عادلی: اقتصاد ایران باید به سمت جذب فناوری خارجی حرکت کند

«محمدحسین عادلی» گفت: ایران به عنوان کشوری در حال توسعه، مانند سایر کشورهای در حال توسعه، باید از مولفه‌های دیگر، یعنی روابط بین‌الملل و سیاست خارجی، برای دستیابی به اهداف اقتصادی خود استفاده کند.

به گزارش خبرآنلاین، «محمدحسین عادلی» دبیرکل اسبق اوپک و رئیس سابق بانک مرکزی امروز (یکشنبه ۱۹ بهمن) در نشست تخصصی «چشم‌انداز دیپلماسی اقتصادی در سیاست خارجی ایران» که در جریان کنگره سیاست خارجی ایران برگزار شد، با اشاره به ضرورت بین‌المللی سازی اقتصاد کشور تاکید کرد که «اقتصاد ایران برای بالندگی نیاز دارد آرام آرام به سمت جذب فناوری خارجی و سرمایه‌گذاری حرکت کند و این اقدام اشکالی ندارد.»

به گزارش ایرنا، متن سخنرانی «محمدحسین عادلی» به شرح زیر است:

در پاسخ به این پرسش که عملکرد وزارت خارجه در زمینه دیپلماسی اقتصادی چگونه بوده باید گفت مثبت بوده اما لازم است ابتدا چارچوب نظری خود را خدمت شما بیان کنم. تاریخ روابط خارجی نشان می‌دهد که اولین همایش دیپلماسی اقتصادی در سال ۱۳۸۲ برگزار شد که نخستین همایش در این زمینه بود. در همان همایش، بخش قابل توجهی از مقامات اقتصادی که مسئولیت‌های مهمی داشتند حضور یافته و صحبت کردند. یکی از ایشان در سخنان خود گفت که واژه «دیپلماسی اقتصادی» مفهومی ندارد. ما پس از این همایش برای ایشان توضیح دادیم که دیپلماسی اقتصادی نوعی از روابط است که هم به عنوان ابزار مورد استفاده قرار می‌گیرد و هم هدف. این موضوع نشان می‌دهد که فرآیند تکامل فکری جامعه فرآیندی طولانی است که برای رسیدن به این نتیجه و عملیاتی شدن لازم است از مراحل گوناگون عبور کند تا یک مفهوم عملیاتی و به خرد جمعی یا اجماع تبدیل شود.

در روابط بین‌الملل کشورها، برای همزیستی، رقابت و چالش‌ از مولفه‌های قدرت خود استفاده می‌کنند. یعنی روابط بین‌الملل، روابطی است که قدرت و مولفه‌های قدرت در آن موضوع اصلی است و کشورها چه بخواهند همزیستی کنند، چه رقابت و چه چالش، از مولفه‌های قدرت استفاده می‌کنند. یکی از مهم‌ترین مولفه‌های قدرت، قدرت اقتصادی است که بهترین تجلی آن در تولید ناخالص داخلی کشورها مشاهده می‌شود. مهم‌ترین ویژگی این مولفه، پایداری آن است و با این سادگی از بین‌نمی‌رود.

ژاپن، آلمان، کشورهای اروپای شرقی و در دو سه دهه اخیر، چین و هند، سیاست خارجی خود را به گونه‌ای هدایت کرده‌اند که اهداف توسعه اقتصادی و توسعه ملی محقق شود و در طول زمان، به قدرت اقتصادی و سیاسی دست یافته‌اند
دومین ویژگی آن، زایشی بودن آن و تبدیل شدن به قدرتی است که به سیاست قوی و در پی آن قدرت نظامی و سایر قدرت‌ها منجر می‌شود. از این رو، مولفه اقتصادی اهمیت بسیار زیادی دارد.

سوم اینکه کشورها از دیرباز از مولفه اقتصادی بهره برده‌اند. اکنون اگر بخواهیم استفاده از مولفه اقتصادی را بررسی کنیم، باید توجه کنیم که این مولفه می‌تواند هم به عنوان هدف و هم به عنوان ابزار در روابط بین‌الملل مورد استفاده قرار گیرد. استفاده از دیپلماسی اقتصادی بین کشورها به دو دسته تقسیم می‌شود:

۱. کشورهایی که دارای قدرت اقتصادی هستند، از قدرت اقتصادی خود برای دستیابی به اهداف سیاسی و تحمیل اراده‌شان استفاده می‌کنند.

۲. کشورهای در حال توسعه، از روابط بین‌الملل و سیاست خارجی خود برای دستیابی به اهداف اقتصادی و توسعه ملی بهره می‌گیرند.

اگر این موضوع را در مورد ایران بررسی کنیم، ایران نیز به عنوان کشوری در حال توسعه، مانند سایر کشورهای در حال توسعه، باید از مولفه‌های دیگر، یعنی روابط بین‌الملل و سیاست خارجی، برای دستیابی به اهداف اقتصادی خود استفاده کند. نمونه‌های موفق این روند شامل ژاپن، آلمان، کشورهای اروپای شرقی و در دو سه دهه اخیر، چین و هند است. این کشورها سیاست خارجی خود را به گونه‌ای هدایت کرده‌اند که اهداف توسعه اقتصادی و توسعه ملی محقق شود و در طول زمان، به قدرت اقتصادی و سیاسی دست یافته‌اند و پس از آن به موضوعات دیگر می‌پردازند.

در ایران در مجموع، این موضوع تا سال ۱۳۸۲ تا حد زیادی مغفول مانده بود. بحث دیپلماسی اقتصادی در آن زمان مطرح شد، اما اولویت توسعه اقتصادی کمتر مورد توجه بود. شرایط عمومی سیاست نیز به گونه‌ای بود که فرصت اجرای آن محدود بود. اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنیم، موضوعات اقتصادی کشور از ابتدا به سمت اقتصادی درون‌گرا هدایت شده بود؛ اقتصادی که بر خودکفایی تاکید داشت. این نگاه هم ناشی از رویکرد کلی کشور نسبت به جهان و هم به دلیل تهدیدات اطراف کشور بود که باعث شد رویکردی محتاطانه اتخاذ شود. در نتیجه، بین‌المللی شدن به نوعی تهدید تلقی می‌شد و امکان بهره‌گیری آزادانه از روابط خارجی مانند کشوری مانند مالزی فراهم نبود.

بنابراین، جمع‌بندی این است که ما با محدودیت‌های بسیار زیادی مواجه هستیم و برای استفاده بهینه از دیپلماسی اقتصادی، لازم است رویکردهای تاکتیکی و کوتاه‌مدت در روابط بین‌الملل مورد توجه قرار گیرد. کشورهای اطراف ما نیز در بسیاری از امور اقتصادی، حتی در کارهای ساده، از دیپلماسی اقتصادی بهره‌گیری کرده‌اند. برای ما نیز اولویت‌بخشی به قدرت اقتصادی و تدوین رویکردهای مناسب در روابط خارجی ضروری است.

برای تصمیم‌گیری درباره اقدامات لازم در حال حاضر، ابتدا باید وضعیت اقتصادی را بررسی کنیم. وضع اقتصادی، چالش عمیقی دارد؛ از دوره انقلاب و جنگ، رشد تولید ناخالص داخلی ما کمتر از یک درصد بوده است.

موضوعات اقتصادی کشور از ابتدا به سمت اقتصادی درون‌گرا هدایت شده بود؛ اقتصادی که بر خودکفایی تاکید داشت. این نگاه هم ناشی از رویکرد کلی کشور نسبت به جهان و هم به دلیل تهدیدات اطراف کشور بود، که باعث شد رویکردی محتاطانه اتخاذ شود
به‌عبارت دیگر، از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۷ و از ۱۳۶۸ تا ۱۳۸۶، شامل دوره ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی به مدت هشت سال، دوره آقای خاتمی هشت سال و دو سال پس از آن، کشور در مجموع از رشد اقتصادی نسبتا قابل قبول برخوردار شد؛ متوسط رشد اقتصادی در این سال‌ها حدود پنج و نیم درصد بوده است که نسبت به منطقه بسیار خوب بود و ایران در آن سال‌ها در منطقه رتبه اول را در تولید ناخالص داخلی داشت و ترکیه دوم و عربستان سوم.

با این حال، از سال ۱۳۹۰ به بعد، رشد اقتصادی ایران تقریباً صفر بوده است که بسیار پایین است. اگر این روند را در بخش‌های مختلف اقتصادی مانند اشتغال و سرمایه‌گذاری تقسیم‌بندی کنیم، وضعیت مشابهی مشاهده می‌شود.

بنابراین، یکی از مهم‌ترین اقدامات لازم برای اقتصاد ما، بین‌المللی کردن اقتصاد است. هیچ اقتصادی در دنیا بدون استفاده از منابع سایر کشورها نتوانسته است رشد کند، زیرا برخی کشورها دارای سرمایه بیشتر هستند و برخی دیگر پس‌انداز بالاتری دارند.

به عنوان مثال، در استان‌هایی مانند یزد پس‌انداز بیشتر است اما در گیلان، میزان مصرف بالاست اما منابع کافی موجود نیست؛ بنابراین از این استان به آن استان منقل می‌شد. شما می‌توانستید از این منابع مالی متمرکز بهره بگیرید همچنین فناوری و تکنولوژی‌ نیز قابل استفاده است.

بنابراین، اگر اقتصاد ما بین‌المللی نشود، نمی‌توانیم از چالش‌های موجود عبور کنیم. موضوع اصلی دیپلماسی اقتصادی ما در حال حاضر، بین‌المللی کردن اقتصاد است.

وضعیت فعلی تجارت و بازرگانی به دلیل تحریم‌ها، انحصاری است؛ ۷۵ تا ۸۰ درصد واردات و صادرات ۱۵۰ میلیارد دلاری ما به چهار یا پنج کشور محدود است، از جمله چین، امارات، عراق و ترکیه و برای برخی صادرات نیز افغانستان. طبیعی است که اقتصادی که ۷۵ تا ۸۰ درصد بازرگانی خارجی آن وابسته به چند کشور است، نمی‌تواند دیپلماسی اقتصادی گسترده‌ای داشته باشد.

از سوی دیگر، کشور در برابر تهدیدات امنیتی و وجودی قرار دارد و نیازمند اهرم‌هایی است. یکی از این اهرم‌ها، حضور در زنجیره ارزش جهانی است. زنجیره ارزش به معنای آن است که بتوانیم بخشی از تولید یک محصول را در کشور خود داشته باشیم یا در مراحل قبل یا بعد از تولید نقش داشته باشیم.

به عنوان مثال، وابستگی آمریکا به کانادا در صنعت خودرو بدین صورت است که قطعه‌سازها در اروپا و آمریکا قطعات را می‌فرستند و کانادا خودرو را مونتاژ می‌کند؛ در صورت قطع این زنجیره، محصول نهایی تأمین نمی‌شود. زنجیره‌های ارزش و مسیرهای ترانزیتی اهمیت بسیار بالایی دارند.

مثالی دیگر، امارات است که توانسته با ایجاد مراکز تجارت، ارتباطات و امور مالی، رشد قابل توجهی داشته باشد. ایران نیز موقعیت خاصی دارد؛ محور شمال و جنوبی آن محور تولید انرژی است و محور شرق و غرب آن محور صادراتی که می‌تواند زمینه صادرات فراهم کند. اگر روابط اقتصادی ما معنادار بود، می‌توانستیم از نظر امنیتی اهرمی در برابر تهدیدات وجودی داشته باشیم.

بنابراین، اقدام لازم این است که در محدوده فعلی، که امکان روابط اقتصادی واقعی وجود دارد، همکاری‌ها را توسعه دهیم. پیش از این، برخی اقدامات مانند تلاش‌های صورت گرفته برای ایجاد اتحادیه‌های تجاری در قالب سازمان همکاری‌های اقتصادی (اکو) انجام شده است. چنین همکاری‌هایی هم وابستگی متقابل ایجاد می‌کند و هم امنیت اقتصادی و دیپلماسی اقتصادی را تقویت می‌کند؛ زیرا به دلیل منافع اقتصادی، کشورها تمایل کمتری به تهدید یا حمله خواهند داشت و در صورت تهدید، اثرگذاری آن محدود می‌شود. بنابراین، در حال حاضر باید با هر کشوری که امکان دارد، اتحادیه‌ها و همکاری‌های اقتصادی ایجاد کنیم.

ایران موقعیت خاصی دارد؛ محور شمال و جنوبی آن محور تولید انرژی است و محور شرق و غرب آن محور صادراتی که می‌تواند زمینه صادرات فراهم کند. اگر روابط اقتصادی ما معنادار بود، می‌توانستیم از نظر امنیتی اهرمی در برابر تهدیدات وجودی داشته باشیم
ما باید به سمت ایجاد همکاری‌ چندجانبه حرکت کنیم. من در حال حاضر اعتقاد دارم که در منطقه ما، بین ایران، چین و عربستان، باید یک اتحادیه سه‌جانبه تشکیل شود. هر چند عربستان به ما اعتماد ندارد و به همین دلیل حتی در قراردادهای امنیتی نیز نمی‌تواند همکاری عملی داشته باشد، برای ایجاد این اعتماد تنها کافی نیست که کالا بدهیم و کالا بگیریم یا سرمایه‌گذاری انجام دهیم؛ سرمایه‌گذاری مقداری فراتر از این است. باید از روابط بین‌الملل، روابط امنیتی و روابط سیاسی خود استفاده کنیم تا وابستگی و منافع متقابل ایجاد و تثبیت شود.

محور اول می‌تواند ایران، چین و عربستان باشد. محور دوم، ایران، چین و پاکستان است؛ زیرا پاکستان و چین با یکدیگر رابطه دارند. محور سوم نیز ایران، چین و عراق است. ما باید به سمت ایجاد اتحادیه حرکت کنیم، حتی اگر از بخش‌هایی که به آن اشاره شد، شروع کنیم و تدریجاً پیش برویم. اعتمادسازی امنیتی و سیاسی اهمیت بسیار بالایی دارد و باید به آن توجه ویژه شود.

در حال حاضر، علاقمندی طرف مقابل وجود ندارد. حتی در همین جا، برخی گفتند که باید با چین رابطه خوب داشته باشیم، اما پاسخ داده شد که نمی‌توانند رابطه دوجانبه با ایران برقرار کنند؛ شرکت‌های آنها از انجام این کار می‌ترسند. در این شرایط، تمرکز بر روابط سه‌جانبه می‌تواند راهگشا باشد. اقتصاد ما برای بالندگی نیاز دارد آرام آرام به سمت جذب فناوری خارجی و سرمایه‌گذاری حرکت کند و این اقدام اشکالی ندارد.

از سوی دیگر، تجربه وزارت امور خارجه نیز قابل توجه است. سفرا و کارشناسان اقتصادی در آن دوره که اقتصادی‌ شکوفا شده بود تلاش بسیار کرده‌اند و وضعیت مناسبی ایجاد شد. تلاش‌های آقای طباطبایی و دیگران، از جمله مذاکرات با اتحادیه اروپا، نشان‌دهنده این است که ریسک اقتصادی ایران به صورت دقیق محاسبه شد و ۷ بود و این ریسک با مذاکرات فشرده در آن سال‌ها به ۴ رسید و هر درجه ریسک حدود ۵۵۰ میلیون دلار به نفع کشور بوده است.

به عنوان نمونه، در اولین همایش دیپلماسی اقتصادی سال‌های ۱۳۸۲ و ۱۳۸۳، سفرایی که در سطح بالا حضور داشتند، شناسایی و تقدیر شدند. برخی از آنان موفق شدند روابط اقتصادی ایران را به سطح بالاتری برسانند و حجم تجارت و سرمایه‌گذاری افزایش یابد. به عنوان مثال، مرحوم آقای شیخ‌الاسلام علاوه بر فعالیت سیاسی، توانست روابط اقتصادی کشور را ارتقا دهد.

در نتیجه، معیارها و تجربیات لازم برای پیشبرد دیپلماسی اقتصادی وجود دارد. همچنین، لازم است دوستانی که مسئول هماهنگی و استعدادهای دیپلماسی اقتصادی هستند، دعوت شوند تا با تجربه و دانش موجود بهره‌گیری شود. از زمان وزارت امور خارجه، مهندس میرحسین موسوی، ما یک طرح به نام «ستاد هماهنگی روابط خارجی» داشتیم که ارکان اصلی آن شامل رئیس بانک مرکزی، وزیر اقتصاد و رئیس سازمان برنامه و بودجه هستند. این ستاد، هر دو هفته یک‌بار جلسه برگزار می‌کند و می‌تواند زمینه بسیار خوبی برای هماهنگی و پیشبرد اهداف دیپلماسی اقتصادی باشد.

در حال حاضر هم وزرات امور خارجه به سفرا نمره می‌دهد. بنابراین، اقدامات فوری ما شامل استفاده بهینه از این ظرفیت‌های اقتصادی و کاهش تهدیدات است.

به گزارش ایرنا، کنگره ملی سیاست خارجی و تاریخ روابط خارجی، صبح امروز در مرکز مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزرات امور خارجه آغاز شد. در طول این نشست دو روزه دیپلمات‌ها و اساتید دانشگاه به بررسی تاریخ روابط ایران با کشورها و نظام بین‌الملل می‌پردازند. در این نشست کمال خرازی رئیس شورای راهبردی روابط خارجی، علی اکبر صالحی وزیر خارجه اسبق ایران و همچنین شماری از دیپلمات‌ها و اساتید دانشگاهی حضور دارند.

310310

کد مطلب 2179572

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 2 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین