مدتهاست که کشور بدلایل گوناگون اسیر تغییرات نرخ ارز بوده و نتیجه آن افزایش مقدار ناچیز در درآمد ها و افزایش سریع و فوق العاده زیاد نرخ ها و هزینه ها در هر کالا و صنفی به تبع آن می باشد. در این مسیر ناهموار نرخ برابری ارز با ریال بعنوان شاخص و محرک اصلی این افزایش ها در اقتصاد کشور قابل طرخ و ردیابی می باشد.
قبل از هر چیز، اول اینکه وابستگی کشور و بازار ایران در این حد به ارز باعث تا امیدی است، کشور حقیقتا چقدر زیاد به واردات وابسته است ! این خود جای نگرانی برای کشوری مثل ایران دارد. این معضل در اولین فرصت با کاهش وابستگی تا پایینترین سطح و کف نیاز در کشور در دستور کار دولت محترم باید باشد و برای آن می بایستی برنامه ریزی فوری شود. اما بحث اصلی که تعیین نرخ ارز است که در تمامی دنیا از چند روش ساده پیروی می کند که با هر کدام که محاسبه شود نرخ های کنونی قابل قبول نمی باشند و قیمت معادل ارز خیلی پایین تر از قیمت اعلامی از سوی دولت و همچنین در کف خیابان است.
بله می دانیم و نا گفته نماند که سایه مسائل سیاسی از قبیل اعتراضات داخلی مردم، تحربم، جنگ و شرارت های خارجی بدون شک تا امروز سایه وسیعی بر نرخ برابری ارز انداخته است که فقط بیشنر به نفع دلالان و واسطه ها می باشد تا مردم و اقتصاد کشور، البته بشرطی که بانک مرکزی خود عامل کنترل نرخ بالا و مصنوعی قیمت ارز در بازار بعنوان یک بازیگر موثر فرض نباشد ؟
نوید توافقات اخیر (بلاخره یک روز بصورتی قابل قبول برای طرفین انجام خواهد شد)، کاهش درگیری ها و ان شا الله رفع سایه جنگ از کشور همه باید عواملی برای ریزش شدید ارز در اقتصاد کشور باشد. لذا امید است چنانچه این شرایط حاصل شد دیگر بانک مرکزی خود عامل گرانی ارز و تامین نیاز های خود ان شا لله نباشد. بله برای برخی موارد مثل صادرات و جیران کسری بودجه بالا نگاه داشتن ارز مثبت ارزیابی می شود ولیکن اول باید کشوری پایدار با امید به آینده و نشاط داشت تا برنامه ریزی بشود کرد. سپس آن کشور باید آرام و قابل تنفس برای عموم ملت باشد که بعد از آن بشود به پیاده سازی برنامه های اقتصادی میان و بلند مدت نظر داشت. شرایط فعلی هیچیک از شرایط مرزی اقتصادی مطلوب را برای کشور حتی در حد ابتدایی ارضا نمی کند که همین عوامل در ابتدا باعث نارضایتی مردم و بازاریان در اعتراضات کشور شد. مسائل دیگر هم هست که در انتها آورده می شود.
با دادن یارانه ها و کالا برگ ها و سهمیه ها و تخصیص ها و ... امتیازها و دهگ بندی مردم و رتبه بندی مردم و امتیاز بندی ملت و ... که فکر کنم در حال حاضر آنقدر زیاد شده است که قابل شمارش دیگر نمی باشد حتی فکر می کنم مسیولان محترم هم شمار آنها را دیگر ندارند ! با این وضعیت و پاسخ موردی به گروها و اقلیت های خاص جامعه حسب اعتراض نمی شود بصورت پایدار کشوری را ادراه کرد ! در همین رابطه این نوع مسکن ها نمی تواند اصل موضوع را درمان کند بلکه به مشکلات و ایجاد بازشو هایی راحت برای برخی جهت گریز یا استفاده بصورت رانت تبدیل می شود. بهتر است یک مرتبه نرخ ارز را با فرمولهای درست محاسبه (دارایی های کشور خیلی بالاست ) و بر اساس آن بدون دخالت بانک مرکزی (در حد لازم مثل دیگر کشورها) شروع به ساماندهی اوضاع کرد. هر چقدر به این نوع عملیات اقتصادی موردی بادکنکی رو آورده شود امکان برابری با افزایش هزینه ها را نخواهد داشت. البته تعداد قلیلی که در امر صادرات هستند از این موضوع ابتدا خرسند نخواهند بود ولیکن در میان مدت با تثبیت قیمت ارز، کار انها نیز پایدار و رونق بیشتری خواهد داشت مثل قبل و بقیه دنیا ! مهمتر از همه نمی شود صلاح و آرامش و آسایش اکثر مردم (در حقیقت یک ملت) را وابسته به تعدادی اندک نمود ! که البته آنها هم خود از شرایط بی ثباتی قیمت ارز ناراضی هستند !
در خبرها بود که جناب آقای ریس جمهور ماموریتی برای وزیر محترم علوم و برخی دیگر تعریف نموده اند که دلایل اعتراضات مردم را بررسی و گزارش نمایند. در یک جمله می شود نتیجه را حتی بدون مطالعات بصورت زیر بیان کرد آنهم بر اساس برداشت های میدانی:
فقر، نا امیدی، رانت، تقسیم بندی افراد به گروهای مختلف و ایجاد وابستگی، دادن مجوز های خاص به برخی، عدم رسیدگی به حقوق حقه مردم، رشد بی رویه دروغگویی، تملق، اختلاس، کم فروشی، تقلب، ترک فعل، پارتی بازی، فساد اداری و حقوقی، زور گویی، گرانی و گران فروشی و بی سوادی مفرط و ...
در خاتمه توصیه می کنم بعنوان یک معلم مدیریت بحرانها، دولت محترم برای باقی ماندن بعنوان یک دولت بهتر است در آمد خود را از راه های دیگر کسب و اجازه ریزش نرخ ارز را جدی بگیرد تا مردم هم در کنار آنها محکم عرض اندام نمایند.
استاد راهنمایی در دوره دکتری در امریکا داشتم که علاوه بر اینکه نابغه ای در کار خود بود بلکه یک فیلسوف هم بود (چینی اصل، آلمانی اصل امریکایی!!.) ایشان همیشه تاکید می فرمودند سخت کردن روابط، فرمول ها و کار ها که هنر نیست، ساده سازی مشکلات و حل آنها به ساده ترین روش ها و روابط ریاضی هنر یک دانشمند واقعی است.
* استاد نمونه کشور در مهندسی و مدیریت بحران





نظر شما