رقابت‌های ژئوپولیتیک آمریکا روسیه و چین در قطب شمال / نقطه ضعف نظامی امریکا در گرینلند چیست؟

تنش‌های ژئوپلیتیک بر سر گرینلند و قطب شمال، ابعاد جدیدی از رقابت قدرت‌های بزرگ را آشکار کرده که دامنه ای از از عقب‌نشینی ظاهری آمریکا در تهدید به تعرفه تا هشدارهای متحدان ناتو و اظهارات تحریک‌آمیز روسیه را دربر می‌گیرد. اما گرینلند در این منازعه چه جایگاهی دارد؟

خبرآنلاین - رسول سلیمی - منطقه قطب شمال، که روزی قلمرویی منجمد و دور از چشم جهانیان بود، اکنون به یکی از کانون‌های اصلی رقابت ژئوپلیتیک قرن بیست‌ویکم تبدیل شده است. ذوب یخ‌های قطبی در اثر تغییر اقلیم، نه تنها مسیرهای دریایی جدید و دسترسی به منابع عظیم معدنی و هیدروکربنی را ممکن ساخته، بلکه ارزش استراتژیک بی‌سابقه‌ای به جزیره گرینلند به عنوان بزرگ‌ترین جزیره غیرقاره‌ای جهان بخشیده است. موقعیت جغرافیایی گرینلند، آن را به سنگری حیاتی برای سیستم‌های هشدار اولیه موشکی، پایگاهی برای نیروی دریایی و هوایی و دروازه‌ای برای کنترل شمال اقیانوس اطلس تبدیل کرده است.

تا آنجا که روسیه نیز به آن علاقه مند شده و لاوروف در اظهاراتی جنجالی گفته: «گرینلند بخشی طبیعی از پادشاهی دانمارک محسوب نمی‌شود.». در همین راستا اخبار هفته‌های گذشته به وضوح نشان می‌دهد که مسئله گرینلند به یک خط شکاف در درون بلوک غرب تبدیل شده است. گزارش اسوشیتدپرس مبنی بر عقب‌نشینی آمریکا از تهدید به اعمال تعرفه بر هشت کشور اروپایی مخالف موضع واشنگتن در مورد گرینلند، حاکی از یک تنش جدی اما مدیریت‌شده است. این اقدام ابتدا نشان‌دهنده تمایل دولت آمریکا برای اعمال فشار حداکثری حتی بر متحدان برای پیشبرد منافع استراتژیک خود بود. با این حال، عقب‌نشینی سریع، که احتمالاً تحت تأثیر هشدارهای مکرر در نشست داووس صورت گرفته، نشان می‌دهد که هزینه فرسایش سرمایه سیاسی و ایجاد شکاف در ناتو برای واشنگتن در کوتاه‌مدت بسیار بالا است.

اثر این محور بر امنیت جمعی غرب دوگانه است. از یک سو، این نوسان‌ها و تهدیدهای یکجانبه، اعتماد میان متحدان سنتی را تحلیل می‌برد و همبستگی ناتو را در مواجهه با تهدید مشترکی مانند روسیه تضعیف می‌کند. از سوی دیگر، ممکن است منجر به بازتعریف نقش‌ها و تعهدات در درون اتحاد شود، جایی که متحدان اروپایی تحت فشار قرار می‌گیرند تا سهم بیشتری در تأمین امنیت منطقه، از جمله در قطب شمال، بر عهده بگیرند.

در همین راستا نخست‌وزیر دانمارک نیز با سفر فوری به گرینلند، تلاش کرد هم حاکمیت دانمارک را به رخ بکشد و هم پیام اطمینان‌بخشی به ساکنان و جامعه بین‌المللی ارسال کند. چه آنکه در درازمدت، اگر آمریکا به سیاست فشار بر متحدان برای دستیابی به اهداف استراتژیک در قطب شمال ادامه دهد، ممکن است شاهد شکل‌گیری یک جناح مستقل‌تر اروپایی در سیاست‌های قطبی باشیم که لزوماً با واشنگتن هماهنگ نباشد. این امر دقیقاً خلاف خواست استراتژیست‌های آمریکایی است که بر وحدت عمل در برابر روسیه و چین تأکید دارند.

برجسته‌شدن ضعف‌های عملیاتی و لجستیکی ایالات متحده 

در حالی که گفتمان سیاسی حول کنترل گرینلند بالا گرفته، گزارش تحلیلی «بیزنس اینسایدر»، پرده از یک مسئله جدی عملیاتی برداشته است: «ایالات متحده فاقد تسلیحات، تجهیزات و آموزش کافی برای جنگ در شرایط سخت قطبی است.» این ضعف در مقایسه با روسیه که ناوگان بزرگی از کشتی‌های یخ شکن اتمی و غیراتمی دارد و پایگاه‌های نظامی متعددی در سواحل قطب شمال خود تجهیز کرده، آشکارتر می‌شود. گزارش اسوشیتدپرس نیز بر اهمیت حیاتی کشتی های یخ به عنوان «کلید فتح گرینلند» تأکید کرده و اشاره نموده که این فناوری عمدتاً در اختیار متحدان (مانند فنلاند) یا رقبا (روسیه و چین) است.

اما اثر این ضعف عملیاتی، ایجاد یک «شکاف توانایی» میان بلندپروازی‌های ژئوپلیتیک آمریکا و قابلیت‌های واقعی آن است. ادعای حاکمیت یا نفوذ در گرینلند بدون داشتن ابزارهای لجستیکی برای تداوم حضور در تمام فصول، امری پرهزینه و شکننده خواهد بود. این امر هم از نظر اقتصادی (هزینه‌های گزاف ساخت و نگهداری کشتی‌های یخشکن و تجهیزات ویژه) و هم از نظر نظامی (آمادگی ناکافی برای درگیری احتمالی در محیطی خشن) آمریکا را در موقعیت دفعی قرار می‌دهد. در سطح استراتژیک هم این ضعف می‌تواند باعث شود متحدان اروپایی، اتکای خود بر حمایت امنیتی آمریکا در قطب شمال را زیر سؤال ببرند و به سمت تقویت همکاری‌های امنیتی میان خود یا حتی گفت‌وگو با بازیگران دیگر سوق پیدا کنند. همچنین، روسیه و چین می‌توانند از این شکاف بهره برداری کرده و ابتکار عمل را در توسعه زیرساخت‌ها و تعیین هنجارهای منطقه‌ای در دست گیرند.

 فروپاشی هنجارهای همکاری و امنیتی‌شدن فضای قطب شمال

برای دهه‌ها، منطقه قطب شمال با وجود تنش‌های جنگ سرد، عمدتاً تحت تأثیر هنجارهای همکاری علمی، محیط‌زیستی و حکمرانی چندجانبه از طریق شورای قطبی بود. اما این چارچوب همکارانه به سرعت در حال فرسایش است. اظهارات سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، مبنی بر اینکه گرینلند «بخشی طبیعی از دانمارک نیست»، اگرچه همراه با انکار قصد مداخله بود، اما آشکارا ماهیتی تجزیه‌طلبانه و تحریک‌آمیز دارد و هدف آن تضعیف حاکمیت یک متحد ناتو و آزمودن واکنش غرب است. این سخن را باید در کنار سند جدید استراتژی دفاع ملی آمریکا قرار داد که بر «دسترسی به مکان‌های استراتژیک مانند گرینلند» تأکید دارد.

اما پیامد این روند، امنیتی‌شدن کامل گفتمان و اقدامات مرتبط با قطب شمال است. همکاری‌های دیرینه در زمینه نجات دریایی، تحقیقات اقلیمی یا مدیریت منابع مشترک می‌تواند قربانی ملاحظات امنیتی و نظامی شود. اثر مستقیم اقتصادی آن، احتمالاً افزایش هزینه‌های امنیتی برای همه کشورهای ساحلی قطب شمال و ایجاد موانع جدید برای سرمایه‌گذاری و توسعه اقتصادی پایدار در منطقه است. برای کشورهایی مانند دانمارک (گرینلند)، این امر به معنای تبدیل شدن از یک بازیگر علمی-محیط‌زیستی به یک «ایالت مرزی» تحت فشار ابرقدرت‌ها است. این امنیتی‌شدن، فضایی برای مانور دیپلماتیک کشورهای کوچک‌تر منطقه تنگ کرده و آن‌ها را مجبور به انتخاب جانب می‌کند، پدیده‌ای که پیش از این در قطب شمال کمتر مشاهده می‌شد.

گرینلند به عنوان نماد رقابت با چین 

اگرچه رقابت عمدتاً میان آمریکا، متحدانش و روسیه مطرح شده، اما نقش نمادین گرینلند در رقابت ژئوپلیتیک گسترده‌تر آمریکا با چین است. تحلیل «گاردین» نشان می‌دهد که در گفتمان داخلی آمریکا، به ویژه در میان هواداران ترامپ، مسئله گرینلند عمدتاً از دریچه مقابله با نفوذ چین دیده می‌شود. این درک، گرینلند را از یک موضوع دو یا چندجانبه منطقه ای به یک مهره در صفحه شطرنج رقابت ابرقدرتی جهانی تبدیل می‌کند. در نتیجه حتی اگر چین در حال حاضر حضور نظامی مستقیمی در گرینلند نداشته باشد، صرف «احتمال» آن برای تحریک اقدامات پیشدستانه آمریکا کافی است.

در مجموع، اقدامات یکجانبه آمریکا (تهدید تعرفه) و اظهارات خصمانه روسیه (لاوروف) نشان‌دهنده تمایل به تضعیف یا دور زدن نهادهای چندجانبه‌ای است که ممکن است مانع اقدام سریع و قاطع شوند. زیرا فشار از درون نهادهای متحدان (اتحادیه اروپا، ناتو) آنقدر قوی بود که واشنگتن را وادار به تعدیل موضع کرد و نشان داد که هنوز نهادهای غربی ظرفیت‌هایی برای تعدیل رفتار قدرت هژمون دارند.

همچنین پاسخ دانمارک، یک نمایش فوری و نمادین برای از حاکمیت بود. این الگوی عمل-واکنش، فضای قطب شمال را بسیار بی‌ثبات کرده است. این چارچوب همچنین بر نقش ادراکات تأکید دارد. از سوی دیگر، ادراک آمریکا از چین به عنوان تهدیدی بلندمدت، باعث شده تا گرینلند—صرف نظر از منافع فعلی پکن—به یک هدف استراتژیک تبدیل شود. 

۲۱۳/۴۲

کد مطلب 2172737

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 5 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین