به گزارش خبرآنلاین روزنامه جوان نوشت: اما متأسفانه آنچه در فیلم دیده میشود این است که اولاً دال مرکزی فیلم شامل رفتارهای دگماتیک و اگزجره یک زوج مذهبی در مواجهه با اطرافیان و زندگی زناشویی است. ثانیاً مقصر ریاکاری و گرفتار شدن در دام بیماریهای سایکولوژیک صرفاً سبک زندگی دینی و مذهبی طور دو کاراکتر اصلی فیلم، به خصوص مرد خانواده است! در واقع بر خلاف انکارهای کودکانه کارگردان فیلم اولی این اثر، نه تنها ریاکاری و دروغگویی که حتی منشأ بیماری روانی شخصیت مجتبی (با بازی رضا عطاران) چیزی بهجز انگارههای مذهبی و وجود برخی موانع شرعی که جلوی خوشگذرانی و به اصطلاح عشق و حال کردن او در گذشته به عنوان نمادی از افراد ظاهر الصلاح را گرفته، نبوده و نیست. پس دلیل عدم کامیابی و عدم دستیابی به رؤیاهای شخصیت اصلی فیلم که از گذشته با او همراه شده، صرفاً دستورات و حدود شرعی است! نکته مهم دیگر در مورد این اثر لزوم درجهبندی سنی در اکران عمومی آن است، چه اینکه محتوای فیلم غیر از به اشتباه انداختن تماشاگر مباحثی را مطرح میکند که اصطلاحاً ۱۸+ هستند.
فیلم سینمایی «خواب» به کارگردانی مانی مقدم، نویسندگی پژمان تیمورتاش و تهیهکنندگی امیرحسین حیدری، نخستین اثر بلند سینمایی این کارگردان است که در نهمین روز جشنواره فیلم فجر برای اهالی رسانه اکران شد. داستان این فیلم پیرامون زندگی مردی به نام «مجتبی» (با بازی رضا عطاران) میگذرد؛ مردی که به سبب ناکامیهای گذشته و برخی قیود شرعی دچار نوعی اختلال روانی شده که با مشکلاتی در زندگی زناشویی و واقعیاش دستبهگریبان است. در واقع این فیلم با تمرکز بر تجربههای درونی و خوابهای شخصیت اصلی داستان تلاش میکند جنبههای انسانی، اجتماعی و روانی زندگی او را با رگههایی از طنز و البته نمادپردازی به تصویر بکشد.
اختلال شخصیتی
مجتبی، مردی میانسال است که با خوابهای پیوسته و عجیب روبهرو میشود، او دچار اختلال خواب میشود و در خواب با زنی آشنا میشود که زندگی واقعیاش را دستخوش تغییر میکند. حالت سایکولوژیک او بین واقعیت و خیال نوسان دارد؛ این خوابها در واقع بازتابی از نگرانیها، آرزوها و تضادهای درونیاش است که از گذشته تا به حال ادامه دارد. در واقع شخصیت مجتبی رؤیای آرزوهای ناکامش را میبیند و کمبودهای او در خواب به سراغش میآیند.
فیلمنامه این اثر لایههای فرامتنی دارد که وقتی مخاطب آنها را در کنار اتفاقات فیلم میگذارد به این نتیجه میرسد که تفکرات مذهبی باعث و بانی روان پریشی و دو گانگی شخصیت کاراکتر اصلی شدهاند.
در این فیلم صحنههای مربوط به دعا کردن، نماز خواندن و برگزار کردن برخی مناسک ومراسم مذهبی نهتنها عمق و احترام لازمه را ندارند، بلکه به دلیل ارائه غیر شریف و نا محترم این موضوعات شائبه استهزا و حتی تقلیل این مفاهیم را ایجاد میکند. فیلم در برخی لحظات، مداحی و چارچوب خانوادههای مذهبی را دستمایه نگاهی طعنهآمیز قرار میدهد.
سیاهنمایی فضای مذهبی
کارگردان در این اثر عدم شکلگیری مناسبات زناشویی بین مجتبی و همسرش و اصطلاحاً سرد مزاجی او را معلول نگاه و فضای مذهبی خانوادهها نشان میدهد که این نه تنها دروغی بزرگ است، بلکه ظلم مضاعفی است که در حق این قشر صورت گرفته است. در واقع تصویری که فیلم «خواب» تلاش دارد ذیل عنوان مفهوم خانوادههای مذهبی نمایش بدهد تا حدود زیادی برخی کلیشههای سیاهنمایانهای است که اغلب، برخی رسانهها و جریانات خاص در فضای مجازی و رسانهای به آن میپردازند!
البته پرسشهایی هم که در نشست خبری این فیلم از مانی مقدم به عنوان کارگردان اثر پرسیده شد حول همین مباحث بود. به عنوان مثال مقدم در پاسخ به چگونگی شکلگیری ایده این اثر پرده از این مسئله بر میدارد که فیلم خواب به نوعی تجربه شخصی خود اوست. کارگردان فیلم خواب میگوید: «اگر درباره خواب صحبت کنیم، قضیه این است که یک اتفاق خیلی عجیب برای من افتاد. بهصورت مداوم ـ فکر میکنم دوستان همه دیدهاند ـ خودم این خواب تکرارشونده را میدیدم و حالت معذبطوری داشتم. دقیقاً به همین مضمون بود؛ شخصی را میدیدم و صبح که بیدار میشدم، نسبت به اطرافیانم معذب بودم؛ دوباره و دوباره!»
یا مثلاً در جای دیگری درباره پیام فیلم که سبک زندگی دینی و مذهبی را عامل بروز مشکلات نشان میدهد، میگوید: «من نه مشکلی با مذهبیها دارم و نه میخواهم رادیکالیسم ایجاد کنم. این برداشت، تنها یکی از لایههای ممکن است و من قصد چنین قضاوتی نداشتهام. مشکل این شخصیت با جامعه است، با وجودیت است، با محدودیت است. ما یک دوگانگی داریم و این دوگانگی بهشدت مخرب است.»
البته آنچه مخاطب با تماشای این فیلم به آن میرسد با مدعای کارگردان آن اصلاً همخوانی ندارد، چه اینکه نمیتوان شخصیتهای اصلی فیلم را در قالب مشخصی که سبک زندگی خاصی هم دارند نمایش داد، ولی در مقام پاسخگویی به علت این برچسب زنی صرفاً گفته شود که من مشکلی با مذهبیها ندارم!
فیلم سینمایی «خواب» بیش از آنکه فیلمی سروان شناختی و فلسفی باشد (طبق مدعای کارگردان آن) یک ایده و موضوع خوب و جالب است که به شرط پرداخت بدون سوگیری و برچسب زنی به قشر یا طیف خاصی میتوانست موفق باشد، اما متأسفانه این موضوع در فیلم از بین رفته است. پایان بندی آن هم مانند آثار اصغر فرهادی باز است و مخاطب کاملاً معلق و گیج از سالن بیرون میآید.
21302





نظر شما