مذاكرات اسلام آباد

۵ نفر
۲۶ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۶:۱۷
پیشنهادی برای مدیریت و پایان جنگ

این یک حقیقت و واقعیت است و در دکترین آمریکا و قبل از اعلام موجودیت اسراییل یعنی از سال ١٩٤٧ امنیت اسرائیل توسط حاکمیت آمریکا تضمین شده است و دیدیم و میبینیم که اینگونه است و دولت ها و مجالس آمریکا همیشه و در هر شرایطی خود را ملزم به این موضوع راهبردی میدانند.

 در ابتدای این یادداشت انتخاب دانشمند فرزانه و متعهد و مقید به اسلام و قرآن و سنت پیامبر (ص) و ولایت و امامت و تبعیت از سیره اهل بیت علیهم السلام و متعهد و مقید به اصول انقلاب و قانون اساسی حضرت آیت االله سید مجتبی حسینی خامنه ای (حفظه االله) به عنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی ایران و انقلاب اسلامی را به خود و اعضای خانواده ام که ملت بزرگ ایران هستند تبریک میگویم. همانطور که من در اسارت و در عمق سلول های زندان امنیتی الرشید عراق با رهبر شهیدمان امام خامنه ای عزیز (رضوان االله تعالی علیه) بیعت کردم و بحمدالله با افتخار بر بیعتم ماندم با افتخار با حضرت ایشان نیز بیعت کردم و از مواضع حکیمانه و شجاعانه ایشان حمایت و دفاع و برای سلامت و موفقیت و طول عمر و توفیق خدمت و خدمتگزاری ایشان به ملت بزرگ ایران دعا میکنم. حضرت آیت االله سید مجتبی حسینی خامنه ای در دوران سختی رهبری ایران و انفلاب را پذیرفتند و وظیفه من و تک تک مردم است که با ایجاد همدلی و وحدت و انسجام ملی و تبعیت از فرامین ایشان از حضرت ایشان حمایت کنند. باور دارم که رمز پیروزی ما برای شکست دشمنان و رسیدن به اهداف سند چشم انداز و از جمله توسعه یافتگی و پیشرفت و قدرت اول منطقه و چند قدرت جهان تبعیت از ولایت فقیه و رهبری ایشان است.

موضوع یادداشت امروز تحلیل و پیشنهادی برای مدیریت جنگ و پایان جنگ است در یکی از گروههای پیام رسان داخلی که عضو هستم شخص محترمی متنی نوشته به این شرح : « ما باید حداقل ٦٠ تا٧٠ درصد تمرکز جنگ رو، روی نقطه ضعف آمریکایی ها بذاریم، و بقیه رو روی پایگاههای مالی و نظامی آمریکا در منطقه ی خلیج فارس . اما نطقه ضعف آمریکایی ها چیست؟ نقطه ضعف آمریکا، بزرگترین پادگان نظامی اونها در منطقه یعنی رژیم وحشی صهیونی است در پاسخ به ایشان این یادداشت را نوشتم دوست محترم سلام من پیام شما را خواندم و در پاسخ نظر خودم را مینویسم در گفتمان حاکمیتی و سیاسی آمریکا اسراییل Israeli of State یکی از ایالت های آمریکاست و بخشی از خاک آمریکا حساب میشود. این یک حقیقت و واقعیت است و در دکترین آمریکا و قبل از اعلام موجوذیت اسراییل یعنی از سال ١٩٤٧ امنیت اسرائیل توسط حاکمیت آمریکا تضمین شده است و دیدیم و میبینیم که اینگونه است و دولت ها و مجالس آمریکا همیشه و در هر شرایطی خود را ملزم به این موضوع راهبردی میدانند.

وضعیت اسراییل در کشورهای توسعه یافته (گروه ٧ (و تعدادی از کشورهای در حال توسعه (گروه ٢٠ (و تعداد دیگری از کشورهای در حال توسعه تقریبا همینطور است و رفتار آنها نسبت به امنیت اسراییل به همین شکل است و امنیت اسرائیل به اشکال مختلف در این کشورها تضمین شده است و اگر ببینند اسراییل دارد شکست میخورد و نابود میشود حتما آنها مداخله خواهد کرد. اما چگونه میشود اسراییل را شکست داد و بر او چیره و مسلط شد؟ آیا فتح اسراییل فیزیکی و به واسطه قدرت سخت و نیروی نظامی است با اینکه فتح اسراییل با تمرکز بر قدرت نرم و اقتصاد است یا مدل و شکل پیروزی بر اسراییل به شکل دیگری است پاسخ به این سئوال مهم است که چگونه میتوانیم اسراییل را شکست داد و فاتح جنگ بود به نقشه این کشور تحمیلی نگاه میکنم اسراییل در فاصله حدود ١٠٠٠ کیلومتری از مرزهای غربی ایران است و حداقل دو کشور با ما فاصه دارد. مساحت اسراییل حدود ٢٢٥٠٠ کیلومتر مربع است و جغرافیای فعلی اسراییل بین چهار کشور لبنان و سوریه و اردن و مصر قرار گرفته جمعیت اسراییل هم حدود ١١ میلیون نفر است که حدودا ٩ میلیون نفر آن یهودی هستند که ریشه های این ٩ میلیون یهودی در کشورهای دیگر است و اصطلاحاً اصالت یکصد سال گذشته آنها غیر بومی و ملت بی ریشه چند ملیتی در این منطقه هستند.

پس اگر بخواهیم به اسرائیل نگاه کنیم، می بینیم که اسرائیل یک کشور بزرگ با ملت با اصالت و بزرگی نیست که بخواهیم برای آن ارزش و قدرتی درنظر بگیریم. اسراییل یک کشور کوچک چند ملیتی مهاجر نشین با شکنندگی اجتماعی است و نمیتواند قدرتی به حساب بیاید. اما واقعیت چیز دیگری است. وسعت کاری و روابطی و نفوذ اسراییل به اندازه جهان منهای چند کشور جهان است حالا چگونه میشود این کشور کوچک کم ارزش مشتت و متفرق اما پرنفوذ را فتح کرد و این رژیم تحمیلی را در جهان یا خنثی و یا حذف کرد اخیرا یک کلیپی دیدم که ژنرال اوپندرا دیودی فرمانده نیروی زمینی ارتش هند در مصاحبه ای میگفت: براساس توافق راهبردی امنیتی بین هند و اسرابیل، دولت هند اطلاعات ناو دنا متعلق به نیروی دریایی ایران را به اسراییل داده و اسرائیل هم این اطلاعات را به آمریکا داد و نیروی دریایی آمریکا ناو دنا را در اقیانوس هند زد. مطمئنا و قانونا ناو دنا در زمان جنگی با چراغ خاموش و بدون سیگنال حرکت میکرده اما اطلاعات سفر و مسیر و شاید دستگاه های ردیابی که احتمالا توسط عوامل نفوذی وابسته به اسراییل در کشتی قرار گرفته بوده، به راحتی مسیر و مکان ناو را ردیابی کرده و توانسته اند ناو را در اقیانوس هند دیده و بزنند.

نگاهی به هند بیندازیم و می بینیم که هند کشور بزرگی است. حداقل چند صد برابر اسراییل وسعت دارد و صد و چهل برابر اسرائیل جمعیت دارد و جمعیت یهودی هند به چند میلیون نفر هم نمیرسد و به نسبت سایر ادیان تقریبا صفر حساب میشوند. اقتصاد هند هم چند ده برابر اسرائیل است و اسراییل چیز خاصی ندارد که هند وابسته به صنعت و یا تجارت آن باشد از طرف دیگر در اقتصاد و تجارت هند، ایران یکی از مسیرهای اصلی عبور کالاهای هند برای رسیدن به بازارهای روسیه و اوراسیا است و می بینیم که هند به مسیر و عبور از ایران نیاز دارد. اما با همه این تفاصیل میبینیم که هند با اسراییل رابطه راهبردی و استراتژی دارد و این رابطه عاملی شده که رابطه ایران را تحت تاثیر قرار بدهد و این فاجعه و جنایت را بر ایران تحمیل کند. این یک نمونه کوچک از صدها نمونه توافقاتی است که در جهان برای اسراییل و امنیت اسراییل به واسطه فشار لابی های قدرتمند صهیونیستی در اروپا و آمریکا و اعراب و هند و دیگران وجود دارد و به کشورها تحمیل میشود. لابی های صهیونیستی به نفع راهبردهای اسراییل در اکثر کشورها وجود دارند و مطمئنا از رهبران و ساختارهای حاکمیتی و اقتصادی و اجتماعی این کشورها اطلاعات حساسی دارد که آنها را اسیر خودش گرفته.

یک نکته بسیار مهم این است که همپیمانان اسراییل لزوما رهبران کشورهای جهان از شرق تا غرب جهان یعنی از استرالیا و ژاپن و چین تا آمریکا نیستند بلکه شبکه و ساختار قدرت نفوذ مثل لابی آیپک و شبیه به اینها در این کشورها هستند که در هدفگذاری ها و مشورت ها و طراحی ها و تصمیم سازی و تصمیم گیری و اجرا و نظارت ها حضور موثر و فعالی دارند و در کشورهای اسلامی از عربستان تا تعدادی از کشور های مسلمان نیز اینگونه هستند. این وجود و عقبه دشمن ما است این دشمن دو مرتبه به ما تجاوز و دو جنگ به ما تحمیل کرده و رهبر و فرماندهان و دانشمندان و مردم را شهید و زخمی کرده و خسارات زیادی به کشور و مردم وارد کرده و ما هم طبق وظیفه دفاع کردیم. اما حالا که برای دفاع نهایی درگیر شدیم باید برای پایان سلسله تجاوزات دشمن راهکارهایی را پیدا کنیم که جنگ با پیروزی ما به پایان برسد و متجاوز تنبیه شود و منطقه در آرامش باشد در یک نگاه ایده آل دوستان توصیه میکنند که هدف اصلی ایران باید این باشد که برویم سراغ شاخ دشمن و شاخ دشمن را بشکنیم تا از این جنگ پیروزمندانه خارج شویم. میپرسیم شاخ دشمن کجاست؟ اگر منظور جنگ زمینی است که باید با نیروی زمینی و تمام ادوات و تجهیزات از دو کشور عراق و سوریه عبور کرد و به مرزهای اسراییل رسید که این کار فعلا امری نشدنی است اما اگر به برنامه مراجعه کنیم موضوع متفاوت میشود.

برنامه میگوید برای مقابله با این شبکه جهانی نفوذ و این دشمن چند وجهی باید از نقاط ضعف دشمن شروع کرد. اسراییل مستقیما زورش به ما نمیرسد و لذا برنامه ریخته و سالهاست برای ما طراحی میکند که ایران را باید با ضربات متعدد کوچک زخمی کرد و از پا درآورد. راهبرد آنها این است که ایران را درگیر کارهای کوچک کنند و نگذارند حکمرانان ایران به اهداف بلند فکر کند و وارد مراحل توسعه یافتگی و پیشرفت و قدرتمند شدن و اثر گذاری و الگو شدن برای سایر جوامع مسلمان و غیر مسلمان شود. نظریه آنها ایجاد فرسودگی و از پا انداختن ساختار حکمرانی و اجتماع ایران با هزار زخم است من میگویم، چه اشکالی دارد که ما هم آینه رفتاری آن ها باشیم و همین سیاست را مثل خودشان دنبال کنیم. زدن ضربات کوچک موثر و مداوم با استفاده از تمام ظرفیت های خودمان ضرباتی مثل ایجاد جنگ های روانی و تفرقه در موضوعات اجتماعی و تقابل های فرهنگی و دینی و طبقاتی و اختلال ها و ایجاد فشارهای اقتصادی و چیزهای شبیه به اینها در جامعه شکننده مشتت چند ملیتی به آنها وارد کنیم ضمن اینکه ماسالهاست درگیر این موضوعات هستیم و با این مشکلات و انواع ضربات مواجه بودیم و الان تجربیات ارزشمندی داریم که آنها ندارند. امسال اسراییل و آمریکا پا را از فراتر گذاشتند و حماقت کردند و با ما وارد جنگ رسمی شدند و ما را درگیر دو جنگ ایذایی هوایی و موشکی و پهپادی کردند هدف آنها نابودی ایران است. شروعش با جنگ های ایذایی بود و در ادامه برنامه برای جنگ های داخلی و تجزیه ایران. است من اصلا فکر نمیکردم که آمریکا چنین حماقتی کند و با ایران وارد جنگ دوم شود و خود را در یک باتلاق بی انتها بیندازد. آنها در محاسباتشان فکر میکردند که در جنگ با ایران پیروزند. اما تمام محاسبات آنها غلط بود و امروز مثل خر در گل گیر کردند و راه پس و پیش ندارند. در جنگ قبلی محیط جنگ محدود به شهرها بود. اما امروز گستره جنگ به نقاط مرزی و پایگاه های آمریکا در منطقه کشیده شد. بخشی از محیط جنگ هم به تنگه هرمز کشانده شده و فعلا ما در منطقه جنوب کشور درگیر هستیم علیالظاهر نقطه ضعف دشمن همین تنگه هرمز است این تنگه هرمز که گلوگاه ارزشمندی است امروز در دست و اراده ما است و اصطلاحا ایران «خف» دشمن را گرفته. تنگه هرمز محل عبور و تامین درصد قابل توجه و بخشی هایی از نیاز های انرژی و پیش نیازهای امنیت غذایی جهان است که رابطه مستقیمی با جیب و شکم و رفاه مردم جهان دارد. بله این جنگ تحمیلی مصداق آیه « وعسی أَنْ تَکْرَهوا شَیئًا وهو خَیرٌ لَکُم « شد و خداوند در این جنگ تحمیلی یک فرصت طلایی بی نظیر به ما هدیه کرد و باید از این فرصت خدا داد و طلایی بهترین استفاده را کرد و آن مدیرت تنگه هرمز است و می باید برای تنگه هرمز برنامه داشت.

ظاهراً تا حالا خوب کار کردند و وضعیت خوب بوده اما باید مواظب بود که کار تنگه هرمز در مدتی مشخص به نتیجه برسد و غره شدن در این پیروزی عامل و دامی برای کشور ما نباشد. این جنگ و تنگه هرمز مثل چاقو با دو لبه ی نیز است باید مواظب بود که دنیا احساس خطر نکند و افکار عمومی به اجماع جهانی و محاصره کامل زمینی و هوایی و دریایی کشور و تحریم جهانی و در نهایت همان فرسایشی که غرب دنبالش است نرسند. ما باید برای تنگه هرمز ابتکار عمل و برنامه در فضاهای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی داشته باشیم و برای هر بخش پیوست های مستقل و هماهنگ و منظم و منصبط با سایر بخش ها داشته باشیم. فعلا و ظاهراً عبور از تنگه هرمز به دو بخش خودی و ناخودی تبدیل شده و این کار خوبی است که دنیا در خوف و رجا باشد اما در ادامه این سیاست باید ابتکار در عمل داشت و افکار عمومی جهان را باید به دو بخش خودی و ناخودی تبدیل کرد . باید مثل اسراییل که برای کشورها منافع تعریف کرد. ( منافع اسراییل منافع شیطانی و استثماری ملت ها است). ما هم باید مطابق راهبردهای اسلامی و اصول اخلاقی و انقلابی خودمان برای اهداف مان منافع تعریف کنیم و برای جبهه مقابل رقابت در تامین منافع تولید کنیم در دنیای تامین منافع، منافع برای رهبران هر کشوری حرف اول را میزند و اصطلاحا اگر احساس کنند حلوای نذری میدهند آنوقت برای یک سنت (یک صدم دلار) منافع بیشتر معلق هم میزنند.

لذا در سیاست و اقتصاد و روابط اجتماعی استفاده به موقع از ابزارهای قدرت حرف اول را میزند و کسی برنده است که بتواند در بینهایت بین صفر و یک جای خوبی برای خودش پیدا و آنرا محکم کند و به اهدافش برسد به نظرم، ما باید برای پیشروی به سمت اهداف بزرگ از همین خاک ریز های کوچک شروع کنیم و برای کسب موفقیت نباید فقط روی نیروهای نظامی کار کنیم و فشار و انتظارات فقط روی نیروهای نظامی باشد جنگ ابعاد مختلف دارد که یکی از ارکان اصلی آن قدرت سخت نظامی که الحمدالله دست برتر را داریم. اما نمی توانیم از قدرت نرم و تیم های حرفه ای آدم شناس و جامعه شناس و فرهنگ شناس و دین شناس و تاریخ دان و جغرافیا شناس و سیاست دان و حقوقدان و اقتصاد دان و ...... برای چیره شدن بر جبهه مقابل غافل شد و از آنها استفاده نکرد. همانطور که عرض شد برای موفقیت در رسیدن به هدف باید برنامه مطمئن و زمانبدی شده و چند منظوره و چند هدفه و چند لایه داشته باشیم و همه چیز را باید در این برنامه ها دید. تاکید میکنم که برای حفظ تنگه هرمز باید هدفگذاری و راهبرد و برنامه و جایگزین های هوشمند و متنوع و شدنی داشته باشیم و این برنامه ها هوشمند می باید برای مخاطب جذاب و دارای منافع سیاسی و اقتصادی نیز باشد.

نگاه من پیروزی با وحدت و تکثر است و برای بهره برداری و بهره وری از این موفقیت برنامه پیشنهادی دارم و به نظرم ایران چند ماموریت و هدف مهم در این جنگ دارد که در دو بخش آنرا نوشتم: بخش اول مربوط به کشورهای منطقه است: ١ -مدیریت و اداره خلیج فارس و تنگه هرمز قانونمند و توسط ایران و کشورهای منطقه خواهد بود ٢ -در این مدیریت گرفتن عوارض ورود و خروج از تمامی شناورهای غیر نظامی و تقسیم این عوارض در بین کشورهای منطقه با هدف آبادانی و توسعه یافتگی و پیشرفت منطقه باشد و این یک اصل است ٣ -عدم اجازه ورود شناورهای نظامی و ادوات و تجهیزات نظامی غیر بومی به خلیج فارس یک اصل است ( قبل از ورودی به تنگه هرمز تابلو میزنیم و می نویسم تنگه هرمز و خلیج فارس و دریای خزر مناطق خصوصی است و متعلق به مردم منطقه است و ورود غریبه ممنوع است ). ٤ -ایجاد اتحاد راهبردی و تضمین امنیت و حمایت از کشورهای منطقه یک اصل است ٥ -ایجاد بازار مشترک و اتحادیه کشورهای منطقه و غرب آسیا با محوریت ایران یک اصل است ٦ -ایجاد پول واحد در منطقه و غرب آسیا و اولویت تجارت در منطقه و غرب آسیا با همین پول یک اصل است. ٧ -برداشته شدن ویزا در بین کشورهای منطقه و غرب آسیا و ایجاد روابط حسنه بین ملل منطقه یک اصل است. ٨ -ایجاد دانشگاه ها و مراکز فرهنگی و علمی و پزشکی و دانش بنیان و صنعتی در کشورهای منطقه یک اصل است. ٩ -انرژی صلح آمیز هسته ای برای کشورهای منطقه و غرب آسیا است و تمام کشورهای منطقه حق استفاده از این انرژی پاک را در تمامی علوم و صنایع و خدمات صلح آمیز و خدمات بشر دوستانه دارند و این یک اصل است. ١٠ -ایران و کشورهای منطقه هزاران سال است که در کنار هم در امنیت و آرامش زندگی و داد و ستد میکنند و تشکیل خانواده های سببی و نسبی داده اند و می باید در زیر چتر اسلام و کتاب خدا و سنت پیامبر (ص) هزاران سال دیگر در آرامش و امنیت زندگی کنند و برادرانه مدافع حال و روز و منافع همدیگر باشند . زندگی مسالمت آمیز در منطقه توسط کشورهای منطقه تضمین میگردد و یک اصل است. ١١ -سایر موارد مرتبط متناسب با نیاز همه کشورهای منطقه بخش دوم مربوط به کشورهای متجاوز است در ابتدای متن آتش بس اینگونه نوشته میشود که ایران کشوری صلح دوست و ظلم ستیز است ایران هیچ وقت بدنبال جنگ و تجاوز نبوده و در این جنگ و در جنگ قبلی به او تجاوز شده و ایران در هر دو جنگ فقط از خودش دفاع کرده شروط آتش بس ١ -معرفی و محکومیت متجاوز یا متجاوزان ٢ -پرداخت غرامت توسط متجاوزان به ایران و پرداخت غرامت توسط متجاوزان به دولت ها و مردم بومی منطقه که به زور به جنگ کشیده شدند و به واسطه جنگ زیان دیده اند. (فعلا و علی الحساب مبلغ ١٠٠ میلیارد دلار در زمان آتش بس پرداخت میکنند) ٣ -تعهد و الزام به صلح و حل اختلاف و عدم استفاده از زور و هر نوع تحریم به ایران و کشورهای منطقه و تصویب و قانونی شدن این تعهد در مجامع جهانی و مجالس کشورها با شرط اینکه این قانون غیر قابل بازنگری است (البته این بند مشمول اسراییل نمیشود و مسئولیت اسراییل با آمریکا است) ٤ -تعهد و الزام به پایان حضور نظامی کشورهای غیر بومی در منطقه ٥ -سایر موارد این یادداشت تحلیل و پیشنهادی است از طرف یک شهروند ایثارگر ایرانی که ان شاءاالله مورد توجه باشد در اینجا دعا میکنیم که ان شاءاالله نتیجه کار برای ما پیروزی و ایجاد اتحاد و تامین منافع ایران و همه کشورها در منطقه خلیج فارس و در ادامه کشورهای غرب آسیا باشد و در این پیروزی مصداق سوره مبارک نصر به پیروزی میرسیم و به وحدت و کثرت در بین کشورهای منطقه میرسیم. مشخصا هدف ایران استعمار و استضعاف و استثمار دولت ها و مردم منطقه و غرب آسیا هیچ وقت نبوده و نیست و اصولا گفتمان انقلاب استقلال و آزادی و مردم سالاری دینی و برابری و برادری در بین مردم و حاکمیت است . ِبسمِ اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحِیمِ . إِذَا جاء نَصرُ اللَّهِ والْفَتْح﴿ ١ ﴾ورأَیت النَّاس یدخُلُونَ فِی دِینِ اللَّهِ أَفْواجا ﴿٢ ﴾فَسبِّـح بِحمدِ ربِّک واستَغْفِرْه إِنَّهَ کانَ تَوّابا ﴿٣﴾ 

کد مطلب 2194210

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 0 =