او به این‌که پسر هیتلر باشد افتخار می‎کرد!/ در کودکی با عنوان «توله سرباز آلمانی» مسخره‌اش می‌کردند

در تابستان ۱۹۱۷، دختری فرانسوی همراه با دوستانش یونجه درو می‌کرد. هیتلر سرباز بود و در جنگ جهانی در فرانسه می‌جنگید. وقتی هیتلر آن طرف جاده در دفترش مشغول طراحی بود، توجه شارلوت و دوستانش به او جلب شد. شارلوت انتخاب شد تا به آن سو برود و با او حرف بزند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، هیتلر هیچ‌گاه ازدواج نکرد؛ مگر آن‌که اِوا براون، معشوقه‌اش که درست شب پیش از خودکشی مشترک‌شان با وی ازدواج کرد، به حساب آوریم. این ازدواج زیرزمینی و پنهانی، در پناهگاهی تاریک و پس از نیمه‌شب رخ داد؛ ضیافتی با شامپاین، ساندویچ و گفت‌وگوهایی نامأنوس و پرابهام. روز بعد، داماد و تازه‌عروسش با اقدام به خودکشی پایان زندگی‌شان را رقم زدند. اما واقعیت این است که هیتلر بیش از هر رابطه‌ای، با آرمان خود یعنی «آلمان» وصلت کرده بود. روابط او با زنان، غیرعادی بود و اغلب به‌ سمت تراژدی و خودکشی می‌رفت؛ مانند ارتباط پرابهامش با گلی رائوبال، که روابط خانوادگی و عاطفی‌شان هنوز در هاله‌ای از ابهام باقی مانده است. اما بزرگ‌ترین معمای این داستان، ادعای زنی فرانسوی به نام شارلوت لوبجویی بود که معتقد بود پسرش فرزند هیتلر است؛ ادعایی که اگرچه هرگز با شواهد قطعی تأیید نشد، اما تأثیر عمیقی بر زندگی آن‌ها گذاشت. جین ماری پسر آن زن با عنوان «توله سرباز آلمانی» مسخره می‌شد و همه زندگی‌اش زیر سایه این ماجرا سپری شد. جی نوردلینگر نویسنده کتاب «دیکتاتورزاده‌ها» در بخش نخست کتاب خود در این باره می‌نویسد:

***

هیتلر فرزندی نداشت. او همسر هم نداشت مگر این‌که بخواهید اِوا براون را به حساب بیاورید؛ معشوقه‌ای که هیتلر درست قبل از خودکشی‌اش (و خودکشی اِوا) با او ازدواج کرد. این باید یکی از عجیب‌ترین عروسی‌ها در طول تاریخ باشد که در پناهگاهی زیرزمینی بعد از نیمه‌شب اتفاق افتاد. ضیافت شامل قدری شامپاین، ساندویچ و گپ‌های خودمانی غیرطبیعی بود. دو بعدازظهر روز بعد، تازه‌عروس و داماد خودکشی کردند.

هیتلر به دلیل خودپسندی‌اش بود که واقعا با آرمانش، یعنی آلمان (آن‌طور که او تصور می‌کرد)، ازدواج کرده بود. او روابطی با زنان داشت، روابطی غیرعادی، عجیب و غیرمنتظره. این زنان عادت به خودکشی یا تلاش برای انجام آن داشتند. یکی از زنان تقریبا خواهرزاده ناتنی‌اش محسوب می‌شد: گِلی رائوبال – دختر خواهر یا دختر خواهر نانتی‌اش آنجلا. گِلی در ۱۹۲۹ وقتی ۲۱ ساله بود آمد تا با «دایی آدلف»ش زندگی کند، و بعد ماهیت رابطه آن‌ها موضوع حدس و گمان‌های زیادی شد. هیتلر از این‌که در جاهایی او را همراهی کند لذت می‌برد. به‌تدریج حس تملک‌گرایی هیتلر نسبت به او زیاد شد و به او دلبستگی یافت. در سپتامبر ۱۹۳۱ وقتی هیتلر در سفر بود، گِلی را در آپارتمانش مرده یافتند. او با شلیک اسلحه مرده بود. آیا واقعا خودکشی بود؟ چرا این کار را کرده بود؟ این سوالات هم موضوع حرف و حدیث‌های زیادی بوده است.

اما هیتلر فرزندی نداشت، و ما لازم نیست وقت زیادی روی او صرف کنیم – غیر از این‌که مردی ادعا کرد پسر هیتلر است. درواقع، مادرش بود که ادعا کرد فرزندش، پسر هیتلر است و پسر و نیز دیگران، به‌شدت این موضوع را باور کردند. اسمش جین ماری لورت است – بود – (او در ۱۹۸۵ مرد). اسم مادرش شارلوت لوبجویی بود. داستان آن‌ها از این قرار است:

در تابستان ۱۹۱۷، دختری فرانسوی همراه با دوستانش یونجه درو می‌کرد. هیتلر سرباز بود و در جنگ جهانی در فرانسه می‌جنگید. وقتی هیتلر آن طرف جاده در دفترش مشغول طراحی بود، توجه شارلوت و دوستانش به او جلب شد. شارلوت انتخاب شد تا به آن سو برود و با او حرف بزند. آن‌ها به نوعی یک رابطه عاشقانه را شروع کردند. او ۱۶ ساله و هیتلر ۲۸ ساله بود. آن دو در دشت و صحرا ساعت‌ها پیاده‌روی می‌کردند که این دیدارها خیلی هم خوب پیش نمی‌رفت: او درباره تاریخ پروس، اتریش و باوریا نطق‌های آتشینی می‌کرد. به هر حال، آن حرف‌ها شارلوت را تحت تاثیر قرار می‌داد – او اصلا آلمانی بلد نبود و هیتلر فرانسوی نمی‌دانست. در یک «عصر دلپذیر» نطفه پسری بسته شد. جین ماری در مارس ۱۹۱۸ متولد شد.

او وقتی بزرگ می‌شد اوقات خوشی نداشت. او را با عنوان «توله سرباز آلمانی» مسخره می‌کردند. در ۱۹۴۸ موقعی که ۳۰ ساله بود، مادرش به او گفت صدراعظم جدید آلمان، پدر اوست.

مادرش در ۱۹۵۱ از دنیا رفت. برای حدود ۲۰ سال، او پیش از خودش آن‌چه را مادرش گفته بود تکذیب می‌کرد. اما در آن زمان، این سوال ذهنش را درگیر کرده بود و درنهایت خودش را وقف تحقیق روی آن کرد. در ۱۹۸۱، کتابی نوشت که عنوانش از خلال حرف‌های مادرش برآمده بود: «اسم پدرت هیتلر بود.»

شواهد برای اثبات نسبتِ پدر و فرزندی لورت و هیتلر، آزمایش خون، دست‌خط و چیزهای دیگر باید باشد. اما مدرک این بود که شارلوت نقاشی‌هایی با امضای هیتلر نگه داشته بود. گفته شد بعد از این‌که هیتلر به آلمان برگشت، نقاشی زنی را کشید که شبیه شارلوت بود. همچنین گفته شده که طی جنگ جهانی دوم، پاکت‌های پول نقد توسط افسران آلمانی به دست شارلوت می‌رسید. گفته‌ها و ادعاهای دیگری هم در این مورد وجود دارد.

در سال ۲۰۱۲، دفترچه خاطراتی افشا شد از سربازی انگلیسی به نام لئونارد ویلکز که با دسته مهندسان سلطنتی بوده است. او به تاریخ ۳۰ سپتامبر ۱۹۴۴ [۱۲ شهریور ۱۳۲۳] نوشته بود: «امروز روز جالبی بود. از خانه‌ای که هیتلر در اواخر جنگ به عنوان سرجوخه در آن اقامت داشت دیدن کردیم، زنی را که بچه‌ای از او داشت دیدیم، او به ما گفت آن بچه، یک پسر است که حالا در ارتش فرانسه علیه آلمانی‌ها می‌جنگد.» این داستان باعث هیاهویی در گوشه و کنار دنیا شد. آیا هیتلر، احتمالا هتاک‌ترین مرد در تاریخ، پدر یک بچه بوده است؟

با کنار گذاشتن دستخط، نقاشی‌ها و چیزهای دیگر، این واقعیت شگرفی است که جین ماری لورت شبیه هیتلر – خیلی شبیه او – بود. پسرش فیلیپ هم به هیتلر شباهت داشت (کمی بیشتر به او می‌پردازیم).

تعداد زیادی از مادرها می‌توانسته‌اند بگویند که پدرِ پسرشان هیتلر بود. چرا شارلوت لوبجویی می‌باید در جست‌وجوی کسی بوده باشد که خیلی شبیه پسرش است؟

توافق کلی مورخان این است که لورت پسر هیتلر نبود یا بسیار بعید است که بوده باشد. این موضوع نظر و حکم ایان کرشاو [۱] است که آن را در پانویس جلد اول بیوگرافی هیتلر آورده است؛ کتابی که در ۱۹۹۸ منتشر شد و مورد استقبال قرار گرفت، در ۲۰۱۴ او در گفت‌وگو با من تصدیق کرد چیزی در فاصله این سال‌ها اتفاق نیفتاده که او نظرش را تغییر داده باشد. باید گفت شاید کمی عجیب باشد، اما با توجه به اهدافی که برای کتابم داشتم، حقیقت درباره پدر لورت تقریبا در این کتاب نامربوط است. آن‌چه اهمیت دارد این است که او فکر می‌کرد پسر هیتلر است. این موضوع چه تاثیری روی او داشته است؟

این انتخاب لورت بود که سبیل بگذارد – آن هم سبیل هیتلری. این موضوع کوچکی نیست و حاکی از سردی و بی‌مهری به پدر ادعاشده‌اش نیز نیست. آن مرد می‌توانست به‌راحتی صورتش را اصلاح کند. فیلیپ لورت هم سبیل دارد یا وقتی که روزنامه «دیلی میل» لندن در آوریل ۲۰۱۲ به ملاقات او رفت سبیل داشت. گرچه سبیل هیتلری نداشت، اما سبیلش بلندتر بود. در خانه فیلیپ دو تابلو از هیتلر آویزان بود. این موضوع هم نشان از بی‌مهری نسبت به هیتلر ندارد. او توضیح داد: «هیتلر خانواده من است. این تقصیر من نیست که نوه او شدم یا این‌که مقصر چیزهایی نیستم که در طول جنگ اتفاق افتاد. کاری که او انجام داده ارتباطی به من ندارد. او همیشه برای من خانواده خواهد بود.»

فیلیپ لورت پس از مرگ پدرش به مونیخ سفر و با دختر هیملر ملاقات کرد – کسی که به او گفت در میان نازی‌ها همیشه این اعتقاد وجود داشت که هیتلر یک پسر پنهانی در فرانسه داشت.

فیلیپ چیزهای بیشتری هم به «دیلی میل» گفت: «من فکر نمی‌کنم شرارت ارثی باشد. قطعا کیفیات از والدین به تو می‌رسد اما این تو هستی که زندگی‌ات را بنا می‌کنی و هر چیزی را که هست خودت می‌سازی.» او درباره پدرش به‌صراحت گفت: «او از این‌که پسر هیتلر باشد افتخار می‌کرد.»

درک این جمله سخت است، مثل سبیلی که جین ماری داشت و پرتره‌هایی که فیلیپ روی دیوار آویزان کرده بود، همین‌طور گشت و گذاری که با فرزند هیملر داشت. اما ما باید به این موضوع توجه کنیم: چه می‌شد اگر مادرتان در یک روز خوب به شما بگوید پدری که همیشه کنجکاو بوده‌اید بدانید کیست درواقع آدولف هیتلر بوده، دیکتاتوری نسل‌کش که نامش مترادف با اهریمن است. این ورق بدی است که هیچ‌کس واقعا نمی‌خواهد داشته باشد.

منبع: جی نوردلینگر، «دیکتاتورزاده‌ها» ترجمه زینب کاظم‌خواه، تهران: پارسه، چاپ چهارم، ۱۴۰۲، صص ۲۳- ۱۹

۲۵۹

کد مطلب 2171661

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 1 =

پربیننده‌ترین