این جنایت بازتاب وسیعی در رسانههای جهانی داشته و حقوقدانان بینالملل به اتفاق آن را جنایت جنگی دانسته و خواستار تحقیق و تعقیب عاملین آن شدند. در جنایتی دیگر، ارتش ایالات متحده ناو دنا را در خارج از فضای درگیری غرق کرده و بر خلاف تعهد قانونی خود مبنی بر نجات خدمه کشتی در حال غرق، ملوانان ایرانی را رها کرده تا همگی به شهادت رسیدند.
جنایات آمریکا و رژیم صهیونیستی البته در این دو مورد خلاصه نشده و تمامی مردم در این مدتی که از جنگ گذشته، وسعت آن را به چشم دیدهاند. این یادداشت کوتاه سعی میکند تا مفهوم «جنایت جنگی» و عواقب آن ذیل حقوق بینالملل را توضیح دهد و همچنین نشان دهد که چرا بسیاری از حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی جنایت جنگیست.
در ابتدا باید دانست که تمام دولتهای جهان، در هنگام جنگ و یا مخاصمات مسلحانه، موظف به رعایت قواعد حقوق جنگ هستند که به آن حقوق بشردوستانه گفته میشود. تعهدات در کنوانسیونهای چهارگانه ژنو و همچنین دو پروتکل الحاقی بیان شده است. از آنجایی که تمام کشورها کنوانسیونهای ژنو را پذیرفتهاند، رعایت آن برای همه الزامآور است. این کنوانسیونها مسائل مختلفی را پوشش میدهند، من جمله اصول رفتار با غیرنظامیان، قواعد حاکم بر حملات نظامی، قواعد حاکم بر اشغال سرزمینی، قواعد حاکم بر نبرد دریایی و غیره.
هرگونه نقض جدی حقوق بشردوستانه را «جنایت جنگی» میگویند. منظور از جدی بودن نقض این است که موجب به خطرانداختن افراد و یا اشخاص تحت حفاظت بشود. در این معنا، جنایت جنگی معمولاً همراه با از صدمات جانی و یا مادی است. در مورد اینکه افراد تحت حفاظت چه کسانی هستند در ادامه صحبت خواهد شد. اساسنامه دیوان بینالمللی کیفری لاهه نیز در ماده هشت، جنایت جنگی را شامل نقض فاحش کنوانسیون ژنو میداند – که شامل مواردی میشود که در خود کنوانسیون ذکر شده من جمله کشتن عمدی غیرنظامیان، تخریب گسترده و تصاحب اموال، بدون آنکه با ضرورت نظامی توجیه شود و تحمیل عمدی رنج شدید غیرضروری. در ادامه، ماده هشت بیان میکند که جنایت جنگی همچنین شامل سایر نقضهای جدی قواعد حقوق جنگ میباشد. این نقضهای جدی مثالهای زیادی دارد و برای نمونه میتوان به چند مورد اشاره کرد: حمله عمدی علیه افراد غیرنظامی، حمله عمدی علیه اشیای غیرنظامی، یعنی اشیایی که اهداف نظامی محسوب نمیشوند (برای مثال پالایشگاه تهران و یا ورزشگاه آزادی و یا بیشمار مورد دیگر)، حمله عمدی علیه ساختمانهایی که به دین، آموزش، هنر، علم یا امور خیریه اختصاص دارد، همچنین بناهای تاریخی، بیمارستانها و مکانهایی که بیماران و مجروحان در آنها گردآوری میشوند.
آنچه تا به حال مطرح شد، مثالهایی از «جنایت جنگی» بود که میتوان دید رژیم صهیونیستی و آمریکا تقریباً تمامی آنها را مرتکب شدهاند. در ادامه چند قاعده کلی از حقوق بشردوستانه توضیح داده خواهد شد تا نشان داده شود که چگونه متجاوزان این قواعد را به کلی نادیده میگیرند. اصل اول، و شاید مهمترین اصل حقوق بشردوستانه، اصل تمایز میان نظامی و غیرنظامی است. این تفکیک هم در مورد اشیاء و هم در مورد افراد صادق است. حملات صرفاً و صرفاً باید محدود به اهداف نظامی باشد. در حقوق بشردوستانه بینالمللی، «هدف نظامی» شیئی است که بهسبب ماهیت، موقعیت، هدف یا کاربردش بهطور مؤثر در عملیات نظامی مشارکت دارد و انهدام/تصرف/بیاثر کردن آن در اوضاع موجود مزیت نظامی مشخص و مستقیم ایجاد میکند. فرد نظامی شامل هر شخصی است که جزء قوای مسلح باشد و یا به طور فعال در مخاصمه مشارکت کند. به غیر از آن تمام افراد، من جمله اشخاص با مقامات سیاسی و دولتی، غیرنظامی محسوب شده و هدف قرار دادن مستقیم آنها جنایت جنگی است. خارج از این چارچوب، حملات ممنوعاند و در صورت تعمد جنایت جنگی محسوب خواهد شد.
اصل مهم بعدی، اصل تناسب است. تدوینکنندگان حقوق جنگ به این مسئله واقف بودهاند که امکان به صفر رساندن تلفات غیرنظامیان در جنگها وجود ندارد و گاهی برای زدن برخی اهداف نظامی، برخی غیرنظامیان نیز ممکن است آسیب ببیند. با این وجود، این مسئله یک چک سفید امضا به طرفین درگیری نیست. بند پنج از ماده پنجاهویک پروتکل الحاقی اول کنوانسیون ژنو میگوید اگر خسارات جانبی یک حمله (شامل آسیب به غیرنظامیان و اشیاء غیرنظامی) بهگونهای باشد که این تلفات یا خسارات در قیاس با مزیت نظامیِ مشخص و مستقیمِ مورد انتظار، بیش از حد باشد، این حمله ممنوع است. برای مثال، حتی در فرض صحت ادعای یکی از طرفین درگیری، صرف حضور چند سرباز و یا برخی مهمات در یک مدرسه، مجوز قتل 160 دانشآموز نیست و این حمله جنایت جنگی محسوب میشود. خسارات جانبی باید با مزیت نظامی مورد انتظار متناسب باشد. صرف حضور یک سرباز (که هدف مشروع نظامی است)، تخریب یک ساختمان را مجاز نمیکند. در نهایت اصل ضرورت نیز یکی از مهمترین اصول حقوق بشردوستانه است.
به این معنا که اصلِ ضرورتِ نظامی در حقوق بشردوستانه یعنی استفاده از زور فقط تا حدی مجاز است که برای دستیابی به یک هدف نظامیِ مشروع لازم باشد. با نگاهی به این اصول، میتوان به سادگی دریافت که حملات رژیم صهیونیستی و آمریکا که مستقیماً متوجه افراد غیرنظامی و ساختمانهای غیرنظامی، اعم از مدرسه و بیمارستان و ورزشگاه و مسجد و خیابان و اماکن مسکونی بوده است، واضحاً منجر به جنایت جنگی است.
ارتکاب جنایت جنگی میتواند موجب مسئولیت کیفری فردی شود؛ از جمله برای کسی که دستور ارتکاب را صادر کرده و نیز برای مرتکب مستقیم، بسته به احراز عناصر جرم و قواعد مسئولیت. در مورد «نقضهای فاحش» کنوانسیونهای ژنو، ماده ۴۹ کنوانسیون اول ژنو دولتهای عضو را ملزم میکند افراد مظنون به ارتکاب یا دستور ارتکاب این نقضها را جستوجو کنند و بدون توجه به تابعیتشان نزد محاکم خود تعقیب کنند یا در شرایط مقرر به دولت عضو دیگری برای محاکمه بسپارند. بنابراین، اگر چنین افرادی وارد قلمرو برخی کشورها شوند، ممکن است در معرض بازداشت و تعقیب قرار گیرند به امید روزی که عدالت در مورد متجاوزین و جنایتکاران جنگی صهیونیستی و آمریکایی اجرا شود.
* دانشجوی دکتری حقوقبینالملل دانشگاه آکسفورد
1717






نظر شما