به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا، کتاب «یادداشتهای بغداد» نوشته نها الراضی ترجمه مریم مومنی در انتشارات چشمه به چاپ رسیده است. «یادداشتهای بغداد» یک روایت غالبا تکاندهنده و گاه سختگیرانه از زندگی در بغداد در طول جنگ اول علیه عراق و به مراتب تبعید در سالهای بعد است. این کتاب به قلم «نها الراضی» هنرمند متولد عراق و تحصیلکرده انگلیس، اثرات جنگ عراق بر مردم عادی را به ما نشان میدهد. او واقعیتهای روزمره زندگی در یک شهر تحت محاصره را بازگو میکند، جایی که غذا باید مصرف شود یا بیرون ریخته شود، زیرا راهی برای حفظ آن وجود ندارد، جایی که درنهایت مردم نمیتوانند بخوابند زیرا هر لحظه ممکن است بمبافکن خوشههای خشمگین مرگآسای خود را بر روی آنها رها کند، جایی که گله ولگرد سگها در خیابانها پرسه میزنند و موشها به خانهها حمله میکنند. از طریق همه اینها، الراضی به فعالیت خود میپردازد و ادامه میدهد و با همسایگان و خانواده برای شام و موارد دیگر، خوشحال و ناراحت جمع میشود.
نها الراضی (۲۰۰۴- ۱۹۴۱) هنرمندی عراقی بود که در یادداشتهای روزانهاش چهره متفاوتی از عراقی که تاکنون شنیدهایم ترسیم کرده و نشان میدهد عراق که با قدمت چند هزار سالهاش گهواره تمدن بشری بوده چطور در چند دهه چنان ویران میشود که بازسازی آن در افق روزگار امروز به امری محال میماند. او زن هنرمند و مستقلی بود که با روحیه جستجوگر و قریحهای طناز جزئیات را با نگاه تیزبین یک نقاش میدید و ثبت میکرد. توجه و محبتش به مردم و اطرافیانش را میتوان از خلال کلمات دید، بیآنکه آن را به رخمان بکشد. در مقابل، انتقادهای تندو تیزش از غرب بهویژه آمریکا، که پیکان حمله را به سوی عراق گرفتهاند و زندگی را بر او و هموطنانش تنگ کردهاند، در کلمه به کلمه یادداشتهای او مشهود است. یادداشتهای روزانه او از روایتهای بزرگ و ایدئولوژی فاصله میگیرد تا تنهایی آدمی در شبهای بمباران و شرایط آخرالزمانی زندگی در دوره جنگ و تحریم را ثبت کند. در عین حال، ردپای زندگی و زیبایی را هم نشانمان دهد.
تاریخ این یادداشتها ژانویه (۱۹۹۱م) همزمان با زمزمههای شروع جنگ اول خلیجفارس است و پایان آن مارس ۲۰۰۳. در این مدت، عراقی که هنوز از جنگ هشتساله با ایران نفس تازه نکرده، چند جنگ ویرانگر دیگر را پشت سر میگذارد. این بار با قوای بینالمللی با سرکردگی آمریکا و پشت سر آن تحریمهای کمرشکنی که اندک رمقهای باقیمانده را هم از تهمانده منابع و ذخایر آن سرزمین بیرون میکشد و مردم را در بیپناهترین وضع ممکن اقتصادی و اجتماعی رها میکند. سال ۲۰۰۳ پس از حمله یازده سپتامبر و برای انتقامجویی دوباره از صدام و این بار به قصد ویرانی کامل او، یک بار دیگر آمریکای وحشتزده دنیا را علیه عراق بسیج میکند و جنگی دیگر را بر سر مردمان آن آوار میکند...
توصیف زندگی آدمهایی که در دوره جنگ در گوشه و کنار خانه باغ نها الراضی در کنار هم زندگی میکنند و وصف کمبودها و تلاشهایشان برای تامین نیازهای اولیه خواندنی است. البته روایت نها از باغ خودش فراتر میرود و لابهلای ماجراهای شخصیاش از زندگی روزمره مردم بغداد را هم شرح میدهد؛ کمآبی، غذایی که در نبود برق و از کار افتادن یخچالها باید پیش از پیش از فاسد شدن خورده شود، زندگی دهقانی، سروصدا و کمخوابی و آرامشی که از زندگیها رخت بربسته و مردمی که از ترس کمبودها و هراسیهای همگانی به هم پناه میآورند و یا از یکدیگر میدزدند.
سوال معقول و مشروع نها این است که «چرا دنیا از ما متنفر است؟» چه میشود که تمام قدرتها علیه صدام صف میکشند تا به هر قیمتی که شده، حتی به قیمت ویران شده تمدن چندین هزار ساله و گذشته و حال مردمانش، او را از صفحه حذف کنند؟ نها، در عین انتقاد به سیاستهای صدام چشم جهان را به استانداردهای دوگانه جهانی در برخورد با ظلم باز میکند، دنیایی که مثلا چشمانش را به روی شرارتهای اسرائیل بر فلسطینیها و لبنانیها بسته و آزادش گذاشته تا بر هر که میخواهد بتازد.
۲۵۹




نظر شما