خبرآنلاین - رسول سلیمی: در هفته گذشته، کنگره آمریکا صحنه رویارویی جدی میان دموکراتها و دولت ترامپ بر سر بودجه وزارت امنیت داخلی و سیاستهای مهاجرتی بود. این اختلاف که میتوانست به تعطیلی دولت منجر شود، همزمان با اعلام تعرفههای پانزده درصدی از سوی ترامپ و مخالفت دموکراتها با آن، تصویری از شکافهای عمیق در واشنگتن ارائه داد. در حوزه سیاست خارجی، دموکراتها بر لزوم اخذ مجوز کنگره برای هرگونه اقدام نظامی علیه ایران اصرار دارند، در حالی که ترامپ آمادگی خود را برای گزینههای مختلف حفظ کرده است. این تنشها، که در گزارشهای پولیتیکو و نیویورک تایمز بازتاب یافته، میتواند برای تهران حاوی فرصتهایی باشد.
از این رو برای درک وضعیت کنونی واشنگتن، باید به دو سطح متفاوت توجه کرد: نخست، سطح رقابتهای حزبی و شخصیتی که در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره تشدید شده است، و دوم، سطح سیاستگذاری که در آن دموکراتها تلاش میکنند با استفاده از اهرمهای قانونی، دولت ترامپ را محدود کنند. آنچه در هفته گذشته رخ داد، نمونهای عینی از این تقابل دو سطح بود.
داستان از بودجه وزارت امنیت داخلی آغاز شد. دموکراتها با طرح این شرط که تصویب بودجه منوط به اعمال محدودیتهایی بر شیوه اجرای سیاستهای مهاجرتی است، عملاً راه را برای بنبست هموار کردند. در سوی دیگر، جمهوریخواهان به رهبری مایک جانسون، رئیس مجلس، بر تصویب بودجه بدون قید و شرط تأکید داشتند. این اختلاف، ظرف چند روز به تهدیدی جدی برای تعطیلی دولت تبدیل شد.
همزمان، ترامپ با اعلام تعرفههای پانزده درصدی بر طیف وسیعی از کالاهای وارداتی، جبهه جدیدی از تنش با دموکراتها گشود. این اقدام که با مخالفت دادگاه عالی نیز مواجه شد، از سوی منتقدان، عامل تشدید تورم و کندی رشد اقتصادی ارزیابی شد. صندوق بینالمللی پول نیز در تحلیلی هشدار داد که این سیاست میتواند اقتصاد جهانی را با رکود مواجه سازد.
اما برای تهران، شاید مهمترین بخش این معادله، بحث بر سر سیاست خارجی و به ویژه مسئله ایران باشد. دموکراتها با طرح لزوم اخذ مجوز کنگره برای هرگونه اقدام نظامی، در عمل دست ترامپ را برای هر گونه ماجراجویی احتمالی بستند. رو خانا، نماینده دموکرات، در این زمینه فعالانه موضع گرفته و هشدار داده است که حمله به ایران بدون مجوز کنگره، غیرقانونی خواهد بود. این در حالی است که ترامپ همواره بر آمادگی خود برای گزینههای مختلف تأکید داشته، اما در عین حال از تمایل به مذاکره نیز سخن گفته است.
نظرسنجیها در امریکا نیز نشان میدهد که حدود هفتاد درصد آمریکاییها با هرگونه اقدام نظامی علیه ایران مخالفند. این عدد، محدودیت جدی برای دولت ترامپ ایجاد میکند، به ویژه در شرایطی که رقابتهای داخلی بر سر مسائل اقتصادی و بودجهای، توجه افکار عمومی را به داخل معطوف کرده است. اما مسائل درونی امریکا در شرایطی که ترامپ در خاورمیانه، آرایش نظامی در برابر ایران گرفته چیست؟
بودجه و مهاجرت: میدان اصلی رویارویی
مناقشه بر سر بودجه وزارت امنیت داخلی، صرفاً یک اختلاف عددی بر سر ارقام نبود، بلکه نمایانگر تفاوت بنیادین دو حزب در نگاه به مسئله مهاجرت و امنیت داخلی است. دموکراتها خواستار محدودیتهایی در شیوه اجرای سیاستهای مهاجرتی، به ویژه در نحوه برخورد مأموران اداره مهاجرت و گمرک (ICE) با مهاجران غیرقانونی بودند. آنها موارد متعددی از تیراندازی و برخورد خشونتآمیز را مستند کردهاند و خواهان اصلاح رویهها هستند.
در مقابل، جمهوریخواهان این درخواستها را تلاشی برای تضعیف امنیت مرزها و مانعتراشی در اجرای قوانین مهاجرتی تفسیر میکنند. هکیم جفریز، رهبر دموکراتها در مجلس، با صراحت اعلام کرده که حزبش بدون اعمال این محدودیتها، بودجه را تصویب نخواهد کرد. این موضع، عملاً راه را برای بنبست و تهدید تعطیلی دولت هموار کرد.
پیامد این اختلاف برای ایران، اگرچه غیرمستقیم است، اما قابل تأمل مینماید. تمرکز شدید رسانهها و افکار عمومی بر بحران داخلی، توجه به سیاست خارجی را کاهش میدهد. در شرایطی که تهدید تعطیلی دولت خبر اول رسانههاست، بحث درباره ایران یا هر موضوع خارجی دیگر به حاشیه میرود. این وضعیت، برای تهران فرصتی است تا با آرامش بیشتری به مدیریت روابط خارجی خود بپردازد.
تعرفهها و اقتصاد: شکافی با پیامدهای جهانی
اعلام تعرفههای پانزده درصدی از سوی ترامپ، با واکنش تند دموکراتها و حتی بخشی از جمهوریخواهان مواجه شد. استدلال موافقان این سیاست، حمایت از تولید داخلی و ایجاد اشتغال است. اما مخالفان، از جمله بسیاری از اقتصاددانان مستقل، هشدار میدهند که این تعرفهها در عمل به افزایش قیمت کالاهای مصرفی و در نتیجه تورم منجر خواهد شد.
دادگاه عالی نیز با رأی خود عملاً بخشی از این طرح را متوقف کرد، که ضربهای به اعتبار سیاست اقتصادی ترامپ محسوب میشود. این رأی، نشاندهنده آن است که حتی نهادهای قضایی نیز با دولت همسو نیستند و شکافها به قوه قضائیه نیز کشیده شده است.
برای ایران، این وضعیت دو پیامد متفاوت دارد. از یک سو، تعرفهها و تنشهای تجاری آمریکا با دیگر کشورها، میتواند فرصتهایی برای دور زدن تحریمها از طریق همکاری با کشورهای ثالث فراهم آورد. از سوی دیگر، رکود احتمالی اقتصاد آمریکا، تقاضا برای نفت را کاهش داده و درآمدهای نفتی ایران را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. اما آنچه در کوتاهمدت اهمیت بیشتری دارد، انحراف توجه و منابع دولت آمریکا به سمت مسائل داخلی است که قدرت مانور واشنگتن در عرصه بینالمللی را محدود میکند.
سیاست ایران: جایی که اختلافات به نفع تهران تمام میشود
شاید مهمترین بخش این تحولات برای ایران، اختلاف نظر عمیق میان دو حزب بر سر نحوه مواجهه با تهران باشد. دموکراتها با یادآوری تجربه عراق و افغانستان، بر لزوم اخذ مجوز کنگره برای هرگونه اقدام نظامی تأکید دارند. رو خانا در اظهاراتی صریح اعلام کرده که حمله به ایران بدون مجوز کنگره، غیرقانونی خواهد بود و حزبش تمام توان خود را برای جلوگیری از آن به کار خواهد گرفت.
این موضع، اگرچه لزوماً به معنای مخالفت با هرگونه فشار بر ایران نیست، اما محدودیت جدی برای ترامپ ایجاد میکند. ترامپ که همواره از آمادگی برای گزینههای مختلف سخن گفته، اکنون با این واقعیت مواجه است که هرگونه اقدام نظامی، نه تنها با مخالفت افکار عمومی (که نظرسنجیها تأیید میکند)، بلکه با مانع قانونی کنگره نیز مواجه خواهد شد.
در عین حال، ترامپ بر تمایل خود به مذاکره با تهران نیز تأکید دارد. این تناقض ظاهری میان «آمادگی برای اقدام» و «تمایل به مذاکره» را میتوان بخشی از استراتژی چماق و هویچ تفسیر کرد، اما در شرایط کنونی، با توجه به محدودیتهای داخلی، وزن گزینه مذاکره سنگینتر به نظر میرسد.
برای تهران، این وضعیت فرصتی است تا با مدیریت هوشمندانه، فضای تنفس بیشتری به دست آورد. اگر ایران بتواند از شکافهای داخلی آمریکا بهرهبرداری کرده و با حفظ ارتباط با طیفهای مختلف در واشنگتن، تصویری از یک بازیگر مسئول و قابل تعامل ارائه دهد، شاید بتواند فشارها را کاهش دهد. البته این مستلزم محاسبه دقیق هزینه-فایده و درک عمیق از دینامیک پیچیده سیاست داخلی آمریکاست.
در مجموع، شکافهای داخلی در یک کشور رقیب، فرصتی برای کشور مقابل محسوب میشود. آمریکا که در دهههای اخیر همواره به عنوان یک بازیگر نسبتاً یکپارچه در عرصه بینالمللی ظاهر شده، اکنون با چالشهای داخلی جدی مواجه است که توان آن را برای اقدام مؤثر در خارج محدود میکند.
ترامپ با شعار «آمریکا اول» به قدرت رسید و همواره بر بازگرداندن تمرکز به مسائل داخلی تأکید داشته است. اما آنچه اکنون رخ میدهد، نه یک عقبنشینی آگاهانه از صحنه بینالمللی، که یک درگیری پرهزینه داخلی است که انرژی و منابع کشور را مصروف خود میکند. در چنین شرایطی، رقبای آمریکا، از جمله ایران، میتوانند از فرصت استفاده کرده و موقعیت خود را تقویت کنند.
با این حال، این فرصت ممکن است موقتی باشد. شکافهای داخلی آمریکا، اگرچه امروز به نفع ایران تمام میشود، اما فردا ممکن است با توافقی دوحزبی یا تغییر موازنه قدرت در کنگره، جای خود را به اجماعی علیه تهران بدهد. بنابراین، استفاده بهینه از این فرصت مستلزم درک عمیق و برنامهریزی بلندمدت است.
از سوی دیگر، رویدادهای هفته گذشته را میتوان تلاش کنگره برای بازتعریف نقش خود در مقابل قدرت فزاینده قوه مجریه تفسیر کرد. دموکراتها با استفاده از اختیارات قانونی خود در تصویب بودجه و نیز با طرح لزوم مجوز کنگره برای اقدام نظامی، در عمل میخواهند نشان دهند که ترامپ نمیتواند به تنهایی درباره مسائل کلان کشور تصمیم بگیرد.
این رویارویی نهادی، برای ایران فرصتساز است. زیرا هر چه کنگره در محدود کردن قدرت ترامپ موفقتر باشد، امکان اقدام یکجانبه و سریع علیه ایران کاهش مییابد. دموکراتها، حتی اگر با اهداف سیاسی داخلی این کار را میکنند، در عمل به نفع ایران عمل میکنند، زیرا مهمترین تهدید برای تهران، اقدام نظامی ناگهانی آمریکاست.
نکته قابل تأمل دیگر، نقش نهادهای فراملی مانند صندوق بینالمللی پول است که با هشدار درباره پیامدهای اقتصادی تعرفههای ترامپ، عملاً به جبهه مخالفان دولت پیوستهاند. این هشدارها، اگرچه مستقیماً به ایران مربوط نمیشود، اما فضای عمومی را علیه سیاستهای ترامپ و در نتیجه، علیه هرگونه ماجراجویی خارجی او شکل میدهد.
در چنین شرایطی، تهران باید محاسبه دقیقی از هزینهها و فواید ناشی از شکافهای داخلی آمریکا به عمل آورد. فایده آشکار این وضعیت، کاهش فشار و ایجاد فضای تنفس است. اگرچه منتقدان چنین رویکردی معتقدند ایران ممکن است دچار نوعی خوشبینی بیش از حد شده و فرصتهای پیش آمده را برای بهبود وضعیت خود از دست بدهد.
اما اگر ایران بتواند از این فرصت برای تقویت دیپلماسی خود با قدرتهای اروپایی و شرقی استفاده کند، میتواند هزینههای بلندمدت خود را کاهش دهد. همچنین، با نشان دادن انعطاف در موضوعات مورد مناقشه مانند برنامه هستهای، میتواند برگ برندهای برای مذاکرات آتی به دست آورد. اما اگر این فرصت صرفاً به انتظار برای فروپاشی بیشتر آمریکا تبدیل شود، ممکن است روزی با آمریکایی مواجه شود که بر سر مسئله ایران به اجماع رسیده و مصمم به اقدام است.
فرصتی که باید غنیمت شمرد
شکافهای داخلی آمریکا در هفتههای اخیر، به ویژه تنش بر سر بودجه و مهاجرت، اختلاف بر سر تعرفهها و تضاد دیدگاه درباره نحوه مواجهه با ایران، تصویری از واشنگتن ارائه داده که بیش از آنکه نگران رقبای خارجی باشد، به مدیریت بحرانهای داخلی مشغول است. برای تهران، این وضعیت فرصتی است تا با کاهش فشارهای فوری، فضای بیشتری برای مانور دیپلماتیک به دست آورد.
با این حال، این فرصت پایدار نیست. ممکن است دموکراتها و جمهوریخواهان بر سر مسائل داخلی به توافق برسند و یا ترامپ با اقدامی پوپولیستی، افکار عمومی را بار دیگر متوجه تهدیدات خارجی کند. بنابراین، ایران باید از این پنجره فرصت برای پیشبرد دیپلماسی خود استفاده کند، نه اینکه صرفاً به تماشای درگیریهای داخلی رقیب بنشیند.
راهکار خلاقانه برای تهران میتواند فعالسازی دیپلماسی پارلمانی با کنگره آمریکا باشد. اگر ایران بتواند از طریق کانالهای غیررسمی با اعضای تأثیرگذار کنگره ارتباط برقرار کرده و تصویری واقعبینانه از خود ارائه دهد، شاید بتواند بخشی از نگرانیهای آنان را کاهش دهد. همچنین، همکاری با قدرتهای اروپایی و شرقی برای ایجاد چارچوبی جدید در مذاکرات هستهای، میتواند ابتکار عمل را به تهران بازگرداند.
در نهایت، آنچه برای ایران اهمیت دارد، درک این نکته است که سیاست داخلی آمریکا، به اندازه سیاست خارجی این کشور در تعیین سرنوشت رابطه دوجانبه مؤثر است. شکافهای امروز واشنگتن، فرصتی است که شاید تا مدتی دیگر تکرار نشود.
۲۱۳/۴۲






نظر شما