عوامل خارجی در پیشبرد مبارزه، ضروری و مفید بود و اطلاعات به دست آمده از این مذاکرات، انقلابیون را در برنامهریزی مبارزات خود یاری میکرد. از سوی دیگر، این مذاکرات از عوامل پیدایش زمینه پذیرش انقلاب اسلامی و خواست ملت در محافل و مقامات سیاسی دولت آمریکا و سایر کشورها بخصوص ممالکت اروپایی بوده است. مبارزان تا اندازهای نظر خود را به آمریکا قبولانده بودند و به همین دلیل آنان ناچار شدند شاه را کنار گذاشته، به مذاکره با رهبران و افراد مورد اعتماد امام و امت بپردازند؛ بنابراین این ارتباطات همسو با پیروزی سنگر به سنگر مبارزات ملی و انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی، نتایج مؤثر و مثبت داشته است. [۱۳]
شهید بهشتی از اعضای مرکزی شورای انقلاب هدف از این مذاکرات را در دو محور بیان میکند، یکی «برای خواندن دست دشمن از نزدیک» و دیگر «برای نشان دادن آگاهی سیاسی و قدرت روحی و اعتماد به نفس در صف خودمان از نزدیک.» [۱۴] آیتالله موسوی اردبیلی نیز در این باره میگوید: «ما میخواستیم بدانیم آمریکاییها چه میگویند و آنها هم میخواستند بدانند ما چه میگوییم.» [۱۵]
جمعبندی
هدف کلی از تأسیس شورای انقلاب اسلامی، پاسداری از ثمرات مبارزات آزادیخواهانه و استقلالطلبانه ملت ایران بود. از این رو، اعضای شورای انقلاب بر خود واجب دانستند که برای گذار و انتقال قدرت به طوری که کمترین آسیب به مُلک و ملت ایران وارد آید، با بقایا و آخرین سنگرهای رژیم پهلوی به مذاکره بنشینند. مذاکرات شورای انقلاب با دولت بختیار بخش قابل توجهی از فعالیتهای شورا را دربر گرفته بود. موضوعات اصلی مذاکرات شورای انقلاب با دولت بختیار عبارت بودند از: متقاعد کردن بختیار به استعفا از نخستوزیری و همبستگی با انقلاب اسلامی، جلوگیری از خونریزی، بازگشت امام به کشور و تأمین امنیت جانی وی و اطرافیانش، بررسی راههای مسالمتآمیز انتقال قدرت و تغییر رژیم ایران، انتخابات، اعتبار قانون اساسی مشروطیت و آینده حکومت ایران و مسافرت بختیار به پاریس به منظور ملاقات با امام خمینی. در این مذاکرات هیچگاه شورای انقلاب به بختیار امتیاز نداد و از مواضع خود عقبنشینی ننمود. [۱۶] از آنجا که ارتش شاهنشاهی به مثابه قوه قهریه و بازوی سرکوب رژیم پهلوی به شمار میرفت، مذاکره با فرماندهان نظامی اجتنابناپذیر بود تا اعضای شورای انقلاب بتوانند آنان را جهت پیوستن به نهضت اسلامی متقاعد سازند. مورد سوم، مذاکرات شورای انقلاب با مقامات آمریکایی بود؛ علت اصلی انجام این مذاکرات شناخت دشمن و نیز پیدایش زمینه پذیرش انقلاب اسلامی و بیان خواستههای ملت ایران در محافل و در میان مقامات سیاسی دولت آمریکا و سایر دول غربی بوده است.
منابع
۱. بهداروندیانی، غلامرضا (۱۳۹۸). تاریخ ایران پس از انقلاب اسلامی، جلد دوم: از دولت شورای انقلاب تا دولت شهید رجایی، چاپ اول، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۲۳.
۲. کرباسچی، غلامرضا (۱۳۷۱). هفت هزار روز تاریخ ایران و انقلاب اسلامی، جلد دوم، تهران: بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی ایران، ص ۱۰۶۹.
۳. مولایی، صغرا (۱۳۸۲). تاریخ معاصر ایران؛ بازکاوی دولت شاپور بختیار، نشریه تاریخپژوهی، سال پنجم، شماره ۱۵، ص ۹۴.
۴. سائلی کردهده، مجید (۱۳۸۴). شورای انقلاب اسلامی ایران، چاپ اول، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۲۵.
۵. یزدی، ابراهیم (۱۳۸۶). آخرین تلاشها در آخرین روزها، ویرایش دوم، چاپ دوم، تهران: انتشارات قلم، ص ۳۱۸.
۶. سائلی کردهده، همان، ص ۱۴۸.
۷. یزدی، همان، ص ۳۳۳.
۸. قرهباغی، عباس (۱۳۶۵). اعترافات ژنرال، چاپ سوم، تهران: نشر نی، ص ۲۵۹.
۹. حسینیان، روحالله (۱۳۸۷). یک سال مبارزه برای سرنگونی رژیم شاه، چاپ اول، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۸۸۷.
۱۰. صحیفه امام، «پیام به علما و روحانیون درباره تکذیب شایعه پذیرفتن بختیار»، ۷ بهمن ۱۳۵۷، جلد ۵، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ص ۵۳۶.
۱۱. سائلی کردهده، همان، ص ۱۵۳.
۱۲. روزنامه کیهان، ۱۸/۱۱/۱۳۵۷، ص ۲.
۱۳. سائلی کردهده، همان، ص ۱۶۱.
۱۴. سرابندی، محمدرضا (۱۳۸۶). سخنرانیها و مصاحبههای آیتالله دکتر سید محمد حسینی بهشتی، جلد اول، چاپ اول، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۴۶۳.
۱۵. خاطرات آیتالله موسوی اردبیلی، آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، جلسه دوم، ۲۰ مرداد ۱۳۶۴؛ به نقل از: «مروری بر عملکرد شورای انقلاب اسلامی»، وبسایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی، کد خبر: ۶۹۸۹، بازیابیشده در تاریخ ۲۶ تیر ۱۴۰۰، لینک خبر: https://irdc.ir/۰۰۰۱oj
۱۶. سائلی کردهده، همان، ص ۱۵۳.
۲۵۹





نظر شما