به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، حجت الاسلام سیدروح الله حسینی در پرسش و پاسخی به مسئله تضاد شهادت سیدالشهدای جمهوری اسلامی ایران، آیت الله العظمی شهید سیدعلی خامنهای با نوید اتصال به ظهور پرداخته است که تقدیم شما فرهیختگان می شود.
پرسش کلیدی:
* تضاد شهادت رهبری با نویدِ اتصال به ظهور؛ حقیقت چیست؟
طرح مسئله:
بسم الله الرحمن الرحیم؛
پس از عروج ملکوتی امام خامنهای (قدس سره) در پی جنایت استکبار جهانی در رمضان ۱۴۰۴، پرسشی جدی در فضای عمومی جامعه شکل گرفته است: «سالها از زبان بزرگان و اهل معنا شنیدیم که این انقلاب به قیام حضرت حجت (عج) متصل خواهد شد و ایشان پرچم را به دست صاحب اصلیاش خواهند سپرد. اکنون با شهادت ایشان، تکلیف آن پیشبینیها و انطباق نشانه "سید خراسانی" بر شخصیت ایشان چه میشود؟ آیا این اتفاق مایه تردید در اصل بشارات ظهور نیست؟»
در ادامه، تبیین جامعی در سه سطح «روایی»، «فلسفی و عرفانی» و «عقلی و راهبردی» جهت پاسخ به این شبهه تقدیم میگردد:
۱. تبیین روایی و اعتقادی (مبانی اصیل مهدویت)
- نهی از تعیین وقت و مصداق (توقیت):
بر اساس اصلِ قطعیِ «کَذَبَ الوَقَّاتُونَ»، هرگونه تعیین زمان یا تطبیق قطعی نشانهها بر اشخاص، پیش از وقوع حتمی، مردود است. اصرار بر «سید خراسانی» بودن یک شخصیت معاصر، برداشتی ذوقی بوده و در روایات معتبر، عنوان «خراسانی» لزوماً به معنای یک شخص واحد با ویژگیهای نَسَبی خاص (مانند سیادت) ذکر نشده است.
- سنت الهی «تمحیص» و غربالگری:
یکی از سختترین آزمونهای دوران غیبت، «امتحان در زمان» است. حوادث ناگهانی و تأخیر در اموری که مردم آن را نزدیک میپنداشتند، طبق فرموده امام صادق (ع) برای غربال شدن سره از ناسره و جدا شدن مؤمنانِ عمیق از منتظرانِ سطحی است.
- بداء؛ تغییر در قضای غیرمحتوم:
طبق آموزههای شیعی، حتی در نشانههای ظهور (جز چند مورد حتمی) امکان «بداء» وجود دارد؛ یعنی خداوند بر اساس حکمت و مصلحت یا به جهت امتحان خلق، در کیفیت یا زمان وقوع یک حادثه تغییر ایجاد میکند. چنانکه میعاد ۳۰ روزه حضرت موسی (ع) برای امتحان قومش به ۴۰ روز تغییر یافت، در مقدرات ظهور نیز چنین تغییراتی جاری است.
۲. تبیین فلسفی و عرفانی (مراتب ادراک و شهود)
- تعدد مراتب وجود و شهود:
در حکمت متعالیه، حقایق در عوالم مختلف (جبروت، ملکوت و ناسوت) تجلیات متفاوتی دارند. ممکن است یک ولیّ الهی در عالم «ملکوت»، حقیقتِ اتصال این نهضت به ظهور را مشاهده کند، اما تحقق فیزیکی آن در عالم «ناسوت» (ماده)، تابع شرایط و موانعی باشد که آن مشاهده را از حالت قطعیِ زمانی خارج کند.
- خطا در تعبیر و تطبیق:
مکاشفه غیرمعصوم، اگرچه در اصلِ دریافت صادق باشد، اما در مرحله «تعبیر» (در ذهن عارف) یا «تطبیق» (بر اشخاص معاصر) معصوم نیست. عارف ممکن است «حقیقتِ پیروزی جبهه حق» را در قالب «چهره رهبری» ببیند، اما این صورت، نمادی از یک جریان باشد، نه لزوماً شخص فیزیکی.
- تفسیر عرفانی «اعطای پرچم»:
مشاهده صحنه «سپردن پرچم به امام زمان (عج)» توسط یک شخصیت در عوالم بالا، لزوماً به معنای ملاقات فیزیکی در لحظه ظهور نیست. این تصویر در زبانِ معنا میتواند به معنای «اتمام مأموریت»، «رفع مسئولیت و سپردن بار به جانشین»، یا «پیروزیِ مکتبِ آن شخص در زمان ظهور» باشد. در واقع، شهادت میتواند خود والاترین شکلِ تسلیم پرچم به ساحت قدسی حضرت باشد.
۳. تبیین عقلی و راهبردی (نگاه تمدنی)
- اصالت جریان بر اشخاص:
روایاتِ «قیام اهل قم» (رجل من اهل قم) به یک «جریان تمدنساز» اشاره دارد که هدفش زمینهسازی برای قدس و ظهور است. این جریان با رفتن یک پرچمدار متوقف نمیشود. شهادت، نه تنها مانع نیست، بلکه به تعبیر امام راحل (ره) «بیمهکننده انقلاب» و شتابدهنده به حرکت امت است.
- تحقق نصرت از مسیر ابتلای عظیم:
تاریخ نشان داده است که بزرگترین گشایشها پس از بزرگترین فداکاریها رخ میدهد. اگر بناست این پرچم به دست صاحبش برسد، خون شهیدانِ راه حق، سوختِ اصلی این حرکت در سربالاییِ منتهی به قله ظهور است.
نتیجهگیری:
شهادت امام خامنهای (قدس سره) نه تنها نقضکننده بشارات ظهور نیست، بلکه گویای وارد شدن جبهه حق به مرحلهای حساس از «تمحیص» و «اقتدار خون بر شمشیر» است. ما ایمان داریم که این نهضت به ظهور متصل است؛ چه با حضور فیزیکی رهبرانمان و چه با برکتِ خون مطهرشان که راه را برای منتقم خون حسین (ع) هموارتر میکند.
«وَ نَراهُ قَریباً...»
منبع: حوزه




نظر شما