به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، مجید بهستانی عضو هیات علمی دانشگاه امام حسین در یادداشتی قابل تامل با عنوان «و بالاخره جنگ» نوشت: از ابتدای تأسیس جمهوری اسلامی، ساختار تنش با آمریکا ایجاد شد. آمریکا برای بازگرداندن ایران به وضعیت دوران پهلوی، تلاشهای فراوانی برای تضعیف قدرت مرکزی، جدایی بخشهایی از کشور، و در صورت لزوم کودتا و جنگ مستقیم را در دستورکار قرار داد. بارها حسن نیت مقامات خوشخیال ج.ا با بی اعتنایی آنها روبرو شد (بخوانید کتاب: روانشناسی رابطه ایران و آمریکا، نوشته: واکر و مالیچی، ترجمه بهستانی و شمسالدین نژاد). با زوجیت نتانیاهو- ترامپ، احتمال اوجگیری تنش و خطر جنگ بالا رفته است. گمان نمیبرم که اعزام دو ناوگروه تهاجمی جدید به منطقه (اقیانوس هند و دریای سرخ) صرفا برای ایجاد رعب و میوه چینی در مذاکرات سیاسی صورت گرفته باشد. تعدادی از کشورهای منطقه با او همراهی دارند، اگر چه در گفتار کتمان میکنند. هدف ترامپ ایراد جرح دردناک و فوری است. چیزی که مانور تبلیغاتی بزرگی بشود؛ شاید ترور مقامات ارشد، تخریب کامل زیرساخت هستهای، و نابودی بخشی از توان موشکی. اگر پاسخ ایران، نبرد را طولانیتر کند، احتمال فعال شدن اغتشاشات و گروهکهای جداییطلب میرود. میتوان تصور کرد که جریان پانترک در شمال غرب فعال شود و بعد از سرکوب انها، ارتش علیاف برای حمایت از برادران ترک وارد شود. در این صورت چه کنیم؟
۱- پیشگیری: نه با مذاکرات سیاسی؛ بلکه بحران آفرینی علیه آمریکا در نقطه دیگر، بطوریکه ضربه به ایران از اولویت و فوریت خارج شود.
۲- احتمالا در همان ساعت اول، آمریکا بخشی از توان ایران را با جنگ الکترونیکی یا مغناطیسی، یا هجوم اسکادرانی هوایی-پهپادی علیه اهداف متنوع موشکی، مختل کند. واکنش ایران باید بسیار سخت و از همان جنس باشد. بجای پایگاههای دریایی و هوایی در منطقه، خود ناوگروه دچار آسیب اساسی شود. حتی گزینه جنگ پیشدستانه میتواند روی میز باشد. انفجار بمب مغناطیسی بر فراز ناو لینکلن سرنوشت جنگ را تغییر اساسی خواهد داد.
۳- تعدادی از اغتشاشگران که در فتنه سلطنت دست به خون مردم آلوده کردند اعدام شوند.

31216





نظر شما