رسول سلیمی- خبرآنلاین: ایران با انتقال مذاکرات به مسقط، عملاً اعلام کرد که حاضر نیست اجازه دهد روند گفتوگوها از محور هستهای خارج شود و به حوزههایی حوزههایی مانند برنامه موشکی، سیاستهای منطقهای و روابط ایران با گروههای مقاومت کشیده شود که تهران آنها را «خط قرمز امنیت ملی» میداند. این تصمیم، در شرایطی اتخاذ شد که فشارهای اقتصادی ناشی از تحریمها، محدودیتهای کشتیرانی و فشارهای سیاسی آمریکا و متحدانش افزایش یافته بود.
این جابهجایی، نهتنها نشاندهنده تغییر در تاکتیکهای مذاکرهای ایران است، بلکه بازتابدهنده تحولات گستردهتری در ساختار امنیتی خلیج فارس و رقابت میان بازیگران منطقهای برای ایفای نقش میانجیگر نیز هست. در چنین فضایی، انتخاب عمان بهعنوان میزبان مذاکرات، بار دیگر نقش این کشور را بهعنوان «میانجی قابل اعتماد» تثبیت کرد؛ نقشی که از سال دوهزار و سیزده تاکنون بارها در بحرانهای مختلف میان تهران و واشنگتن تکرار شده است. این انتخاب، در عین حال، ترکیه را در موقعیتی حاشیهای قرار داد و پرسشهایی درباره آینده نقش آنکارا در دیپلماسی منطقهای ایجاد کرد.
چرا ایران استانبول را کنار گذاشت؟
۱-نگرانی از گسترش دستورکار مذاکرات
ترکیه طی ماههای گذشته تلاش کرده بود نقش فعالتری در دیپلماسی منطقهای ایفا کند. آنکارا پیشنهاد داده بود مذاکرات با حضور کشورهای عربی خلیج فارس برگزار شود و موضوعات موشکی و منطقهای نیز در دستورکار قرار گیرد. این پیشنهاد، از نگاه ایران، به معنای خروج مذاکرات از مسیر اصلی و تبدیل آن به بستری برای فشارهای جدید بود. تهران تجربه سالهای گذشته را پیش چشم داشت: هرگاه مذاکرات از محور هستهای خارج شده، فضای گفتوگو پیچیدهتر شده و امکان توافق کاهش یافته است. ایران با انتقال مذاکرات به مسقط، عملاً اعلام کرد که حاضر نیست اجازه دهد مذاکرات به بستری برای محدودسازی توان دفاعی یا نقش منطقهایاش تبدیل شود.
۲- کاهش اعتماد تهران به آنکارا
روابط ایران و ترکیه طی سالهای اخیر تحت تأثیر رقابتهای منطقهای، اختلافنظر درباره سوریه، تحولات قفقاز و تلاش ترکیه برای ایفای نقش رهبری در جهان اسلام قرار گرفته است. این عوامل، اعتماد تهران به آنکارا را کاهش داده و باعث شده ایران در انتخاب محل مذاکرات، بهدنبال کشوری باشد که سابقه بیطرفی و ثبات بیشتری دارد. انتقال مذاکرات به مسقط، در واقع نشانهای از این کاهش اعتماد است. ایران ترجیح داد مذاکرات در کشوری برگزار شود که نه درگیر رقابتهای منطقهای است و نه تلاش میکند دستورکار مذاکرات را تغییر دهد.
۳- پیامدهای اقتصادی و تجاری
حجم تجارت ایران و ترکیه در سال گذشته حدود ده میلیارد دلار بوده است. اما تغییر مکان مذاکرات میتواند این رقم را تحت تأثیر قرار دهد. کاهش نقش ترکیه در دیپلماسی منطقهای، ممکن است بر روابط اقتصادی دو کشور بهویژه در حوزه انرژی، ترانزیت و تجارت مرزی، اثر بگذارد. اگر آنکارا احساس کند که نقش آن در پرونده هستهای ایران نادیده گرفته شده، ممکن است در حوزههای دیگر سیاست خارجی خود بازنگری کند؛ بازنگریای که میتواند پیامدهای اقتصادی برای ایران داشته باشد.
چرا مسقط دوباره انتخاب شد؟ بازگشت به مسیر آزمودهشده
۱- سابقه طولانی اعتماد و بیطرفی
عمان از سال ۲۰۱۳ تاکنون بارها نقش میانجی میان ایران و آمریکا را ایفا کرده است. مذاکرات محرمانهای که بعدها به برجام منجر شد، در همین کشور آغاز شد. مسقط توانسته اعتماد هر دو طرف را جلب کند؛ اعتمادی که بر پایه بیطرفی، ثبات سیاسی و عدم دخالت در رقابتهای منطقهای شکل گرفته است. این ویژگیها باعث شده عمان به یکی از معدود کشورهایی تبدیل شود که میتواند نقش میانجی قابل اعتماد را در بحرانهای پیچیده ایفا کند.
۲- توانایی مدیریت فضای گفتوگو
عمان برخلاف بسیاری از کشورهای منطقه، از سیاست خارجی آرام، متوازن و غیرتنشزا برخوردار است. این ویژگی باعث میشود فضای مذاکرات در مسقط کمتر تحت تأثیر فشارهای رسانهای و سیاسی قرار گیرد. برای ایران، که بهدنبال حفظ تمرکز مذاکرات بر پرونده هستهای است، چنین فضایی اهمیت حیاتی دارد.
۳-کاهش تنشهای منطقهای
انتقال مذاکرات به مسقط، توانسته تنشهای منطقهای را کاهش دهد. کشورهای عربی، بهویژه عمان، نقش مهمی در جلوگیری از تشدید تنش میان ایران و آمریکا دارند. این نقش، در شرایطی که منطقه در آستانه بحرانهای جدید قرار دارد، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
پیامدهای منطقهای تغییر مکان مذاکرات
ترکیه طی سالهای اخیر تلاش کرده نقش فعالتری در خاورمیانه ایفا کند. اما انتقال مذاکرات به مسقط، جایگاه آنکارا را در دیپلماسی منطقهای تضعیف کرد. این وضعیت میتواند پیامدهای زیر را داشته باشد:
- کاهش نفوذ ترکیه در پروندههای امنیتی
- افزایش وابستگی آنکارا به ائتلافهای جایگزین مانند روسیه
- کاهش نقش ترکیه در مدیریت بحرانهای منطقهای
همچنین عربستان و امارات که امیدوار بودند در استانبول نقش نظارتی یا تأثیرگذار داشته باشند، اکنون در حاشیه قرار گرفتهاند. این وضعیت نگرانیهایی درباره کاهش نقش آنها در معادلات امنیتی منطقه ایجاد کرده است. در یک سطح تحلیل، خروج مذاکرات از استانبول، بازدارندگی مشترک عربی-غربی علیه ایران را تضعیف کرده و فضای بیشتری برای دیپلماسی مستقل تهران فراهم کرده است.
از سوی دیگر عمان با میزبانی مذاکرات، بار دیگر جایگاه خود را بهعنوان بازیگر بیطرف و میانجی قابل اعتماد تثبیت کرد. این نقش میتواند در آینده نیز در مدیریت بحرانهای منطقهای، از جمله یمن، سوریه و روابط ایران و عربستان، اهمیت داشته باشد.
پیامدهای اقتصادی مذاکرات مسقط برای ایران
تحریمهای کشتیرانی و محدودیتهای بانکی همچنان یکی از مهمترین چالشهای اقتصادی ایران است. انتقال مذاکرات به مسقط، اگرچه فضای دیپلماتیک را آرامتر کرده، اما تأثیر فوری بر تحریمها ندارد. این وضعیت میتواند رشد اقتصادی ایران را کاهش دهد و هزینههای تجارت خارجی را افزایش دهد. اما عمان میتواند بهعنوان مسیر جایگزین برای تجارت ایران عمل کند. بندر دقم و مسیرهای دریایی عمان، ظرفیت بالایی برای دور زدن بخشی از فشارهای تحریمی دارند. این ظرفیت، در شرایطی که ایران بهدنبال گسترش همکاری با اعضای بریکس است، اهمیت بیشتری پیدا میکند. به همین دلیل، تا زمانی که تحریمها ادامه دارد، سرمایهگذاری خارجی در ایران محدود خواهد بود. اما اگر مذاکرات در مسقط به کاهش تنشها منجر شود، ممکن است زمینه برای جذب سرمایهگذاری از کشورهای آسیایی، بهویژه چین و هند، فراهم شود.
همچنین ایران با انتقال مذاکرات به مسقط، تلاش کرد تعادل قدرت را به نفع خود مدیریت کند. این اقدام، بخشی از استراتژی تهران برای جلوگیری از انزوای دیپلماتیک و حفظ استقلال در سیاست خارجی است. اگرچه آمریکا تلاش داشت مذاکرات در قالبی گستردهتر برگزار شود تا بتواند فشار بیشتری بر ایران وارد کند. اما انتقال مذاکرات به مسقط، این تلاش را محدود کرد و فضای گفتوگو را به محور هستهای بازگرداند. اما در بلندمدت، این روند میتواند به شکلگیری نظم جدیدی در دیپلماسی منطقهای منجر شود؛ نظمی که در آن کشورهای بیطرف مانند عمان نقش بیشتری در مدیریت بحرانها ایفا میکنند.
در مجموع، انتقال مذاکرات ایران و آمریکا از استانبول به مسقط، نقطه عطفی در دیپلماسی هستهای سال ۲۰۲۶ است. این اقدام، نهتنها نشاندهنده تلاش ایران برای کنترل دستورکار مذاکرات است، بلکه بیانگر تغییر توازن در دیپلماسی منطقهای نیز هست. عمان بار دیگر نقش خود را بهعنوان میانجی قابل اعتماد تثبیت کرد و ترکیه در موقعیتی حاشیهای قرار گرفت. برای ایران، این تغییر مکان میتواند فرصتهایی برای کاهش تنش، مدیریت فشارهای اقتصادی و گسترش همکاری با کشورهای آسیایی ایجاد کند. اما در عین حال، چالشهایی مانند تحریمهای کشتیرانی، فشارهای سیاسی و رقابتهای منطقهای همچنان پابرجاست. در نهایت، موفقیت این روند به توانایی ایران در مدیریت هوشمندانه دیپلماسی، حفظ تمرکز مذاکرات بر پرونده هستهای و بهرهگیری از ظرفیتهای میانجیگری عمان بستگی دارد.
۲۱۳





نظر شما