خاستگاه سربداران، علیرغم داستان‌های تذکره‌نویسان، غیرمذهبی بود

این مغول‌ها و مشاوران ایرانی آن‌ها بودند که به جای دیگر شهرهای بزرگ خراسان: بلخ، مرو یا نیشابور، هرات را برای تجدید حیات انتخاب کردند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا، کتاب «تاریخچه‌ای از هرات؛ از چنگیزخان تا تیمورلنگ» تالیف شیوان ماهندراراجاه، ترجمه علی محمودی سرچقایی و ویراسته ماندانا تیشه‌یار با کسب اجازه رسمی از ناشر بین‌المللی (انستیتو مطالعات استراتژیک افغانستان) از سوی نشر بایا منتشر شد.

این کتاب تاریخچه‌ای از شهر هرات است، یک شهر تاریخی در شرق سده‌های میانه اسلامی. هرات از آن زمان تاکنون گرفتار روزگار سختی شده که نتیجه آن از دست دادن هرات توسط ایران در سال ۱۸۵۷ بر پایه معاهده‌ای است که امپریالیسم بریتانیا بر شاهان نگون‌بخت قاجار (۱۹۲۵-۱۷۹۶) تحمیل کرد. هرات- مروارید خراسان- کلان‌شهر ایران (تاجیک) و کانون آموزش و اخلاق اسلامی، درون کالبدی بیگانه زندانی شده است.

خاستگاه سربداران، علیرغم داستان‌های تذکره‌نویسان، غیرمذهبی بود

این شهر ایرانی در سال ۱۲۲۲ توسط چنگیزخان وحشیانه مورد حمله قرار گرفت اما به دست نوادگانش و یک سلسله بومی تاجیک، کرتیان (۱۳۸۱-۱۲۴۵) که از کوه‌های غور در شرق ایران سرچشمه می‌گرفت، احیاء شد. نوه و وارث چنگیزخان، مونگکه قاآن بزرگ (حکومت: ۱۲۵۸-۱۲۵۱)، با انتصاب شمس‌الدین محمد کرت در سال ۶۴۹/۱۲۵۱ به عنوان حاکم هرات، مناطق وابسته و قلمروهای آن، سلسله کرت را تقویت کرد. قلمروهای کرت از جام، باخرز و خواف در غرب، تاوَخش، سیستان و بلوچستان، رود سند (شط سند) و هم مرز با هند (حد هند) امتداد داشتند.

خاستگاه سربداران، علیرغم داستان‌های تذکره‌نویسان، غیرمذهبی بود
شیوان ماهندراراجه

شیوان ماهندراراجاه پژوهشگر تاریخ ایران در سده‌های میانه است. او به طور خاص پیرامون ایران تیموری و خراسان مطالعه می‌کند. اسلام، ایران، افغانستان، مغولان و تیموریان، مضامین اصلی کار اوست و گاهی به جنبش‌های ضدشورش، القاعده و طالبان در افغانستان و پاکستان نیز پرداخته است.

نویسنده در مقدمه به طرح چند پرسش می‌پردازد؛ چرا هرات؟ چرا بلخ نه؟ چرا به کوشش‌های مغولان در هرات برای تجدید حیات اهمیت دهیم؟ چرا تاریخ یک سلسله تاجیک در سده‌های میانه را مطالعه کنیم؟

در ادامه ذکر می‌کند؛ نخست آن‌که این مغول‌ها و مشاوران ایرانی آن‌ها بودند که به جای دیگر شهرهای بزرگ خراسان: بلخ، مرو یا نیشابور، هرات را برای تجدید حیات انتخاب کردند. کرتیان برای پیشبرد برنامه‌های جهان‌شاهی، توسط مغول‌ها منصوب و تامین مالی شدند. هرات و کرتیان درواقع از پیش برای مورخان انتخاب شده بودند.

دوم آن‌که همان‌طور که چارلز تیلی تحلیل کرده، «صاحبان زور خود را موظف به اداره زمین‌ها، کالاها و افرادی می‌دانستند که به دست می‌آورند؛ آن‌ها در استخراج منابع، توزیع کالاها، خدمات و درآمد و داوری اختلافات شرکت می‌کردند.» اداره سرزمین‌های فتح‌شده و استخراج منابع توسط جهان‌شاهی مغول از دیدگاه جهان‌گشایانه، به‌ویژه توسط توماس آلسن فقید، در کتاب امپریالیسم مغول مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. هدف در این‌جا، تحلیل نقش شهر هرات، مناطق کشاورزی پیرامون آن و خراسان شرقی در درون قلمروی جهان‌شاهی مغول است.

کتاب «تاریخچه‌ای از هرات؛ از چنگیزخان تا تیمورلنگ» بعد از مقدمه در دو بخش اصلی به «تاریخ‌های جهان‌شاهی و محلی: مغول‌ها و کرتیان» و «نوسازی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در هرات» می‌پردازد. در زیربخش‌ها نیز هجوم مغول به خراسان، سیاست‌های جهان‌گشایانه مغول و هرات، آشوب در هرات و خراسان، ثبات در هرات و خراسان، از ایلخانان تا پادشاهی مستقل، از سلطنت کرتیان تا تیمورلنگ، کوشش‌های نخستین برای احیای کشاورزی و بازارگانی، کوشش‌های بعدی برای احیای کشاورزی و بازارگانی، نوسازی شهری و رنسانس فرهنگی و محیط محصور هرات و حومه آن مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.

در پیشگفتار کتاب دوره اولیه: ۷۶-۶۱۵/۷۸-۱۲۱۸ می‌خوانیم: «هرات در برابر سپاه مغول که از رود وَخش به سوی ایران گذر کرده بود، کاملاً تسلیم شده بود. ساکنان هرات و حومه آن از ترس و وحشتی که در انتظارشان بود، تصور بیشتری داشتند: آوازه مغول‌ها به بربریت، چپاول، بردگی و کشتار جمعی، از پیشتازان آن‌ها پیشی گرفته بود. درواقع مغول‌ها برای به دست آوردن تمکین دیگران، به داستان‌های ترسناک تکیه می‌کردند. بلخ، بخارا، مرو، نیشابور و سمرقند ویران شده بودند. هرات را (دو بار) محاصره کردند و این شهر به‌شدت دچار درد و رنج شده بود. هرات برای سال‌ها متروک ماند (فصل اول).

جانشینان بلافصل چنگیزخان اقداماتی را برای احیای هرات انجام دادند (فصل دوم). اما هرات در جنگ‌های ویران‌گرانه چنگیزیان بر سر استیلا، برای جناح‌هایی که برای نفوذ بیشتر رقابت می‌کردند، یک غنیمت به شمار می‌رفت. مونگکه سلسله کرت را برای پیشبرد آرمان‌های جهان‌شاهی مغول و برپایی نظم و دستگاه اداری در خراسان برپا کرد. حکومت شمس‌الدین کرت به واسطه دسیسه‌های سیاسی جناح‌های چنگیزیان و غیبت او از هرات برای مبارزه علیه دشمنان ایلخانان، ازجمله اردوی زرین تضعیف شد.

به شمس‌الدین کرت در زمان حق امتیاز مونگکه، نواحی زیادی واگذار شد، اما مجبور بود با اربابان محلی در آن مناطق گفت‌وگو کند و اتحادی شکل دهد. اگر آن‌ها بنده وی نمی‌شدند، با ایشان می‌جنگید. وی سال‌ها با اربابان محلی سرکش در خراسان، افغانستان، سیستان و اردوی زرین جنگید اما برای وارثان خود تنها یک دولت بدوی را که به واسطه شمار پراکنده‌ای از بندگان به هم پیوند خورده بودند، بر جای گذاشت.»

نویسنده در بخشی دیگر از کتاب به طغاتیمور و پیدایش سربداران اشاره می‌کند:

سربداران زندگی خود را با یک شورش مالیاتی، ۳۷-۷۳۶/۳۷-۱۳۳۶، در باشتین، از توابع سبزوار، بزرگ‌ترین شهر در ناحیه بیهق ربع نیشابور آغاز کردند. آن‌ها با احکام مالیاتی علاء‌الدین فریومدی، مدیر مالی طغاتیمور مخالفت می‌کردند. خاستگاه سربداران، علیرغم داستان‌های تذکره‌نویسان، غیرمذهبی بود. عبدالرزاق باشتینی (متوفی ۷۳۸/۱۳۳۸) که فرزند خانواده‌ای زمین‌دار بود، مخالفان مالیاتی در میان باشتینی‌ها را بسیج نمود. شورشیان در سال ۷۳۸/۱۳۳۷ سبزوار را که پایگاه آن‌ها شد، تصرف نمودند. در پی مرگ ابوسعید، نابسامانی سیاسی و وخامت امنیت در بخش‌هایی از خراسان ادامه یافت. شورشیان باشتینی از شرایط حاکم سود جستند و از شورشی، به راهزنان سرگردان تبدیل شدند. «سربدار» به رسالت گروه و سرنوشت راهزنان اسیر اشاره دارد: سر-به-دار: «سر بر بالشتک چوبی زیر ساطور [جلاد]». راهزنی آن‌ها مشکلات سیاسی اجتماعی را در بخش‌هایی از ربع نیشابور تشدید نمود. طغاتیمور بر غرب متمرکز بود و از این رو، به راهزنان اجازه پیشرفت داد.

طغاتیمور و ارغون‌شاه در اواسط سال ۷۳۷/ اوایل ۱۳۳۷ به دستور شیخ علی لشکریان خود را برای پیوستن به نبرد در آذربایجان به پیش بردند. ارغون شاه اما در میانه راه عقب‌نشینی کرد. لشکریان به هم پیوسته، سلطانیه را در بهار ۷۳۷/۱۳۳۷ اشغال کردند اما در تابستان ۷۳۷/۱۳۳۷ توسط حسن بزرگ بیرون رانده شدند. طغاتیمور و شیخ علی به سوی خراسان، جایی که ارغون شاه منتظر بود، عقب‌نشینی کردند. ارغون شاه نسبت به شیخ علی که اکنون در اثر این بدبیاری ضعیف شده بود، رفتار خوبی نداشت. ارغون شاه شیخ علی را در ۷۳۷/۱۳۳۷ اعدام کرد و طغاتیمور را زندانی نمود اما در سال ۷۳۹/۱۳۳۸ به دستور قطب‌الدین یحیی جامی نیشابوری، علاء‌الدین فریومدی و دیگران، وی را دوباره منصوب کرد. همان‌طور که این گزارش و توصیه‌نامه آرام‌بخش از سوی وی به طغاتیمور نشان می‌داد، یحیی یک پشتیبان به شمار می‌آمد.

علاء‌الدین فریومدی برای پرداخت هزینه لشکرکشی طغاتیمور مالیات‌ها را افزایش داد. اگر همان‌طور که حافظ ابرو گفته است، معزالدین سهمی از درآمدهای مالیاتی هرات را به طغاتیمور نمی‌داد، احتمالاً ارغون شاه نیز در درآمدهای مالیاتی‌اش وی را سهیم نمی‌کرد. چرا او؟ وی «ایلخان» را زندانی کرده و متحدش شیخ علی را اعدام کرده بود. فریومدی مجبور شد از یک پایگاه مالیاتی کوچک‌شده (خراسان منهای قلمروهای کرتیان، منهای قلمروهای جانی قربان) پول بیشتری بگیرد؛ از این رو بیهق تحت فشار قرار گرفت.

کتاب «تاریخچه‌ای از هرات؛ از چنگیزخان تا تیمورلنگ» در واقع تاریخ محلی یک کلان‌شهر مهم پارسی با اکثریت مسلمان است. در پایان کتاب نیز نقشه‌ها، شکل‌ها، جدول‌های مرتبط، فهرست منابع و نمایه برای مراجعه علاقه‌مندان آورده شده است.

کتاب «تاریخچه‌ای از هرات؛ از چنگیزخان تا تیمورلنگ» تالیف شیوان ماهندراراجاه، ترجمه علی محمودی سرچقایی و ویراسته ماندانا تیشه‌یار با ۵۸۰ صفحه، شمارگان ۲۰۰ نسخه و بهای ۸۹۰ هزار تومان از سوی نشر بایا منتشر شد.

۲۵۹

کد مطلب 2187995

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 11 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین