گروه اندیشه: حامد زارع سردبیر ایبنا، در یادداشتی در سرویس اندیشه ایبنا، به این سوال مهم که چرا مردم در برابر تجاوز خارجی متحد می شوند، پاسخ داد. این مطلب را در ادامه می خوانید:
****
پس از حوادث خونبار ۱۸ و ۱۹ دیماه و کشته شدن جوانان در فراخوانهای شبانه، شکاف قابل توجهی در میان مردم شکل گرفت که یکی از عمیقترین شکافهای دهههای اخیر بود. اختلافات و درگیرهای عقیدتی و سیاسی پس از آن حوادث چنان در سلولهای کالبد جامعه نفوذ پیدا کرد که نشانههای بروز فروپاشی و انحطاط را در افق هویدا ساخت. برخی ناظران چنان پرده مدعا را بالا گرفتند که شکاف پیشآمده را منتج به سرنگونی حاکمیت کشور ارزیابی کردند.
در همین حین دشمنان خارجی با در نظر گرفتن شکاف پیش آمده و با اتکا به تحلیلهایی که اختلاف درونی جامعه را امری در راستای کنار ماندن جامعه در برابر هجمه خارجی به کشور و کوتاه شدن راه براندازی ایران میدانستند، هجومی همهجانبه به کشور به راه انداخته و علاوه بر رهبری، تعداد زیادی از فرماندهان نظامی و سیاستمدارن را از بین بردند.
اما پس از چهل روز نه تنها حاکمیت کشور آسیبی ندید، بلکه همدلی قابل توجهی در میان مردم در دفاع از ایران شکل گرفت. چرا چنین شد؟ پاسخ این پرسش را پانصد سال پیش ماکیاوللی داده است: «حمله به شهری که درونش اختلاف افتاده است و امید بستن به اینکه به سبب اختلاف درونی به آسانی میتوان به آن دست یافت، دور از عقل است.» (صفحه ۲۷۱)
نیکولو ماکیاوللی در کتاب گفتارهای خود که در اصل نوشتههایی درباره نخستین ده دفتر تاریخ تیتوس لویوس است، در هر فصل یکی از رخدادهای تاریخ روم را به روایت لویوس مورخ رومی نقل کرده و سپس توشیح و توضیح خود درباره آن را به عنوان درسی سیاسی ذکر میکند.
هر چند ماکیاوللی در گفتارها به بررسی جمهوریهای روم باستان و تطبیق آنها با شرایط زمان خودش میپردازد، اما در قیاس با کتاب شهریار که در آن به بسط قدرت پادشاه و هنرهایی که با تشبث به آن بتوان مردم را مطیع حکمران ساخت میاندیشد، در کتاب گفتارها ضمن ارائه نگاهی انتقادی به حکومتهای موروثی، در جهت حفظ منافع عمومی و نظامهای سیاسی پایدار، نقش فعال مردم در سیاست و ضرورت تاسیس نهادها و قوانین درست حرکت می کند.
درست به همین دلیل است که جواد طباطبایی به عنوان نظریهپرداز دانش سیاسی، کتاب گفتارها را بسیار پراهمیتتر از کتاب شهریار و یک متن بنیادی در شکلگیری اندیشه جمهوریخواهی مدرن مینامد.

بیست و دو سال پیش در فروردین ۱۳۷۷ کتاب گفتارها با ترجمه محمد حسن لطفی به همت انتشارات خوارزمی منتشر شد و اکنون چاپ ششم آن با طرح جلدی زیبا، ظاهری آراسته و چاپی درجه یک منتشر شده است. لطفی اگر چه مترجمی خشک و رسمی محسوب میشود، اما به گواه دیگر آثار او که در همین انتشارات خوارزمی منتشر شده و مجموعه آثار افلاطون از مهمترین آن ها است، مترجمی است که در عین حفظ زبان فارسی بهطور روان و قابلفهم، به متن زبان مبدا و منبع خود وفاداری نشان میدهد.
هر چند جامعه کتابخوان ایرانی شانس این را نداشت که ترجمه فارسی محمدحسن لطفی از گفتارها همانند ترجمه فارسی داریوش آشوری از شهریار به محک نقد تیز جواد طباطبایی بخورد، اما میتوان حدس زد که رئوس کلی نقد طباطبایی به ترجمه آشوری، به ترجمه لطفی نیز وارد است.
شاید اگر طباطبایی میخواست ترجمه فارسی گفتارها را بررسی کند، دقت مفهومی که برای طباطبایی مهمتر از روانی متن بود، وفاداری به ترمینولوژی سیاسی کلاسیک و مهمتر از همه داشتن فهم تاریخی از جمهوری روم برای ترجمه گفتارها را معیارهایی برای ارزیابی ترجمه در نظر میگرفت و در نهایت از موضعی که همواره بیتعارف و سرشار از صراحت بود، ترجمه لطفی از گفتارها را تنها برای آشنایی عمومی قابل استفاده و برای پژوهش جدی در اندیشه سیاسی مدرن ناکافی تلقی میکرد.
فارغ از داوری طباطبایی درباره ترجمه متنهای اندیشه سیاسی جدید در ایران که در مورد شهریار ماکیاوللی آنها را تقلیلدهنده متن فنی و سیاسی به نثری ادبی میدانست که متن را خواندنی، اما دقت مفهومی را قربانی روانی زبان میکنند، ترجمه گفتارها نیز بدون مقدمه تحلیلی جدی، ارجاعات تاریخی، و توضیح منابع رومی کاری غیرپژوهشی و غیرقابل استناد در پژوهش های دانش سیاسی است.
اما در عین حال برای فهم عمومی از ماکیاوللی سودمند است. هر چند متن از چیزی مندرج در تحت اندیشه سیاسی تبدیل به نثر عمومی میشود، اما با این همه افقی برای فهم مخاطب از وقایع تاریخی و سیاسی ارائه میدهد و اگر لطفی همین یک کار را با ترجمه فارسی خود از گفتارها انجام داده باشد، کاری درخور ستایش کرده است.
گفتیم که ماکیاوللی در بخش بیست و پنجم کتاب دوم تاریخ تیتوس لویوتوس به مسئلهای اشاره میکند که بازخوانی آن به یکی از پرسشهای عمیق و ظاهرا بیپاسخ این روزها کمک میکند. چرا ایرانیان در برابر حمله دولت آمریکا و رژیم اسرائیل به کشورشان، علیرغم ناخرسند بودن برخی از آنان از عملکرد حکومت در وقایع خونین دیماه، جانب ایران را گرفتند؟
ماکیاوللی در توضیح یک اختلاف درونی در جمهوری روم و طمع اتروسکها در هجوم به روم مینویسد: «در جمهوری روم چنان اختلاف بزرگی میان اشراف و توده مردم افتاده بود که اتروسکها و ساکنان شهر ویی گمان بردند فرصت مناسب فرارسیده است تا با استفاده از اختلاف درونی روم آن کشور را از میان بردارند و نام روم را از صفحه جهان بزدایند. با این اندیشه لشکری فراهم آوردند و اراضی بیرون شهر رم را ویران کردند سنای روم گنئوس مانلیوس و مارکوس فابیوس را در رأس سپاهی به مقابله ایشان فرستاد و با اینکه آنان به نزدیک شهر ویی رسیدند ساکنان ویی از غارت و دشنام دادن به رومیان و اهانت به ایشان دست برنداشتند و چون گستاخیشان از حد گذشت همۀ مردمان روم اختلاف را به یک سو نهادند و با هم متحد گردیدند و در نبردی که روی داد دشمن را شکست دادند از اینجا میتوان دید که آدمیان، چنانکه پیشتر گفتهام چگونه در تصمیمات خود بخطا میروند و چگونه به امید پیروزی دست به کاری میزنند که به تباهیشان میانجامد.» (صفحه ۲۷۱)
ماکیاوللی در پایان تحلیل خود درباره امکان وقوع چنین حادثهای در هر زمان و مکان دیگری نیز سخن میگوید: «و در آینده هم هر کسی که بخواهد با استفاده از اوضاع و احوال مشابه قومی را تحت انقیاد خود درآورد دچار همان ناکامی خواهد شد.» (صفحه ۲۷۲) بدینترتیب است که ناکامی دو قدرت اتمی در تجاوز به ایران، توسط پدر علم سیاست نوین نیز پیشبینی شده بود.
منبع: گفتارها. نوشته نیکولو ماکیاوللی. ترجمه محمد حسن لطفی. چاپ ششم. تهران. انتشارات خوارزمی. ۱۴۰۴
۲۱۶۲۱۶




نظر شما