آقای معیریان لطفاً همان کمدی‌تان را بسازید!

نام آرش معیریان با سینمای تجاری گره خورده است؛ او ساخت فیلم بلند را با «کما» آغاز کرد که در دوران خودش یکی از کمدی‌های پرفروش بود و موفقیت قابل توجه این فیلم، معیریان را به ساخت فیلم‌های اجتماعی کمدی سوق داد.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین قدس نوشت: نام آرش معیریان با سینمای تجاری گره خورده است؛ او ساخت فیلم بلند را با «کما» آغاز کرد که در دوران خودش یکی از کمدی‌های پرفروش بود و موفقیت قابل توجه این فیلم، معیریان را به ساخت فیلم‌های اجتماعی کمدی سوق داد و در ادامه او به یکی از کمدی‌سازان فعال سینما در دهه‌های ۸۰ و ۹۰ تبدیل شد. هرچند سایر فیلم‌هایش مانند «شارلاتان»، «شیر و عسل»، «دریاکنار»، «دم سرخ»، «آپاچی» و... هرگز نتوانستند موفقیت «کما» را تکرار کنند اما معیریان همچنان به ساخت فیلم در این ژانر ادامه داد. او چند فیلم هم در ژانر کودک دارد اما امسال در حیطه فیلم‌سازی‌اش یک چرخش بسیار متفاوت داشته است؛ «غبار میمون»

تازه‌ترین فیلم او یک تریلر سیاسی- جنایی است که روایتی از مأموریت‌های پشت پرده نیروهای امنیتی و سرویس‌های بیگانه است. صدرا، نیروی ارشد امنیتی متوجه می‌شود امانوئل ـ دانشمند علوم شناختی و منبع اطلاعاتی او ـ توسط سرویس‌های بیگانه شناسایی شده است. در پی این اتفاق، صدرا راهی کشوری ثالث می‌شود؛ سرزمینی که امانوئل پیش‌تر، با همراهی نیروهای امنیتی ایران و به بهانه شرکت در یک همایش علمی، در آن حضور داشته است.

فیلم روایت خود را با ریتمی نسبتاً پرشتاب و با معرفی شخصیت‌های متعدد آغاز می‌کند؛ شخصیت‌ها یکی پس از دیگری وارد داستان می‌شوند. امانوئل با بازی پژمان بازغی که به یک سازمان یهودی پیوسته و از طریق نفوذ در آن مأموریتی را دنبال می‌کند، در مرکز روایت قرار دارد و از سویی دیگر صدرا با بازی علی دهکردی هم از داخل ایران به هدایت او مشغول است.

اما حقیقت ماجرا اینجاست که هر چه داستان پیش می‌رود، درک جزئیات و خط اصلی روایت برای مخاطب دشوارتر می‌شود. فیلم دست‌کم تا یک‌سوم ابتدایی خود اطلاعات روشنی در اختیار تماشاگر قرار نمی‌دهد و در شکل‌دهی منسجم به قصه با چالش مواجه است. در این میان، تعدد شخصیت‌ها نیز به پراکندگی روایت دامن می‌زند و بر ابهام داستان می‌افزاید. کاراکترهایی که پرداختی باسمه‌ای و سطحی دارند و عملاً می‌توان خیلی از آن‌ها را از داستان خط زد، بدون اینکه آسیبی به ساختار فیلم‌نامه و روایت وارد کنند.
«غبار میمون» به لحاظ فرمیک هم چنگی به دل نمی‌زند. سکانس‌ها به‌طور مداوم میان لوکیشن‌های مختلف جابه‌جا می‌شوند و از آنجایی که هوش مصنوعی دست معیریان و تیمش را در خلق لوکیشن‌های مختلف در اقصی نقاط دنیا باز گذاشته، کارگردان هم مدام در حال تغییر موقعیت از این سوی دنیا به آن سوی دنیاست و با تصاویری کارت‌پستالی از بیگ‌بن و تاور بریج و سایر نمادهای شهری لندن، آکروپلیس یونان و... که با هوش مصنوعی ساخته شده، مانور می‌دهد. از سوی دیگر در بخش فیلم‌برداری نیز انتخاب‌هایی دیده می‌شود که ممکن است برای مخاطب پرسش‌برانگیز باشد و مشخص نیست چرا فیلمبردار بسیاری از کادرها را کج بسته و قاب‌ها در سراشیبی است.

و اما یکی از بخش‌هایی که کم‌سلیقگی در آن موج می‌زند، گریم بسیار بد بازیگران به ویژه پژمان بازغی و رامین ناصرنصیر و همچنین دوبله شخصیت‌های خارجی به ‌دلیل لحن تصنعی آن‌هاست که بر فضای فیلم تأثیر گذاشته و در برخی لحظات، حال ‌و هوایی کمدی ایجاد کرده است.
در سکانس‌های پایانی فیلم و جایی که امانوئل با نشان دادن تصاویری از کودکان و مردم غزه تلاش می‌کند همکارش را که برای کشتن او به ایران آمده به انتخاب «راه درست» ترغیب کند و اسلحه‌ای که در دست یک کودک است و صحنه پایانی را رقم می‌زند به یکی از لحظات عجیب فیلم تبدیل می‌شود؛ سکانسی که مستقیم و اغراق‌آمیز خشونت را به تصویر می‌کشد.

در مجموع، غبار میمون اثری است که حتی با در نظر گرفتن ارفاق نیز به‌سختی می‌توان آن را در رده فیلم‌های متوسط قرار داد. به نظر می‌رسد این فیلم در جذب مخاطب عام نیز با چالش‌هایی روبه‌رو باشد و بیش از آنکه بتوان آن را یک فیلم سینمایی قلمداد کرد، یادآور یک تله‌فیلم با داستان و اجرایی ساده و ابتدایی است و تازه‌ترین ساخته معیریان در یک نگاه کلی، با ضعف‌های زیادی روبه‌رو است.

۵۹۲۴۳

کد مطلب 2176607

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 12 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین